←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
یا گندم [[ری]]. [[عمر سعد]] ( | یا گندم [[ری]]. [[عمر سعد]] (فرمانده سپاه [[کوفه]] در [[کربلا]]) در پاسخ به پیشنهاد [[سید الشهدا]]{{ع}} که او را از آلودن دست به [[خون]] خویش بر حذر میداشت و عمر سعد بهانههای مختلفی میآورد، از جمله گفت: به من وعدۀ [[حکومت ری]] داده شده است. حضرت او را [[نفرین]] کرد و فرمود: امیدوارم پس از [[مرگ]] من، از گندم [[عراق]]<ref>در معالی السبطین «گندم ری» آمده است.</ref> نخوری مگر اندکی. عمر سعد از روی [[استهزا]] گفت: "جو" آن هم مرا بس است (فی الشّعیر کفایه) طبق نفرین امام، عمر سعد به حکومت ری هم نرسید و به دست مختار کشته شد<ref>مقتل الحسین، مقرّم، ص۲۴۸؛ مناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۵۵.</ref>. در نقل دیگری آمده است که سالها پیش از [[عاشورا]]، عمر سعد به آن حضرت گفته بود: برخی از [[سفیهان]] میپندارند که من تو را خواهم کشت. حضرت فرمود آنان [[سفیه]] نیستند، بلکه بردباران و حلیمانند؛ ولی آنچه مایۀ چشم روشنی است آن است که پس از من از گندم عراق، جز اندکی نخواهی خورد،<ref>اثبات الهداه، ج۵، ص۱۹۹ و ۲۱۰.</ref> که این، [[پیشگویی]] آن حضرت از وقایع کربلاست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۴۱۶.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||