بنی ملکان بن افصی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
===بنی ملکان و تنازعات و [[احلاف]] [[جاهلی]]=== | ===بنی ملکان و تنازعات و [[احلاف]] [[جاهلی]]=== | ||
هر چند، نبرد بر سر آب و خاک و نیز مقتضیات [[منافع]] قبیلگی که غالباً خالی از [[تعصبات]]، طمعورزیها و غرضورزیهای جاهلی نبود، بسان دیگر [[قبایل]] جاهلی، بخشی بزرگ از [[تاریخ]] جاهلی قبایل از جمله [[فرزندان]] خزاعه را به خود اختصاص داده بود، اما از بنی ملکان و حضور مستقیم آنها در تنازعات و کشمکشهای نظامی آن دوران خبری به دست نیامده است. علاوه بر آن، از احلاف و پیمانهای مستقل بنی ملکان با قبایل همجوار در این دوره، -که بخشی از برنامههای هر قبیلهای در [[حفظ]] بقاء و صیانت از منافع خود بود- نیز، جز [[پیمان]] [[آل]] عبد عمرو با [[بنی زهره]]<ref>بنی زهرة بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی از تیرههای قریش.</ref>-<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۰۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۲.</ref> اطلاعی در دست نیست؛ اما میتوان به دیگر مؤلفههای مهم [[اجتماعی]]، نظیر ازدواجهای [[جاهلی]] که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب میشدند، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههای [[امنیت]] و [[آسایش]] خاطر آنان، در دستیابی به اهداف مد نظر، مورد توجه قرار داد. بنی ملکان در کنار دیگر [[طوایف]] [[بنی خزاعه]]، در جهت رفع [[تهدیدها]] و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای [[قبیله]] خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و [[قبایل]] [[حجاز]] همچون [[قریش]] و [[کنانه]]، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. چندان که ازدواجهای متعددی که بنی ملکانیها با [[منسوبان]] [[قبیله قریش]] انجام گرفت، خود میتواند دلیلی دیگر برگستردگی تعاملات و بده بستانهای [[سیاسی]] آنان با این قبایل باشد. [[ازدواج]] عبدعمرو بن نضلة بن مالک بن سلیم بن غبشان با نُعم دختر عبدالحارث بن [[زهره]] از جمله این موارد است<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵.</ref>. از نُعم، علاوه بر پسری به نام [[ذوالشمالین]] بن عبد عمرو، دختری به اسم ریطه متولد شد، که او نیز بعدها به همسری مردی [[قریشی]] به نام [[مظعون بن حبیب بن وهب بن حذافة بن جمح]] در آمد<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵.</ref>. پیمانهای سببی [[لیلی بنت سلیم بن بویّ بن ملکان بن افصی]] با [[قرط بن رزاح بن عدی بن کعب قریشی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۱۰۵ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۴۶. زبیر بکار از او با نام و نسب «لیلی بنت سلیم بن لؤی بن ملکان» یاد کرده است. زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۷۷۷.</ref> و [[هند بنت بوی بن ملکان]] با [[عبدالدار بن قصی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۵۰۹؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۲۵۰. زبیر بکار در بخش دیگر از کتاب خود از زنی با نام و نسب «هند بنت نوبی بن ملکان» به عنوان همسر جمح بن عمرو بن هصیص بن کعب بن لؤی یاد کرده است. زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۷۰.</ref> هم از دیگر ازدواجها بود. ضمن این که قیله یا [[هند بنت ابی قیله]] و [[جز بن غالب بن حارث]] -از جدّات [[رسول خدا]]{{صل}}-<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۱۰۰.</ref>، لیلی بنت عامر بن حارث غبشان بن عبد عمرو بن بوی بن ملکان -از مادربزرگهای [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۸.</ref> و [[امیمه بنت غبشان بن عبد عمرو بن عمرو بن بوی بن ملکان]] -از جدههای [[عمر بن خطاب]]-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۳.</ref> هم، از دیگر [[زنان]] این [[قوم]] بودند که با مردانی از [[قریش]] [[ازدواج]] کردند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | هر چند، نبرد بر سر آب و خاک و نیز مقتضیات [[منافع]] قبیلگی که غالباً خالی از [[تعصبات]]، طمعورزیها و غرضورزیهای جاهلی نبود، بسان دیگر [[قبایل]] جاهلی، بخشی بزرگ از [[تاریخ]] جاهلی قبایل از جمله [[فرزندان]] خزاعه را به خود اختصاص داده بود، اما از بنی ملکان و حضور مستقیم آنها در تنازعات و کشمکشهای نظامی آن دوران خبری به دست نیامده است. علاوه بر آن، از احلاف و پیمانهای مستقل بنی ملکان با قبایل همجوار در این دوره، -که بخشی از برنامههای هر قبیلهای در [[حفظ]] بقاء و صیانت از منافع خود بود- نیز، جز [[پیمان]] [[آل]] عبد عمرو با [[بنی زهره]]<ref>بنی زهرة بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی از تیرههای قریش.</ref>-<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۰۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۲.</ref> اطلاعی در دست نیست؛ اما میتوان به دیگر مؤلفههای مهم [[اجتماعی]]، نظیر ازدواجهای [[جاهلی]] که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب میشدند، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههای [[امنیت]] و [[آسایش]] خاطر آنان، در دستیابی به اهداف مد نظر، مورد توجه قرار داد. بنی ملکان در کنار دیگر [[طوایف]] [[بنی خزاعه]]، در جهت رفع [[تهدیدها]] و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای [[قبیله]] خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و [[قبایل]] [[حجاز]] همچون [[قریش]] و [[کنانه]]، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. چندان که ازدواجهای متعددی که بنی ملکانیها با [[منسوبان]] [[قبیله قریش]] انجام گرفت، خود میتواند دلیلی دیگر برگستردگی تعاملات و بده بستانهای [[سیاسی]] آنان با این قبایل باشد. [[ازدواج]] عبدعمرو بن نضلة بن مالک بن سلیم بن غبشان با نُعم دختر عبدالحارث بن [[زهره]] از جمله این موارد است<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵.</ref>. از نُعم، علاوه بر پسری به نام [[ذوالشمالین]] بن عبد عمرو، دختری به اسم ریطه متولد شد، که او نیز بعدها به همسری مردی [[قریشی]] به نام [[مظعون بن حبیب بن وهب بن حذافة بن جمح]] در آمد<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۴۵.</ref>. پیمانهای سببی [[لیلی بنت سلیم بن بویّ بن ملکان بن افصی]] با [[قرط بن رزاح بن عدی بن کعب قریشی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۱۰۵ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۴۶. زبیر بکار از او با نام و نسب «لیلی بنت سلیم بن لؤی بن ملکان» یاد کرده است. زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۷۷۷.</ref> و [[هند بنت بوی بن ملکان]] با [[عبدالدار بن قصی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۵۰۹؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۲۵۰. زبیر بکار در بخش دیگر از کتاب خود از زنی با نام و نسب «هند بنت نوبی بن ملکان» به عنوان همسر جمح بن عمرو بن هصیص بن کعب بن لؤی یاد کرده است. زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۷۰.</ref> هم از دیگر ازدواجها بود. ضمن این که قیله یا [[هند بنت ابی قیله]] و [[جز بن غالب بن حارث]] -از جدّات [[رسول خدا]]{{صل}}-<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۱۰۰.</ref>، لیلی بنت عامر بن حارث غبشان بن عبد عمرو بن بوی بن ملکان -از مادربزرگهای [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۸.</ref> و [[امیمه بنت غبشان بن عبد عمرو بن عمرو بن بوی بن ملکان]] -از جدههای [[عمر بن خطاب]]-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۳.</ref> هم، از دیگر [[زنان]] این [[قوم]] بودند که با مردانی از [[قریش]] [[ازدواج]] کردند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==تعاملات بنی ملکان و [[رسول خدا]]{{صل}}== | |||
===[[اسلام]] بنی ملکان=== | |||
به نظر میرسد که اسلامپذیری بنیملکان نیز بمانند برخی دیگر از [[قبایل]]، طی مراحل و گونههای مختلفی اتفاق افتاده باشد. با توجه به اینکه موطن [[خزاعه]]، [[مکه]] و اطراف آن بوده و [[خزاعیان]] ارتباط وثیقی با اهالی مکه و امورات این [[شهر]] داشتند، بیتردید [[مردم]] این [[قبیله]] بسیار زودتر از دیگر قبایل [[جاهلی]] [[عرب]] با [[پیامبر]]{{صل}} و [[دین]] نوظهورش آشنا شده بودند؛ از اینرو جای [[شگفتی]] نخواهد بود که در نخستین سالهای [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}}، برخی از افراد این قبیله به اسلام گرویده باشند. دلیل [[صدق]] این ادعا، حضور برخی از ملکانیها در جمع [[رزمندگان]] اسلام در [[جنگ بدر]] است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۸۰.</ref>. با این وجود، از نحوه و چگونگی اسلام عمومی این [[قوم]] خبری در دست نیست؛ لکن گزارشهایی از [[وفد]] ابو قیله وجز بن غالب بن غبشان نزد پیامبر{{صل}} در زمانی نامعلوم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۱؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰.</ref> و نیز [[پذیرش اسلام]] توسط بعضی از بزرگان این قوم در [[روز فتح مکه]] ([[سال هشتم هجرت]])<ref>از جمله این سران و بزرگان، [[نافع بن عبدالحارث بن حبالة بن سلام]] (عمیر) است که در این روز به اسلام گروید ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۲۴.</ref> در دست است که این امر میتواند دلیلی بر [[مسلمانی]] جمعی این قوم، در ایام مقارن با [[فتح مکه]] یا اندکی پیش از آن باشد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
===بنی ملکان و تعامل با رسول خدا{{صل}}=== | |||
دادههای [[تاریخی]] و نیز توجه به مناسبات نزدیک و تنگاتنگ میان [[قریش]] و بنی ملکان، ما را به این [[حقیقت]] سوق میدهد که ملکانیها از همان دوران آغازین [[بعثت]]، با اسلام آشنا بودهاند. بیشک [[آگاهی]] آنان از حادثه بعثت به همان سالهای نخست، حتی ماههای نخست [[پیامبری]] [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} برمیگردد. امّا بر خلاف این آشناییها، نه تنها از گرویدن ایشان به [[اسلام]] گزارشی در دست نیست، بلکه برخی از ملکانیها، [[قریش]] را در [[مبارزه]] با [[دعوت پیامبر]]{{صل}} [[همراهی]] هم میکردند. چندان که برخی از سران ایشان همانند مالک بن طلاطلة بن عمرو بن غبشان از مستهزئین [[رسول خدا]]{{صل}} و همدست قریش در [[آزاررسانی]] و ایجاد مزاحمت برای حضرت در راه [[دعوت]] بزرگشان بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۳؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲.</ref>. با [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، این [[دشمنیها]] همچنان تداوم یافت تا حدی که برخی از آنان، همگام با [[کفار]] [[مکه]] در نبردهای بزرگ قریش با حضرت، حضور یافتند که [[سباع بن عبدالعزی عمرو بن نضلة بن غبشان]] از جمله ایشان بود. گفته شده: زمانی که [[حمزه سید الشهداء]]{{ع}} در [[احد]] سخت [[نبرد]] میکرد و هر که را به نبردش میآمد، از پای درمیآورد، سباع بن عبدالعزی بدو نزدیک شد. [[حمزه]] گفت: «ای پسر ختنهکننده [[زنان]]؛ نزد من آی». در پیکاری که بین آن دو در گرفت، حمزه، ضربتی بر سباع وارد آورد و او را به خاک [[هلاکت]] افکند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۸ و ج۳، ص۶۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۶؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۱۷.</ref>. | |||
در مقابل این دسته از بنی ملکانیها، بودند شخصیتهای انگشتشماری از این [[قوم]] که به رسول خدا{{صل}} [[ایمان]] آوردند و در کنار ایشان در وقایع و حوادث پیشامد کرده حضوری فعال داشتند که ذوالشمالین عمیر بن عبدعمرو بن نضله از جمله ایشان است. با توجه به [[همپیمانی]] او با [[بنی زهرة بن کلاب]] –از شاخههای قریش-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۳۱۸.</ref> و نیز ایجاد [[عقد اخوت]] بین او و [[ابن فسحم یزید بن حارث]] توسط [[پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۲.</ref>، چنین به نظر میرسد که او از [[مهاجران]] بوده باشد. وی که از شدت [[تنگدستی]] و [[فقر]] به «[[ذوالشمالین]]» ملقب گردیده بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱.</ref>، در [[جنگ بدر]] حاضر شد و در همین [[جنگ]] هم به [[فیض]] عظمای [[شهادت]] رسید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱؛ ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۰۸؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۹۵.</ref>. ضمن این که از [[عبدالرحمن بن ابزی]] هم، -بنا بر روایتی که از خود او درباره [[واقعه صفین]] نقل شده است،- در شمار [[اصحاب]] حاضر در [[بیعت رضوان]] ([[سال ششم هجرت]]) یاد شده است<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==بنی ملکان و مشارکت در وقایع پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}}== | |||
از نقش این [[قبیله]] و افرادش در وقایع مهم [[تاریخی]] [[دوران خلفا]]، [[اخبار]] زیادی در دست نیست. چندان که امارت یافتن [[نافع بن عبد الحارث بن حبالة بن عمیر بن غبشان]] بر [[مکه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۴۱۳.</ref> و [[طائف]]<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه ج۴، ص۳۲۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۲۴.</ref> از سوی [[عمر بن خطاب]]، و نیز خبر [[جانشینی]] نافع بن عبد الحارث، در مکه توسط [[عبدالرحمن بن ابزی]] –مولی نافع- به هنگام دیدار نافع با عمر در عُسفان<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۴۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۲۴.</ref> تقریباً تنها آگاهیهایمان از نقشآفرینی [[مردم]] این [[قوم]] در این دوره زمانی است. [[عبدالرحمن بن ابزی]] –مولی نافع- را در عداد [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} گفتهاند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۲۳۹.</ref>. عبدالرحمن در دوران [[حکومت امام علی]]{{ع}}، به ایشان پیوست و در شمار [[اصحاب]] و [[یاران]] آن حضرت قرار گرفت. وی همراه با حضرت و همگام با ۸۰۰ تن از اصحابی که در [[بیعت رضوان]] حضور داشتند، در [[نبرد صفین]] حضور یافت<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۱۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۱۳۸.</ref>. از [[عبدالرحمن بن ابزی]] همچنین، به عنوان یکی از [[استانداران]] [[حضرت علی]]{{ع}} در [[سرزمین]] وسیع [[خراسان]] یاد شده است<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==مشاهیر بنی ملکان== | |||
علاوه بر نام [[رجال]] و شخصیتهایی که در متن به نامشان پرداخته شد، باید از معاریفی چون [[خالد بن نافع بن عبد الحارث بن حبالة بن عمیر]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۴۱۳.</ref> و [[إسحاق بن احمد بن إسحاق بن نافع]] -از [[محدثان]] و [[راویان]] بنام [[خزاعی]] [[مکه]]-<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲.</ref> یاد کرد. ضمن این که برخی منابع هم، از [[اهبان بن سنان بن اکوع بن ملکان بن افصی بن حارثه]] در شمار یکی دیگر از مشاهیر بنی ملکان نام بردهاند<ref>عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۶۱۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||