توجه به مستضعفان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== [[مستضعفان]] در [[کلام]] رسو ل [[خدا]] {{صل}} == | == [[مستضعفان]] در [[کلام]] رسو ل [[خدا]] {{صل}} == | ||
[[پیامبر خاتم]] {{صل}} [[ناتوانان]] [[مستضعف]] را [[بهترین]] [[بندگان خدا]] دانسته<ref>احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۵، ص ۴۰۷؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۱۰، ص ۲۶۴ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۴، ص ۱۵۶.</ref>، آنان را شاهان [[بهشت]] معرفی کرد<ref>تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۱۱۱.</ref>. آن | [[پیامبر خاتم]] {{صل}} [[ناتوانان]] [[مستضعف]] را [[بهترین]] [[بندگان خدا]] دانسته<ref>احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۵، ص ۴۰۷؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۱۰، ص ۲۶۴ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۴، ص ۱۵۶.</ref>، آنان را شاهان [[بهشت]] معرفی کرد<ref>تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۱۱۱.</ref>. آن حضرت، به محرومان به [[علت]] شکیباییشان، تهنیت گفت؛ محرومانی که [[ملکوت]] [[آسمانها]] و [[زمین]] را میبینند<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۲۶۴؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۱۶۵ و شیخ مفید، المقنعه، ص ۳۷۴.</ref>. | ||
[[رسول خدا]] {{صل}} در سخنان خود، آنان را که [[روحیه]] [[استضعاف]] داشته، از [[روحیه]] [[استکبار]] به دوراند، [[محبوب]] [[خداوند]] معرفی کرد و راه نزدیکشدن به [[خداوند]] را [[دوستی]] راه با آنان اعلام کرد و فرمود: راه نزدیکشدن به [[خدا]] دوستداشتن [[مستمندان]] و نزدیکشدن به ایشان است<ref>{{متن حدیث| وَ الْقُرْبَةُ إِلَى اللَّهِ حُبُ الْمَسَاكِينِ وَ الدُّنُوُّ مِنْهُمْ}}؛ جامع الاخبار، ص ۱۸۳؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۲، ص۴۵۷؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۴۹؛ کنز العمال، ج ۱۵، ص ۸۷۵ و ابن عساکر، مدینه دمشق، ج ۱۹، ص ۴۴۷.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۱.</ref> | [[رسول خدا]] {{صل}} در سخنان خود، آنان را که [[روحیه]] [[استضعاف]] داشته، از [[روحیه]] [[استکبار]] به دوراند، [[محبوب]] [[خداوند]] معرفی کرد و راه نزدیکشدن به [[خداوند]] را [[دوستی]] راه با آنان اعلام کرد و فرمود: راه نزدیکشدن به [[خدا]] دوستداشتن [[مستمندان]] و نزدیکشدن به ایشان است<ref>{{متن حدیث| وَ الْقُرْبَةُ إِلَى اللَّهِ حُبُ الْمَسَاكِينِ وَ الدُّنُوُّ مِنْهُمْ}}؛ جامع الاخبار، ص ۱۸۳؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۲، ص۴۵۷؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۴۹؛ کنز العمال، ج ۱۵، ص ۸۷۵ و ابن عساکر، مدینه دمشق، ج ۱۹، ص ۴۴۷.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۱.</ref> | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
== [[مصاحبت]] با بینوایان؛ مشی [[پیامبر اسلام]] {{صل}} == | == [[مصاحبت]] با بینوایان؛ مشی [[پیامبر اسلام]] {{صل}} == | ||
خاتم [[پیامبران الهی]] {{صل}} خود را از [[مسکینان]] و [[مستضعفان]] میدانست و از [[سیره]] [[ملوک]] و [[سلاطین]] و تشریفات و [[رفتار]] آنان بیزار بود و [[دوست]] نداشت که به [[پادشاهان]] شبیه شود<ref>الکافی، ج ۶، ص ۲۷۲ و احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۵۸.</ref>. محبوبترین نامها نزد آن | خاتم [[پیامبران الهی]] {{صل}} خود را از [[مسکینان]] و [[مستضعفان]] میدانست و از [[سیره]] [[ملوک]] و [[سلاطین]] و تشریفات و [[رفتار]] آنان بیزار بود و [[دوست]] نداشت که به [[پادشاهان]] شبیه شود<ref>الکافی، ج ۶، ص ۲۷۲ و احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۵۸.</ref>. محبوبترین نامها نزد آن حضرت، آن بود که وی را "[[مسکین]]" بنامند<ref>قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۳۰۱؛ عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السئول، علی وسائل الوصول إلی شمائل الرسول {{صل}}، ج۲، ص۸۴ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول إلی شمائل الرسول {{صل}}، ص۱۵۶.</ref>. [[نقل]] است که روزی مردی نزد [[پیامبر]] {{صل}} آمد و با ایشان سخن گفت، در حالی که بر اندامش لرزه افتاده بود؛ پس [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "راحت باش! من شاه نیستم؛ پسر زنی هستم که گوشت خشکشده میخورد"<ref>ماوردی، اعلام النبوه، ص ۲۲۱؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۲۲۱؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۸۴ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة، ج ۵، ص ۶۹.</ref>. | ||
[[مستضعفان]] [[صالح]]، گرامیترین [[مردمان]] نزد [[رسول خدا]] {{صل}} بودند و آن | [[مستضعفان]] [[صالح]]، گرامیترین [[مردمان]] نزد [[رسول خدا]] {{صل}} بودند و آن حضرت به محرومان، [[عشق]] میورزید و ایشان را محترم میشمرد، آنان را بزرگ و ارجمند میداشت و به هیچ وجه اجازه نمیداد دیگران آنان را کوچک بشمرند و [[تحقیر]] کنند؛ میفرمود: "هر کس [[مسلمان]] [[فقیر]] را ناچیز شمارد، [[حقّ]] [[خدا]] را ناچیز شمرده است و [[خداوند]] در [[روز قیامت]]، او را ناچیز میگرداند؛ مگر اینکه [[توبه]] کند و هر کس [[مسلمان]] فقیری را گرامی بدارد، [[روز قیامت]]، در حالی با [[خدا]] [[دیدار]] میکند که از او [[راضی]] است"<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳ - ۱۴؛ شیخ صدوق، الامالی، ص ۴۲۹ و ورام ابن ابی فراس مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۱.</ref>. و میفرمود: {{متن حدیث| أَمَرَنِي بِحُبِّ الْمَسَاكِينِ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۳۱۵ و مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۰۴.</ref>؛ [[خداوند]]، به من [[فرمان]] داده است که [[مسکینان]] [[مسلمان]] را [[دوست]] بدارم". همچنین میفرمود: "مرا در میان [[ضعیفان]] بجویید؛ زیرا شما به واسطه [[مردمان]] ضعیف است که روزی میخورید و [[یاری]] میشوید"<ref>ابنالاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۱، ص ۵۸۴، السنن الکبری (البیهقی)، ج ۳، ص ۳۴۵ و النسائی، السنن الکبری، ج ۳، ص ۳۰ و با اندکی اختلاف در ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۳۲.</ref>. | ||
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[یاران]] خود را نیز به [[دوست]] داشتن [[مستضعفان]] و نزدیک شدن به آنان سفارش میکرد. از [[سلمان فارسی]] [[روایت]] شده است که میگفت: "حبیبم، [[رسول خدا]] {{صل}} مرا به هفت [[خصلت]] سفارش فرمود و اینکه در هیچ حالی آنها را ترک نکنم: اینکه به پایینتر از خود بنگرم و به آن که [[برتر]] از من است، نگرم و اینکه [[مستمندان]] را [[دوست]] بدارم و به آنان نزدیک شوم..."<ref>{{متن حدیث|أَوْصَانِي خَلِيلِي رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} بِسَبْعٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ: أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ دُونِي وَ لَا أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِي وَ أَنْ أُحِبَّ الْفُقَرَاءَ وَ أَدْنُوَ مِنْهُمْ...}}؛ عمادالدین طبری، بشارة المصطفی، ص ۲۲۲؛ ابن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۵۱ و شیخ مفید، الحکایات، ص ۹۶.</ref>. | [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[یاران]] خود را نیز به [[دوست]] داشتن [[مستضعفان]] و نزدیک شدن به آنان سفارش میکرد. از [[سلمان فارسی]] [[روایت]] شده است که میگفت: "حبیبم، [[رسول خدا]] {{صل}} مرا به هفت [[خصلت]] سفارش فرمود و اینکه در هیچ حالی آنها را ترک نکنم: اینکه به پایینتر از خود بنگرم و به آن که [[برتر]] از من است، نگرم و اینکه [[مستمندان]] را [[دوست]] بدارم و به آنان نزدیک شوم..."<ref>{{متن حدیث|أَوْصَانِي خَلِيلِي رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} بِسَبْعٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ: أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ دُونِي وَ لَا أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِي وَ أَنْ أُحِبَّ الْفُقَرَاءَ وَ أَدْنُوَ مِنْهُمْ...}}؛ عمادالدین طبری، بشارة المصطفی، ص ۲۲۲؛ ابن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۵۱ و شیخ مفید، الحکایات، ص ۹۶.</ref>. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
وقتی [[رسول الله]] {{صل}} قصد سکونت در [[مدینه]] را داشت، [[خداوند]] آنگونه مقدر کرد که [[ناقه]] به محله فقیرنشین برود.... وقتی [[ناقه]] از منزل بنینجار هم گذشت و به منطقه [[محروم]] [[مدینه]] وارد شد، [[نبی اکرم]] {{صل}} زمام [[ناقه]] را رها کرد و [[ناقه]] به راه خود ادامه داد تا اینکه به محل کنونی [[مسجد]] [[پیامبر]] {{صل}} رسید و کنار خانه [[ابوایوب انصاری]] زانو زد؛ کسی که فقیرتر از او کسی در [[مدینه]] نبود.... پس [[پیامبر]] {{صل}} از [[ناقه]] پایین آمد و به منزل [[ابوایوب انصاری]] رفت<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۸۲ - ۱۸۳؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص ۱۳۳ و ۱۸۵؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۱، ص ۴۹۴ - ۴۹۵ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۳.</ref>. | وقتی [[رسول الله]] {{صل}} قصد سکونت در [[مدینه]] را داشت، [[خداوند]] آنگونه مقدر کرد که [[ناقه]] به محله فقیرنشین برود.... وقتی [[ناقه]] از منزل بنینجار هم گذشت و به منطقه [[محروم]] [[مدینه]] وارد شد، [[نبی اکرم]] {{صل}} زمام [[ناقه]] را رها کرد و [[ناقه]] به راه خود ادامه داد تا اینکه به محل کنونی [[مسجد]] [[پیامبر]] {{صل}} رسید و کنار خانه [[ابوایوب انصاری]] زانو زد؛ کسی که فقیرتر از او کسی در [[مدینه]] نبود.... پس [[پیامبر]] {{صل}} از [[ناقه]] پایین آمد و به منزل [[ابوایوب انصاری]] رفت<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۸۲ - ۱۸۳؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص ۱۳۳ و ۱۸۵؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۱، ص ۴۹۴ - ۴۹۵ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۳.</ref>. | ||
همچنین [[نقل]] شده است که پس از [[پیروزی]] در [[جنگ بدر]]، [[مردم]] درباره کیفیت تقسیم غنیمتها [[اختلاف]] پیدا کردند. پس [[رسول خدا]] {{صل}} [[دستور]] داد همه غنیمتها را به [[بیت المال]] برگردانند و همه برگردانده شد. شجاعان [[گمان]] میکردند که [[رسول اکرم]] {{صل}} غنیمتها را به آنان خواهد داد، بدون آنکه به [[ناتوانان]] چیزی داده شود. آن گاه [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] داد غنیمتها به طور مساوی میان آنها تقسیم شود، سعد بن أبی وقاص گفت: "ای [[رسول خدا]] {{صل}}، آیا سوار کاری که از [[قوم]] | همچنین [[نقل]] شده است که پس از [[پیروزی]] در [[جنگ بدر]]، [[مردم]] درباره کیفیت تقسیم غنیمتها [[اختلاف]] پیدا کردند. پس [[رسول خدا]] {{صل}} [[دستور]] داد همه غنیمتها را به [[بیت المال]] برگردانند و همه برگردانده شد. شجاعان [[گمان]] میکردند که [[رسول اکرم]] {{صل}} غنیمتها را به آنان خواهد داد، بدون آنکه به [[ناتوانان]] چیزی داده شود. آن گاه [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] داد غنیمتها به طور مساوی میان آنها تقسیم شود، سعد بن أبی وقاص گفت: "ای [[رسول خدا]] {{صل}}، آیا سوار کاری که از [[قوم]] حمایت کرده است، باید با ضعیف و [[ناتوان]] مساوی باشد؟" [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "مادرت به عزایت بنشیند! مگر شما جز به واسطه ضعفای خود، [[یاری]] شدید؟"<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۹۹ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۴، ص ۶۲.</ref>. | ||
از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است که روزی مردی ثروتمند با لباسی فاخر، | از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است که روزی مردی ثروتمند با لباسی فاخر، خدمت [[پیامبر خدا]] {{صل}} رسید و در محضر ایشان نشست. پس مرد [[تنگدستی]] نیز با لباسی کهنه، وارد شد و کنار آن ثروتمند نشست. پس، آن مرد ثروتمند، لباسش را از زیر پایش جمع کرد. [[پیامبر خدا]] {{صل}} به او فرمود: "آیا ترسیدی که از [[ناداری]] او، چیزی به تو سرایت کند؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس ترسیدی که از ثروتمندیِ تو چیزی به او برسد؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس ترسیدی که او [[لباس]] تو را کثیف کند؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس چه چیز باعث شد که تو چنین کنی؟" گفت: "ای [[پیامبر خدا]] {{صل}}! من [[همراهی]] دارم که برایم هر کار [[زشتی]] را زیبا جلوه میدهد و هر کار خوبی را بد مینمایاند. من نیمی از داراییام را برای این [مرد تنگدست] قرار دادم"؛ [[پیامبر]] {{صل}} به مرد تنگدست فرمود: "آیا میپذیری؟" گفت: "خیر"؛ مرد ثروتمند به او گفت: "چرا نمیپذیری؟" جواب داد: "میترسم من هم مانند او شوم"<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۶۲ - ۲۶۳ و مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۰۵.</ref>. | ||
توجه ویژه [[رسول خدا]] {{صل}} به [[مستضعفان]] و پابرهنگان و ارج نهادن ایشان به محرومان، آنان را شیفته آن | توجه ویژه [[رسول خدا]] {{صل}} به [[مستضعفان]] و پابرهنگان و ارج نهادن ایشان به محرومان، آنان را شیفته آن حضرت و دلهایشان را از [[دوستی]] ایشان، لبریز کرده بود و [[پیامبر]] {{صل}} به [[کمک]] همین [[مسلمانان]] پابرهنه و بینوا، سرزمینها را [[فتح]] میکرد و بر [[دشمنان]] و [[مخالفان]] پیروز میشد<ref>الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۱، ص ۲۹۳؛ مجمع الزوائد، ج ۱۰، ص ۲۶۲ و تحفة الاحوذی، ج ۵، ص ۲۹۱.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۱۷۴ ـ ۱۷۷.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
[[رده:سیره پیامبر خاتم]] | [[رده:سیره پیامبر خاتم]] | ||
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | [[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | ||