ابوطالب: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = ابوطالب | مداخل مرتبط = [[ابوطالب در قرآن]] - [[ابوطالب در نهج البلاغه]] - [[ابوطالب در کلام اسلامی]] - [[ابوطالب در معارف و سیره نبوی]] - [[ابوطالب در معارف و سیره علوی]] - [[ابوطالب در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فرزندان عبدالمطلب | عنوان مدخل  = ابوطالب | مداخل مرتبط = [[ابوطالب در قرآن]] - [[ابوطالب در نهج البلاغه]] - [[ابوطالب در کلام اسلامی]] - [[ابوطالب در معارف و سیره نبوی]] - [[ابوطالب در معارف و سیره علوی]] - [[ابوطالب در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{جعبه اطلاعات اصحاب
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| نام = عبدمناف بن عبدالمطلب
| نام = عبدمناف بن عبدالمطلب
خط ۵۳: خط ۵۳:
== نام و نسب ==
== نام و نسب ==
{{اصلی|نسب حضرت ابوطالب}}
{{اصلی|نسب حضرت ابوطالب}}
ابوطالب، [[عبدمناف عمران بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف قرشی]]، عموی [[حضرت محمد]] {{صل}} و پدر ارجمند [[امام علی]] {{ع}} و از بزرگان [[مکه]] بود که در سال ۵۳۵ م، یعنی ۳۵ سال پیش از تولد [[پیامبر]] {{صل}} و ۷۵ سال قبل از [[بعثت]] در [[مکه]] به [[دنیا]] آمد<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۱۲۱.</ref>. [[همسر]] ابوطالب، [[فاطمه بنت اسد]] بن هاشم بن عبد مناف است که با ابوطالب در جد خود «هاشم» مشترک‌اند. وی را از آن جهت که نخستین فرزندش، طالب نام داشت، ابوطالب نامیدند و به همین کنیه نیز مشهور است. پدرش [[عبدالمطلب]] نیز از بزرگان بانفوذ [[مکه]] به شمار می‎رفت و مادرش [[فاطمه]]، دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۷۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۵.</ref>.
ابوطالب، [[عبدمناف عمران بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف قرشی]]، عموی [[حضرت محمد]] {{صل}} و پدر ارجمند [[امام علی]] {{ع}} و از بزرگان [[مکه]] بود که در سال ۵۳۵ م، یعنی ۳۵ سال پیش از تولد [[پیامبر]] {{صل}} و ۷۵ سال قبل از [[بعثت]] در [[مکه]] به [[دنیا]] آمد<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۱۲۱.</ref>. [[همسر]] ابوطالب، [[فاطمه بنت اسد]] بن هاشم بن عبد مناف است که با ابوطالب در جد خود «هاشم» مشترک‌اند. وی را از آن جهت که نخستین فرزندش، طالب نام داشت، ابوطالب نامیدند و به همین کنیه نیز مشهور است. پدرش [[عبدالمطلب]] نیز از بزرگان بانفوذ [[مکه]] به شمار می‎رفت و مادرش [[فاطمه بنت عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم]] بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۷۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۵.</ref>.


خانوادۀ ابوطالب، نخستین خانواده‌ای است که در آن هر دو زوج، هاشمی هستند. از فرزندان مشهور ابوطالب می‌‎توان به طالب، [[عقیل]]، [[جعفر بن ابی طالب|جعفر]] و [[حضرت علی]] {{ع}} و از [[دختران]] او به ام‎هانی اشاره کرد<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۴؛ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۵۰؛ ابن صوفی، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۸۷ـ۱۹۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲؛ [[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref>
خانوادۀ ابوطالب، نخستین خانواده‌ای است که در آن هر دو زوج، هاشمی هستند. از فرزندان مشهور ابوطالب می‌‎توان به طالب، [[عقیل]]، [[جعفر بن ابی طالب|جعفر]] و [[حضرت علی]] {{ع}} و از [[دختران]] او به ام‎هانی اشاره کرد<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۴؛ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۵۰؛ ابن صوفی، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۸۷ـ۱۹۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲؛ [[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref>
خط ۶۶: خط ۶۶:


=== خدمات به اسلام و پیامبر خاتم {{صل}} ===
=== خدمات به اسلام و پیامبر خاتم {{صل}} ===
ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزاده‌اش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب [[رشد]] کرد و پرورش یافت. وقتی [[رسول خدا]] {{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، حمایت ابوطالب یکی از قوی‎ترین پشتوانه‎های وی بود و همۀ توان او در راه [[محمد]] {{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمی‎دید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمی‌‎توانست به‎عنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از [[نفوذ]] خود در حمایت از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد. در این زمینه گفته شده: مغرضان چون نتوانستند دربارۀ [[علی]] {{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به پدر او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]] {{ع}} را مورد نقد قرار دهند در حالی که [[روحیات]] و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او می‌گویند بهتر می‎توان [[شناخت]]»<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰.</ref>. اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست بیانگر چهرۀ [[نورانی]] سیّد [[ابطح]] و بزرگ [[قریش]] است، همچنین تألیفاتی که دربارۀ [[اثبات]] [[ایمان]] او نگاشته شده همگی دال بر آن است که «[[ایمان ابوطالب]]» از مسلّمات [[اعتقادی]] [[شیعه]] و [[اهل بیت]] {{ع}} است<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴.</ref>. جایگاه بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و حمایت بی‌دریغ او از [[پیامبر خدا]] {{صل}}، مانع اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸؛ دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵ـ ۸۶.</ref>.  
ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزاده‌اش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب [[رشد]] کرد و پرورش یافت. وقتی [[رسول خدا]] {{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، حمایت ابوطالب یکی از قوی‎ترین پشتوانه‎های وی بود و همۀ توان او در راه [[محمد]] {{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمی‎دید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمی‌‎توانست به‎عنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از نفوذ خود در حمایت از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد. در این زمینه گفته شده: مغرضان چون نتوانستند دربارۀ [[علی]] {{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به پدر او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]] {{ع}} را مورد نقد قرار دهند در حالی که روحیات و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او می‌گویند بهتر می‎توان [[شناخت]]»<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰.</ref>. اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست بیانگر چهرۀ [[نورانی]] سیّد ابطح و بزرگ [[قریش]] است، همچنین تألیفاتی که دربارۀ [[اثبات]] [[ایمان]] او نگاشته شده همگی دال بر آن است که «[[ایمان ابوطالب]]» از مسلّمات [[اعتقادی]] [[شیعه]] و [[اهل بیت]] {{ع}} است<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴.</ref>. جایگاه بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و حمایت بی‌دریغ او از [[پیامبر خدا]] {{صل}}، مانع اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸؛ دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵ـ ۸۶.</ref>.  


برخی از مواردی که نشان دهندۀ [[محبت]] و [[ایمان ابوطالب]] به [[پیامبر]] {{صل}} است عبارت‌اند از:  
برخی از مواردی که نشان دهندۀ [[محبت]] و [[ایمان ابوطالب]] به [[پیامبر]] {{صل}} است عبارت‌اند از:  
# '''همراه خود بردن [[پیامبر]] {{صل}} در سفرهای تجاری:''' ابوطالب با همۀ وجود به [[پیامبر]] {{صل}} [[محبت]] می‎ورزید و او را از خود جدا نمی‎کرد و در سفرهای تجاری او را همراه خود می‎برد و از وی مواظبت کامل می‌‎کرد؛ زیرا هم [[مقام]] والای برادرزاده را می‎دانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن حضرت باخبر بود. در یکی از این سفرهای تجاری به [[شام]]، [[بحیرای راهب]] سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد<ref>ر.ک: [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۸۵.</ref>.  
# '''همراه خود بردن [[پیامبر]] {{صل}} در سفرهای تجاری:''' ابوطالب با همۀ وجود به [[پیامبر]] {{صل}} [[محبت]] می‎ورزید و او را از خود جدا نمی‎کرد و در سفرهای تجاری او را همراه خود می‎برد و از وی مواظبت کامل می‌‎کرد؛ زیرا هم مقام والای برادرزاده را می‎دانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن حضرت باخبر بود. در یکی از این سفرهای تجاری به [[شام]]، [[بحیرای راهب]] سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد<ref>ر.ک: [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۸۵.</ref>.  
# '''همراه [[پیامبر]] {{صل}} در محاصرۀ [[شعب ابوطالب]]:''' جایگاه بلند [[اجتماعی]] ابو‎طالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و حمایت بی‎دریغ او از [[پیامبر خدا]] {{صل}}، مانع اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود و در محاصرۀ [[شعب]] ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواری‌‎های محاصرۀ [[اقتصادی]] را در کهن‎سالی به [[جان]] خرید و از حمایت [[پیامبر خدا]] دست برنداشت. ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار [[غربت]] [[دین]] دارد. آن‌ بزرگوار پس از خروج از [[شِعب]] ابو‎طالب، [[زندگی]] را به [[درود]] گفت. با [[مرگ]] او و [[خدیجه]] {{س}}، [[پیامبر خدا]] {{صل}}، دو تن از حامیان [[استوار]]، [[صدیق]] و فداکارش را از دست داد و پس از آن، [[شکنجه]] و [[آزار مؤمنان]] به دست [[قریش]]، فزونی یافت<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>.  
# '''همراه [[پیامبر]] {{صل}} در محاصرۀ [[شعب ابوطالب]]:''' جایگاه بلند [[اجتماعی]] ابو‎طالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و حمایت بی‎دریغ او از [[پیامبر خدا]] {{صل}}، مانع اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود و در محاصرۀ [[شعب]] ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواری‌‎های محاصرۀ [[اقتصادی]] را در کهن‎سالی به [[جان]] خرید و از حمایت [[پیامبر خدا]] دست برنداشت. ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار غربت [[دین]] دارد. آن‌ بزرگوار پس از خروج از شِعب ابو‎طالب، [[زندگی]] را به [[درود]] گفت. با [[مرگ]] او و [[خدیجه]] {{س}}، [[پیامبر خدا]] {{صل}}، دو تن از حامیان [[استوار]]، صدیق و فداکارش را از دست داد و پس از آن، [[شکنجه]] و آزار مؤمنان به دست [[قریش]]، فزونی یافت<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>.  
# '''حمایت از [[مسلمانان]] در [[سفر]] آنها به [[حبشه]]:''' ابوطالب در [[سفر]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]] به حمایت از آنان پرداخت و شعری در [[مدح]] [[نجاشی]]، [[پادشاه]] آن [[سرزمین]] سرود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۳۳.</ref>.
# '''حمایت از [[مسلمانان]] در [[سفر]] آنها به [[حبشه]]:''' ابوطالب در [[سفر]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]] به حمایت از آنان پرداخت و شعری در [[مدح]] [[نجاشی]]، [[پادشاه]] آن سرزمین سرود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۳۳.</ref>.
# مفقود شدن [[پیامبر]] {{صل}} و [[تصمیم]] ابوطالب به [[انتقام]] از سران [[قریش]]: ابوطالب به [[گمان]] آنکه [[قریشیان]]، [[پیامبر]] {{صل}} را از میان برده‌‎اند، [[تصمیم]] به [[قتل]] همۀ سران [[قریش]] گرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۸ـ ۱۵۹؛ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۶.</ref>.
# مفقود شدن [[پیامبر]] {{صل}} و تصمیم ابوطالب به [[انتقام]] از سران [[قریش]]: ابوطالب به [[گمان]] آنکه [[قریشیان]]، [[پیامبر]] {{صل}} را از میان برده‌‎اند، تصمیم به [[قتل]] همۀ سران [[قریش]] گرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۸ـ ۱۵۹؛ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۶.</ref>.
# '''جریان [[یوم الانذار]]:''' از میان موارد متعدد حوادث مربوط به [[پیامبر]] {{صل}} و ابوطالب، می‎توان به جریان [[یوم الانذار]] اشاره کرد. در جلسه‎ای که [[پیامبر]] {{صل}}، [[اقوام]] و [[خویشان]] خود را مهمان کرد تا آنان را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کند، وقتی با [[مخالفت]] [[ابولهب]]، عموی خود روبه‌رو شد، ابوطالب به پا خواست و به [[بهترین]] شکل از [[رسول خدا]] {{صل}} [[دفاع]] کرد<ref>یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۷ـ ۲۸.</ref>.
# '''جریان [[یوم الانذار]]:''' از میان موارد متعدد حوادث مربوط به [[پیامبر]] {{صل}} و ابوطالب، می‎توان به جریان [[یوم الانذار]] اشاره کرد. در جلسه‎ای که [[پیامبر]] {{صل}}، اقوام و [[خویشان]] خود را مهمان کرد تا آنان را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کند، وقتی با [[مخالفت]] [[ابولهب]]، عموی خود روبه‌رو شد، ابوطالب به پا خواست و به [[بهترین]] شکل از [[رسول خدا]] {{صل}} [[دفاع]] کرد<ref>یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۷ـ ۲۸.</ref>.
# '''آرام کردن سران [[مشرک]] [[مکه]]:''' [[رسول اکرم]] {{صل}} در طول سه سال [[دعوت]] مخفیانه، همواره از طرف ابوطالب [[پشتیبانی]] می‎شد و پس از آنکه [[رسالت]] خود را آشکار کرد نیز این چنین بود. زمانی که [[رسول الله]] {{صل}} [[مخالفت]] خود را با شیوه و [[آیین]] مشرکان، اظهار و [[بت‌ها]] و [[افکار]] [[جاهلی]] آنان را [[انکار]] کرد، گروهی از سران [[مشرک]] [[مکه]] نزد ابوطالب رفتند و خواستار مقابلۀ جدی با ایشان شدند. در این گروه که [[ابوسفیان]]، [[ابوجهل]]، [[ولید]] بن [[مغیره]]، عاص بن وائل و... حاضر بودند، ابوطالب با [[خوشرویی]] و [[ملایمت]]، آنان را آرام کرد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۶۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[ابوطالب ۱ (مقاله)|ابوطالب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص ۸۸؛ [[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref>
# '''آرام کردن سران [[مشرک]] [[مکه]]:''' [[رسول اکرم]] {{صل}} در طول سه سال [[دعوت]] مخفیانه، همواره از طرف ابوطالب پشتیبانی می‎شد و پس از آنکه [[رسالت]] خود را آشکار کرد نیز این چنین بود. زمانی که [[رسول الله]] {{صل}} [[مخالفت]] خود را با شیوه و [[آیین]] مشرکان، اظهار و [[بت‌ها]] و [[افکار]] [[جاهلی]] آنان را [[انکار]] کرد، گروهی از سران [[مشرک]] [[مکه]] نزد ابوطالب رفتند و خواستار مقابلۀ جدی با ایشان شدند. در این گروه که [[ابوسفیان]]، [[ابوجهل]]، [[ولید بن مغیره]]، عاص بن وائل و... حاضر بودند، ابوطالب با [[خوشرویی]] و [[ملایمت]]، آنان را آرام کرد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۶۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[ابوطالب ۱ (مقاله)|ابوطالب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص ۸۸؛ [[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref>


== اسلام و ایمان ==
== اسلام و ایمان ==
خط ۸۰: خط ۸۰:
از آنجا که مغرضان با ایجاد [[شک]] در [[ایمان]] وی یا در نسبت [[کفر]] دادن به او، قصد [[سست]] کردن پایه‌های اوّلیۀ [[اسلام]] یا ایجاد وهن و [[عیب]] دربارۀ [[حضرت امیر]] {{ع}} داشته‌اند، [[عالمان دین]] به [[دفاع]] از کیان [[مذهب]] و [[اثبات]] [[پاک]] و [[مؤمن]] بودن دودمان و اجداد [[علی]] {{ع}} پرداخته و در این موضوع، کتاب‌هایی تألیف کرده‌اند.
از آنجا که مغرضان با ایجاد [[شک]] در [[ایمان]] وی یا در نسبت [[کفر]] دادن به او، قصد [[سست]] کردن پایه‌های اوّلیۀ [[اسلام]] یا ایجاد وهن و [[عیب]] دربارۀ [[حضرت امیر]] {{ع}} داشته‌اند، [[عالمان دین]] به [[دفاع]] از کیان [[مذهب]] و [[اثبات]] [[پاک]] و [[مؤمن]] بودن دودمان و اجداد [[علی]] {{ع}} پرداخته و در این موضوع، کتاب‌هایی تألیف کرده‌اند.


در مقدمۀ کتاب «[[ایمان ابی طالب (کتاب)|ایمان ابی طالب]]»<ref>از مجموعۀ آثار شیخ مفید، چاپ کنگرۀ هزارۀ شیخ مفید.</ref> نام ۳۷ کتاب از کهن‌ترین زمان‌ها تا عصر حاضر آورده شده که به این موضوع پرداخته است و همۀ اینها نوعی [[دفاع]] از [[ساحت]] [[امیر]] [[ولایت]]، [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. [[اصبغ بن نباته]] می‌‌گوید: شنیدم [[امیرمؤمنان]] {{ع}} می‌فرماید: «به [[خدا]] [[سوگند]]، نه پدرم و نه جدم [[عبد المطلب]] و نه [[هاشم]] و نه [[عبدمناف]]، هرگز بتی را نپرستیدند». به ایشان گفته شد: پس چه می‌پرستیدند؟ فرمود: «به سوی [[کعبه]] و بر [[دین]] [[ابراهیم]]، [[نماز]] می‌گزاردند و چنگ‌زننده به آن بودند»<ref>{{متن حدیث|سَمِعتُ أمیرَ المُؤمِنینَ ـ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ ـ یقولُ: وَاللهِ ما عَبَدَ أبی ولا جَدی عَبدُ المُطلِبِ ولا هاشِمٌ ولا عَبدُ مَنافٍ صَنَماً قَط! قیلَ لَهُ: فَما کانوا یعبُدونَ؟ قالَ: کانوا یصَلونَ إلَی البَیتِ عَلی‌ دینِ إبراهیمَ {{ع}}، مُتَمَسکینَ بِهِ}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ص ۱۷۴، ح ۳۲.</ref>.
در مقدمۀ کتاب «[[ایمان ابی طالب (کتاب)|ایمان ابی طالب]]»<ref>از مجموعۀ آثار شیخ مفید، چاپ کنگرۀ هزارۀ شیخ مفید.</ref> نام ۳۷ کتاب از کهن‌ترین زمان‌ها تا عصر حاضر آورده شده که به این موضوع پرداخته است و همۀ اینها نوعی [[دفاع]] از [[ساحت]] [[امیر]] [[ولایت]]، [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. [[اصبغ بن نباته]] می‌‌گوید: شنیدم [[امیرمؤمنان]] {{ع}} می‌فرماید: «به [[خدا]] [[سوگند]]، نه پدرم و نه جدم [[عبد المطلب]] و نه هاشم و نه عبدمناف، هرگز بتی را نپرستیدند». به ایشان گفته شد: پس چه می‌پرستیدند؟ فرمود: «به سوی [[کعبه]] و بر [[دین]] [[ابراهیم]]، [[نماز]] می‌گزاردند و چنگ‌زننده به آن بودند»<ref>{{متن حدیث|سَمِعتُ أمیرَ المُؤمِنینَ ـ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ ـ یقولُ: وَاللهِ ما عَبَدَ أبی ولا جَدی عَبدُ المُطلِبِ ولا هاشِمٌ ولا عَبدُ مَنافٍ صَنَماً قَط! قیلَ لَهُ: فَما کانوا یعبُدونَ؟ قالَ: کانوا یصَلونَ إلَی البَیتِ عَلی‌ دینِ إبراهیمَ {{ع}}، مُتَمَسکینَ بِهِ}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ص ۱۷۴، ح ۳۲.</ref>.


[[اسحاق بن جعفر]] می‌‌گوید: به [[امام صادق]] {{ع}} گفته شد: آنان ادعا می‌کنند ابوطالب، [[کافر]] بود. فرمود: «[[دروغ]] می‌گویند. چگونه [[کافر]] باشد و حال آنکه می‌گوید: آیا نمی‌دانید ما [[محمد]] را [[پیامبری]] یافتیم‌ همچون [[موسی]] که [نامش‌] در اولین کتاب، نگاشته شده است»؟! و در [[حدیثی]] دیگر آمده که فرمود: «چگونه ابوطالب [[کافر]] باشد و حال آنکه می‌گوید: بی‌گمان دانستند که [[فرزند]] ما [[دروغگو]] نیست‌. نزد ما توجهی به گفته‌های یاوه نمی‌شود. روسپیدی که با روی او از [[ابر]] سپید، [[باران]] می‌طلبند، [[فریادرس]] [[یتیمان]]، نگاهدار بیوگان»<ref>عن إسحاق بن جعفر عن الإمام الصادق {{ع}}: {{متن حدیث|قیلَ لَهُ: إِنهُم یزعُمونَ أن أبا طالِبٍ کانَ کافِراً؟ فَقالَ: کذَبوا، کیفَ یکونُ کافِراً وهُوَ یقولُ: أ لَم تَعلَموا أنا وَجَدنا مُحَمداً نَبِیاً کموسی‌ خُط فی أولِ الکتبِ«؛ وفی حَدیثٍ آخَرَ:» کیفَ یکونُ أبو طالِبٍ کافِراً وهُوَ یقولُ: لَقَد عَلِموا أن ابنَنا لا مُکذبٌ‌ لَدَینا ولا یعبَأُ بِقِیلِ الأَباطِلِ‌ / وأبیضُ یستَسقَی الغَمامُ بِوَجهِهِ‌ ثِمالُ الیتامی‌ عِصمَةٌ لِلأَرامِل»}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۴۴۸، ح ۲۹.</ref>.
[[اسحاق بن جعفر]] می‌‌گوید: به [[امام صادق]] {{ع}} گفته شد: آنان ادعا می‌کنند ابوطالب، [[کافر]] بود. فرمود: «[[دروغ]] می‌گویند. چگونه [[کافر]] باشد و حال آنکه می‌گوید: آیا نمی‌دانید ما [[محمد]] را [[پیامبری]] یافتیم‌ همچون [[موسی]] که [نامش‌] در اولین کتاب، نگاشته شده است»؟! و در [[حدیثی]] دیگر آمده که فرمود: «چگونه ابوطالب [[کافر]] باشد و حال آنکه می‌گوید: بی‌گمان دانستند که [[فرزند]] ما [[دروغگو]] نیست‌. نزد ما توجهی به گفته‌های یاوه نمی‌شود. روسپیدی که با روی او از [[ابر]] سپید، [[باران]] می‌طلبند، فریادرس [[یتیمان]]، نگاهدار بیوگان»<ref>عن إسحاق بن جعفر عن الإمام الصادق {{ع}}: {{متن حدیث|قیلَ لَهُ: إِنهُم یزعُمونَ أن أبا طالِبٍ کانَ کافِراً؟ فَقالَ: کذَبوا، کیفَ یکونُ کافِراً وهُوَ یقولُ: أ لَم تَعلَموا أنا وَجَدنا مُحَمداً نَبِیاً کموسی‌ خُط فی أولِ الکتبِ«؛ وفی حَدیثٍ آخَرَ:» کیفَ یکونُ أبو طالِبٍ کافِراً وهُوَ یقولُ: لَقَد عَلِموا أن ابنَنا لا مُکذبٌ‌ لَدَینا ولا یعبَأُ بِقِیلِ الأَباطِلِ‌ / وأبیضُ یستَسقَی الغَمامُ بِوَجهِهِ‌ ثِمالُ الیتامی‌ عِصمَةٌ لِلأَرامِل»}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۴۴۸، ح ۲۹.</ref>.


== شعب ابی‌طالب ==
== شعب ابی‌طالب ==
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش