مراحل معاد: تفاوت میان نسخهها
←رجعت
(←رجعت) |
|||
| (۲۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = معاد | | موضوع مرتبط = معاد | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۶: | ||
برای معاد با توجه به معانی که صورت گرفته سه مرحله بیان شده است که عبارت است از: [[مرگ]]، [[برزخ]] و [[قیامت]]. در ذیل به بررسی هر کدام از این مراحل پرداخته میشود. | برای معاد با توجه به معانی که صورت گرفته سه مرحله بیان شده است که عبارت است از: [[مرگ]]، [[برزخ]] و [[قیامت]]. در ذیل به بررسی هر کدام از این مراحل پرداخته میشود. | ||
== مرحله اول: | == مرحله اول: مرگ == | ||
{{اصلی|مرگ}} | |||
[[مرگ]] یکی از پیچیدهترین معماهای [[زندگی بشری]] است که در طول [[تاریخ]] مورد توجه متفکران بوده است. در برخی [[ادیان]] غیر آسمانی مسئله مرگ پایان [[حیات]]، شمرده نمیشود و [[دفن]] اجساد [[مردگان]] همراه با خوراک و تزئینات و مومیایی کردن مردهها برای سالم ماندن بدن، [[گواه]] [[اعتقاد]] [[انسانها]] به ادامه [[زندگی]] پس از مرگ است. در [[اسلام]] بحث مرگ از مباحث مهم [[معاد]] است و در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] به آن توجه شده است<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>. | [[مرگ]] یکی از پیچیدهترین معماهای [[زندگی بشری]] است که در طول [[تاریخ]] مورد توجه متفکران بوده است. در برخی [[ادیان]] غیر آسمانی مسئله مرگ پایان [[حیات]]، شمرده نمیشود و [[دفن]] اجساد [[مردگان]] همراه با خوراک و تزئینات و مومیایی کردن مردهها برای سالم ماندن بدن، [[گواه]] [[اعتقاد]] [[انسانها]] به ادامه [[زندگی]] پس از مرگ است. در [[اسلام]] بحث مرگ از مباحث مهم [[معاد]] است و در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] به آن توجه شده است<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>. | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
=== اقسام مرگ === | === اقسام مرگ === | ||
مرگ گونههای متعددی دارد: [[مرگ طبیعی]]، [[مرگ ناگهانی]] یا مفاجات و مرگ انتحاری و [[شهادت]] که مرگ در [[جهاد]] با دشمنان خدا و [[برترین]] گونۀ مرگ است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۰۹.</ref>. عرفا مرگ را چهار قسم میدانند: مرگ [[اهانت]] و [[لعنت]] که مرگ [[کافران]] است؛ مرگ [[حسرت]] و [[معصیت]] که مرگ [[گنهکاران]] است؛ مرگ تحفه و [[کرامت]] که مرگ [[مؤمنان]] است و مرگ خلعت و مشاهدت که مرگ [[پیغمبران]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۸۱.</ref>. | مرگ گونههای متعددی دارد: [[مرگ طبیعی]]، [[مرگ ناگهانی]] یا مفاجات و مرگ انتحاری و [[شهادت]] که مرگ در [[جهاد]] با دشمنان خدا و [[برترین]] گونۀ مرگ است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۰۹.</ref>. عرفا مرگ را چهار قسم میدانند: مرگ [[اهانت]] و [[لعنت]] که مرگ [[کافران]] است؛ مرگ [[حسرت]] و [[معصیت]] که مرگ [[گنهکاران]] است؛ مرگ تحفه و [[کرامت]] که مرگ [[مؤمنان]] است و مرگ خلعت و مشاهدت که مرگ [[پیغمبران]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۸۱.</ref>. | ||
==== به لحاظ جنس ==== | ==== به لحاظ جنس ==== | ||
# '''[[مرگ طبیعی]] (حتف انف):''' مرگ طبیعی به معنای خروج نفس از بدن است؛ پس از اینکه نفس بهتدریج به فعلیت و [[استقلال]] میرسد. در واقع این [[مرگ]]، [[رهایی]] تدریجی نفس از بدن و رویگردانی آن از [[عالم حس]] و رویآوردن به عالم ملکوت است. زمانی که جوهر نفس به کمال و فعلیت میرسد، دیگر نیازی به بدن ندارد و آن را رها میکند<ref>ملاصدرا، المظاهر الالهیه، ۹۹-۱۰۲.</ref>. | # '''[[مرگ طبیعی]] (حتف انف):''' مرگ طبیعی به معنای خروج نفس از بدن است؛ پس از اینکه نفس بهتدریج به فعلیت و [[استقلال]] میرسد. در واقع این [[مرگ]]، [[رهایی]] تدریجی نفس از بدن و رویگردانی آن از [[عالم حس]] و رویآوردن به عالم ملکوت است. زمانی که جوهر نفس به کمال و فعلیت میرسد، دیگر نیازی به بدن ندارد و آن را رها میکند<ref>ملاصدرا، المظاهر الالهیه، ۹۹-۱۰۲.</ref>. | ||
# '''مرگ به سیف ([[شهادت]]):''' شهادت بهمعنای کشته شدن و جان دادن در راه [[خداوند]] از مسائلی است در نظام ارزشی اسلام، به عنوان معیاری شناخته شده که بیشتر [[ارزشها]] و [[اعمال صالح]] با آن سنجیده شده است. مصداق [[حقیقی]] شهادت، کشته شدن در معرکه [[جهاد]] با [[دشمن]] [[دین]] است؛ اما در [[روایات]] آمده است که [[جان]] باختن در برخی حالات دیگر نیز اجر و ارج شهادت دارد. اسلام نگاه ویژهای به [[شهادت]] دارد<ref>[[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱۹ ـ ۵۲۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۱۶.</ref>. | # '''مرگ به سیف ([[شهادت]]):''' شهادت بهمعنای کشته شدن و جان دادن در راه [[خداوند]] از مسائلی است در نظام ارزشی اسلام، به عنوان معیاری شناخته شده که بیشتر [[ارزشها]] و [[اعمال صالح]] با آن سنجیده شده است. مصداق [[حقیقی]] شهادت، کشته شدن در معرکه [[جهاد]] با [[دشمن]] [[دین]] است؛ اما در [[روایات]] آمده است که [[جان]] باختن در برخی حالات دیگر نیز اجر و ارج شهادت دارد. اسلام نگاه ویژهای به [[شهادت]] دارد<ref>[[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱۹ ـ ۵۲۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۱۶.</ref>. | ||
==== به لحاظ طبیعت و اخترام ==== | ==== به لحاظ طبیعت و اخترام ==== | ||
| خط ۷۶: | خط ۵۱: | ||
# '''مرگ اختیاری (ارادی):''' برخی از اهل معرفت قسم دیگری از مرگ را ذکر کردهاند که از آن به مرگ ارادی تعبیر میشود و [[انسان]] با [[تزکیه نفس]] میتواند با [[اراده]] خود از تعلقات و [[شهوات]] نفس [[رهایی]] یابد<ref>کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، ۹۴؛ آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref> در واقع مرگ ارادی همان ترک ماسویالله و انقطاع به سوی اوست که نه تنها موجب بقای سرمدی و [[حیات طیبه]] [[ابدی]] در [[بهشت]] صوری و معنوی میشود<ref>آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref>، بلکه به قدر [[استعداد]] و سیر و سلوک اشخاص بر حسب تجلیات اسمائی یا صفاتی یا ذاتی، موجب لقای [[حق]] شده، مقامها و مراتب [[عارفان]] برای آنان حاصل میشود<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۱۶۰.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref> | # '''مرگ اختیاری (ارادی):''' برخی از اهل معرفت قسم دیگری از مرگ را ذکر کردهاند که از آن به مرگ ارادی تعبیر میشود و [[انسان]] با [[تزکیه نفس]] میتواند با [[اراده]] خود از تعلقات و [[شهوات]] نفس [[رهایی]] یابد<ref>کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، ۹۴؛ آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref> در واقع مرگ ارادی همان ترک ماسویالله و انقطاع به سوی اوست که نه تنها موجب بقای سرمدی و [[حیات طیبه]] [[ابدی]] در [[بهشت]] صوری و معنوی میشود<ref>آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref>، بلکه به قدر [[استعداد]] و سیر و سلوک اشخاص بر حسب تجلیات اسمائی یا صفاتی یا ذاتی، موجب لقای [[حق]] شده، مقامها و مراتب [[عارفان]] برای آنان حاصل میشود<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۱۶۰.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref> | ||
# '''مرگ غیراختیاری'''. | # '''مرگ غیراختیاری'''. | ||
=== احتضار === | === احتضار === | ||
| خط ۱۳۶: | خط ۱۰۹: | ||
[[فرشته مرگ]] با صورتی [[نیکو]] سراغ [[نیکان]] میآید و با نرمی و [[مهربانی]] با آنان سخن میگوید و جانشان را باز میگیرد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹.</ref>، اما برای کافران و بدکاران، ملکالموت با سیمایی ترسناک سراغشان میآید و با [[سختی]] و تندی و درد و [[رنج]] جانشان را میگیرد<ref>سوره سجده، آیه ۱۱؛ سوره نحل، آیه ۳۲؛ سوره نحل، آیه ۲۸؛ سوره انفال، آیه ۵۰.</ref>.<ref>بحارالانوار، ۶/ ۱۴۱.</ref>. <ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰.</ref>. | [[فرشته مرگ]] با صورتی [[نیکو]] سراغ [[نیکان]] میآید و با نرمی و [[مهربانی]] با آنان سخن میگوید و جانشان را باز میگیرد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹.</ref>، اما برای کافران و بدکاران، ملکالموت با سیمایی ترسناک سراغشان میآید و با [[سختی]] و تندی و درد و [[رنج]] جانشان را میگیرد<ref>سوره سجده، آیه ۱۱؛ سوره نحل، آیه ۳۲؛ سوره نحل، آیه ۲۸؛ سوره انفال، آیه ۵۰.</ref>.<ref>بحارالانوار، ۶/ ۱۴۱.</ref>. <ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰.</ref>. | ||
=== [[تغسیل]] | === [[تغسیل میت|تغسیل]] === | ||
=== | === تشییع === | ||
{{همچنین|تشییع}} | |||
[[تشییع جنازه]]، [[مستحب]] مؤکّد و دارای [[اجر]] و [[ثواب]] فراوانی است. برخی [[فقها]] گفتهاند: [[استحباب]] تشییع در موردی است که [[دفن]] جنازه نیاز به نقل دارد<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>. برخی برای تشییع جنازه از جهت مقدار فضل و کمال سه مرتبه برشمردهاند: کمترین مرتبه آن، تشییع تا مصلّی و اقامه نماز بر میّت. مرتبه متوسط، تشییع تا کنار [[قبر]] و توقّف تا پس از دفن و کاملترین و با فضیلتترین مرتبه آن توقّف بعد از دفن، [[استغفار]] و طلب [[ثبات قدم]] میّت بر [[اعتقاد]] [[حق]]، هنگام سؤال دو [[فرشته]] از او است<ref>منتهی المطلب (ق)، ج۱، ص۴۴۵.</ref>. برخی در اینکه مرتبه اوّل، کمترین حدّ تشییع باشد ـ به گونهای که به کمتر از آن تشییع تحقّق نیابد ـ اشکال کردهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref> | [[تشییع جنازه]]، [[مستحب]] مؤکّد و دارای [[اجر]] و [[ثواب]] فراوانی است. برخی [[فقها]] گفتهاند: [[استحباب]] تشییع در موردی است که [[دفن]] جنازه نیاز به نقل دارد<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>. برخی برای تشییع جنازه از جهت مقدار فضل و کمال سه مرتبه برشمردهاند: کمترین مرتبه آن، تشییع تا مصلّی و اقامه نماز بر میّت. مرتبه متوسط، تشییع تا کنار [[قبر]] و توقّف تا پس از دفن و کاملترین و با فضیلتترین مرتبه آن توقّف بعد از دفن، [[استغفار]] و طلب [[ثبات قدم]] میّت بر [[اعتقاد]] [[حق]]، هنگام سؤال دو [[فرشته]] از او است<ref>منتهی المطلب (ق)، ج۱، ص۴۴۵.</ref>. برخی در اینکه مرتبه اوّل، کمترین حدّ تشییع باشد ـ به گونهای که به کمتر از آن تشییع تحقّق نیابد ـ اشکال کردهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref> | ||
=== | === تدفین === | ||
{{همچنین|دفن}} | |||
دفن عبارت است از، در خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در [[زمین]]، حفر کرده و مرده را در آن قرار میدهند و روی آن را میپوشانند. دفن کردن میّت [[مسلمان]] با کیفیّت خاص، واجب کفایی است. اجزای جدا شده از بدن میّت حتّی ناخن و دندانهای او نیز مشمول [[حکم]] یاد شدهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۰؛ العروة الوثقی، ج۲، ص۱۱۲ و ۱۱۷.</ref>. سزاوار است [[مؤمن]] در حال [[حیات]] مکانی را برای قبر خود تهیّه کند و در آن [[قرآن]] بخواند. اهدای [[زمین]] برای دفن [[مؤمنان]] [[مستحب]] است؛ چنان که مباشرت در کندن قبر مؤمن [[استحباب]] دارد<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۶۳۹ - ۶۴۳.</ref> | دفن عبارت است از، در خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در [[زمین]]، حفر کرده و مرده را در آن قرار میدهند و روی آن را میپوشانند. دفن کردن میّت [[مسلمان]] با کیفیّت خاص، واجب کفایی است. اجزای جدا شده از بدن میّت حتّی ناخن و دندانهای او نیز مشمول [[حکم]] یاد شدهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۰؛ العروة الوثقی، ج۲، ص۱۱۲ و ۱۱۷.</ref>. سزاوار است [[مؤمن]] در حال [[حیات]] مکانی را برای قبر خود تهیّه کند و در آن [[قرآن]] بخواند. اهدای [[زمین]] برای دفن [[مؤمنان]] [[مستحب]] است؛ چنان که مباشرت در کندن قبر مؤمن [[استحباب]] دارد<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۶۳۹ - ۶۴۳.</ref> | ||
=== [[تلقین]]( | === تلقین === | ||
{{همچنین|تلقین میت}} | |||
[[تلقین]] میّت به [[توحید]]، [[نبوّت]] و [[امامت]] و [[ولایت]] [[ائمّه]]{{عم}} با ذکر نام مبارکشان، پس از گذاشتن وی در [[قبر]] و پیش از چیدن لحد و نیز بعد از [[دفن]] و پراکنده شدن [[تشییع]] کنندگان، بر [[ولیّ]] یا [[نایب]] او [[مستحب]] است<ref>غنیة النزوع/ صص ۱۰۳ و ۱۰۶؛ جواهر الکلام ج۴، ص۳۰۵ و ۳۲۴.</ref>. پس از گذاشتن میّت در قبر، ولیّ یا نایب او داخل قبر شده با دست راست شانه راست میّت و با دست چپ بازوی چپ او را گرفته و به شدّت تکان میدهد، سپس دهان خود را به گوش میّت نزدیک کرده او را تلقین میدهد. مستحب است تلقین را سه بار تکرار کند<ref>منهاج الفقاهة ج۵، ص۱۸۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۶۲۶.</ref> | |||
=== انتقال روح === | === انتقال روح === | ||
| خط ۱۶۰: | خط ۱۳۷: | ||
در رد این نظریه گفته شده است، تناسخ اساساً با اصل [[معاد]] ناسازگار است؛ در حالی که معاد از [[اصول عقاید]] [[دینی]] است و [[پیروان]] همه [[ادیان آسمانی]] به آن معتقدند. بنابر آموزه تناسخ، [[روح انسان]] در این [[دنیا]] [[کیفر]] میبیند و [[پاک]] میشود و آنگاه به سرای دیگر میرود. اگر چنین باشد، دیگر کیفر اخروی معنا نخواهد یافت؛ حال آنکه بیش از هزار [[آیه]] به گونه مستقیم و نامستقیم به [[اثبات]] و وصف [[قیامت]] و کیفرهای [[اخروی]] پرداختهاند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[تناسخ - رضایی بیرجندی (مقاله)|مقاله «تناسخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۱۲.</ref>. | در رد این نظریه گفته شده است، تناسخ اساساً با اصل [[معاد]] ناسازگار است؛ در حالی که معاد از [[اصول عقاید]] [[دینی]] است و [[پیروان]] همه [[ادیان آسمانی]] به آن معتقدند. بنابر آموزه تناسخ، [[روح انسان]] در این [[دنیا]] [[کیفر]] میبیند و [[پاک]] میشود و آنگاه به سرای دیگر میرود. اگر چنین باشد، دیگر کیفر اخروی معنا نخواهد یافت؛ حال آنکه بیش از هزار [[آیه]] به گونه مستقیم و نامستقیم به [[اثبات]] و وصف [[قیامت]] و کیفرهای [[اخروی]] پرداختهاند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[تناسخ - رضایی بیرجندی (مقاله)|مقاله «تناسخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۱۲.</ref>. | ||
== مرحله دوم: | == مرحله دوم: برزخ == | ||
{{اصلی|برزخ}} | |||
=== معناشناسی === | === معناشناسی === | ||
برزخ از ریشه «بَرَزَه» به معنای جداکننده دو چیز<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۱۱۸.</ref> و فاصل و حایل میان دو چیز از یکدیگر<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۴، ص۳۳۸؛ زبیدی، سیدمحمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۴، ص۲۶۰.</ref> است. در اصطلاح [[کلامی]] و متون دینی به فاصله میان [[مرگ]] تا [[روز قیامت]] برزخ گفته میشود<ref>سجادی، سید جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ص۳۱۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص۶۰۹.</ref> | برزخ از ریشه «بَرَزَه» به معنای جداکننده دو چیز<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۱۱۸.</ref> و فاصل و حایل میان دو چیز از یکدیگر<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۴، ص۳۳۸؛ زبیدی، سیدمحمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۴، ص۲۶۰.</ref> است. در اصطلاح [[کلامی]] و متون دینی به فاصله میان [[مرگ]] تا [[روز قیامت]] برزخ گفته میشود<ref>سجادی، سید جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ص۳۱۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص۶۰۹.</ref> | ||
| خط ۱۷۹: | خط ۱۵۷: | ||
=== اقسام برزخ === | === اقسام برزخ === | ||
حکما عالم مثال و برزخ را به دو قسم نزولی و صعودی تقسیم میکنند. برزخ نزولی در قوس نزول عالم و پیش از مرتبه دنیا و طبیعت است که [[فیض]] از عالم [[عقل]] آغاز میشود و به عالم مثال و بعد به عالم طبیعت میرسد. برزخ نزولی عالمی مستقل و [[قائم]] به ذات است<ref>ملاصدرا، مجموعه رسائل فلسفی، ص۳۰۴؛ همو، الحکمة المتعالیه، ج۹، ص۳۲۱؛ آشتیانی، سید جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۳۶۰ – ۳۶۴.</ref>. این عالم، منشأ موجودات [[عالم شهادت]] و محل گرفتن [[عهد]] و [[میثاق]] [[ربوبیت]] است که از آن در اصطلاح [[شرع]] به [[عالم ذر]] و گاهی به عالم [[ملائکه]] یاد میشود<ref>تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۲۵۶ و ۵۱۹.</ref>. هنگامی که موجودات عالم طبیعت با حرکت جوهری، [[سیر]] کمالی را به سوی عالم عقل طی میکنند، برزخ صعودی آغاز میشود. این عالم، واسطه میان عالم طبیعت و عالم عقل است و صورتهای [[اعمال]] و نتیجه کارهای انسان در این عالم است<ref>ابن عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۷۸؛ قیصری، داوود بن محمود، شرح فصوص الحکم، ص۱۰۲؛ آشتیانی، سید جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۲۲۷.</ref>. | # '''برزخ صعودی و نزولی:''' حکما عالم مثال و برزخ را به دو قسم نزولی و صعودی تقسیم میکنند. برزخ نزولی در قوس نزول عالم و پیش از مرتبه دنیا و طبیعت است که [[فیض]] از عالم [[عقل]] آغاز میشود و به عالم مثال و بعد به عالم طبیعت میرسد. برزخ نزولی عالمی مستقل و [[قائم]] به ذات است<ref>ملاصدرا، مجموعه رسائل فلسفی، ص۳۰۴؛ همو، الحکمة المتعالیه، ج۹، ص۳۲۱؛ آشتیانی، سید جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۳۶۰ – ۳۶۴.</ref>. این عالم، منشأ موجودات [[عالم شهادت]] و محل گرفتن [[عهد]] و [[میثاق]] [[ربوبیت]] است که از آن در اصطلاح [[شرع]] به [[عالم ذر]] و گاهی به عالم [[ملائکه]] یاد میشود<ref>تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۲۵۶ و ۵۱۹.</ref>. هنگامی که موجودات عالم طبیعت با حرکت جوهری، [[سیر]] کمالی را به سوی عالم عقل طی میکنند، برزخ صعودی آغاز میشود. این عالم، واسطه میان عالم طبیعت و عالم عقل است و صورتهای [[اعمال]] و نتیجه کارهای انسان در این عالم است<ref>ابن عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۷۸؛ قیصری، داوود بن محمود، شرح فصوص الحکم، ص۱۰۲؛ آشتیانی، سید جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۲۲۷.</ref>. | ||
# '''منفصل و متصل:''' عالم مثال در تقسیمی دیگر به دو قسم «منفصل» که منطبق بر همان برزخ نزولی و صعودی است<ref>ابن عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۳۱۱- ۳۱۲؛ غفاری، سیدمحمد خالد، فرهنگ اصطلاحات شیخ اشراق، ص۲۳۹ – ۲۴۷. </ref> و «متصل» که همان عالم خیال در [[نفس انسانی]] و منشأ [[رؤیا]] در [[انسان]] است، تقسیم میشود<ref>شهرزوری، شمس الدین، رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقائق الربانیة، ج۳، ص۴۵۶. </ref>.<ref>تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۴۱۱.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۶۱۱؛ [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۶۷.</ref> | |||
=== احوال برزخ === | |||
=== | ==== شب اول قبر ==== | ||
طبق [[روایات]]، اولین شبی که مرده به خاک سپرده میشود، مورد سؤال قرار میگیرد. دو [[فرشته]] [[نکیر و منکر]] حاضر میشوند و از [[خدا]] و [[پیامبر]] و [[عقاید]] او سؤال میکنند. شبی بسیار هولناک و پرفشار است و آنکه میمیرد، در آن شب تنهایی و [[وحشت]]، همدمی جز عملهایش ندارد. | |||
شب اوّل [[قبر]] برای صالحانِ با [[تقوا]] خوب است، امّا برای [[گنهکاران]] شبی سخت و پر [[عذاب]] است. توصیه شده برای کسی که از [[دنیا]] میرود، در همان شب نخست [[نماز]] لیلة الدّفن ([[نماز]] [[وحشت]]) بخوانند و ثوابش را به [[روح]] او هدیه کنند تا ایمن گردد. کیفیت این [[نماز]] در کتابهای [[دعا]] آمده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]].</ref>. | |||
==== سؤال قبر ==== | ==== سؤال قبر ==== | ||
از [[روایات]] بسیاری استفاده میشود زمانی که مُرده را در قبر قرار میدهند، دو [[فرشته]] سراغ او میآیند و از پارهای موضوعات [[عقیدتی]] ـ مانند [[توحید]]، [[نبوت]] و [[ولایت]] ـ از او میپرسند و نیز از پارهای موضوعات عملی؛ مثلًا میپرسند با [[نماز]] چه کرده است و [[عمر]] خویش را صرف چه کارهایی ساخته و چگونه [[مال]] کسب کرده است. در برخی [[روایات]] از این دو [[فرشته]] با عنوان "ناکر و نکیر" و در برخی دیگر با عنوان "[[نکیر و منکر]]" یاد شده است<ref>کافی، ۲/ ۶۳۳؛ بحارالانوار، ۶/ ۲۲۳.</ref>. برخی دیگر از [[احادیث]] و نیز در پارهای از [[ادعیه]]، این دو [[فرشته]] را "[[بشیر]] و مبشر" خواندهاند<ref>مفاتیح الجنان، دعای ماه رجب.</ref>. سؤال و جواب قبر، فرآیندی ساده و معمول نیست که [[آدمی]] هر چه بخواهد بگوید. پاسخها از [[جان]] [[آدمی]] و [[باطن]] ملکات و باورهای راستین او میجوشند و بیرون میآیند. تلقین میت، کمکی است به همین جوشش نه آنکه اثری مستقل داشته باشد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۳-۳۷۴.</ref>. | |||
=== حیات برزخی === | === حیات برزخی === | ||
| خط ۲۲۷: | خط ۱۸۷: | ||
==== [[پاداش]] و کیفر برزخی ([[لذت]] و [[الم]]) ==== | ==== [[پاداش]] و کیفر برزخی ([[لذت]] و [[الم]]) ==== | ||
===== پاداش برزخی ===== | ===== پاداش برزخی ===== | ||
===== کیفر برزخی ===== | ===== کیفر برزخی ===== | ||
# | # '''فشار قبر:''' آغازِ کیفرهای عالم برزخ و از مسلمات و مشهورات [[مسلمانان]] است و [[احادیث]] بسیاری بر آن [[گواهی]] میدهند. فشار قبر برای همه مردگان پیش میآید؛ ولی برای برخی کسان سختتر و شدیدتر است و بخشی از کیفر اعمال آنان محسوب میگردد و برای برخی دیگر، ملایم است و به منزله کفاره گناهان و جبران نواقص. پرسشی در اینجا مطرح است که آیا بر جسم مادی و عنصری فشار وارد میآید و [[روح]] از این گذر به [[رنج]] و درد میافتد یا بر بدن مثالی و برزخی. در این باره نظریههای گوناگونی مطرح است. تنها بر این [[حقیقت]] میتوان پای فشرد که بر اساس منابع [[دینی]] وجود اصل فشار قبر تردیدناپذیر است؛ هر چند کیفیت آن بر ما پوشیده است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۴.</ref>. | ||
# '''عذاب قبر:''' از معتقدات شیعیان است و همه بر آن اتفاق دارند. [[عذاب]] قبر بدین معنا است که افزون بر فشار، کیفرهای دیگری نیز از آغاز [[دفن]] بر میت فرود میآیند. این کیفرها، در [[حقیقت]]، [[ظهور]] [[معاصی]] و [[گناهان]] میتاند و ویژه [[ملحدان]] و [[منافقان]] و عاصیاناند و [[مؤمنان]] [[نیکوکار]] از آن در اماناند<ref>بحارالانوار، ۶/ ۲۶۶؛ معاد، ۱۱۳؛ عقائد صدوق، ۸۱؛ شرح عقائد، ۴۵؛ کشف المراد، ۲۲۶؛ ارشاد الطالبین، ۴۲۵؛ تجرید الاعتقاد، ۳۰۸؛ میزان الحکمة، ۱۰/ ۳۲۶؛ کافی، ۳/ ۲۴۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۴.</ref> | |||
# | |||
==== اقسام برزخیان ==== | ==== اقسام برزخیان ==== | ||
| خط ۲۴۸: | خط ۱۹۸: | ||
# [[مسلمانان]] [[فاسق]] و بیولایت به [[اهل بیت]]{{ع}} که [[عمل صالح]] دارند و در برابر [[امامان معصوم]]{{ع}} [[عداوت]] نشان ندادهاند. اینان از نعمتهای بهشتی بهرهمند نمیشوند؛ ولی از [[نسیم]] آن برخوردار میشوند [[سفیهان]] و کودکان و [[مستضعفان]] ([[عقیدتی]]) نیز به این گروه میپیوندند. | # [[مسلمانان]] [[فاسق]] و بیولایت به [[اهل بیت]]{{ع}} که [[عمل صالح]] دارند و در برابر [[امامان معصوم]]{{ع}} [[عداوت]] نشان ندادهاند. اینان از نعمتهای بهشتی بهرهمند نمیشوند؛ ولی از [[نسیم]] آن برخوردار میشوند [[سفیهان]] و کودکان و [[مستضعفان]] ([[عقیدتی]]) نیز به این گروه میپیوندند. | ||
# [[دشمنان]] امامان معصوم{{ع}} که از گورهایشان، دری به [[دوزخ]] گشوده میشود و با [[آتش دوزخ]] کیفر میبینند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref>. | # [[دشمنان]] امامان معصوم{{ع}} که از گورهایشان، دری به [[دوزخ]] گشوده میشود و با [[آتش دوزخ]] کیفر میبینند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref>. | ||
==== [[تکامل]] در برزخ ==== | ==== [[تکامل]] در برزخ ==== | ||
یکی از مباحث مربوط به برزخ، [[تکامل برزخی]] است. تکامل برزخی از منظر روایات امری مسلم است؛ مانند [[ثواب]] بردن شخصی که از [[دنیا]] رفته، از [[صدقات]] جاریهای که پس از [[مرگ]] وی نیز برای دیگران سودمند است؛ نظیر ساختن [[مسجد]] و باقی گذاردن [[علم]] مفید یا سود بردن از کارهای [[نیکی]] که دیگران انجام داده و ثوابش را به او [[هدیه]] میکنند<ref>المعتبر، ج ۱، ص۳۴۱؛ الخصال، ص۱۵۱، ۳۲۳.</ref>. تکامل برزخی باید به گونهای تبیین شود که با مبانی [[عقلی]] نیز ناسازگاری نداشته باشد<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۶۷.</ref>. | یکی از مباحث مربوط به برزخ، [[تکامل برزخی]] است. تکامل برزخی از منظر روایات امری مسلم است؛ مانند [[ثواب]] بردن شخصی که از [[دنیا]] رفته، از [[صدقات]] جاریهای که پس از [[مرگ]] وی نیز برای دیگران سودمند است؛ نظیر ساختن [[مسجد]] و باقی گذاردن [[علم]] مفید یا سود بردن از کارهای [[نیکی]] که دیگران انجام داده و ثوابش را به او [[هدیه]] میکنند<ref>المعتبر، ج ۱، ص۳۴۱؛ الخصال، ص۱۵۱، ۳۲۳.</ref>. تکامل برزخی باید به گونهای تبیین شود که با مبانی [[عقلی]] نیز ناسازگاری نداشته باشد<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۶۷.</ref>. | ||
انجام دادن کارهای خیر و [[دعا]] و [[طلب آمرزش]] بازماندگان برای [[مردگان]] با [[نیت]] و انگیزۀ [[ثواب]] و [[اجر]] برای آنها موجب خیر و [[سعادت]] و تکامل مردگان میشود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۵۵ ـ | انجام دادن کارهای خیر و [[دعا]] و [[طلب آمرزش]] بازماندگان برای [[مردگان]] با [[نیت]] و انگیزۀ [[ثواب]] و [[اجر]] برای آنها موجب خیر و [[سعادت]] و تکامل مردگان میشود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۵۵ ـ ۵۶؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۶۱۲.</ref>. | ||
==== | === رجعت === | ||
{{اصلی|رجعت}} | |||
«رَجعت» یا «[[یوم الکرّه]]»<ref>بحار الأنوار؛ ج ۷، ص۶۱.</ref> به معنای بازگشت است<ref>الصحاح، ج ۳، ص۱۲۱۶؛ المصباح، ج ۱، ص۲۲۰؛ مجمع البحرين، ج ۲، ص۱۵۰، «رجع».</ref>. رجعت در اصطلاح عبارت است از: بازگشت دو گروه از [[مردگان]] مؤمنین خالص همچون: [[انبیاء]]<ref>حق الیقین؛ ص۳۳۷ - ۳۳۸.</ref>، [[امامان معصوم]]<ref>حق الیقین؛ ص۳۴۰. </ref> و [[شهدا]]<ref> تفسیر موضوعی قرآن مجید؛ ج ۴، ص۲۶۳ </ref> و کافرین [[خالص]] پس از [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} با همان بدنهایی که از [[دنیا]] رفتهاند، تا [[مؤمنان]] از برپایی حکومت جهانی [[عدل]] شاد شده، به [[فیض]] همراه [[حضرت مهدی]]{{ع}} برسند و [[کافران]] از [[پستی]] و [[حقارت]] [[ستمگران]] دردمند شده و به برخی مکافاتهای [[دنیوی]] کارهای خود برسند<ref>رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵، علم الیقین فی أصول الدین: ج۲ ص۸۲۳، مجموعة ثلاث رسائل (مخطوطة)، مفید: ص۳۴، مجمع البحرین: ج۴ ص۳۳۳.</ref>. البته معنای اصطلاحی عام رجعت که همه عالمان شیعه و برخی از [[عالمان]] [[سنی]] بر آن اتفاق دارند، رجوع به دنیا بعد از [[موت]] تا قبل از [[قیامت]] است<ref>اوائل المقالات؛ ص۴۶.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۸۶ ـ ۱۸۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۰۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۷۰.</ref> | |||
== | == مرحله سوم: قیامت == | ||
{{اصلی|آخرت}} | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۷۲: | خط ۲۲۳: | ||
# [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']] | # [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']] | ||
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه''']] | # [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه''']] | ||
# [[پرونده:136866.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|'''درسنامه مهدویت ج۴''']] | |||
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه غدیر (کتاب)|'''فرهنگنامه غدیر''']] | # [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه غدیر (کتاب)|'''فرهنگنامه غدیر''']] | ||
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | ||