پرش به محتوا

شخصیت امام کاظم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۱۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ دسامبر ۲۰۲۴
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام کاظم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==امام کاظم{{ع}} در یک نگاه‌== امام موسی بن جعفر{{ع}} معروف به «کاظم الغیظ» (فروبرنده خشم) هفتمین پیشوای مسلمانان پس از پیامبر{{صل}}، یکی از پرچم‌ها و...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۲: خط ۴۲:
# «[[محمود بن وهیب قراغولی بغدادی حنفی]]» درباره [[امام کاظم]]{{ع}} می‌گوید: «او [امام‌] [[موسی]] فرزند جعفر صادق فرزند [[محمد باقر]]، فرزند [[علی بن الحسین زین العابدین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]- که [[خدا]] از آنان [[خشنود]] باشد- است. کنیه‌اش [[ابو الحسن]] و به چهار [[لقب]] خوانده شده است: کاظم، [[صابر]]، [[صالح]] و [[امین]] که لقب نخست او مشهورتر است. اندام موزون و [[معتدل]] و بشره گندمگون، از اوصاف [ظاهری‌] اوست. او [[وارث علم]] و [[معرفت]] و کمال و فضل پدرش -که [[خداوند]] از آنان خشنود باد- است. به دلیل [[فرو بردن خشم]] و گذشت از کسانی که به او [[ستم]] می‌کردند و بردباری‌اش، «کاظم» خوانده شده است. نزد [[مردم عراق]] به [[باب الحوائج]] الی [[اللّه]] معروف است. او [[عابدترین]]، عالمترین و [[بخشنده‌ترین]] [[مردم]] [[روزگار]] خود بود»<ref>جوهرة الکلام، ص۱۳۹.</ref>.
# «[[محمود بن وهیب قراغولی بغدادی حنفی]]» درباره [[امام کاظم]]{{ع}} می‌گوید: «او [امام‌] [[موسی]] فرزند جعفر صادق فرزند [[محمد باقر]]، فرزند [[علی بن الحسین زین العابدین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]- که [[خدا]] از آنان [[خشنود]] باشد- است. کنیه‌اش [[ابو الحسن]] و به چهار [[لقب]] خوانده شده است: کاظم، [[صابر]]، [[صالح]] و [[امین]] که لقب نخست او مشهورتر است. اندام موزون و [[معتدل]] و بشره گندمگون، از اوصاف [ظاهری‌] اوست. او [[وارث علم]] و [[معرفت]] و کمال و فضل پدرش -که [[خداوند]] از آنان خشنود باد- است. به دلیل [[فرو بردن خشم]] و گذشت از کسانی که به او [[ستم]] می‌کردند و بردباری‌اش، «کاظم» خوانده شده است. نزد [[مردم عراق]] به [[باب الحوائج]] الی [[اللّه]] معروف است. او [[عابدترین]]، عالمترین و [[بخشنده‌ترین]] [[مردم]] [[روزگار]] خود بود»<ref>جوهرة الکلام، ص۱۳۹.</ref>.
# «[[محمد أمین غالب الطویل]]» در معرفی [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} می‌گوید: «و [[علویان]] به مرد بزرگ، امام [[موسی کاظم]]{{ع}} همو که به [[پرهیزگاری]]، بسیاری [[عبادت]] مشهور بود، [[اقتدا]] می‌کردند و [به دلیل همین دو خصوصیت‌] [[مسلمانان]] او را «[[عبد صالح]]» می‌خواندند. او همچنین به «[[مرد]] صالح» ملقب بود؛ نامی که براساس بیان [[قرآن]]، [[همنشین]] [[موسی بن عمران]]{{ع}} بدان خوانده می‌شد. [[امام کاظم]] [[کریم]] و [[بخشنده]] بود»<ref>تاریخ العلویین، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۲۳.</ref>
# «[[محمد أمین غالب الطویل]]» در معرفی [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} می‌گوید: «و [[علویان]] به مرد بزرگ، امام [[موسی کاظم]]{{ع}} همو که به [[پرهیزگاری]]، بسیاری [[عبادت]] مشهور بود، [[اقتدا]] می‌کردند و [به دلیل همین دو خصوصیت‌] [[مسلمانان]] او را «[[عبد صالح]]» می‌خواندند. او همچنین به «[[مرد]] صالح» ملقب بود؛ نامی که براساس بیان [[قرآن]]، [[همنشین]] [[موسی بن عمران]]{{ع}} بدان خوانده می‌شد. [[امام کاظم]] [[کریم]] و [[بخشنده]] بود»<ref>تاریخ العلویین، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۲۳.</ref>
==جلوه‌ای از [[شخصیت امام کاظم]]{{ع}}‌==
===[[دانش]] سرشار [[امام]]{{ع}}‌===
امام [[جعفر صادق]]{{ع}}، بر [[علم]] سرشار امام موسای کاظم{{ع}} [[گواهی]] داده و فرموده است: «اگر از این پسرم درباره آنچه در این [[مصحف]] ([[قرآن]]) وجود دارد بپرسی به [[یقین]]، عالمانه و آگاهانه پاسخت می‌دهد.
و نیز فرموده است: [[حکمت]]، [[فهم]]، [[سخاوت]] و دانش [[امور دینی]] [[مردم]] که در آن گرفتار [[اختلاف]] و سردرگمی‌ شده‌اند نزد اوست.
[[عالمان]]، دانش‌های فراوانی و گوناگونی در عرصه [[دین]] و جز آن از آن حضرت نقل کرده و کتاب‌های فراوانی از دانش آن حضرت نوشته‌اند تا آنجا که [[امام کاظم]]{{ع}} در میان [[محدثان]] به «عالم» شهره شد و همین برای [[شناخت]] مرتبه و فراوانی دانش او بسنده است. [[شیخ مفید]] می‌گوید: مردم [[روایات]] بسیاری از [[ابو الحسن موسی]] نقل کرده‌اند. او فقیه‌ترین مردم [[زمان]] خود بود»<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۱.</ref>
===[[عبادت]] و تقوای حضرت‌===
امام [[موسی کاظم]]{{ع}} در [[بیت]] [[قداست]] و [[تقوا]] پرورش یافت و در کانون [[بندگی]] و [[فرمانبرداری]] بزرگ شد. حضرتش [[خدادوستی]] و [[ایمان]] به او را از [[پدران]] خود به [[ارث]] برد؛ دو اصلی که آنان را واداشت تا [[جان]] خود را در راه‌ [[محبوب]] و [[معبود]] خود قربان کنند و آنچه در توان دارند در راه [[نشر]] [[آیین الهی]] و [[سرکوب]] [[آیین]] دوگانه‌پرستی و [[گمراهی]] به کار گیرند. بنابراین [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} اساس تقوا و [[معدن]] ایمان و [[عقیده]] هستند و اگر آنان نبودند هیچ بنده‌ای [[خدا]] را بندگی نمی‌کرد، و هیچ کسی او را به [[وحدانیت]] و یکتایی نمی‌خواند، هیچ [[فریضه]] و واجبی به کار بسته نمی‌شد و هیچ سنتی به پا داشته نمی‌شد و به یک سخن، هیچ [[قانون]] و حکمی در [[اسلام]] و بر [[پیروان]] آن هموار و قابل [[تحمل]] نبود.
امام کاظم{{ع}} تمام گونه‌های [[پرهیزگاری]] را در خانه‌ای که پرورش‌یافته بود می‌دید و از این‌رو پرهیزگاری با تمام صورت‌های آن، گوهر و [[شخصیت]] او را شکل می‌داد. [[تاریخ‌نگاران]] او را [[عابدترین]] مردم [[روزگار]] خود خوانده‌اند<ref>جوهرة الکلام، ص۱۳۹.</ref>، تا آنجا که «[[عبد صالح]]» و «[[زین المجتهدین]]» ([[زیور]] کوشندگان در [[عبادت]]) [[لقب]] گرفت و هرگز کسی، همانند او در [[بندگی]] و [[فرمانبرداری]] دیده نشده. در اینجا به چند نمونه از فرمانبرداری و بندگی [[حضرت کاظم]]{{ع}} اشاره می‌کنیم:
====[[نماز]] آن حضرت‌====
[[زیباترین]] و پربهاترین ساعت‌ها و لحظه‌ها از نظر [[امام کاظم]]{{ع}} زمانی بود که با خدای خویش [[خلوت]] می‌کرد. آن حضرت با تمام وجود و [[حضور قلب]] به درگاه [[خدا]] می‌رفت. درباره [[عبادت امام]] آمده است: «چون به [[درگاه الهی]] به نماز می‌ایستاد یا [[مناجات]] و [[راز و نیاز]] می‌کرد، اشکش جاری می‌شد و قلبش به تپش درمی‌آمد و از [[شوق]] و [[خوف]]، لرزه بر اندامش می‌افتاد؛ بیشتر اوقات خود را به نماز می‌گذراند. «شب را تا هنگام [[فجر]] صادق‌ [[نمازهای مستحبی]] و نوافل‌ می‌گزارد و آنها را با [[نماز صبح]] پیوند می‌داد. آن‌گاه تا برآمدن [[خورشید]] به تعقیبات می‌پرداخت و چون خورشید طلوع می‌کرد، حضرت سر به [[سجده]] می‌گذارده و پیوسته به [[دعا]] و [[ستایش خداوند]] مشغول بود تا اینکه ظهر فرا می‌رسید»<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۳۱؛ کشف الغمه، ج۳، ص۱۸ (به نقل از الارشاد، ج۲، ص۲۳۱).</ref>.
از دیگر جلوه‌های فرمانبرداری و بندگی امام کاظم{{ع}} این بود که در ابتدای شب وارد [[مسجد پیامبر]]{{صل}} می‌شد سر به سجده می‌نهاد و در یک سجده با صدای بلند که [[اخلاص]] و [[ترس از خدا]] از آن مشهود بود می‌گفت:
{{متن حدیث|عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ}}<ref>وفیات الاعیان، ج۴، ص۲۹۳؛ کنز اللغه، ص۷۶۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷؛ انوار البهیه، ص۱۹۰ (به نقل از تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷).</ref>؛
«[[گناه]] بنده‌ات چه بسیار بزرگ است، اما [[عفو]] و [[بخشش]] از حضرتت چه بسیار و چه‌ نیکوست».
آن هنگام که [[طاغوت]] [[زمان]]، [[هارون الرشید]]، [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} را در سیاهچال‌ها به بند کشید، [[امام]] فرصتی به دست آورد تا به عبادت بپردازد، به گونه‌ای که خردها را مبهوت کرد. حضرت از اینکه چنین فرصتی برای بندگی به دست آورده بود به [[درگاه الهی]] عرض [[سپاس]] داشته می‌گفت:
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي كُنْتُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُفَرِّغَنِي لِعِبَادَتِكَ اللَّهُمَّ وَ قَدْ فَعَلْتَ فَلَكَ الْحَمْدُ}}<ref>حیاة الامام موسى بن جعفر{{ع}}، ج۱، ص۱۴۰ (به نقل از بحار الانوار).</ref>؛
بار خداوندا، از تو می‌خواستم فرصتی [[عنایت]] کنی تا به [[بندگی]] و عبادتت بپردازم.
خداوندا، آنچه خواستم فراهم نمودی، پس [[ستایش]] تو را سزاست.
[[امام کاظم]]{{ع}} نمونه عالی بندگی بود و در بندگی و [[عبادت]] و توجه به [[خداوند]] کسی را یارای [[رقابت]] با حضرت نبود. وجود و [[جان]] حضرت شیفته‌ خداوند و دلش آکنده از [[ایمانی]] ژرف و [[راسخ]] بود. «[[شیبانی]]» درباره ابعاد و گستره عبادت [[حضرت کاظم]]{{ع}} می‌گوید: [[ابو الحسن]]، [[موسی بن جعفر]]{{ع}}‌ حدود هفت سال همه [[روزه]] هنگام برآمدن [[خورشید]] سر بر [[سجده]] می‌نهاد و ظهر سر از سجده برمی‌داشت<ref>شیبانى ابو عبد الله محمد بن حسن (مولاى بنى شیبان) سال‌ها در محفل درس ابو حنیفه حضور یافت و نزد ابو یوسف دانش اندوخت. کتاب‌هاى فراوانى نگاشت و دانش ابو حنیفه را گستراند. شافعى مى‌گوید دانش فراوانى از محمد بن حسن اندوختم. او همچنین مى‌گوید «هرکس که درباره مسأله اختلافى مورد سؤال قرار مى‌گرفت ناخشنودى در چهره‌اش پدیدار مى‌شد مگر محمد بن حسن».
شیبانى به سال ۱۸۷ ق. در ۵۸ سالگى زندگى را وداع گفت (نک: طبقات الفقهاء، ص۱۱۴).</ref>.
[[هارون الرشید]]، [[دشمن]] سرسخت [[امام]] موسی بن جعفر{{ع}}، حضرت را نمونه اعلا در بندگی و [[ایمان]] معرفی می‌کرد؛ زیرا خود توجه فوق العاده امام را به بندگی خداوند دیده بود. آن هنگام که امام را در [[زندان]] «ربیع»<ref>ربیع بن [[یونس]] [[حاجب]] منصور بود و پس از [[ابو ایوب]] [[وزیر]] منصور شد و مورد علاقه و [[اعتماد]] کامل او قرار گرفت. روزى منصور به ربیع گفت «[[خدا]] تو را [[رحمت]] کند اى ربیع اگر [[مرگ]] نبود [[دنیا]] چه دلپذیر و چه گوارا مى‌بود!
ربیع به او گفت دنیاى بدون مرگ دلپذیر نیست.
منصور پرسید چرا چنین است؟
ربیع پاسخ داد اگر مرگ نبود تو بر این تخت نمى‌نشستى.
منصور گفت راست گفتى.
هنگامى که [[مرگ]] منصور فرارسید به ربیع گفت [[آخرت]] را به یک خواب‌ خوش‌ فروختیم».
گفته مى‌شود که ربیع پدرى شناخته شده نداشت. روزى یکى از [[بنى هاشم]] بر منصور وارد شد و لا به لاى [[گفت‌وگو]] مى‌گفت «پدرم -که خدایش [[رحمت]] کند-» و مرتب از پدر خود یاد کرده و بسیار براى او [[طلب رحمت]] مى‌کرد. ربیع به مرد هاشمى گفت در محضر [[امیر المؤمنین]] چقدر براى پدرت طلب رحمت مى‌کنى؟ مرد هاشمى گفت تو را از این بابت معذور مى‌دارم زیرا قدر و [[منزلت]] پدر را نمى‌دانى.
ربیع از این پیشامد شرمگین شد. ربیع به [[سال ۱۷۰ ق]]. از [[دنیا]] رفت (نک: [[وفیات الاعیان]]، ج۱، ص۲۳۱- ۲۳۳ چاپ بولاق).</ref> به بند کشیده بود، از فراز کاخ خود [[خانه]] ([[زندان]]) را می‌کاوید. او در جای مخصوصی از آن خانه جامه‌ای بر [[زمین]] می‌دید که هرگز جابه‌جا نمی‌شود و حرکتی ندارد. از این موضوع در شگفت شده، از ربیع پرسید: «این پیراهن چیست که همه [[روزه]] آن را در همین‌جا می‌بینم؟
ربیع پاسخ می‌دهد: ای [[امیر مؤمنان]]، آنچه می‌بینی پیراهن نیست، بلکه [[موسی بن جعفر]] است که همه روزه هنگام برآمدن [[خورشید]] سر به [[سجده]] می‌نهد و ظهر هنگام سر از سجده برمی‌دارد.
[[هارون الرشید]] مبهوت شده، نتوانست [[شگفتی]] خود را پنهان کند و گفت: اما او ([[امام کاظم]]{{ع}}) از [[زاهدان]] [[بنی هاشم]] است.
چون ربیع اعتراف [[هارون]] را در مورد [[زهد]] و بی‌توجهی امام کاظم{{ع}} به دنیا شنید، به این انگیزه که هارون [[امام]] را [[آزاد]] کند گفت: ای امیر مؤمنان، تو را چه شده که با [[زندانی]] کردن او، بر او سخت گرفته‌ای؟
هارون پاسخی داد که نشانه [[سنگدلی]] و فقدان [[عطوفت]] وی بود. او گفت:
هیهات، جز اینکه دربند باشد چاره‌ای نیست»<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۹۵، حدیث ۱۴؛ انوار البهیه، ص۱۸۹ (به نقل از عیون اخبار الرضا).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۲.</ref>
====[[روزه‌داری]] حضرت‌====
[[حضرت کاظم]]{{ع}} روزها روزه داشت و شب‌ها را به [[عبادت]] زنده می‌داشت، به ویژه زمانی که به دستور [[هارون]] در [[زندان]] به سر می‌برد. در این دوره هرگز عبادت‌های مستحبی را وانمی‌گذاشت و به [[روزه]] و [[اعمال]] مستحبی دیگر مشغول بود و خدای را بر [[نعمت]] فرصتی که به دست آورده بود تا [[بندگی]] حضرتش کند [[سپاس]] می‌گفت.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش