شهادت امام سجاد: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←مقدمه) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
دوران [[امامت امام زین العابدین]]{{ع}} با [[حکومت]] [[پنج تن]] از حاکمان غاصب [[اموی]] همزمان شد<ref>حاکمان این دوره عبارتاند: یزید بن معاویه (حک: ۶۰ - ۶۴ق)، معاویة بن یزید (حک: ۶۴ق چهل روز یا چهار ماه)، مروان بن حکم (حک: ۶۵ق - بیش از نُه ماه)، عبد الملک مروان (حک: ۶۵ - ۸۶ق) و ولید بن عبدالملک (حک: ۸۶ - ۹۶ق).</ref>. هرچند [[امام]] کوشید با کمترین حساسیت، زیرساختهای [[عقیدتی]] [[جامعه]] را تصحیح کند، ولی افشاگریهای حضرت و مشاهده نفوذ [[فکری]] و [[معنوی]] [[امام سجاد]]{{ع}} برای حکومت آسان نبود. چنان که منابع متأخر روایتی از [[ابن شهاب زهری]] نقل کردهاند که ولید میگفت: تا وقتی [[علی بن الحسین]]{{ع}} زنده است راحتی ندارم<ref>حکیم، اعلام الهدایه، ج۶، ص۸۶.</ref>. از این رو، فشارهای گوناگونی بر آن حضرت و [[نزدیکان]] ایشان [[اعمال]] شد تا اینکه حضرت به دست ولید بن عبدالملک<ref>صدوق، الاعتقادات، ص۹۸.</ref>، یا برادرش هشام<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۵۱ - ۱۵۳.</ref> [[مسموم]] و [[شهید]] شد. بنا بر [[روایت]] [[سعید بن مسیب]] هیچ مرد و زنی و [[انسان]] خوب و بدی نبود، مگر اینکه در [[تشیع]] جنازه امام سجاد{{ع}} حاضر شد و هنگام [[نماز]] بر او [[تکبیر]] از [[آسمان]] و [[زمان]] شنیده شد<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. آن حضرت در [[قبرستان بقیع]] در کنار مرقد [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} [[دفن]] شد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۰۸.</ref>. | دوران [[امامت امام زین العابدین]]{{ع}} با [[حکومت]] [[پنج تن]] از حاکمان غاصب [[اموی]] همزمان شد<ref>حاکمان این دوره عبارتاند: یزید بن معاویه (حک: ۶۰ - ۶۴ق)، معاویة بن یزید (حک: ۶۴ق چهل روز یا چهار ماه)، مروان بن حکم (حک: ۶۵ق - بیش از نُه ماه)، عبد الملک مروان (حک: ۶۵ - ۸۶ق) و ولید بن عبدالملک (حک: ۸۶ - ۹۶ق).</ref>. هرچند [[امام]] کوشید با کمترین حساسیت، زیرساختهای [[عقیدتی]] [[جامعه]] را تصحیح کند، ولی افشاگریهای حضرت و مشاهده نفوذ [[فکری]] و [[معنوی]] [[امام سجاد]]{{ع}} برای حکومت آسان نبود. چنان که منابع متأخر روایتی از [[ابن شهاب زهری]] نقل کردهاند که ولید میگفت: تا وقتی [[علی بن الحسین]]{{ع}} زنده است راحتی ندارم<ref>حکیم، اعلام الهدایه، ج۶، ص۸۶.</ref>. از این رو، فشارهای گوناگونی بر آن حضرت و [[نزدیکان]] ایشان [[اعمال]] شد تا اینکه حضرت به دست ولید بن عبدالملک<ref>صدوق، الاعتقادات، ص۹۸.</ref>، یا برادرش هشام<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۵۱ - ۱۵۳.</ref> [[مسموم]] و [[شهید]] شد. بنا بر [[روایت]] [[سعید بن مسیب]] هیچ مرد و زنی و [[انسان]] خوب و بدی نبود، مگر اینکه در [[تشیع]] جنازه امام سجاد{{ع}} حاضر شد و هنگام [[نماز]] بر او [[تکبیر]] از [[آسمان]] و [[زمان]] شنیده شد<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. آن حضرت در [[قبرستان بقیع]] در کنار مرقد [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} [[دفن]] شد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۰۸.</ref>. | ||
==[[شهادت]] [[حضرت امام سجاد]]{{ع}}== | |||
[[ولید بن عبد الملک]] پس از پدر زمام امور مملکت را در دست گرفت. | |||
[[مورخ]] برجسته [[مسعودی]] او را اینگونه توصیف میکند: {{عربی|بِأَنَّهُ كَانَ جَبَّاراً عَنِيداً ظَلُوماً غَشُوماً}}<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۹۶.</ref> جبار به معنی [[سرکش]] و [[بیرحم]]، عنید به معنی لجوج، خود [[رأی]] و [[مستبد]] که دانسته با [[حق]] مقابله کند، [[ظلوم]] صیغه [[مبالغه]] از [[ظلم]] و به معنی بسیار [[ستمکار]] و غشوم نیز به معنی مستبد و ستمکار است. | |||
کار ولید به جایی رسید که حتی [[عمر بن عبد العزیز]] که خود از [[خلفای اموی]] است در [[زمان]] حکومتش درباره ولید میگفت: او از جمله کسانی بود که [[زمین]] را پر از ظلموجور کردند<ref>تاریخ الخلفا، ص۲۲۳.</ref>. | |||
در زمان همین [[خلیفه]] [[ستمگر]] بود که دانشمند بزرگ [[اسلام]] [[سعید بن جبیر]] به دست ظالمترین مزدور [[اموی]] [[حجاج بن یوسف]] به شهادت رسید. | |||
ولید بیشترین [[کینه]] را نسبت به [[امام زین العابدین]]{{ع}} داشت چراکه میدید باوجود آن حضرت [[حکومت]] و سلطهاش کامل نخواهد شد. | |||
[[امام سجاد]]{{ع}} از پشتوانه مردمی بزرگی برخوردار بود تا جایی که [[مردم]] با اعجاب و [[بزرگداشت]] از [[علم]] و [[فقه]] و [[عبادت]] آن حضرت سخن میگفتند و اجتماعات مردم مملو از بحث پیرامون [[صبر]] و دیگر [[ملکات]] او بوده و آنچنان در دلهای مردم جای گرفته بود که فقط کسی را [[سعادتمند]] میدانستند که [[توفیق]] دیدارش را مییافت و [[شرافت]] روبرو شدن با او و شنیدن کلامش نصیب او میشد، همه این مسائل که موجب مطرح شدن امام سجاد در [[جامعه]] میشد، بر [[امویان]] گران آمده و [[خواب]] راحت را از چشمانشان میگرفت. به ویژه ولید بن عبد الملک که رؤیای شیرین حکومت بر [[مسلمین]] و [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} را در سر میپروراند و از کینهتوزترین [[دشمنان امام]] [[زین العابدین]]{{ع}} به [[حساب]] میآمد<ref>درباره شهادت امام سجاد{{ع}} بعضی از مورخین چنین عقیده دارند که قاتل ایشان هشام بن عبد الملک بوده و او بوده که سم را برای قتل آن حضرت فرستاده است، بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۵۳ و میتوان هردو قول را جمع کرد که ولید دستور این کار را به هشام داده باشد و او متصدی اجرای آن جنایت بوده است.</ref>. | |||
[[زهری]] از ولید [[روایت]] کرده که گفت: تا [[علی بن الحسین]] زنده است [[راحتی]] برای من وجود ندارد<ref>حیاة الامام زین العابدین، ص۶۷۸.</ref>. | |||
بههمین سبب چون [[حکومت]] به وی رسید تصمیم به [[ترور]] [[امام سجاد]]{{ع}} گرفت، او سمی کشنده برای [[حاکم مدینه]] فرستاد تا آن را به امام سجاد{{ع}} بخوراند<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۵۳، به نقل از الفصول المهمة اثر ابن صباغ مالکی، ص۱۹۴.</ref> حاکم مدینه نیز این [[جنایت]] هولناک را به انجام رسانید و [[روح]] بزرگ [[امام زین العابدین]]{{ع}} پس از اینکه [[آفاق]] را با [[نور]] [[علم]] و [[عبادت]] و [[جهاد]] و خالی بودن از [[هوای نفس]] روشن کرده بود به سوی [[خالق]] خویش پرواز کرد. | |||
[[امام]] [[ابو جعفر]] [[محمد باقر]]{{ع}} [[تجهیز]] جنازه پدر بزرگوارش را به عهده گرفت و پس از [[تشییع]] پرجمعیت و بینظیری که [[مدینه]] مانند آن را به خود ندیده بود آن پیکر [[پاک]] را به [[بقیع]] آورده و قبری در کنار [[قبر]] عموی پاکش [[سرور]] جوآنان [[اهل بهشت]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} برای او حفر نمودند، [[امام باقر]]{{ع}} جنازه پدرش [[زین العابدین]] و [[سید الساجدین]]{{ع}} را در [[خانه]] [[آخرت]] قرار داد. | |||
[[سلام]] بر او روزی که به [[دنیا]] آمد روزی که به [[شهادت]] رسید و روزی که بهپا خواهد خاست.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۶، ص ۱۰۵.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||