پرش به محتوا

علم معصوم به باطن قرآن در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۵: خط ۱۵:
*به عبارت دیگر، حقایق امور و اسرار ملکوتى ـ اعم از تصورات، عقلیات و ادارکات ـ که مظهر اسماء و صفات خداوند متعال هستند به وسیله نیروى امداد الهى به روح و روان امامان معصوم(علیهم السلام) القاء شده تا به این وسیله به باطن آیات و به اسرار قرآن کریم از طریق اعطای موهبت الهی و علم حضورى احاطه پیدا کنند.<ref>ر.ک. حسینی همدانی، محمد، درخشان پرتوى از اصول کافى، ج ‏۴، ص ۳۹</ref>
*به عبارت دیگر، حقایق امور و اسرار ملکوتى ـ اعم از تصورات، عقلیات و ادارکات ـ که مظهر اسماء و صفات خداوند متعال هستند به وسیله نیروى امداد الهى به روح و روان امامان معصوم(علیهم السلام) القاء شده تا به این وسیله به باطن آیات و به اسرار قرآن کریم از طریق اعطای موهبت الهی و علم حضورى احاطه پیدا کنند.<ref>ر.ک. حسینی همدانی، محمد، درخشان پرتوى از اصول کافى، ج ‏۴، ص ۳۹</ref>


==بیان دلیل نقضی==
==ادلۀ علم معصوم به باطن قرآن==
*دو دلیل اقامه شده است که اهل¬بیت(علیهم السلام) عالم به باطن و تأویل قرآن هستند: دلیل نقضی و دلیل نقلی.  
*دو دلیل اقامه شده است که اهل بیت(علیهم السلام) عالم به باطن و تأویل قرآن هستند: دلیل نقضی و دلیل نقلی.  
در این¬جا، به بیان و توضیح هر یک از دو دلیل خواهیم پرداخت:
===دلیل نقضی===
*الف) دلیل نقضی  
*از طرفی می دانیم نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) از طریق وحی بر امور غیبی آگاه می‌شدند؛ پس اگر آن حضرت به قرآن کریم علم داشتند، یقیناً به علوم غیبی مستور در آن نیز عالم بودند و شکّی نیست، آن حضرت به تمام اسرار و رموز قرآن علم داشته اند؛ چون اگر فرض کنیم آن حضرت به تمام اسرار قرآن علم نداشتند دو حالت وجود خواهد داشت: یا غیر ایشان هم، به آن اسرار علم ندارند یا علم دارند؛ فرض اوّل محال است؛ چون لازم می‌آید خدا با نازل نمودن آن اسرار که هیچ کس آنها را نخواهد فهمید، کار لغوی انجام داده باشد در حالی که، خداوند متعال منزّه از انجام کار لغو است. فرض دوم نیز، محال است؛ چون لازمه‌اش افضلیّت غیر رسول الله(صلی الله علیه و آله) بر آن حضرت است؛ در حالی که اوّلاً: محال است افراد یک امّت از پیامبر خودشان افضل باشند، ثانیاً: اجماع مسلمین و روایات متواتر، دلالت بر این دارند که آن حضرت اشرف و افضل مخلوقات هستند، پس نتیجه می‌گیریم آن حضرت بر تمام اسرار قرآن کریم علم داشته اند.<ref>ر.ک. ایمانی، احد، وبگاه بهترین سخن‌ها</ref>  
*از طرفی می¬دانیم نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) از طریق وحی بر امور غیبی آگاه می‌شدند؛ پس اگر آن حضرت به قرآن کریم علم داشتند، یقیناً به علوم غیبی مستور در آن نیز عالم بودند و شکّی نیست، آن حضرت به تمام اسرار و رموز قرآن علم داشته¬اند؛ چون اگر فرض کنیم آن حضرت به تمام اسرار قرآن علم نداشتند دو حالت وجود خواهد داشت: یا غیر ایشان هم، به آن اسرار علم ندارند یا علم دارند؛ فرض اوّل محال است؛ چون لازم می‌آید خدا با نازل نمودن آن اسرار که هیچ-کس آنها را نخواهد فهمید، کار لغوی انجام داده باشد در حالی¬که، خداوند متعال منزّه از انجام کار لغو می‌باشد. فرض دوم نیز، محال است؛ چون لازمه‌اش افضلیّت غیر رسول الله(صلی الله علیه و آله) بر آن حضرت می‌باشد؛ در حالی که اوّلاً: محال است افراد یک امّت از پیامبر خودشان افضل باشند. ثانیاً: اجماع مسلمین و روایات متواتر، دلالت بر این دارند که آن حضرت اشرف و افضل مخلوقات هستند، پس نتیجه می‌گیریم آن حضرت بر تمام اسرار قرآن کریم علم داشته-اند.<ref>ر.ک. ایمانی، احد، وبگاه بهترین سخن‌ها</ref> براساس روایات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و جانیشیان وی از "راسخین در علم‌اند"<ref>ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام ص 63؛ رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت؛ باقری، سیدمحمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 113 ـ 122؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص 23 ـ 27؛ ردایی، حسین، قرآن و مرجعیت علمی اهل بیت در تأویل، ص ۱۳۱ ـ 133</ref> همان کسانی که خداوند علمشان به تأویل قرآن را در کنار علم خویش قرار داد:<ref>ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام ص 63</ref> «لَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ 7</ref> و به‌ جهت آنکه علم به تاویل قرآن از علوم پنهانی و غیب است، لذا پیامبر و امام بر غیب آگاهی دارند<ref>ر.ک. جزایری، شریعتمدار، مقاله امام حسین و علم شهادت، صفحه؟؟؟؛ معارف، مجید، مقالۀ نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref> و اصولاً یکی از مهم ترین جلوه‌های غیب که خداوند، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را در آن شریک نمود، و از ایشان به امیرالمؤمنین(علیه السلام) رسید، فهم آیات قرآن است.<ref>معارف، مجید، مقالۀ نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref>
*براساس روایات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و جانیشیان وی از "راسخین در علم‌اند"<ref>ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام ص 63؛ رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت؛ باقری، سیدمحمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 113 ـ 122؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص 23 ـ 27؛ ردایی، حسین، قرآن و مرجعیت علمی اهل بیت در تأویل، ص ۱۳۱ ـ 133</ref> همان کسانی که خداوند علمشان به تأویل قرآن را در کنار علم خویش قرار داد:<ref>ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام ص 63</ref> «لَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ 7</ref> و به‌ جهت آنکه علم به تاویل قرآن از علوم پنهانی و غیب است، لذا پیامبر و امام بر غیب آگاهی دارند<ref>ر.ک. جزایری، شریعتمدار، مقاله امام حسین و علم شهادت، صفحه؟؟؟؛ معارف، مجید، مقالۀ نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref> و اصولاً یکی از مهم ترین جلوه‌های غیب که خداوند، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را در آن شریک نمود، و از ایشان به امیرالمؤمنین(علیه السلام) رسید، فهم آیات قرآن است.<ref>معارف، مجید، مقالۀ نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref>
با توجه به آیۀ «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 33</ref> که به موجب اخبار متواتره در حق اهل بیت پیغمبر نازل شده است، آنان از پاک شدگان و آگاهان به تاویل هستند.<ref>ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، قرآن در اسلام، صفحه؟؟؟، مرکز اطلاع‌رسانی الغدیر؛ اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60؛ خادمی، عین الله، بختیاری، صدیقه، جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه، صفحه؟؟؟</ref> و تنها عالمان به علمِ تأویل و راسخان در علمِ حقیقی بعد از پیامبر، امامان(علیهم السلام) هستند که علم آنها از منبع وحی دریافت شده است.<ref>ر.ک. اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60</ref> و علت دسترسی به علم تاویل طهارت قلبی دانسته شده است. طهارت جز زوال پلیدی از قلب چیز دیگری نیست و قلب هم قسمتی است در انسان که عهده‌دار جنبۀ ادراک و اراده می‌باشد، بنابراین طهارت قلب عبارت از پاکی نفس انسانی در ناحیۀ اعتقاد و اراده بوده، زوال پلیدی را در این دو مرحله ثابت می‌کند. یعنی معارف حقه‌ای که پیدا کرده، ثابت و پابرجا و به جانب شک و تردید میل نمی‌کند؛ و هم چنین در لوازم معتقدات یعنی لوازم علومش نیز ثابت قدم داشته بر طبق آن اراده‌اش جاری و ساری است یعنی بر طبق علمش اراده و عمل دارد. طهارت نفس در مقام اعتقاد و اراده جز رسوخ در علم چیز دیگری نیست.<ref>ر.ک. ابراهیمیان، سیدحسین، سخنرانی با موضوع: نقش قرآن در زندگی انسان، وبگاه مرکز اسلامی امام علی(علیه السلام)</ref>
*با توجه به آیۀ «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 33</ref> که به موجب اخبار متواتره در حق اهل بیت پیغمبر نازل شده است، آنان از پاک شدگان و آگاهان به تاویل هستند.<ref>ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، قرآن در اسلام، صفحه؟؟؟، مرکز اطلاع‌رسانی الغدیر؛ اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60؛ خادمی، عین الله، بختیاری، صدیقه، جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه، صفحه؟؟؟</ref> و تنها عالمان به علمِ تأویل و راسخان در علمِ حقیقی بعد از پیامبر، امامان(علیهم السلام) هستند که علم آنها از منبع وحی دریافت شده است.<ref>ر.ک. اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60</ref> و علت دسترسی به علم تاویل طهارت قلبی دانسته شده است. طهارت جز زوال پلیدی از قلب چیز دیگری نیست و قلب هم قسمتی است در انسان که عهده‌دار جنبۀ ادراک و اراده می‌باشد، بنابراین طهارت قلب عبارت از پاکی نفس انسانی در ناحیۀ اعتقاد و اراده بوده، زوال پلیدی را در این دو مرحله ثابت می‌کند. یعنی معارف حقه‌ای که پیدا کرده، ثابت و پابرجا و به جانب شک و تردید میل نمی‌کند؛ و هم چنین در لوازم معتقدات یعنی لوازم علومش نیز ثابت قدم داشته بر طبق آن اراده‌اش جاری و ساری است یعنی بر طبق علمش اراده و عمل دارد. طهارت نفس در مقام اعتقاد و اراده جز رسوخ در علم چیز دیگری نیست.<ref>ر.ک. ابراهیمیان، سیدحسین، سخنرانی با موضوع: نقش قرآن در زندگی انسان، وبگاه مرکز اسلامی امام علی(علیه السلام)</ref>
 
==بیان ادله نقلی==
==بیان ادله نقلی==
*ب) دلیل نقلی(روایات)
*ب) دلیل نقلی(روایات)
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش