پرش به محتوا

آیه صادقین در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۲۸۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ نوامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۴۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== مقدمه ==
[[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] که در آن به همراهی با صادقین امر شده، معروف به '''آیه صادقین''' است. [[شیعه]] قائل است بر پایه [[روایات]] و با توجه به مفهوم [[صادقین]]، امر به کون با صادقان به معنای امر مطلق به تمسک به آنان و اطاعت از آنان است و مصداق [[صادقین]] نیز بر اساس روایات مستفیضه و صحیح السند، امام علی {{ع}} و [[اهل‌بیت]]{{ع}} هستند. از منظر شیعه آیه بر امور مختلفی دلالت می‌کند از جمله: دلالت بر وجوب پیروی از امام ([[وجوب اطاعت]])؛ دلالت بر [[ضرورت وجود امام]] در هر عصری، دلالت بر برخورداری امام از علوم الهی، دلالت بر اسوه بودن صادقان و دلالت بر [[عصمت امام]]. در برخی روایات اهل سنت نیز، پیامبراکرم{{صل}}، امام علی و سایر اهل بیت از مصادیق صادقین معرفی شده‌اند.
 
== شأن نزول آیه ==
== شأن نزول آیه ==
{{اصلی|شأن نزول آیه صادقین}}
{{اصلی|شأن نزول آیه صادقین}}
خط ۱۴: خط ۱۵:


== معناشناسی [[صادقین]] ==
== معناشناسی [[صادقین]] ==
=== معناشناسی صدق ===
{{اصلی|صدق}}
{{اصلی|صدق}}
[[صدق]] در لغت به معنای مطابقت [[حکم]] با واقع است<ref>جرجانی، سید شریف، التعریفات، ص۹۵.</ref>. صدق در برابر [[کذب]] در اصل، وصف سخن است؛ خواه آن سخن مربوط به گذشته باشد یا [[آینده]]، به صورت [[وعده]] باشد یا به گونه‌ای دیگر. همچنین در اصل، وصف خبر است و انواع دیگر سخن، مانند [[امر و نهی]] و استفهام اگر به صدق یا کذب توصیف شوند؛ به لحاظ خبری است که مدلول ضمنی یا التزامی آنهاست؛ مثلاً کسی که می‌پرسد آیا [[زید]] در [[خانه]] است یا نه، مدلول ضمنی یا التزامی [[کلام]] او این است که او از [[جهل]] خود نسبت به بودن زید در خانه خبر می‌دهد. [[زمخشری]] گفته است: [[صادقین]] کسانی‌اند که در [[دین خدا]] از نظر [[عقیده]]، گفتار و [[رفتار]] صادق می‌باشند<ref>زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۲۲۰.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه صادقین (مقاله)|آیه صادقین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۰۳.</ref>
[[صدق]] در لغت به معنای مطابقت [[حکم]] با واقع است<ref>جرجانی، سید شریف، التعریفات، ص۹۵.</ref>. صدق در برابر [[کذب]] در اصل، وصف سخن است؛ خواه آن سخن مربوط به گذشته باشد یا [[آینده]]، به صورت [[وعده]] باشد یا به گونه‌ای دیگر. همچنین در اصل، وصف خبر است و انواع دیگر سخن، مانند [[امر و نهی]] و استفهام اگر به صدق یا کذب توصیف شوند؛ به لحاظ خبری است که مدلول ضمنی یا التزامی آنهاست؛ مثلاً کسی که می‌پرسد آیا [[زید]] در [[خانه]] است یا نه، مدلول ضمنی یا التزامی [[کلام]] او این است که او از [[جهل]] خود نسبت به بودن زید در خانه خبر می‌دهد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۱ و [[آیه صادقین (مقاله)|مقاله «آیه صادقین»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۰۳.</ref>.


در توصیف خبر به صدق، دو مطلب را می‌توان مقیاس گرفت: یکی واقعیت خارجی و دیگری [[اعتقاد]] گوینده. بر این اساس، اگر فرد [[مسلمان]] بگوید: «محمد {{صل}} [[آخرین پیامبر]] [[الهی]] است”، [[سخن]] او از هر دو جهت صادق است، ولی اگر فرد [[کافر]] این سخن را بگوید، تنها از نظر مطابقت سخن او با عالم واقع و نفس الامر صادق است؛ نه از نظر اعتقاد درونی. از این رو [[خداوند]]، [[منافقان]] را در این گفتار که: {{متن قرآن|نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ}}<ref>«گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> [[تکذیب]] کرده است: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref>. پس صدق و کذب، وصف اعتقاد نیز واقع می‌شوند و گفته می‌شود فلان فرد در اعتقاداتش صادق یا کاذب است.
با توجه به آنچه در معنای لغوی [[صدق]]، گذشت، گفته شده کسی که عقیده‌اش با نفس الأمر مطابقت داشته باشد، یا ظاهر و باطنش هماهنگ باشد، یا به [[اراده]] خویش [[جامه]] عمل بپوشاند، در [[عقیده]]، [[نیت]] و اراده‌اش صادق می‌باشد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۹، ص۴۰۲، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ۱۳۹۳ق.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۱ و [[آیه صادقین (مقاله)|مقاله «آیه صادقین»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۰۳.</ref>


[[افعال]] نیز به صدق و کذب توصیف می‌شوند، چنان که فرموده است: {{متن قرآن|رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref>: یعنی افعال آنان [[گواه]] بر صدق [[عهد]] و [[پیمان]] آنان است و نیز فرموده است: {{متن قرآن|لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ}}<ref>«تا (به فرجام، خداوند) از راستی راستگویان بپرسد و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۸.</ref> یعنی کسانی که در [[زبان]] راست گفتند، از [[راستی]] فعل آنان سؤال خواهد شد. به عبارت دیگر، گفتار منهای [[کردار]] ارزشی ندارد و نیز در [[آیه]]: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref> مقصود این است که [[درستی]] رؤیای [[پیامبر]] {{صل}} در عمل تحقق یافت<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص۲۷۷، کلمه صدق.</ref>.
== مصداق‌شناسی صادقین در روایات فریقین ==
{{اصلی|مصداق‌شناسی صادقین}}
روایاتی در منابع [[فریقین]]، در حد [[استفاضه]] رسیده است که مراد از صادقین در آیه، [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}، است. با این وجود شواهد بسیار دیگری نیز از [[روایات]] بر این مطلب صحه می‌‌گذارد که اگرچه واژه صادقین مفهوم وسیعی دارد ولی از روایات بسیاری استفاده می‌‌شود که منظور از آن در اینجا تنها [[معصومین]]{{عم}} هستند. بزرگان شیعه و اهل سنت نیز به این معنا تصریح کرده‌اند. از جمله: بهبهانی در تبیین آیه و [[استدلال]] به آن چنین می‌نویسد: روایات مستفیض از طریق [[شیعه]] و [[اهل سنت]] وارد شده است که صادقین در [[آیه کریمه]] [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} هستند. سید هاشم [[بحرانی]] نیز در کتاب غایة المرام، ده [[حدیث]] از طرق شیعه و هفت حدیث از طرق اهل سنت آورده است. دلیل اینکه مقصود از صادقین در آیه کریمه - چنان که در [[احادیث]] فریقین آمده- [[امامان معصوم]]{{عم}} هستند، این است که اگر مراد از [[صدق]] ([[راستی]]) که در عنوان صادقین مأخوذ است، مطلق راستی بود که شامل هر مرتبه‌ای از آن می‌شد و صادقین هر کسی را که متصف به صدق در هر مرتبه‌ای باشد شامل می‌شد، می‌بایست در آیه کریمه {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} تعبیر می‌شد و معنای آن این بود که بر هر [[مسلمانی]] لازم است از راست‌گویان باشد و از [[دروغ]] اجتناب ورزد. پس عدول از واژه «من» به واژه «مع»، نشان‌دهنده آن است که منظور از «صدق»، مرتبه خاص و مقصود از «صادقین»، گروهی مخصوص بوده و مراد از {{متن قرآن|مَعَ الصَّادِقِينَ}} [[اتّباع]] و [[پیروی]] از آنان است<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۳۲.</ref>.


[[جرجانی]] گفته است: «صدق در لغت عبارت است از مطابقت [[حکم]] با واقع و در اصطلاح [[اهل]] [[حقیقت]]، گفتار [[حق]] است در جایگاه خطر. قشیری گفته است: [[صدق]] آن است که در احوال تو ناخالصی و در [[اعتقاد]] تو تردید و در [[اعمال]] تو عیبی راه نیابد”<ref>التعریفات، ص۹۵.</ref>.
=== روایات شیعه ===
در این بخش به عنوان نمونه به ذکر برخی روایات نقل شده در منابع شیعی می‌پردازیم:
# کافی روایات صحیح السندی در این‌باره نقل کرده است که مقصود از {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}، [[ائمه]] است:
## [[برید بن معاویه عجلی]] نقل می‌کند که از [[امام محمد باقر]]{{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} پرسیدم و امام فرمود: «[[خداوند]] ما را قصد کرده است»<ref>الأصول من الکافی، ج۱، ص۲۰۸. {{متن حدیث|إِيَّانَا عَنَى‌}}.</ref>.
## [[ابونصر بزنطی]] گوید: از [[امام رضا]]{{ع}} درباره آیه پرسیدم فرمود: [[صادقون]] ائمه هستند و [[صدیقین]] هم کسانی‌اند که از آنان اطاعت می‌کنند»<ref>الأصول من الکافی، ج۱، ص۲۰۸. {{متن حدیث|الصَّادِقُونَ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ الصِّدِّيقُونَ بِطَاعَتِهِمْ‌}}.</ref>.
## [[محمد بن اسماعیل]] گفته است از امام رضا{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: {{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُونَ‌}}<ref>الأصول من الکافی، ج۱، ص۲۷۱.</ref>، «[[امامان اهل بیت]] دانشمندان، راست‌گویان و تفهیم‌شدگانند».
# [[صدوق]] از [[سلمان]] [[روایت]] کرده است که [[امام علی]]{{ع}} به آیه {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} برای اثبات خلافت و امامتش چنین [[استدلال]] و [[احتجاج]] فرموده است: شما را به خداوند قسم می‌دهم! آیا می‌دانید هنگامی که خداوند آیه {{متن قرآن|... وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} را نازل فرمود، سلمان گفت: ای [[رسول خدا]]! آیا منظور از آن عام است یا خاص؟ [[حضرت پیامبر]]{{صل}} فرمود: «کسانی که به همراهی با صادقین دستور داده شده‌اند، همه [[مؤمنان]] هستند و اما عنوان «صادقین» مخصوص برادرم علی{{ع}} و اوصیای بعد از او تا [[روز قیامت]] است» همه گفتند: آری [این سخن را از [[پیامبر]]{{صل}} شنیدیم]<ref>کمال الدین و تمام النعمة أبو جعفر محمد بن علی بن حسین الصدوق (شیخ صدوق)، ص۲۷۸. ر.ک: کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۲۰۱.</ref>.
# [[امام محمد باقر]]{{ع}} درباره [[آیه]] فرمود: «همراه با [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} باشید»<ref>الأمالی، ج۲، صص ۲۵۵ و ۲۵۶، ح۴۶۱. {{متن حدیث| مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}.</ref>.
# [[امام رضا]]{{ع}} درباره آیه فرمود: «[[صادقین]] ائمه‌اند»<ref>بصائر الدرجات الکبری، أبو جعفر محمد بن الحسن بن فروخ الصفار، ص۵۱. {{متن قرآن|... وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} را پرسیدم فرمود: {{متن حدیث|الصَّادِقُونَ الْأَئِمَّةُ الصِّدِّيقُونَ بِطَاعَتِهِمْ}}.</ref>.
# سليم بن قيس هلالی در [[تفسیر]] کلمه «صادقین» چنین نقل می‌کند: «روزی امیرمؤمنان علی{{ع}} با جمعی از [[مسلمانان]] گفت و گو می‌کرد و فرمود: شما را به [[خدا]] [[سوگند]] می‌دهم آیا می‌دانید هنگامی که خدا آيه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> را نازل کرد، [[سلمان]] به [[پیامبر]]{{صل}} گفت: ای [[رسول خدا]] آیا منظور از آن عام است یا خاص؟ پیامبر فرمود: خطاب عام است و مأمورین به این دستور همه مؤمنانند و اما عنوان صادقین مخصوص برادرم علی و اوصیای بعد از او تا [[روز قیامت]] است. هنگامی که علی{{ع}} این سؤال را کرد، حاضرین: گفتند: آری این سخن را از پیامبر شنیده‌ایم.»<ref>کتاب سليم بن قيس الجزء الثانى، ص۶۴۷ و ۷۶۱ و ۷۶۲؛ البحراني السيد هاشم الرهان في تفسير القرآن، ج۳، ص۵۱۶ الاحتجاج، ج۱، ص۱۹۷؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۶۴.</ref>.
# از [[جابر بن عبدالله انصاری]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است که در تفسير آيه {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> فرمود: «{{عربی|مع آل محمد{{صل}}}}»<ref>عبدعلی بن جمعه حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج۳، ص۱۸۵؛ سید بن طاووس، سعدالسعود، ص۲۴۷؛ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۸۱.</ref>.
# در تفسير [[البرهان]] چهارده روایت ذیل این آیه ذکر شده است از جمله از کتاب نهج البیان نقل می‌کند که از [[پیامبر]]{{صل}} درباره «[[صادقین]]» سؤال شد. حضرت فرمود: آنها علی و [[فاطمه]] حسن و حسین و [[فرزندان]] [[معصوم]] آنان تا [[روز قیامت]] هستند<ref>سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۱۷.</ref>.
# الحبری در تفسیر خود ذیل آیه یاد شده می‌نویسد: «{{عربی|نزلت فی علی بن ابيطالب خاصة}}»<ref>حسین بن حکم حبری، تفسیر الحبری، ص۲۷۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۱، ص۳۱۸ و ۳۲۱ و ۳۲۲.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۳۲؛ [[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص۴۰۵-۴۰۷.</ref>


نتیجه آنکه «صدق” در اصل، وصفِ گفتاری است که با واقعیت خارجی مطابقت دارد، ولی از آنجا که بر [[عقیده]]، [[نیت]] و [[عزم]] و [[اراده]] نیز قول اطلاق می‌گردد، آنها نیز به صفت صدق و [[راستی]] توصیف می‌شوند و گفته می‌شود عقیده یا نیت یا اراده راست. بر این اساس، کسی که عقیده‌اش با نفس‌الامر مطابقت داشته باشد یا ظاهر و باطنش هماهنگ باشد یا به اراده خویش [[جامه]] عمل بپوشاند، صادق در عقیده و نیت و اراده نامیده می‌شود<ref>{{عربی|"الصدق بحسب الأصل مطابقة القول و الخبر الخارج، و یوصف به الإنسان إذا طابق خبره الخارج، ثم لما عد کل من الاعتقاد و العزم- الإرادة - قولا، توسع فی معنی الصدق فعد الإنسان صادقا إذا طابق خبره الخارج و صادقا إذا عمل بما اعتقده، و صادقا إذا أتی بما یریده و یعزم علیه علی الجدّ"}}؛ المیزان، ج۹، ص۴۰۲.</ref>.
=== روایات اهل سنت ===
 
بسیاری از [[مفسران]] و محدثان اهل سنت از [[ابن عباس]] نقل کرده‌اند که [[آیه]] یاد شده درباره [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} است. به عنوان نمونه به چند [[روایت]] اشاره می‌گردد:
به عبارت دیگر، صادق بودن [[انسان]] در سه حوزه عقیده، قول و [[عمل]] تجلی می‌یابد. هر گاه عقیده، قول و عمل انسان با معیارهای حق هم آهنگ باشد، او صادق است. [[زمخشری]] در تبیین [[صادقین]] در آیه مورد بحث گفته است: {{عربی|"هم الذین صدقوا فی دین الله نیة و قولا و عملا"}}<ref>الکشاف، ج۲، ص۳۲۰.</ref>؛ صادقین کسانی‌اند که در [[دین خدا]] از نظر عقیده، گفتار و [[رفتار]] صادق بوده‌اند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۱ و [[آیه صادقین (مقاله)|مقاله «آیه صادقین»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۰۳.</ref>.
# اگر تنها به [[روایت]] ارزشمند [[ثقلین]] توجّه کنیم، مصداق «صادقین» روشن می‌شود. صادقین همان کسانی هستند که در روایت ثقلین به عنوان افراد معصومی معرّفی شده‌اند که تمسّک به آنان مانع [[گمراهی]] است. آری، با توجّه به این روایت، [[اهل البیت]] و [[ائمّه]] [[معصومین]] «صادقین» هستند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۱۴۶ ـ ۱۴۷.</ref>.
 
# [[ثعلبی]] در [[تفسیر]] خود نقل می‌‌کند که ابن عباس در تفسیر این آیه گفت: «{{عربی|مع الصادقين يعني: علي بن ابيطالب و اصحابه}}»<ref>ثعلبی، الكشف و البيان (تفسير الثعلبى)، ج۵، ص۱۰۹</ref>.
=== معناشناسی صادق و صادقین ===
# در روایت دیگری از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده که آن حضرت در ذيل [[آیه صادقین]]، فرموده‌اند: {{متن حدیث|مع آل محمد}}<ref>ثعلبی، الكشف و البيان (تفسير الثعلبىج۵، ص۱۰۹.</ref>.
با توجه به آنچه در معنای لغوی [[صدق]]، گذشت، گفته شده کسی که عقیده‌اش با نفس الأمر مطابقت داشته باشد، یا ظاهر و باطنش هماهنگ باشد، یا به [[اراده]] خویش [[جامه]] عمل بپوشاند، در [[عقیده]]، [[نیت]] و اراده‌اش صادق می‌باشد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۹، ص۴۰۲، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ۱۳۹۳ق.</ref>.
# سبط بن الجوزی در تذکرة الخواص از گروهی از [[علما]] چنین نقل کرده که گروهی از علمای [[سیره]] از ابن عباس چنین نقل کرده‌اند که: این آیه به معنای آن است که با علی و خاندانش باشید.... علی{{ع}}، [[سید]] و [[سرور]] [[صادقان]] است<ref>سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۱۶.</ref>.
 
# [[حاکم حسکانی]] هفت روایت را از طرق متعدد نقل می‌‌کند، از جمله: [[ محمد]] بن صلت از پدرش نقل می‌کند که [[جعفر بن محمد]] درباره این آیه فرمود: «{{متن حدیث|مع الصادقین يعني مع محمد و علی}}»<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۴۱-۳۴۵</ref>.
چنانچه [[زمخشری]] گفته است: [[صادقین]] کسانی‌اند که در [[دین خدا]] از نظر عقیده، گفتار و [[رفتار]] صادق باشند<ref>زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۲۲۰، نشر الأدب الحوزة.</ref>.
# [[سیوطی]] در [[الدر المنثور]] از ابن عباس نقل می‌کند که وی در تفسیر آيه [[صادقین]]، گفت: {{متن حدیث|یعنی مع علی بن ابیطالب}} یعنی با علی بن ابیطالب باشید. وی همچنین شبیه به این روایت را از امام باقر نیز نقل می‌‌نماید<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۴، ص۲۸۶.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص۴۰۵-۴۰۷.</ref> وی همچنین از «[[عبد الله بن عمر]]» چنین نقل کرده است که: منظور از صادقین پیامبر{{صل}} و [[اهل بیت]] آن حضرت است<ref>{{عربی|"مَعَ الصَّادِقِینَ‌ أَیْ مَعَ مُحَمّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِه"}}؛‌ شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۱۴۶ ـ ۱۴۷.</ref>
 
# [[قندوزی]] [[حنفی]] در [[ینابیع الموده]] از [[سلمان فارسی]] نقل می‌‌کند که وقتی آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> نازل شد، [[سلمان]] عرض کرد: ای [[رسول]] خــدا مفهوم آیه عام است یا خاص؟ [[پیامبر]] فرمود: کسانی که [[مأمور]] به این دستور هستند، عموم مؤمنانند و اما صادقین خصوص برادرم علی و اوصیای من بعد از او تا [[روز قیامت]] هستند<ref>قندوزی حنفی، سلیمان، ينابيع المودة لذوى القربى، ج۱، ص۳۴۴ و ۳۵۸.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص۴۰۵-۴۰۷.</ref>
=== رابطه [[صادقین]] و صدّیقین ===
# گنجی در کتاب‌ «کفایة الطّالب» و «[[ابن جوزی]]» در «تذکرة» می‌گویند: {{عربی|"قال علماء السّیر معناه کونوا مع علیّ و اهل بَیْته‌"}}<ref>به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۲۹۷.</ref>؛ نه یک نفر و نه دو نفر، بلکه مورّخان گفته‌اند که معنای‌ {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} این است که با علی و اهل بیتش{{عم}} باشید». طبق این [[حدیث]] نیز «[[صادقین]]» [[ائمّه]] دوازدهگانه [[شیعه]]{{عم}} هستند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۱۴۶ ـ ۱۴۷.</ref>.
در پایان این نکته را نیز یادآور می‌شویم که «صادقین” در [[آیه]] مورد بحث، در [[حقیقت]]، همان [[صدیقین]] در آیه دیگر [[قرآن]] است: {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>.
# علاوه بر آنچه گفته شد برخی دیگر از منابع اهل سنت نیز روایاتی را قریب به همین مضامین نقل کرده‌اند‌<ref>الخوارزمي، المناقب، ص۲۸۰، ح۲۷۳؛ نظم درر السمطين، ص۹۱ و ۹۲؛ مناقب الامام على بن ابیطالب، ص۱۵۴؛ فتح البيان في مقاصد القرآن، ج ۵، ص۲۹۹ و ۳۰۰ تهذيب الكمال في اسماء الرجال، ج۱، ص۴۷۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدينة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۱؛ كفاية الطالب، ص۲۳۶؛ الصواعق المحرقه، ص۱۵۲؛ ۱۵۲؛ النور المشتعل، ص۱۷۸ - ۱۸۰؛ فتح القدير، ج۲، ص۴۱۴؛ جهت آگاهی از سایر منابع و طرق روایات رک: احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۲۹۶ - ۲۹۹ و ج۱۴، ص۲۷۰ - ۲۷۷؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص۴۰۵-۴۰۷.</ref>
 
صدیق کسی است که ملازم با [[صدق]] است<ref>معجم مقاییس اللغة، ص۵۸۸.</ref>، یعنی در همه حالات و امور با صدق همراه است و کسی است که رفتارش تصدیق‌کننده گفتار اوست و همواره تصدیق کننده [[حق]] است<ref>لسان العرب، ج۸، ص۲۱۴.</ref>. در تعبیری دیگر، صدیق کسی است که در [[عقیده]] و گفتارش صادق است و [[رفتار]] او حقانیت صدق او را [[اثبات]] می‌کند<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص۲۷۷.</ref>.
 
[[اطاعت از خدا]] و [[رسول خدا]] به این است که [[انسان]] از قرآن و [[سنت]] [[پیروی]] کند و پیروی از قرآن و سنت در گرو این است که از [[پیشوایان معصوم]] [[اطاعت]] نماید؛ کسانی که قرآن و سنت را به خوبی می‌شناسند و در رعایت آن، کم‌ترین لغزشی ندارند و آنان همان [[پیشوایان]] معصوم‌اند که در آیه مورد بحث از آنان به عنوان «صادقین” و در [[آیه ۵۹ سوره نساء]] با عنوان «اولی الامر» یاد شده است.
 
بدیهی است هر کسی در [[دنیا]] پیرو [[پیامبر]] و پیشوایان معصوم باشد، در [[آخرت]] نیز با آنان [[محشور]] خواهد بود. بنابراین نتیجه عمل به آیه: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> همان است که در آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref> بیان شده است و دست‌آورد {{متن قرآن|مَعَ الصَّادِقِينَ}} در دنیا، {{عربی|"مع الصدیقین"}} در [[قیامت]] است.
 
[[گواه]] بر این مطلب آن است که در روایات اهل بیت {{عم}}، همان‌گونه که «صادقین” در آیه ۱۱۹ [[سوره توبه]] بر [[امامان معصوم]] {{عم}} تطبیق شده است، «صدیقین” در [[آیه]] ۶۹ [[سوره نساء]] نیز بر آنان تطبیق گردیده است، چنان که [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است که پس از [[تلاوت]] آیه یاد شده فرمود: {{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فِي هَذَا الْمَوْضِعِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ نَحْنُ‏ الصِّدِّيقُونَ‏ وَ الشُّهَدَاءُ وَ أَنْتُمُ‏ الصَّالِحُونَ‏ فَتَسَمَّوْا بِالصَّلَاحِ‏ كَمَا سَمَّاكُمُ‏ اللَّهُ}}<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۵۶؛ بحار الانوار، ج۲۴، ص۳۳.</ref>؛ [[پیامبر اکرم]] {{صل}} مصداق نبیین است و ما مصداق [[صدیقین]] و [[شهداء]] هستیم و شما مصداق [[صالحان]] هستید. پس همان‌گونه که [[خداوند]] شما را [[صالح]] نامیده است، به نشانه‌های [[صلاح]] آراسته گردید<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۸۷.</ref>.


صدیق مراتب و مصادیق سه‌گانه‌ای دارد:
== نقد [[احادیث]] مخالف ==
# [[پیامبر الهی]]؛
در برخی از احادیث [[اهل سنّت ]]«[[صادقین]]» به [[ابوبکر]] و عمر [[تفسیر]] شده است. به عنوان نمونه: [[ابن عساکر]] از ضحاک [[روایت]] کرده که مقصود از [[همراهی]] با «صادقین» همراهی با [[ابو بکر]] و عمر است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۳۱۰.</ref>.
# [[امام]] و [[جانشین پیامبر]] [[الهی]]؛
# عبد صالح خداوند غیر از [[پیامبر]] و امام.


درباره مصداق اول فرموده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب، ادریس را یاد کن که پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۵۶.</ref> و نیز فرموده است: {{متن قرآن|يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ}}<ref>«یوسف، ای (یار) راستگو!» سوره یوسف، آیه ۴۶.</ref>.
در پاسخ به این [[روایات]] می‌گوییم:  
# اوّلاً در سند برخی از این روایات، شخصی به نام «جویبر بن سعید ازدی» واقع است کـه [[ابن حجر]] در «[[تهذیب]] التهذیب» از افراد بسیاری از [[ائمه]] رجال؛ مانند [[ابن معین]] و ابی داوود و [[ابن عدی]] و [[نسائی]] تضعیف او را نقل کرده است و در سند دیگری شخصی به نام «[[اسحاق بن بشر کاهلی]]» واقع است که [[ذهبی]] به نقل از [[ابن ابی شیبه]] و [[موسی]] بن [[هارون]] و [[ابو زرعه]] و [[دارقطنی]] او را [[دروغگو]] و جعل کننده [[حدیث]] معرفی کرده است<ref>شمس االدین ذهبی، میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۸۶.</ref>.
# ثانیاً [[مفسران]] و [[متکلمان]] در بحث از دلالت حدیث [[ثابت]] کرده‌اند که مقصود از «صادقین» در [[آیه]] افراد معصومند و با مراجعه به [[سیره]] این دو نفر؛ یعنی ابوبکر و عمر پی خواهیم برد که آن دو نه تنها [[معصوم]] نبوده اند بلکه از پایینترین مرحلهٔ [[عدالت]] نیز بهره‌ای نداشتند<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[امام‌شناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|امام‌شناسی و پاسخ به شبهات]]، ص۴۰۶.</ref>.


[[صدیقین]]، در آیه ۶۹ سوره نساء، مربوط به مصداق دوم آن است؛ زیرا صدیقین پس از [[پیامبران]] ذکر شده‌اند و امام نزدیک‌ترین فرد به پیامبر است، چنان که پیامبر {{صل}} فرموده است: «سرآمدان صدیقین سه فرد بوده‌اند: [[مؤمن]] آل یس، [[مؤمن آل فرعون]] و [[علی بن ابی طالب]] {{ع}}، و او [[برترین]] آنان است”<ref>{{متن حدیث|‏الصِّدِّيقُونَ‏ ثَلَاثَةٌ حَبِيبٌ‏ النَّجَّارُ مُؤْمِنُ آلِ يس وَ خِرْبِيلُ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ يُرْوَى خِرْقِيلُ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ هُوَ أَفْضَلُهُمْ}} (بحارالانوار، ج۳۵، ص۴۱۳، به نقل از العمدة، علامه ابن بطریق حلی، ص۱۱۳-۱۱۴).</ref>. [[افضل]] بودن [[علی]] {{ع}} بر مؤمن آل یس و [[آل فرعون]] بیانگر این است که جایگاه امام بر غیر امام [[برتری]] دارد و نیز علی {{ع}} به صورت مکرر فرموده است: {{متن حدیث|أَنَا الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ لَا يَقُولُهَا بَعْدِي‏ إِلَّا كَذَّابٌ‏}}<ref>جهت آگاهی از مصادر این حدیث از منابع اهل سنت، ر. ک: الغدیر: ج۲، ص۴۴۳.</ref>. من صدیق بزرگترم و پس از من جز فرد [[دروغگو]] آن را ادعا نخواهد کرد. واقعیت‌های [[تاریخی]] نیز بیانگر این است که [[علی]] {{ع}} مصداق کامل صدیق پس از [[پیامبر]] {{صل}} است؛ زیرا او از کودکی تحت تربیت پیامبر {{صل}} قرار گرفت، لحظه‌ای به [[خدا]] شرکت نورزید، و مرتکب هیچ گناهی نشد، و رفتارش مصدق گفتارش بود.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۸۵.</ref>.
== دلالت [[آیه]] ==
=== دلالت بر عصمت صادقین ===
با توجه به آن چه گفته شد در اینکه [[روایات]]، مصداق [[صادقین]] را [[امام علی]] و سایر [[اهل بیت]]{{عم}}، معرفی کرده‌اند، می‌توان به این نتیجه دست یافت که بر اساس [[نص]] این آیه، مراد از صادقین، تنها [[معصومین]] هستند؛ از این رو، [[خدای متعال]] در آیه به [[اطاعت]] مطلق از معصومین[[ امر]] کرده است.  


== مصداق‌شناسی صادقین در روایات ==
=== دلالت بر [[امامت اهل بیت]] و [[وجوب اطاعت]] از آنها ===
{{اصلی|مصداق‌شناسی صادقین}}
از آنجا که بر اساس روایات، غیر از اهل بیت{{عم}}، مصداق دیگری برای معصومین یافت نمی‌شود، پس آیه به تمسک و اطاعت از آنها امر کرده و از این جهت این آیه، از جمله [[دلایل نقلی]] اثبات امامت اهل بیت{{عم}} و وجوب اطاعت از آنها نیز خواهد بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


=== روایات شیعه ===
== نتیجه گیری ==
=== روایات اهل سنت ===
بر پایه این روایات اهل بیت{{عم}}، مصادیق [[آیه صادقین]]، [[امام علی]] و [[ائمه معصوم]]{{عم}} می‌باشند و پیروی مطلق از آنان، از طریق تشریع الهی [[واجب]] شده است. کاربرد کلمه «[[صدق]]» در لغت و [[آیات قرآن]]، بر گستردگی مفهوم آن دلالت می‌کند؛ یعنی افزون بر گفتار، [[اندیشه]]، [[باورها]]، [[اخلاق]]، [[رفتار]] و [[سلوک]] [[دینی]] را دربر می‌گیرد. [[وجوب]] [[همراهی]] مطلق از صادقین که [[قرآن]] بدان فراخوانده است، در همه محورهای یادشده، معنادار خواهد بود<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۳۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010218.jpg|22px]] [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|'''امامت و دلایل انتصابی بودن آن''']]
# [[پرونده:IM010218.jpg|22px]] [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|'''امامت و دلایل انتصابی بودن آن''']]
# [[پرونده:136868.jpg|22px]] [[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[امام‌شناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|'''امام‌شناسی و پاسخ به شبهات''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه صادقین (مقاله)|'''آیه صادقین''']]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]
# [[پرونده:13681032.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|'''امامت اهل بیت''']]
# [[پرونده:IM010223.jpg|22px]] [[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|'''آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶''']]
# [[پرونده:9610800.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|'''آیات ولایت در قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش