←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = ازد | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب این قوم== این طایفه را از اعراب قحطانی و از شاخههای قبیله خزاعه و از فروعات و شعب بزرگ ازد گفتهاند که نسبشان به مَلَکان بن افصی بن حارثة بن عمرو...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مواطن و [[مساکن]] بنی ملکان== | ==مواطن و [[مساکن]] بنی ملکان== | ||
موطن اصلی این [[قبیله]] را به مانند [[قبایل]] مادریشان ازد و [[خزاعه]]، «[[مأرب]]» در جنوب [[یمن]] دانستهاند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۴.</ref>. گفته شده که در پی آشفتگیهای [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] حاصل از کشمکشهای [[حمیریان]] و [[قحطانیان]] و [[تغییر]] راههای [[تجاری]] یمن که شریان اصلی [[اقتصاد]] یمن بسته بدان بود و سرانجام با تخریب [[سد مأرب]]<ref>ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...</ref> در حدود [[قرن اول]] و دوم میلادی<ref>احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.</ref> و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری [[مأرب]]، [[ازدیان]] از جمله [[خزاعه]] و طوایفش به [[رهبری]] [[عمرو بن عامر مزیقیاء]] جلای وطن کرده، به [[امید]] یافتن زیستگاهی دائمی روی به شمال آوردند، در نجد و تهامه وارد شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۲۸-۳۲۹.</ref>. اما دیری نپایید که [[طوایف]] [[ازد]] به چند جانب متفرق شدند و سرنوشتی مستقل در پیش گرفتند. طوایفی از [[قبیله ازد]] -از جمله [[فرزندان]] رَبیعه و أَفصی پسران [[حارثة بن عمرو بن عامر]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۳۹؛ قلقشندی، نهایه الارب فی معرفة الانساب العرب، ص۲۴۴.</ref> و [[قبایل]] منتسب به ایشان یعنی: کعب، فتح، سعد، [[عوف]] و عدیّ فرزندان [[عمرو بن ربیعة بن حارثة بن عمرو بن عامر]] همراه با أسلم و ملکان دو فرزند [[افصی بن حارثة بن عمرو بن عامر]]-<ref>فاسی، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، ج۲، ص۷۶. نیز ر.ک: ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۰؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۶۱۴.</ref> که از [[همراهی]] با سایر تیرههای ازد در [[سفر به شام]] [[امتناع]] ورزیدند و ضمن جدایی از ایشان، در تهامه سکنی گزیدند، جملگی «[[خزاعی]]» خوانده شدهاند<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳-۱۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. [[قبیله]] بنی ملکان به عنوان یکی از این طوایف خزاعی، [[حجاز]] را [[مسکن]] و مأوای خود قرار دادند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۶۷.</ref> و در شهرهای بزرگ آن از جمله [[مکه]]<ref>ر.ک: ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۴۱۳؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۹۰.</ref> و [[مدینه]]<ref>ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه ج۴، ص۳۲۹.</ref> ساکن شدند. علاوه بر این مناطق، [[شهر کوفه]] هم از دیگر [[مساکن]] بنی ملکان [[پس از ظهور اسلام]] به شمار میآمد<ref>ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸.</ref>. آنان همراه با دیگر [[ازدیان]] [[کوفه]]، که متشکل از [[قبایل]] [[اوس]]، [[خزرج]] و دیگر فروعات [[قبیله خزاعه]] بودند در کنار گروههایی از [[بارق]]، غافق، ثماله و [[غامد]]، بخشی از [[جمعیت]] «[[اسباع]] کوفه» را تشکیل داده بودند<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | موطن اصلی این [[قبیله]] را به مانند [[قبایل]] مادریشان ازد و [[خزاعه]]، «[[مأرب]]» در جنوب [[یمن]] دانستهاند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۴.</ref>. گفته شده که در پی آشفتگیهای [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] حاصل از کشمکشهای [[حمیریان]] و [[قحطانیان]] و [[تغییر]] راههای [[تجاری]] یمن که شریان اصلی [[اقتصاد]] یمن بسته بدان بود و سرانجام با تخریب [[سد مأرب]]<ref>ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...</ref> در حدود [[قرن اول]] و دوم میلادی<ref>احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.</ref> و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری [[مأرب]]، [[ازدیان]] از جمله [[خزاعه]] و طوایفش به [[رهبری]] [[عمرو بن عامر مزیقیاء]] جلای وطن کرده، به [[امید]] یافتن زیستگاهی دائمی روی به شمال آوردند، در نجد و تهامه وارد شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۲۸-۳۲۹.</ref>. اما دیری نپایید که [[طوایف]] [[ازد]] به چند جانب متفرق شدند و سرنوشتی مستقل در پیش گرفتند. طوایفی از [[قبیله ازد]] -از جمله [[فرزندان]] رَبیعه و أَفصی پسران [[حارثة بن عمرو بن عامر]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۳۹؛ قلقشندی، نهایه الارب فی معرفة الانساب العرب، ص۲۴۴.</ref> و [[قبایل]] منتسب به ایشان یعنی: کعب، فتح، سعد، [[عوف]] و عدیّ فرزندان [[عمرو بن ربیعة بن حارثة بن عمرو بن عامر]] همراه با أسلم و ملکان دو فرزند [[افصی بن حارثة بن عمرو بن عامر]]-<ref>فاسی، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، ج۲، ص۷۶. نیز ر.ک: ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۰؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۶۱۴.</ref> که از [[همراهی]] با سایر تیرههای ازد در [[سفر به شام]] [[امتناع]] ورزیدند و ضمن جدایی از ایشان، در تهامه سکنی گزیدند، جملگی «[[خزاعی]]» خوانده شدهاند<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳-۱۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. [[قبیله]] بنی ملکان به عنوان یکی از این طوایف خزاعی، [[حجاز]] را [[مسکن]] و مأوای خود قرار دادند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۶۷.</ref> و در شهرهای بزرگ آن از جمله [[مکه]]<ref>ر.ک: ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۴۱۳؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۹۰.</ref> و [[مدینه]]<ref>ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه ج۴، ص۳۲۹.</ref> ساکن شدند. علاوه بر این مناطق، [[شهر کوفه]] هم از دیگر [[مساکن]] بنی ملکان [[پس از ظهور اسلام]] به شمار میآمد<ref>ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸.</ref>. آنان همراه با دیگر [[ازدیان]] [[کوفه]]، که متشکل از [[قبایل]] [[اوس]]، [[خزرج]] و دیگر فروعات [[قبیله خزاعه]] بودند در کنار گروههایی از [[بارق]]، غافق، ثماله و [[غامد]]، بخشی از [[جمعیت]] «[[اسباع]] کوفه» را تشکیل داده بودند<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==تعاملات [[سیاسی]]- [[اجتماعی]] بنی ملکان در [[عصر جاهلی]]== | |||
===بنی ملکان و عهدهداری امور [[کعبه]]=== | |||
به نظر میرسد در [[عهد]] [[زعامت]] [[بنی خزاعه]] بر امور [[مکه]]، بنی ملکان نیز در کنار برخی دیگر از [[طوایف]] [[خزاعه]]، ساکن این [[شهر]] بودند؛ چندان که برخی از [[رجال]] ایشان، [[مقام]] و منزلتی در مکه داشتند. بر اساس [[نقلی]]، حلیل بن حبشیه [[خزاعی]] -آخرین [[امیر]] خزاعی مکه- به هنگام [[مرگ]]، [[کلید کعبه]] و [[سرپرستی]] آن را به یکی از ملکانیها به نام ابوغبشان سلیم (سلیمان) بن عمرو بن بوی بن ملکان سپرد<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۷۴.</ref>. لیکن او، آن را همراه با سرپرستی کعبه به ثمن [[بخس]]، به یک خیک شراب و یک شتر و به نقلی یک عود، به [[قصی بن کلاب]] فروخت. این امر، باعث [[اعتراض]] [[خزاعیان]] و [[نبرد]] آنان با قصی و [[قریش]] شد. نبردی که سرانجامش، [[پیروزی]] قصی و در نتیجه بهدست گرفتن امور [[شهر مکه]] و [[خانه کعبه]] از سوی او بود<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۵۶.</ref>. برخی مصادر هم، بیهیچ توضیحی، از غبشان یا همان [[حارث بن عبد عمرو بن سلیم]] به عنوان [[حاجب]] کعبه یاد کردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
===بنی ملکان و تنازعات و [[احلاف]] [[جاهلی]]=== | |||
هر چند، نبرد بر سر آب و خاک و نیز مقتضیات [[منافع]] قبیلگی که غالباً خالی از [[تعصبات]]، طمعورزیها و غرضورزیهای جاهلی نبود، بسان دیگر [[قبایل]] جاهلی، بخشی بزرگ از [[تاریخ]] جاهلی قبایل از جمله [[فرزندان]] خزاعه را به خود اختصاص داده بود، اما از بنی ملکان و حضور مستقیم آنها در تنازعات و کشمکشهای نظامی آن دوران خبری به دست نیامده است. علاوه بر آن، از احلاف و پیمانهای مستقل بنی ملکان با قبایل همجوار در این دوره، -که بخشی از برنامههای هر قبیلهای در [[حفظ]] بقاء و صیانت از منافع خود بود- نیز، جز [[پیمان]] [[آل]] عبد عمرو با [[بنی زهره]]<ref>بنی زهرة بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی از تیرههای قریش.</ref>-<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۰۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۲.</ref> اطلاعی در دست نیست؛ اما میتوان به دیگر مؤلفههای مهم [[اجتماعی]]، نظیر ازدواجهای [[جاهلی]] که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب میشدند، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههای [[امنیت]] و [[آسایش]] خاطر آنان، در دستیابی به اهداف مد نظر، مورد توجه قرار داد. بنی ملکان در کنار دیگر [[طوایف]] [[بنی خزاعه]]، در جهت رفع [[تهدیدها]] و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای [[قبیله]] خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و [[قبایل]] [[حجاز]] همچون [[قریش]] و [[کنانه]]، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. چندان که ازدواجهای متعددی که بنی ملکانیها با [[منسوبان]] [[قبیله قریش]] انجام گرفت، خود میتواند دلیلی دیگر برگستردگی تعاملات و بده بستانهای [[سیاسی]] آنان با این قبایل باشد. [[ازدواج]] عبدعمرو بن نضلة بن مالک بن سلیم بن غبشان با نُعم دختر عبدالحارث بن [[زهره]] از جمله این موارد است<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵.</ref>. از نُعم، علاوه بر پسری به نام [[ذوالشمالین]] بن عبد عمرو، دختری به اسم ریطه متولد شد، که او نیز بعدها به همسری مردی [[قریشی]] به نام [[مظعون بن حبیب بن وهب بن حذافة بن جمح]] در آمد<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵.</ref>. پیمانهای سببی [[لیلی بنت سلیم بن بویّ بن ملکان بن افصی]] با [[قرط بن رزاح بن عدی بن کعب قریشی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۱۰۵ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۴۶. زبیر بکار از او با نام و نسب «لیلی بنت سلیم بن لؤی بن ملکان» یاد کرده است. زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۷۷۷.</ref> و [[هند بنت بوی بن ملکان]] با [[عبدالدار بن قصی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۵۰۹؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۲۵۰. زبیر بکار در بخش دیگر از کتاب خود از زنی با نام و نسب «هند بنت نوبی بن ملکان» به عنوان همسر جمح بن عمرو بن هصیص بن کعب بن لؤی یاد کرده است. زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۷۰.</ref> هم از دیگر ازدواجها بود. ضمن این که قیله یا [[هند بنت ابی قیله]] و [[جز بن غالب بن حارث]] -از جدّات [[رسول خدا]]{{صل}}-<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۱۰۰.</ref>، لیلی بنت عامر بن حارث غبشان بن عبد عمرو بن بوی بن ملکان -از مادربزرگهای [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۸.</ref> و [[امیمه بنت غبشان بن عبد عمرو بن عمرو بن بوی بن ملکان]] -از جدههای [[عمر بن خطاب]]-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۳.</ref> هم، از دیگر [[زنان]] این [[قوم]] بودند که با مردانی از [[قریش]] [[ازدواج]] کردند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||