شفاعت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←شبهه وهابیان در شفاعت
| خط ۱۳۱: | خط ۱۳۱: | ||
==[[شبهه]] [[وهابیان]] در شفاعت== | ==[[شبهه]] [[وهابیان]] در شفاعت== | ||
وهابیان ادعا میکنند: [[شیعیان]] با طرح مسئله شفاعت، جرئت بر [[گناه]] را در خود زنده کرده، هر گناهی را مرتکب میشوند؛ زیرا آنان بر این باورند که چون امامانشان از آنها شفاعت میکنند، بنابر این اشکالی ندارد هر گناهی را مرتکب شوند؟! همچنین میگویند: همین که [[ایمان]] به | وهابیان ادعا میکنند: [[شیعیان]] با طرح مسئله شفاعت، جرئت بر [[گناه]] را در خود زنده کرده، هر گناهی را مرتکب میشوند؛ زیرا آنان بر این باورند که چون امامانشان از آنها شفاعت میکنند، بنابر این اشکالی ندارد هر گناهی را مرتکب شوند؟! همچنین میگویند: همین که [[ایمان]] به ولایت امامان داشته باشید کافی است و نیازی به عمل نیست. | ||
چند نکته در ارتباط با [[شبهه]] فوق قابل عرضه است: | چند نکته در ارتباط با [[شبهه]] فوق قابل عرضه است: | ||
'''نکته نخست''': بیتردید، این یک [[افترا]] و [[بهتان]] است. هرگز [[شیعه]] ایمان بدون عمل را کافی نمیداند. چگونه ممکن است شیعه چنین [[اعتقادی]] داشته باشد، در حالی که [[قرآن]] شرط | '''نکته نخست''': بیتردید، این یک [[افترا]] و [[بهتان]] است. هرگز [[شیعه]] ایمان بدون عمل را کافی نمیداند. چگونه ممکن است شیعه چنین [[اعتقادی]] داشته باشد، در حالی که [[قرآن]] شرط پذیرش اعمال را [[تقوا]] میداند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>. | ||
چگونه ممکن است شیعه چنین باوری داشته باشد در حالی که در منابع اصلی خویش دهها [[روایت]] از [[امامان معصوم]] در باب [[لزوم]] عمل، روایت کردهاند. [[ثقة الاسلام کلینی]] در [[اصول کافی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که به جابر فرمود: {{متن حدیث|يَا جَابِرُ أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ}}؛ «ای جابر! آیا کافی است که کسی خود را شیعه بشمارد و ادعای [[دوستی]] ما [[اهل بیت]] کند؟! به [[خدا]] [[سوگند]]! [[شیعیان]] ما کسانی هستند که تقوا داشته باشند و از خدا [[اطاعت]] کنند»<ref>الکافی، ج۲، ص۷۴.</ref>. | چگونه ممکن است شیعه چنین باوری داشته باشد در حالی که در منابع اصلی خویش دهها [[روایت]] از [[امامان معصوم]] در باب [[لزوم]] عمل، روایت کردهاند. [[ثقة الاسلام کلینی]] در [[اصول کافی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که به جابر فرمود: {{متن حدیث|يَا جَابِرُ أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ}}؛ «ای جابر! آیا کافی است که کسی خود را شیعه بشمارد و ادعای [[دوستی]] ما [[اهل بیت]] کند؟! به [[خدا]] [[سوگند]]! [[شیعیان]] ما کسانی هستند که تقوا داشته باشند و از خدا [[اطاعت]] کنند»<ref>الکافی، ج۲، ص۷۴.</ref>. | ||
این نمونهای از دهها روایت از [[امامان]] [[بزرگوار]] است که شرط شیعه بودن را [[پرهیز]] از [[گناهان]] و انجام [[تکالیف]] و [[وظایف الهی]] میدانند. | این نمونهای از دهها روایت از [[امامان]] [[بزرگوار]] است که شرط شیعه بودن را [[پرهیز]] از [[گناهان]] و انجام [[تکالیف]] و [[وظایف الهی]] میدانند. | ||
| خط ۱۷۵: | خط ۱۷۵: | ||
'''نکته پنجم''': در [[منابع اهل سنت]] نیز درباره شفاعت، [[احادیث]] فراوانی رسیده است. آیا [[وهابیان]] معتقدند این احادیث موجب جرئت بر [[گناه]] است؟! در اینجا به یک نمونه از احادیث شفاعت اکتفا میشود: مسلم در صحیحش از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] میکند که فرمود: {{متن حدیث|إِذَا سَمِعْتُمْ الْمُؤَذِّنَ فَقُولُوا كَمَا يَقُولُ ثُمَّ صَلُّوا عَلَيَّ فَمَنْ صَلَّى عَلَيَّ صَلَاةً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ بِهَا عَشْراً ثُمَّ سَلُوا لِيَ الْوَسِيلَةَ فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الْجَنَّةِ لَا تَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ إِلَّا لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ وَ أَنَا أَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَنَا هُوَ فَمَنْ سَأَلَ لِيَ الْوَسِيلَةَ حَلَّتْ لَهُ الشَّفَاعَةُ}}؛ «هنگامی که صدای موذن را شنیدید شما هم مانند او تکرار کنید، سپس بر من [[درود]] بفرستید. هر کس بر من یک درود بفرستد [[خدا]] بر او ده درود میفرستد، سپس از خدا برای من [[طلب]] وسیله کنید و آن جایگاهی است در [[بهشت]] که جز برای یکی از [[بندگان خدا]] سزاوار نیست و من امیدوارم که من آن [[بنده]] باشم. پس هرکس از خدا برای من آن جایگاه را طلب کند، شفاعتم نصیبش شود»<ref>صحیح مسلم، ج۲، ص۴؛ سنن ابی داوود، ج۱، ص۱۲۸، ح۵۲۳؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۲۴۷، ح۳۶۹۴.</ref>. | '''نکته پنجم''': در [[منابع اهل سنت]] نیز درباره شفاعت، [[احادیث]] فراوانی رسیده است. آیا [[وهابیان]] معتقدند این احادیث موجب جرئت بر [[گناه]] است؟! در اینجا به یک نمونه از احادیث شفاعت اکتفا میشود: مسلم در صحیحش از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] میکند که فرمود: {{متن حدیث|إِذَا سَمِعْتُمْ الْمُؤَذِّنَ فَقُولُوا كَمَا يَقُولُ ثُمَّ صَلُّوا عَلَيَّ فَمَنْ صَلَّى عَلَيَّ صَلَاةً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ بِهَا عَشْراً ثُمَّ سَلُوا لِيَ الْوَسِيلَةَ فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الْجَنَّةِ لَا تَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ إِلَّا لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ وَ أَنَا أَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَنَا هُوَ فَمَنْ سَأَلَ لِيَ الْوَسِيلَةَ حَلَّتْ لَهُ الشَّفَاعَةُ}}؛ «هنگامی که صدای موذن را شنیدید شما هم مانند او تکرار کنید، سپس بر من [[درود]] بفرستید. هر کس بر من یک درود بفرستد [[خدا]] بر او ده درود میفرستد، سپس از خدا برای من [[طلب]] وسیله کنید و آن جایگاهی است در [[بهشت]] که جز برای یکی از [[بندگان خدا]] سزاوار نیست و من امیدوارم که من آن [[بنده]] باشم. پس هرکس از خدا برای من آن جایگاه را طلب کند، شفاعتم نصیبش شود»<ref>صحیح مسلم، ج۲، ص۴؛ سنن ابی داوود، ج۱، ص۱۲۸، ح۵۲۳؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۲۴۷، ح۳۶۹۴.</ref>. | ||
آنچه وهابیان در باب شفاعت به [[شیعیان]] نسبت میدهند، معنای عامیانه و سطحی از شفاعت است که جزو [[معتقدات]] [[شیعه]] نیست. شیعه در باب شفاعت به همان معنایی [[اعتقاد]] دارد که [[قرآن مجید]] و [[روایات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} به آن دلالت و [[راهنمایی]] کردهاند؛ شفاعتی سازنده که [[یأس]] را از [[آدمی]] دور کرده، راه اصلاح نفس و تربیت [[جان]] را پیش روی آدمی میگشاید<ref>[[مهدی رستمنژاد|رستمنژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]]، | آنچه وهابیان در باب شفاعت به [[شیعیان]] نسبت میدهند، معنای عامیانه و سطحی از شفاعت است که جزو [[معتقدات]] [[شیعه]] نیست. شیعه در باب شفاعت به همان معنایی [[اعتقاد]] دارد که [[قرآن مجید]] و [[روایات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} به آن دلالت و [[راهنمایی]] کردهاند؛ شفاعتی سازنده که [[یأس]] را از [[آدمی]] دور کرده، راه اصلاح نفس و تربیت [[جان]] را پیش روی آدمی میگشاید<ref>[[مهدی رستمنژاد|رستمنژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]]، ص۳۲۹؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۹۳.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||