پرش به محتوا

ضرورت نصب امام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸۳: خط ۸۳:


=== [[ضرورت نصب امام]] مقتضای [[حفظ]] و [[تبیین دین]] ===
=== [[ضرورت نصب امام]] مقتضای [[حفظ]] و [[تبیین دین]] ===
[[احکام]] و [[آیات الهی]]، به توضیح و تبیین [[پیامبر]]{{صل}} نیاز دارد. از این‌رو، [[خداوند]] به پیامبر{{صل}} می‌فرماید: «ما این ذکر [[[قرآن]]] را به تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به ایشان نازل شده است روشن‌سازی»<ref>{{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}} «و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. با توجه به اینکه [[اسلام]] [[دینی]] جاویدان است، اما [[تحریف‌ها]] و بدعت‌های [[دشمنان]] مغرض و فرصت‌طلب، آن را [[تهدید]] می‌کند، از این‌رو کارشناسانی متخصص، [[معصوم]] و برخوردار از [[علم الهی]] باید باشند تا پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[احکام]] را تبیین، و معارف آن را بازگو کنند و آن را از تحریف‌ها و [[بدعت‌ها]] برکنار دارند. [[علامه حلی]] می‌نویسد: «[[حفظ]] نوع [[نظام]] یکی از اهداف و مقاصد امامت است... برای جلوگیری از آن، [[وجود امام]] و [[پیشوایی]] لازم است»<ref>الألفین، ص۲۸. {{عربی|حفظ نظام النوع عن الاختلال، لأن الإنسان مدني بالطبع لا يمكن أن يستقل وحده بأمور معاشه لاحتياجه للغذاء والملبوس والمسكن، وغير ذلك من ضرورياته التي تخصه، ويشاركه غيره من أتباعه فيها، وهي صناعة لا يمكن أن يعيش الإنسان مدة بصنعها، فلا بد من الاجتماع بحيث يحصل المعاون الموجب لتسهيل الفعل، فيكون كل واحد يفعل لهم عملا يستفيض منه أجرا، لا يمكن النظام إلا بذلك وقد يمتنع المجتمعون من بعضها، فلا بد من قاهر يكون التخصيص منوطا بنظره لاستحالة الترجيح من غير مرجح، ولأنه يؤدي إلى التنازع}}.</ref>.
[[احکام]] و [[آیات الهی]]، به توضیح و تبیین [[پیامبر]]{{صل}} نیاز دارد. از این‌رو، [[خداوند]] به پیامبر{{صل}} می‌فرماید: «ما این ذکر [[قرآن]] را به تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به ایشان نازل شده است روشن‌سازی»<ref>{{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}} «و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. با توجه به اینکه [[اسلام]] [[دینی]] جاویدان است، اما [[تحریف‌ها]] و بدعت‌های [[دشمنان]] مغرض و فرصت‌طلب، آن را [[تهدید]] می‌کند، از این‌رو کارشناسانی متخصص، [[معصوم]] و برخوردار از [[علم الهی]] باید باشند تا پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[احکام]] را تبیین، و معارف آن را بازگو کنند و آن را از تحریف‌ها و [[بدعت‌ها]] برکنار دارند. [[علامه حلی]] می‌نویسد: «[[حفظ]] نوع [[نظام]] یکی از اهداف و مقاصد امامت است... برای جلوگیری از آن، [[وجود امام]] و [[پیشوایی]] لازم است»<ref>الألفین، ص۲۸. {{عربی|حفظ نظام النوع عن الاختلال، لأن الإنسان مدني بالطبع لا يمكن أن يستقل وحده بأمور معاشه لاحتياجه للغذاء والملبوس والمسكن، وغير ذلك من ضرورياته التي تخصه، ويشاركه غيره من أتباعه فيها، وهي صناعة لا يمكن أن يعيش الإنسان مدة بصنعها، فلا بد من الاجتماع بحيث يحصل المعاون الموجب لتسهيل الفعل، فيكون كل واحد يفعل لهم عملا يستفيض منه أجرا، لا يمكن النظام إلا بذلك وقد يمتنع المجتمعون من بعضها، فلا بد من قاهر يكون التخصيص منوطا بنظره لاستحالة الترجيح من غير مرجح، ولأنه يؤدي إلى التنازع}}.</ref>.


[[شناخت امام]] معصوم (کارشناس علم دین)، جز از طریق [[تشریع]] و جعل الهی امکان پذیر نیست و نبود آن نشانه نقص در [[دین]] و موجب نابودی آن است. [[امام رضا]]{{ع}} فرمود: اگر [[امام]] و [[پیشوا]] و [[امین]] و [[نگهبان]] و [[امانت داری]] را قرار ندهد، [[ملت]] و دین از بین می‌رود و [[سنت]] و [[روش پیامبر]]{{صل}} و [[احکام]]، به دست [[تغییر]] سپرده می‌شود. گروهی [[بدعت گذار]] در آن می‌افزایند و [[کافران]] از دین می‌کاهند و [[مسلمانان]] را به [[اشتباه]] می‌اندازند؛ زیرا ما مشاهده می‌کنیم که [[مردم]] کامل نیستند و با هم [[اختلاف]] دارند و هر یک دارای خواست و آرزوی مخصوصی [است] و حالات مختلفی دارند. اگر [[خداوند]] [[امین]] و نگهبانی قرار ندهد، [[آداب]] و شرایعی که [[پیامبر]]{{صل}} آورده، از میان می‌رود و [[احکام]] و [[ایمان]] نابود می‌شود که این خود به ضرر تمام جهانیان است<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۲۵۳. {{متن حدیث|لَوْ لَمْ يَجْعَلْ لَهُمْ إِمَاماً قَيِّماً أَمِيناً حَافِظاً مُسْتَوْدَعاً لَدَرَسَتِ الْمِلَّةُ وَ ذَهَبَ الدِّينُ وَ غُيِّرَتِ السُّنَنُ وَ الْأَحْكَامُ وَ لَزَادَ فِيهِ الْمُبْتَدِعُونَ وَ نَقَصَ مِنْهُ الْمُلْحِدُونَ وَ شَبَّهُوا ذَلِكَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ إِذْ قَدْ وَجَدْنَا الْخَلْقَ مَنْقُوصِينَ مُحْتَاجِينَ غَيْرَ كَامِلِينَ مَعَ اخْتِلَافِهِمْ وَ اخْتِلَافِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ حَالاتِهِمْ فَلَوْ لَمْ يَجْعَلْ فِيهَا قَيِّماً حَافِظاً لِمَا جَاءَ بِهِ الرَّسُولُ الْأَوَّلُ لَفَسَدُوا عَلَى نَحْوِ مَا بَيَّنَّاهُ وَ غُيِّرَتِ الشَّرَائِعُ وَ السُّنَنُ وَ الْأَحْكَامُ وَ الْإِيمَانُ وَ كَانَ فِي ذَلِكَ فَسَادُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]]، ص۴۳.</ref>
[[شناخت امام]] معصوم (کارشناس علم دین)، جز از طریق [[تشریع]] و جعل الهی امکان پذیر نیست و نبود آن نشانه نقص در [[دین]] و موجب نابودی آن است. [[امام رضا]]{{ع}} فرمود: اگر [[امام]] و [[پیشوا]] و [[امین]] و [[نگهبان]] و [[امانت داری]] را قرار ندهد، [[ملت]] و دین از بین می‌رود و [[سنت]] و [[روش پیامبر]]{{صل}} و [[احکام]]، به دست [[تغییر]] سپرده می‌شود. گروهی [[بدعت گذار]] در آن می‌افزایند و [[کافران]] از دین می‌کاهند و [[مسلمانان]] را به [[اشتباه]] می‌اندازند؛ زیرا ما مشاهده می‌کنیم که [[مردم]] کامل نیستند و با هم [[اختلاف]] دارند و هر یک دارای خواست و آرزوی مخصوصی [است] و حالات مختلفی دارند. اگر [[خداوند]] [[امین]] و نگهبانی قرار ندهد، [[آداب]] و شرایعی که [[پیامبر]]{{صل}} آورده، از میان می‌رود و [[احکام]] و [[ایمان]] نابود می‌شود که این خود به ضرر تمام جهانیان است<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۲۵۳. {{متن حدیث|لَوْ لَمْ يَجْعَلْ لَهُمْ إِمَاماً قَيِّماً أَمِيناً حَافِظاً مُسْتَوْدَعاً لَدَرَسَتِ الْمِلَّةُ وَ ذَهَبَ الدِّينُ وَ غُيِّرَتِ السُّنَنُ وَ الْأَحْكَامُ وَ لَزَادَ فِيهِ الْمُبْتَدِعُونَ وَ نَقَصَ مِنْهُ الْمُلْحِدُونَ وَ شَبَّهُوا ذَلِكَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ إِذْ قَدْ وَجَدْنَا الْخَلْقَ مَنْقُوصِينَ مُحْتَاجِينَ غَيْرَ كَامِلِينَ مَعَ اخْتِلَافِهِمْ وَ اخْتِلَافِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ حَالاتِهِمْ فَلَوْ لَمْ يَجْعَلْ فِيهَا قَيِّماً حَافِظاً لِمَا جَاءَ بِهِ الرَّسُولُ الْأَوَّلُ لَفَسَدُوا عَلَى نَحْوِ مَا بَيَّنَّاهُ وَ غُيِّرَتِ الشَّرَائِعُ وَ السُّنَنُ وَ الْأَحْكَامُ وَ الْإِيمَانُ وَ كَانَ فِي ذَلِكَ فَسَادُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]]، ص۴۳.</ref>
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش