زید بن ثابت بن ضحاک انصاری در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'جمع‌آوری قرآن' به 'جمع‌آوری قرآن')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۶: خط ۶۶:
== سرانجام [[زید]] ==
== سرانجام [[زید]] ==
درباره [[زمان]] از [[دنیا]] رفتن زید بن ثابت در کتب [[تاریخ]] و تراجم [[اختلاف]] وجود دارد و بین سال‌های ۴۲ تا ۵۵ ه (شش قول) را نوشته‌اند. در بین اقوال، قول مشهور، [[سال ۴۵ هجری]] است<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۱۹، ص۳۳۸-۳۴۱.</ref>. یکی از سه [[لباس]] [[کفن]] او را که برد بود، [[معاویه]] به او پوشاند و [[مروان بن حکم]] بر جنازه وی [[نماز]] خواند و شتری فرستاد تا [[قربانی]] کنند و از [[مردم]] [[پذیرایی]] کنند<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۴۰.</ref>. چون زید بن ثابت از دنیا رفت، [[ابوهریره]] گفت: "[[حبر]] [[امت]] مرد، اگر [[خدا]] بخواهد شاید این [[عباس]] [[جانشین]] لایقی برای او باشد"<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۲۷۶؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۴، ص۵۷.</ref>. [[عبدالله بن عمر]] در [[روز]] مرگ زید بن ثابت گفت: امروز عالم [[الناس]] و حبر الناس مرد"<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۲۷۵.</ref>.<ref>[[محمد علی نقدی|نقدی، محمد علی]]، [[زید بن ثابت (مقاله)|مقاله «زید بن ثابت»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۵، ص۱۹۵.</ref>
درباره [[زمان]] از [[دنیا]] رفتن زید بن ثابت در کتب [[تاریخ]] و تراجم [[اختلاف]] وجود دارد و بین سال‌های ۴۲ تا ۵۵ ه (شش قول) را نوشته‌اند. در بین اقوال، قول مشهور، [[سال ۴۵ هجری]] است<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۱۹، ص۳۳۸-۳۴۱.</ref>. یکی از سه [[لباس]] [[کفن]] او را که برد بود، [[معاویه]] به او پوشاند و [[مروان بن حکم]] بر جنازه وی [[نماز]] خواند و شتری فرستاد تا [[قربانی]] کنند و از [[مردم]] [[پذیرایی]] کنند<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۴۰.</ref>. چون زید بن ثابت از دنیا رفت، [[ابوهریره]] گفت: "[[حبر]] [[امت]] مرد، اگر [[خدا]] بخواهد شاید این [[عباس]] [[جانشین]] لایقی برای او باشد"<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۲۷۶؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۴، ص۵۷.</ref>. [[عبدالله بن عمر]] در [[روز]] مرگ زید بن ثابت گفت: امروز عالم [[الناس]] و حبر الناس مرد"<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۲۷۵.</ref>.<ref>[[محمد علی نقدی|نقدی، محمد علی]]، [[زید بن ثابت (مقاله)|مقاله «زید بن ثابت»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۵، ص۱۹۵.</ref>
==زید بن ثابت==
زید بن ثابت [[شخصیت]] پیچیده و ناشناخته‌ای دارد. وی مورد توجه خاص [[خلفا]] بوده است. زید بن ثابت در [[ماجرای سقیفه]] از همان ساعات اولیه تشکیل جلسه در [[سقیفه]] حضور داشت و از [[ابوبکر]] جانبداری می‌کرد.
سقیفه محل [[اجتماع]] بزرگان [[انصار]] بود. بزرگان انصار پس از [[مصیبت]] فقدان [[رسول خدا]]{{صل}} در آن مکان گرد هم آمدند تا برای آیندۀ خود چاره‌ای بیندیشند. در این هنگام ابوبکر و عمر به اجتماع انصار وارد شده و طرح از پیش تعیین شده خود را برای [[غصب خلافت]] به [[اجرا]] گذاشتند. علی‌رغم این که زید بن ثابت از انصار می‌باشد ولی از [[یاران]] [[مهاجرین]] به شمار می‌آید و در این جریان از ابوبکر و عمر طرفداری کرد و خطاب به انصار گفت:
{{عربی|إن رسول الله{{صل}} کان من المهاجرین، وإنما الإمام یکون من المهاجرین ونحن أنصاره کما کنا [[أنصار]] [[رسول الله]]{{صل}}}}<ref>مسند احمد، ج۵، ص۱۸۵ حدیث ۲۱۶۵۷، سنن بیهقی، ج۸، ص۱۴۳ حدیث ۱۶۳۱۵، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱۲، تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۳۱۴، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۳۳، فتح الباری، ج۷، ص۳۱.</ref>؛
همانا رسول خدا{{صل}} از مهاجرین بود و [[امام]] هم باید از مهاجرین باشد و ما انصار او هستیم چنان که انصار رسول خدا{{صل}} بودیم.
[[ابن کثیر]] پس از نقل این سخن اضافه می‌کند:
{{عربی|إن زید بن ثابت أخذ بید أبی بکر فقال: هذا صاحبکم فبایعوه}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۸۰، البدایة والنهایة، ج۵، ص۲۶۹، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۰، تاریخ دمشق، ج۳۰، ص۲۷۷، کنز العمال، ج۵، ص۶۱۳ حدیث ۱۴۰۷۹.</ref>؛
همانا زید بن ثابت دست ابوبکر را گرفت و گفت: این صاحب شماست پس با او [[بیعت]] کنید.
بنابراین روشن شد زید - با این که در سنین [[جوانی]] بوده - در جریان [[حکومت]] ابی بکر نقش اساسی داشته است و بعد از آن هم در عصر حکومت هر [[سه خلیفه]] نزد آنان از جایگاه بالایی برخوردار بود.
پس از [[رحلت]] [[حضرت خاتم الانبیاء]]{{صل}} ابوبکر، برای [[جمع قرآن]] به دنبال زید بن ثابت فرستاد. زید در این هنگام ۲۱ سال داشت. [[ابوبکر]] در جلسه‌ای که عمر هم بود حاضر شد، خطاب به وی گفت:
{{عربی|إنک غلام شاب عاقل لا نتهمک}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص۱۰ حدیث ۵۷، صحیح بخاری، ج۴، ص۱۹۰۷ حدیث ۴۷۰۱، ر.ک: سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۳۱.</ref>؛
تو [[جوان]] عاقلی هستی که تو را متهم نمی‌کنیم و مورد [[اعتماد]] ما هستی.
سپس ابوبکر به وی دستور داد تا [[قرآن]] را جمع‌آوری کند و از حالت پراکندگی بیرون بیاورد.
[[دعوت]] [[خلفا]] از زید بن ثابت برای [[جمع‌آوری قرآن]] [[نارضایتی]] و [[انتقاد]] بزرگان [[صحابه]] را در پی داشت. [[عبدالله بن مسعود]] از کسانی بود که شدیدا به این کار معترض بود. [[ابن اثیر]] می‌نویسد:
{{عربی|وقد صح عن ابن مسعود إنه قال لما کتب زید المصحف: لقد أسلمت وإنه فی صلب رجل کافر}}<ref>اسد الغابة، ج۱، ص۲۲۰: ۱۲۷.</ref>؛
این قول صحیح است که [[ابن مسعود]] به هنگام [[کتابت قرآن]] توسط زید، گفت: به تحقیق، من [[اسلام]] آوردم در حالی که زید بن ثابت در صلب مردی [[کافر]] بود.
از [[اعتراض]] ابن مسعود معلوم می‌شود که وی دعوت از زید را برای [[جمع قرآن]] نوعی [[توهین]] به خودش نیز تلقی می‌کرده است،؛ چراکه ابن مسعود از نظر سن، سابقۀ اسلام، [[علم]] و فضل [[برتر]] از زید بن ثابت بوده است. همچنین از قول ابن مسعود می‌توان استفاده کرد که پدر زید [[غیر مسلمان]] و خود او [[تازه مسلمان]] بوده است<ref>برخی بر این باورند که زید بن ثابت یهودی زاده و از عوامل نفوذی یهود در اسلام بوده است. شواهد و قرائن محکمی هم در این زمینه ارائه شده است. پرداختن به این موضوع از حوصله بحث این کتاب خارج است.</ref>.
[[حاکم نیشابوری]] در کتاب [[المستدرک علی الصحیحین]] به نقل از ابن مسعود می‌نویسد:
{{عربی|أقرأنی رسول الله{{صل}} سبعین سورة أحکمتها قبل أن یسلم زید بن ثابت}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۲۴۸ حدیث ۲۸۹۸: ذهبی با سکوت خود درباره این حدیث صحت آن را در تلخیص المستدرک می‌پذیرد. المعجم الاوسط، ج۲، ص۳۴۱ حدیث ۲۱۶۷، المعجم الکبیر، ج۹، ص۷۵ حدیث ۸۴۳۹.</ref>؛
هفتاد [[سوره]] از [[قرآن مجید]] را نزد [[رسول خدا]]{{صل}} قرائت کردم و به [[حافظه]] سپردم پیش از آنکه [[زید بن ثابت]] [[اسلام]] بیاورد.
برخی این موضوع را با تعابیر دیگری از [[ابن مسعود]] نقل کرده‌اند:
[[بخاری]] نیز در کتاب [[التاریخ الکبیر]] از قول [[عبدالله بن مسعود]] چنین نقل می‌کند:
{{عربی|أخذت من فی رسول الله{{صل}} سبعین سورة وأن زید بن ثابت صبی من الصبیان}}؛
من از دهان رسول خدا{{صل}} هفتاد سوره فرا گرفتم در حالی که زید بن ثابت [[کودکی]] بود در میان [[کودکان]].
در برخی نقل‌ها نیز تعبیر زیر به کار رفته است:
{{عربی|... أن زید بن ثابت ذو ذؤابتین یلعب مع الصبیان}}<ref>التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۲۷ حدیث ۷۶۲، المعجم الکبیر، ج۹، ص۷۴ - ۷۶، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۲۴۸ حدیث ۲۸۹۷، الاستیعاب، ج۳، ص۹۹۳، تاریخ دمشق، ج۳۳، ص۱۳۸.</ref>.
صرف نظر از [[اعتراضات]] و انتقادهای تند ابن مسعود، تعامل [[ابوبکر]] با زید بن ثابت [[تأمل]] برانگیز است. پیرامون این موضوع، سؤالاتی وجود دارد که [[پاسخگویی]] به آنها مشکل می‌نماید. به هر [[حال]] لازم است [[اهل سنت]] به پرسش‌های زیر پاسخ دهند:
#آیا [[قرآن]]، در عصر [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} جمع‌آوری نشده بود؟
#آیا به غیر از زید بن ثابت - که در آن [[روز]] فقط ۲۱ سال داشت - فرد مناسب تری برای [[جمع‌آوری قرآن]] وجود نداشت؟
#آیا از میان [[صحابه]] فقط این [[جوان]] مورد [[اعتماد]] بود و دیگران از نظر ابوبکر و عمر متهم بودند؟
# [[اتهام]] بزرگان صحابه از نظر ابوبکر و عمر چه بوده است؟
#عدم اعتماد ابوبکر و عمر به [[اصحاب]] چگونه با بحث [[عدالت صحابه]] قابل جمع است؟
#سر توجه خاص ابوبکر و عمر به زید بن ثابت چیست؟
مطالعه پیرامون [[زندگی]] زید بن ثابت نشان می‌دهد که [[عنایت]] [[خلفا]] به زید بن ثابت صرفا به بحث [[جمع قرآن]] محدود نمی‌شود. و به دوره ابوبکر نیز منحصر نیست. توجه ویژه به زید بن ثابت و [[بزرگداشت]] وی و کنار گذاشتن صحابۀ بزرگ [[پیامبر]] در دوره‌های بعد نیز ادامه داشته است. [[ذهبی]] می‌نویسد: [[واقدی]] به سند خود از عثمان نقل می‌کند که می‌گفت:
{{عربی|من یعذرنی من ابن مسعود؟ غضب إذ لم أوله نسخ المصاحف! هلا غضب علی أبی بکر وعمر إذ عزلاه عن ذلک، وولیا زیدا، فاتبعت فعلهما}}<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۳۵.</ref>؛
چه کسی از [[ابن مسعود]] برای من عذر می‌آورد؟ وقتی که او را بر [[نسخ]] [[مصحف]] به کار نگرفتم بر من [[غضب]] کرد! آیا وی بر [[ابوبکر]] و عمر نیز غضب نکرد هنگامی که وی را از این کار [[عزل]] کردند و زید را بر آن گماشتند پس من نیز از عمل آن دو (ابوبکر و عمر) [[پیروی]] کردم.
از این [[حدیث]] استفاده می‌شود که ابوبکر، عمر و عثمان هر یک در عصر [[حکومت]] خود از [[زید بن ثابت]] درخواست کرده‌اند که [[قرآن]] را جمع‌آوری کند.
این موضوع بسیار عجیب است و نیاز به [[تأمل]] دارد. سؤالات زیر نیز به [[پاسخگویی]] نیاز دارند:
#آیا قرآن جمع‌آوری شده در [[زمان]] [[خلافت ابوبکر]] کمبود یا ایرادی داشته است؟
#اگر پاسخ منفی است چه نیازی به [[جمع قرآن]] در دوره‌های بعد بوده است؟
#آیا قرآن موجود که در عصر [[خلافت عثمان]] جمع‌آوری شده با [[قرآنی]] که در [[زمان ابوبکر]] جمع‌آوری شد تفاوت داشته است؟!
صرف نظر از این بحث، [[مناصب]] زید بن ثابت در دستگاه [[حاکم]] نیز بسیار تأمل برانگیز است. بر اساس برخی نقل‌ها، هرگاه [[عمر بن خطاب]] در دوران حکومت خویش از [[مدینه]] خارج می‌شد، زید بن ثابت را به عنوان [[نائب]] خود [[منصوب]] می‌کرد و پس از بازگشت، هر بار نخلستانی از [[بیت المال مسلمانان]] را به زید [[هدیه]] می‌داد. در این باره نوشته‌اند:
{{عربی|کان عمر بن الخطاب کثیرا ما یستخلف زید بن ثابت إذا خرج إلی شیء من الأسفار، وقلما رجع من سفر إلاأقطع زید بن ثابت حدیقة من نخل}}<ref>اخبار المدینة، ج۱، ص۳۶۸ حدیث ۱۱۳۸ و ر.ک: الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۵۹، تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۳۱۸ - ۳۲۰.</ref>؛
بسیار اتفاق می‌افتاد که عمر بن خطاب هنگام [[مسافرت]] هایش [[زید بن ثابت]] را [[جانشین]] خود می‌کرد و خیلی کم اتفاق می‌افتاد که به هنگام مراجعت از [[سفر]] باغ نخلی به او [[هدیه]] ندهد.
[[ذهبی]] نیز این موضوع را در کتاب [[سیر اعلام النبلاء]] آورده است و محقق کتاب ذهبی دربارۀ [[سند حدیث]] می‌گوید: {{عربی|رجاله ثقات}}<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۳۴.</ref>.
در این جا هم جای این سؤال هست، که چرا با وجود [[اصحاب]] بزرگ [[رسول خدا]]{{صل}} زید بن ثابت جانشین عمر می‌شد؟ [[بخشش]] نخلستان‌ها به زید از [[حساب]] [[بیت المال]] چه توجیهی دارد؟
علاوه بر [[استخلاف]] زید در سفرهای [[خلفا]]، وی از سوی آنان به [[مقام مرجعیت دینی]] هم [[منصوب]] شده بود. عمر و عثمان، زید بن ثابت را در [[فتوا]]، [[قضاوت]]، تقسیم [[ارث]] و [[قرائت قرآن]] بر همۀ اصحاب مقدم می‌داشتند. ذهبی می‌نویسد:
{{عربی|ما کان عمر وعثمان یقدمان علی زید أحدا فی الفرائض والفتوی والقرائة والقضاء}}<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۳۴؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۵۹، تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۲۸: ۱۶.</ref>؛
عمر و عثمان هرگز کسی را در [[احکام]]، فتوا، قرائت و قضاوت بر زید بن ثابت مقدم نمی‌کردند.
در کتاب [[السنن الکبری]] بابی با عنوان {{عربی|باب ترجیح قول زید بن ثابت علی قول غیره من الصحابة فی الفرائض}}<ref>سنن بیهقی، ج۶، ص۲۱۰: «باب مقدم نمودن کلام زید بن ثابت بر کلام دیگر صحابۀ پیامبر در دستورات دینی».</ref> گشوده شده است که این امر بیانگر اهتمام فراوان [[اهل سنت]] بر [[ترویج]] آراء زید بن ثابت است. با اندکی مطالعه در این زمینه روشن می‌شود که هیچ یک از آراء زید بن ثابت به [[سنت رسول خدا]]{{صل}} مستند نیست. خود زید نیز به این موضوع تصریح کرده است. ذهبی می‌نویسد:
{{عربی|إن مروان دعا زید بن ثابت وأجلس له قوما خلف ستر، فأخذ یسأله وهم یکتبون؛ ففطن زید، فقال: یا مروان، أغدرا؟ إنما أقول برأیی}}<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۳۸.</ref>؛
[[مروان]]، زید را به [[مجلسی]] [[دعوت]] کرد و عده‌ای را در پشت پرده نشاند پس از زید سؤال می‌کرد و این افراد می‌نوشتند، زید از این موضوع [[آگاه]] شد و به [[مروان]] گفت: آیا [[خیانت]] می‌کنی؟ آن چه می‌گویم نظر شخصی خود من است.
بنابراین روشن است که [[زید بن ثابت]] توجهی به [[قرآن مجید]] و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} نداشته است، و در همۀ زمینه‌ها از جمله [[فتوا]]، [[قضاوت]]، [[قرائت قرآن]] و [[واجبات]] [[دین]]، از پیش خود نظر می‌داده است، اما با وجود تصریح زید بن ثابت به این موضوع چرا [[خلفا]] در این امور به وی [[مرجعیت]] داده بودند؟ و چرا [[اهل سنت]] قول زید بن ثابت را بر قول دیگران ترجیح می‌دهند؟!
البته شواهد زیادی وجود دارد که گاهی بزرگان [[صحابه]] آراء زید بن ثابت را مخالف [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} معرفی کرده‌اند، و به صراحت [[رأی]] زید را مردود دانسته‌اند.
و حضرت [[امام محمد باقر]]{{ع}} در مورد آراء زید بن ثابت می‌فرمایند:
{{متن حدیث|الْحُكْمُ حُكْمَانِ حُكْمُ اللَّهِ وَ حُكْمُ الْجَاهِلِيَّةِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«آیا داوری (دوره) «جاهلیّت» را می‌جویند؟ و برای گروهی که یقین دارند، در داوری از خداوند بهتر کیست؟» سوره مائده، آیه ۵۰.</ref> وَ اشْهَدُوا عَلَى زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ لَقَدْ حَكَمَ فِي الْفَرَائِضِ بِحُكْمِ الْجَاهِلِيَّةِ}}<ref>کافی، ج۷، ص۴۰۷، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۱۸، وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۲۳ حدیث ۳۳۱۰۷.</ref>؛
[[حکم]] دو گروه است: [[حکم خدا]] و [[حکم جاهلیت]] [[خدای تعالی]] می‌فرماید: «و برای [[اهل یقین]] کدام حکم از حکم خدا نیکوتر خواهد بود؟» و بر علیه زید بن ثابت که به تحقیق در واجبات به حکم جاهلیت حکم کرد [[شهادت]] می‌دهم.
پس روشن شد که زید بن ثابت بر خلاف سنت رسول خدا{{صل}} و بر اساس [[قوانین]] [[جاهلیت]] نظر می‌داده است. با این [[حال]] وی در [[زمان]] خلفا به عنوان [[مرجع دینی]] معرفی شده است.
علاوه بر [[مرجعیت دینی]]، زید بن ثابت در عصر [[خلافت عثمان]] [[کلیددار]] [[بیت المال مسلمین]] هم بوده است.
[[بخاری]] در التاریخ [[الکبیر]] می‌نویسد:
{{عربی|کان زید بن ثابت عامل عثمان علی بیت المال}}<ref>تاریخ کبیر، ج۸، ص۳۷۳ حدیث ۳۳۷۳.</ref>؛
زید بن ثابت از طرف عثمان عامل (خزانه‌دار) [[بیت المال]] بود.
زید بن ثابت بعد از [[خلافت عثمان]] از معاویه [[حمایت]] می‌کرد و مبلغ او بود.
بر اساس نقل [[ذهبی]]، احادیثی از سوی زید بن ثابت در [[فضیلت]] معاویه [[جعل]] و به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} نسبت داده شده است<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۶۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۱: خط ۱۴۳:
# [[پرونده:1100352.jpg|22px]] [[محمد علی نقدی|نقدی، محمد علی]]، [[زید بن ثابت (مقاله)|مقاله «زید بن ثابت»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵''']]
# [[پرونده:1100352.jpg|22px]] [[محمد علی نقدی|نقدی، محمد علی]]، [[زید بن ثابت (مقاله)|مقاله «زید بن ثابت»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵''']]
# [[پرونده:IM009869.jpg|22px]] [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲''']]
# [[پرونده:IM009869.jpg|22px]] [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲''']]
# [[پرونده:Jawahir-kalam-1.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش