بهشت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
[[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> چنانکه «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در پناه آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون میماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «مجنون» و [[ظلمت]] شب که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفتهاند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref> بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را میپوشاند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۶۸؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>. | [[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> چنانکه «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در پناه آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون میماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «مجنون» و [[ظلمت]] شب که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفتهاند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref> بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را میپوشاند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۶۸؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>. | ||
البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کردهاند، چنانکه برخی آن را ثوابی دانستهاند که در [[دنیا]] برانسان پوشیده است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> برخی دیگر گفتهاند: اطلاق [[جنت]] بر [[بهشت]] بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمییابد.<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و مقام مکنونی که دارد نزد [[عقل]] صاحب نظر یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست،<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref> از اینرو بعضی از [[مفسران]] بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری حکیم یا [[بصری]] عارف است؛ | البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کردهاند، چنانکه برخی آن را ثوابی دانستهاند که در [[دنیا]] برانسان پوشیده است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> برخی دیگر گفتهاند: اطلاق [[جنت]] بر [[بهشت]] بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمییابد.<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و مقام مکنونی که دارد نزد [[عقل]] صاحب نظر یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست،<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref> از اینرو بعضی از [[مفسران]] بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری حکیم یا [[بصری]] عارف است؛ لکن بسیاری از ویژگیهای آن همچنان در بوته [[استتار]] است و تا قبل از [[شهود]] عینی مشهود نمیشود و حتی پس از ورود در آن گرچه نسبت به خود بهشتی مشهود شده و در کنار او قرار میگیرد؛ اما برای غیر او که پایینتر از درجه وجودی وی قراردارد همچنان در ورای [[حجاب]] نوری مستتر و پنهان است<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۰.</ref> | ||
==[[بهشت]] در [[ادیان]]== | ==[[بهشت]] در [[ادیان]]== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
بسیاری از [[متکلمان]] و محدثان [[اسلامی]] با استفاده از [[آیات]] و [[روایات]] بهشت را جسمانی و مادی دانسته و این [[اعتقاد]] را از [[ضروریات دین]] [[اسلام]] شمردهاند.<ref>حق الیقین، مجلسی، ص۵۶۷؛ حق الیقین، [[شبر]]، ج ۲، ص۱۴۵.</ref> آنها معتقدند [[انسان]] با همین بدن جسمانی مادی خود وارد بهشت خواهد شد و آیات مربوط به نعمتهای بهشتی را بیانگر مادی بودن آنها دانستهاند:{{متن قرآن|وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ}}<ref>«و میوه، آنچه بگزینند» سوره واقعه، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند» سوره واقعه، آیه ۲۱.</ref>؛ ولی در این زمینه دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد؛ برخی مادی بودن بهشت را ردّ کردهاند. به [[عقیده]] آنها بهشت ماورای [[عالم ماده]] است و نیازی به مکان مادی ندارد، بلکه چیزی خارج از ذات انسان نیست؛ بدین معنا که همه [[نعمتها]]، مملوکها، [[خادمان]]، باغها، درختان و... برخاسته از ذات انسان و [[قائم]] به اوست و او به [[اذن خدا]] [[نگهدارنده]] و ایجادکننده آنهاست<ref>اسفار، ج ۹، ص۱۷۶.</ref>. | بسیاری از [[متکلمان]] و محدثان [[اسلامی]] با استفاده از [[آیات]] و [[روایات]] بهشت را جسمانی و مادی دانسته و این [[اعتقاد]] را از [[ضروریات دین]] [[اسلام]] شمردهاند.<ref>حق الیقین، مجلسی، ص۵۶۷؛ حق الیقین، [[شبر]]، ج ۲، ص۱۴۵.</ref> آنها معتقدند [[انسان]] با همین بدن جسمانی مادی خود وارد بهشت خواهد شد و آیات مربوط به نعمتهای بهشتی را بیانگر مادی بودن آنها دانستهاند:{{متن قرآن|وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ}}<ref>«و میوه، آنچه بگزینند» سوره واقعه، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند» سوره واقعه، آیه ۲۱.</ref>؛ ولی در این زمینه دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد؛ برخی مادی بودن بهشت را ردّ کردهاند. به [[عقیده]] آنها بهشت ماورای [[عالم ماده]] است و نیازی به مکان مادی ندارد، بلکه چیزی خارج از ذات انسان نیست؛ بدین معنا که همه [[نعمتها]]، مملوکها، [[خادمان]]، باغها، درختان و... برخاسته از ذات انسان و [[قائم]] به اوست و او به [[اذن خدا]] [[نگهدارنده]] و ایجادکننده آنهاست<ref>اسفار، ج ۹، ص۱۷۶.</ref>. | ||
بسیاری از [[آیات قرآن]] و نیز روایات بیانگر آن است که بهشت و نعمتهای آن چیزی جز ظهور [[اعمال]] | بسیاری از [[آیات قرآن]] و نیز روایات بیانگر آن است که بهشت و نعمتهای آن چیزی جز ظهور [[اعمال]] نیک انسان و بازگشت آن به وی نیست، چنانکه [[خداوند]] در [[پاداش]] یا [[مجازات]] [[بندگان]]، خودِ عمل را در برابرشان حاضر میکند: {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}}<ref>«آنچه کردهاند پیش چشم مییابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«در آن روز مردم، پراکنده (از گورها) باز میگردند تا کردارهایشان را به آنان بنمایانند» سوره زلزال، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید،» سوره زلزال، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو مییابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصلهای دور میبود و خداوند شما را از خویش پروا میدهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«پس در آن روز به کسی هیچ ستمی نخواهد شد و شما را جز (برای) آنچه میکردید کیفر نمیدهند» سوره یس، آیه ۵۴.</ref>.<ref>تفسیر صدر المتالهین، ج ۶، ص۲۴۷؛ [[چهل حدیث]]، ص۳۶۲ ـ۳۶۳؛ گام نخستین، ص۴۷ ـ ۴۸.</ref> براساس این دیدگاه [[اعمال انسان]] دو صورت دارد: صورتی مُلْکی که فانی و زودگذر و [[صورت ملکوتی]] که باقی و زایل نشدنی است. [[انسان]] در [[دنیا]] تنها صورت ملکی آنها را [[مشاهده]] میکند و از صورت ملکوتی آنها بیخبر است؛ اما در [[قیامت]] و در [[برزخ]] تنها چهره [[ملکوتی]] آنها را مشاهده میکند؛ اگر [[زیبا]] باشند نعیم و اگر [[زشت]] باشند [[جحیم]] وی خواهند بود.<ref>گام نخستین، ص۴۸.</ref> از سوی دیگر براساس [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، بیگمان او کرداری ناشایسته است پس چیزی را که نمیدانی از من مخواه، من تو را اندرز میدهم که مبادا از نادانان باشی» سوره هود، آیه ۴۶.</ref> که [[خداوند]] خطاب به [[حضرت نوح]]{{ع}}، فرزند وی را کرداری ناشایسته دانسته. انسان نفس عمل خویش است<ref>آغاز و انجام، ص۱۳۹؛ گام نخستین، ص۵۴.</ref> و هرکس در طول عمرش، خود را با [[اعمال]] خویش میسازد؛ کسی که محصول فعالیت شبانهروزی او جز [[اعمال نیک]] و [[نورانی]] نیست، خود یکپارچه [[نیکی]] و [[نورانیت]] است؛ به عبارت دیگر، اعمال و [[رفتار انسان]] بر حسب [[صور]] [[ملکوتی]] آنها، تشکیلدهنده گوهر ذات [[انسانی]] و سازنده [[هویت]] و [[شخصیت]] آدمیاند، و [[انسان]] با [[اعمال]]، [[کردار]]، [[افکار]] و ادراکش سازنده خویش است، بنابراین [[بهشت]] یا [[جهنم]] چیزی جدا و بریده از ذات انسان و آنچه که از او برمیخیزد نیست.<ref>گام نخستین، ص۵۴.</ref> چنانکه [[قرآن کریم]] در وصف [[مقربان]]، خودِ آنان را [[روح]] و ریحان و بهشت دانسته: {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ}}<ref>«پس (او را) آسایش و روزی و بهشتی پر نعمت است» سوره واقعه، آیه ۸۹.</ref>.<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۰، ص۱۷۱؛ گام نخستین، ص۵۴.</ref> و در جایی دیگر بر خود کسانی که از [[خشنودی]] خداپیروی میکنند درجات (بهشت) اطلاق کرده است: {{متن قرآن|هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ}}<ref>«آنان نزد خداوند (در) پایههایی (گوناگون)اند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۳.</ref> البته درباره [[حقیقت]] بهشت آرای دیگری نیز مطرح است؛ مانند اینکه برخی از عرفا گفتهاند: حقیقت بهشت چیزی است که انسان را به [[خدا]] نزدیک کرده، در مجاورت [[حق]] اول قرار میدهد<ref>تفسیر صدر المتالهین، ج ۴، ص۲۶۴.</ref> یا به گفته برخی دیگر حقیقت بهشت ابتهاج نفس و [[شادی]] آن به [[شناخت خدا]] و [[محبت]] اوست<ref>المنیر، ج ۲۵، ص۲۴۴.</ref> که میتوان این گونه نظرها را در کنار دو نظر سابق به دو صورت تحلیل کرد: نخست آنکه بگوییم این دو نظر اخیر در حقیقت ردّ آرای سابق است، چنانکه برخی نیز گفتهاند: بهشت همان [[لذات]] [[روحی]] است واوصافی که در [[قرآن]] برای آن ذکر شده نوعی تمثیل و برای تقریب به ذهن است.<ref>الکاشف، ج ۶، ص۴۰۱.</ref> دیگر آنکه بگوییم دو نظر سابق ناظر به مراتب نازله بهشت و دو نظر اخیرناظر به مراتب عالیه بلکه عالیترین مراتب آناست<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۳.</ref> | ||
==گستره و جایگاه بهشت== | ==گستره و جایگاه بهشت== | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
==مخلوق بودن بهشت== | ==مخلوق بودن بهشت== | ||
اصل [[آفرینش]] [[بهشت]] به طور مسلّم از [[آیات قرآن]] استفاده میشود؛ ولی درباره اینکه بهشت هماکنون بالفعل موجود است یا نه میان | اصل [[آفرینش]] [[بهشت]] به طور مسلّم از [[آیات قرآن]] استفاده میشود؛ ولی درباره اینکه بهشت هماکنون بالفعل موجود است یا نه میان دانشمندان اختلاف است؛ بیشتر [[مفسران]] و [[متکلمان]] به ویژه متکلمان شیعه گفتهاند: بهشت همراه با [[آفرینش جهان]] [[خلق]] شده و هماکنون موجود است.<ref>حق الیقین، ص۵۶۹؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۱۹؛ گوهر مراد، ص۶۶۱؛ الاعتقادات، ص۷۹.</ref> [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] بر این مطلب دلالت دارد؛ مانند {{متن قرآن|جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«بهشتی به پهنای آسمانها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمانها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد میبخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستانسراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک میدارند» سوره شعراء، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک میآورند چنانکه دور نباشد» سوره ق، آیه ۳۱.</ref> حمل این آیات که با لفظ ماضی از مهیّا و نزدیک بودن بهشت برای [[پرهیزگاران]] خبر میدهد، بر [[زمان]] [[آینده]] خلاف ظاهر و نیازمند قرینه است.<ref>بحارالانوار،ج ۸، ص۲۰۶.</ref> افزون بر آیات مزبور از آیات دیگری نظیر {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید ده که بوستانهایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوهای از آن بوستانها روزی آنان گردد، میگویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده میشود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کردهاند، بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشتهایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخهای) آنان، جویبارها روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته میگردند و جامههایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر میپوشند در حالی که بر تختها پشت میدهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref> مخلوق بالفعل بودن [[بهشت]] استظهار شده است؛ زیرا [[پیام]] این دسته از [[آیات]] این است که هم اکنون [[بهشت]] در [[اختیار]] [[مؤمنان]] [[صالح]]، [[صادقان]] و [[پرهیزگاران]] است؛ نه آنکه اکنون معدوم باشد و پس از پیدایش، [[ملک]] آنان شود؛ زیرا [[آیات]]، ملکیت بالفعل بهشت را گزارش میکند و از آنجا که مالک آن بالفعل موجود است مملوک نیز باید بالفعل موجود باشد.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۲، ص۱۷۰؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۸۹.</ref> برخی در [[تأیید]] مخلوق بالفعل بودن بهشت به [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی میرفت کنار او، رزقی مییافت و میپرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او میگفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بیحساب (و شمار) روزی میدهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> استناد کردهاند. آنها در [[تفسیر آیه]] یاد شده گفتهاند: مقصود از [[رزق]] میوههای بهشتی است که [[خداوند]] در غیر فصل در اختیار [[مریم]] میگذاشت.<ref>الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۸۶؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۳۳۲ ـ ۳۳۳؛پیام قرآن، ج ۶، ص۳۳۴.</ref> در روایتی امام [[رضا]]{{ع}} منکر مخلوق بالفعل بودن بهشت را مکذب و [[مخلد]] در [[دوزخ]] معرفی کرده است.<ref> بحارالانوار، ج ۸، ص۱۱۹.</ref> افزون بر امور یاد شده [[اهل]] [[کشف]] کسانی را که اهل بهشتاند هماکنون در باغهای سرسبز و در حال [[پیشرفت]] مراتب و درجات و صعود در غرفهها و قصرها [[مشاهده]] میکنند: {{متن قرآن| وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ}}<ref>«آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند در باغهای بهشتند، نزد پروردگارشان هر چه بخواهند دارند» سوره شوری، آیه ۲۲.</ref>.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۱۳۰.</ref>، چنان که در این [[جهان]] موجودات بسیاری هستند که حجابهای [[عالم دنیا]] مانع [[مشاهده]] آنهاست؛ ولی [[اولیاء الله]] قادر به مشاهده آن هستند.<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۴۱.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به هنگام [[معراج]] که از هیاهوی [[مردم]] این [[جهان]] دور بود و غوغای [[عالم ماده]] کمتر و جلوههای جلال و [[جمال]] بیشتر بود، پردهها را کنار زد و با چشم [[ملکوتی]] خود توانست گوشههایی از [[بهشت]] را که در [[باطن]] و درون این جهان بود مشاهده کند. حتی برای [[اولیای خدا]] ممکن است در جذبههای خاص [[معنوی]] در روی [[زمین]] نیز گهگاه آن را ببینند<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۴۱ ـ ۳۴۳.</ref>. | ||
از برخی [[احادیث]] نیز استفاده میشود که برخی مردان [[خدا]] در این جهان بهشت را با چشم [[حقیقت]] بین خود میدیدند، چنانکه [[امام حسین]]{{ع}} در [[شب عاشورا]] پرده از برابر چشمان [[یاران]] خود کنار زد و جایگاهشان در بهشت را به آنان نشان داد.<ref>بحارالانوار، ج ۴۴،ص ۲۹۸؛ الخرایج والجرائح، ج ۲، ص۸۴۷ ـ ۸۴۸.</ref> در روایاتی نیز به فرود آمدن [[مائده بهشتی]] بر [[حضرت زهرا]]{{س}} تصریح شده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۳۵۸؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۸۶.</ref> براساس روایاتی نیز هیچ [[انسانی]] از [[دنیا]] نمیرود، مگر اینکه جایگاه خود را در بهشت یا [[دوزخ]] مشاهده میکند.<ref>الاعتقادات، ص۷۹؛ المحجة البیضاء، ج ۱، ص۲۵۴.</ref> در برابر قول مشهور، برخی مانند [[ابوهاشم]] و [[قاضی عبدالجبار]] [[آفرینش]] بهشت را در وضع کنونی غیر ممکن دانسته و گروهی از [[معتزله]]، [[خوارج]] و نیز گروهی از [[زیدیه]] میپندارند که بهشت تاکنون [[آفریده]] نشده است و آن [[روز]] که [[آسمان]] و زمین در هم پیچیده شوند [[خداوند]] متعالی بهشت را به هر شکل که خواست میآفریند؛ زیرا بهشت محل [[پاداش]] و [[ثواب]] است و پس از [[تکلیف]] و در [[روز جزا]] آفریده میشود؛ زیرا هیچگاه جایگاه تکلیف و [[جزا]] چه در دنیا و چه در [[آخرت]] با هم جمع نمیشوند.<ref>المنیر، ج ۴، ص۹۱؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۱۹؛ اوائل المقالات، ص۱۲۴.</ref> آنها برای سخن خود ادلّهای نیز آوردهاند؛ از جمله آنکه به استناد [[آیه]] {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اگر [[بهشت]] [[آفریده]] شده بود لازمهاش آن بود که [[روز]] [[برپایی قیامت]] نابود شود، در حالی که دستهای از [[آیات قرآن]] بیانگر [[جاودانگی]] و دوام و بقای بهشت است؛ مانند آیاتی که بهشت را {{متن قرآن|جَنَّةُ الْخُلْدِ}}<ref> سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> معرفی کرده یا نعمتهای آن را دائمی وصف میکند: {{متن قرآن| أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا}}<ref> سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref> [[ناسازگاری]] این دو دسته از [[آیات]] نشان آن است که بهشت آفریده نشده است. <ref>الالهیات، ج ۴، ص۴۲۲ ـ ۴۲۳، شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۰۷ ـ ۱۰۸.</ref> در پاسخ این دلیل میتوان گفت مقصود از شیء در آیه {{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اشیای [[دنیوی]] است که در چشمانداز انسانهاست؛ اما موجودات [[اخروی]] که از قداستی خاص برخوردارند مشمول این آیه نیستند، چنانکه [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ}}<ref>«آنچه نزد شماست پایان مییابد و آنچه نزد خداوند است پایاست» سوره نحل، آیه ۹۶.</ref> در این آیه به جاودانگی آنچه نزد خداست [[حکم]] شده و طبعاً {{متن قرآن|مَا عِنْدَ اللَّهِ}} غیر از [[وجود خدا]] و محکوم به امکان است؛ ولی طبق [[مشیت الهی]] [[جاودانه]] است. | از برخی [[احادیث]] نیز استفاده میشود که برخی مردان [[خدا]] در این جهان بهشت را با چشم [[حقیقت]] بین خود میدیدند، چنانکه [[امام حسین]]{{ع}} در [[شب عاشورا]] پرده از برابر چشمان [[یاران]] خود کنار زد و جایگاهشان در بهشت را به آنان نشان داد.<ref>بحارالانوار، ج ۴۴،ص ۲۹۸؛ الخرایج والجرائح، ج ۲، ص۸۴۷ ـ ۸۴۸.</ref> در روایاتی نیز به فرود آمدن [[مائده بهشتی]] بر [[حضرت زهرا]]{{س}} تصریح شده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۳۵۸؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۸۶.</ref> براساس روایاتی نیز هیچ [[انسانی]] از [[دنیا]] نمیرود، مگر اینکه جایگاه خود را در بهشت یا [[دوزخ]] مشاهده میکند.<ref>الاعتقادات، ص۷۹؛ المحجة البیضاء، ج ۱، ص۲۵۴.</ref> در برابر قول مشهور، برخی مانند [[ابوهاشم]] و [[قاضی عبدالجبار]] [[آفرینش]] بهشت را در وضع کنونی غیر ممکن دانسته و گروهی از [[معتزله]]، [[خوارج]] و نیز گروهی از [[زیدیه]] میپندارند که بهشت تاکنون [[آفریده]] نشده است و آن [[روز]] که [[آسمان]] و زمین در هم پیچیده شوند [[خداوند]] متعالی بهشت را به هر شکل که خواست میآفریند؛ زیرا بهشت محل [[پاداش]] و [[ثواب]] است و پس از [[تکلیف]] و در [[روز جزا]] آفریده میشود؛ زیرا هیچگاه جایگاه تکلیف و [[جزا]] چه در دنیا و چه در [[آخرت]] با هم جمع نمیشوند.<ref>المنیر، ج ۴، ص۹۱؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۱۹؛ اوائل المقالات، ص۱۲۴.</ref> آنها برای سخن خود ادلّهای نیز آوردهاند؛ از جمله آنکه به استناد [[آیه]] {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اگر [[بهشت]] [[آفریده]] شده بود لازمهاش آن بود که [[روز]] [[برپایی قیامت]] نابود شود، در حالی که دستهای از [[آیات قرآن]] بیانگر [[جاودانگی]] و دوام و بقای بهشت است؛ مانند آیاتی که بهشت را {{متن قرآن|جَنَّةُ الْخُلْدِ}}<ref> سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> معرفی کرده یا نعمتهای آن را دائمی وصف میکند: {{متن قرآن| أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا}}<ref> سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref> [[ناسازگاری]] این دو دسته از [[آیات]] نشان آن است که بهشت آفریده نشده است. <ref>الالهیات، ج ۴، ص۴۲۲ ـ ۴۲۳، شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۰۷ ـ ۱۰۸.</ref> در پاسخ این دلیل میتوان گفت مقصود از شیء در آیه {{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اشیای [[دنیوی]] است که در چشمانداز انسانهاست؛ اما موجودات [[اخروی]] که از قداستی خاص برخوردارند مشمول این آیه نیستند، چنانکه [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ}}<ref>«آنچه نزد شماست پایان مییابد و آنچه نزد خداوند است پایاست» سوره نحل، آیه ۹۶.</ref> در این آیه به جاودانگی آنچه نزد خداست [[حکم]] شده و طبعاً {{متن قرآن|مَا عِنْدَ اللَّهِ}} غیر از [[وجود خدا]] و محکوم به امکان است؛ ولی طبق [[مشیت الهی]] [[جاودانه]] است. | ||