پرش به محتوا

عبدالله بن عباس در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۳۷: خط ۳۷:


عده زیادی از [[مفسرین]] در [[مکتب]] وی تفسیر آموختند. کسانی هم‌چون: [[عکرمه]]، [[مجاهد]]، طاووس، [[سعید بن جبیر]] و...<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، سال ۶۱ – ۸۰، ص۱۵۱.</ref>. او نه تنها [[مفسّر]]، که فردی [[فقیه]]، [[مورخ]] و [[محدث]] نیز بود و از [[اصحاب خاص]] [[پیغمبر]] محسوب می‌شد. وی هنگام [[رحلت پیغمبر]]{{صل}} سیزده سال و به قولی پانزده ساله بود. اما از چنان [[حافظه]] و هوشی سرشار برخوردار بود که ۱۶۶۰ [[حدیث صحیح]] تنها در [[صحیحین]] (مسلم و [[بخاری]]) از او [[روایت]] شده است. وقتی این رقم را با ۱۴۲ [[حدیث]] صحیحی که از [[ابوبکر]] در صحیحین آمده، مقایسه کنیم، بیشتر به [[مقام]] و [[موقعیت اجتماعی]] [[ابن عباس]] در [[اسلام]] پی می‌بریم<ref>دایرة المعارف تشیع، ج۱، ص۳۴۶.</ref>. ابن عباس در پرتو صحبت و [[خویشاوندی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[دانش]] فراوان و [[منطق]] [[قوی]] و زبان [[فصیح]] و حاضر جوابی و [[زهد]] و تقوایی که داشت، مورد [[احترام]] [[خلفای راشدین]] و [[صحابه]] و [[تابعین]] بود. [[عمر بن خطاب]] درباره او گفته است: «عبدالله جوانیست که [[خرد]] [[پیران]] و زبانی بسیار پرسان و [[قلبی]] بسیار [[خردمند]] دارد»<ref>دایرة المعارف تشیع، ج۱، ص۳۴۶؛ حلیة الأولیاء، ج۱، ص۳۱۸.</ref> از این روی [[عمر]]، در [[زمان]] [[خلافت]] خویش، او را مورد توجه قرار می‌دهد و به وی می‌گوید: «تو دانشی داری که ما از آن برخوردار نیستیم»<ref>تاریخ الاسلام، سال ۶۱ - ۸۰، ص۱۵۵، ذهبی سند این حدیث را صحیح می‌داند.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲]]، ص 395 - 397.</ref>
عده زیادی از [[مفسرین]] در [[مکتب]] وی تفسیر آموختند. کسانی هم‌چون: [[عکرمه]]، [[مجاهد]]، طاووس، [[سعید بن جبیر]] و...<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، سال ۶۱ – ۸۰، ص۱۵۱.</ref>. او نه تنها [[مفسّر]]، که فردی [[فقیه]]، [[مورخ]] و [[محدث]] نیز بود و از [[اصحاب خاص]] [[پیغمبر]] محسوب می‌شد. وی هنگام [[رحلت پیغمبر]]{{صل}} سیزده سال و به قولی پانزده ساله بود. اما از چنان [[حافظه]] و هوشی سرشار برخوردار بود که ۱۶۶۰ [[حدیث صحیح]] تنها در [[صحیحین]] (مسلم و [[بخاری]]) از او [[روایت]] شده است. وقتی این رقم را با ۱۴۲ [[حدیث]] صحیحی که از [[ابوبکر]] در صحیحین آمده، مقایسه کنیم، بیشتر به [[مقام]] و [[موقعیت اجتماعی]] [[ابن عباس]] در [[اسلام]] پی می‌بریم<ref>دایرة المعارف تشیع، ج۱، ص۳۴۶.</ref>. ابن عباس در پرتو صحبت و [[خویشاوندی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[دانش]] فراوان و [[منطق]] [[قوی]] و زبان [[فصیح]] و حاضر جوابی و [[زهد]] و تقوایی که داشت، مورد [[احترام]] [[خلفای راشدین]] و [[صحابه]] و [[تابعین]] بود. [[عمر بن خطاب]] درباره او گفته است: «عبدالله جوانیست که [[خرد]] [[پیران]] و زبانی بسیار پرسان و [[قلبی]] بسیار [[خردمند]] دارد»<ref>دایرة المعارف تشیع، ج۱، ص۳۴۶؛ حلیة الأولیاء، ج۱، ص۳۱۸.</ref> از این روی [[عمر]]، در [[زمان]] [[خلافت]] خویش، او را مورد توجه قرار می‌دهد و به وی می‌گوید: «تو دانشی داری که ما از آن برخوردار نیستیم»<ref>تاریخ الاسلام، سال ۶۱ - ۸۰، ص۱۵۵، ذهبی سند این حدیث را صحیح می‌داند.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲]]، ص 395 - 397.</ref>
== علم و دانش [[ابن عباس]] ==
با اینکه [[عبدالله بن عباس]] پیامبر {{صل}} را جز در سنین [[کودکی]] [[درک]] نکرد (او در هنگام [[رحلت رسول خدا]] سیزده یا پانزده ساله بود)<ref>رجال الطوسی، شیخ طوسی، ص۴۲؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۴.</ref> ولی به خاطر کوشش و [[جدیت]] در [[طلب علم]] و دانش از محضر رسول خدا {{صل}} و [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[کشف]] رموز و دقائق [[قرآن]] به او بحر و [[حبر]] الامه و ترجمان القرآن و [[سلطان]] المفسرین می‌گفتند و او اولین کسی بود که برای [[قرآن مجید]] [[تفسیر]] گفت و در این باره گوی [[سبقت]] را از دیگران ربود و [[نخبگان]] تفسیر [[افتخار]] شاگردی او را داشتند<ref>معجم الصحابه، ابن قانع، ص۵۰۱. البته او در تفسیر شاگرد امام علی {{ع}} بوده است.</ref>.
او این [[مقام]] را به خاطر [[روشن‌بینی]] و [[آینده‌نگری]] به دست آورد. یکی از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} می‌گوید: پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[عبدالله بن عباس]] به من گفت: "بیا نزد اصحاب پیامبر {{صل}} برویم و از ایشان [[علم]] و [[دانش]] و آنچه را که سایر افراد از [[پیامبر]] شنیده و یاد گرفته‌اند، بیاموزیم". به او گفتم: [[فکر]] می‌کنی با وجود این همه [[رجال]] و بزرگان [[صحابه]] [[مسلمانان]] به مثل من و تو محتاج شوند و از تو استفاده کنند؟!
اما [[عبدالله]] به پرسیدن و [[آموختن]] [[حدیث]] ادامه داد. خود او می‌گوید: اگر می‌شنیدم شخصی [[حدیثی]] می‌داند که من آن را نشنیده‌ام، به در خانه‌اش می‌رفتم و کنار در عبایم را پهن کرده، روی آن می‌نشستم؛ باد خاک‌های کوچه را بر سرم می‌ریخت ولی [[منتظر]] می‌شدم تا صاحب‌خانه بیرون بیاید. هنگامی که او از [[خانه]] بیرون می‌آمد و مرا می‌دید، عذرخواهی می‌کرد و می‌گفت: ای [[پسر عموی پیامبر]]، برای چه اینجا آمده‌ای؟ چرا کسی را نفرستادی تا من به نزد تو بیایم؟ می‌گفتم: سزاوارتر است که برای [[کسب علم]] من به حضور تو بیایم. طولی نکشید که آن مرد دید [[مردم]] به دور من جمع شده‌اند و از من علم و حدیث می‌آموزند. در این موقع او گفت: این [[جوان]] از من عاقل‌تر بود <ref>الاصابه، ابن حجر، ج۴، ص۱۲۵.</ref>.
[[ابن عباس]] نه تنها در [[فقه]] و حدیث عالم بود بلکه در تفسیر و [[تأویل]] قرآن نظیر نداشت در [[شناخت]] اشعار [[عربی]] و علم انساب و حساب و ریاضیات و [[تاریخ]] نیز استاد بود. او جامع [[علوم]] [[حلال و حرام]] بود و به دویست سؤال [[نافع]] بن ازرق خارجی که درباره [[تفسیر قرآن]] پرسیده بود، جواب متقن داد و در هر جوابی به یکی از اشعار [[عرب]] [[استشهاد]] کرد<ref>اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۱۸۷.</ref>.
او در هر دانشی شاگردانی داشت و هر [[روز]] درباره یکی از موضوعات صحبت می‌کرد؛ یک روز درباره [[فقه]] و روز دیگر درباره [[حدیث]] و سومین روز درباره [[تفسیر]] و [[تأویل]] و روزی هم درباره [[تاریخ]] و اشعار عرب به بحث می‌پرداخت. [[عبدالله]] بن [[عتبه]] می‌گوید: دانشمندی را ندیدم که در حضور وی اظهار [[تواضع]] نکند! هر که درباره هر موضوعی از او می‌پرسید، جواب مسأله‌اش را را می‌شنید.
[[نقل]] شده، [[پیامبر]] {{صل}} در [[خانه]] خاله‌اش [[میمونه]] که [[همسر پیامبر]] {{صل}} نیز بود، درباره‌اش [[دعا]] فرمود زیرا عبدالله از اول [[شب]] آب وضوی حضرت را آماده کرده بود، پیامبر {{صل}} فرمود: خدایا! او را به [[احکام دین]] عالم گردان و [[تأویل قرآن]] را به او بیاموز<ref>{{متن حدیث| اَللَّهُمَّ فَقِّهْهُ فِي اَلدِّينِ وَ عَلِّمْهُ اَلتَّأْوِيلَ }}؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۴.</ref>. با اینکه حضرت فرمود: خدایا! او را [[مبارک]] و در زمره [[بندگان]] [[نیکوکار]] خود قرار ده<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ بَارِكْ فِيهِ وَ اجْعَلْهُ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ }}؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۵.</ref>.
از [[ابن عباس]] پرسیدند: مصداق [[فضل]] و [[رحمت خدا]] در این [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref> چیست؟ گفت: "منظور از فضل [[خدا]]، [[رسول اکرم]] {{صل}} و منظور از رحمت خدا [[علی]] {{ع}} است<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۲، ص۴۲۷.</ref>.
هم‌چنین از او پرسیدند: منظور خدا از [[صالح]] المؤمنین در آیه {{متن قرآن|وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ}}<ref>«اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است) چرا که به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بی‌گمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان وی‌اند» سوره تحریم، آیه ۴.</ref> کیست؟ گفت: "و همانا او [[علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} است"<ref>تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۲، ص۴۲۵.</ref>.
[[مقام علمی]] [[ابن عباس]] به جایی رسیده بود که در میان [[صحابه]] منکر نداشت و هرگاه [[فقها]] درباره [[آیه]] یا [[روایت]] و حکمی [[اختلاف]] می‌کردند، پس از بحث زیاد به گفته او برمی‌گشتند<ref>اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۱۸۷.</ref> تا جایی که [[محمد حنفیه]] پسر [[امیرمؤمنان]] هنگام [[مرگ]] [[عبدالله]] چنین گفت: "امروز عالم ربانی این [[امت]] از [[دنیا]] رفت"<ref>{{عربی|"اليوم مات رباني هذه الامة"}}؛ معجم رجال الحدیث، خویی، ج۱۱، ص۲۴۵.</ref>.<ref>[[حسین مرادی|مرادی، حسین]]، [[عبدالله بن عباس (مقاله)|مقاله «عبدالله بن عباس»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref>
== ابن عباس و نقل روایت از [[پیامبر]] {{صل}} ==
ابن عباس از پیامبر {{صل}} روایاتی را هم [[نقل]] می‌کند. از جمله می‌گوید: [[رسول خدا]] {{صل}} به من فرمود: "ای فرزند، به تو کلماتی می‌آموزم آنها را [[حفظ]] کن؛ [[خدا]] را رعایت کن تا خدا تو را رعایت کند. خدا را در نظر دار تا او را در مقابل خود ببینی، هرگاه از کسی تقاضا می‌کنی از او تقاضا کن و هرگاه کمک خواستی، از او کمک بخواه. بدان که اگر تمام [[مردم]] بخواهند سودی به تو رسانند، جز آنچه خدا خواسته نمی‌توانند و اگر بخواهند ضرر و آسیبی به تو وارد کنند، جز آنچه [[اراده]] خداست، نمی‌توانند. در مقابل [[اراده خدا]] قلم‌ها خشک و دفترها برچیده می‌شود<ref>{{متن حدیث|احْفَظْ اللَّهَ يَحْفَظْكَ، احْفَظْ اللَّهَ تَجِدْهُ تُجَاهَكَ، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلْ اللَّهَ، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ، وَاعْلَمْ أَنَّ الْأُمَّةَ لَوْ اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَنْفَعُوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ لَكَ، وَلَوْ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَضُرُّوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ، رُفِعَتْ الْأَقْلَامُ وَجَفَّتْ الصُّحُفُ}}؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۱۸۷.</ref>.
هم‌چنین ابن عباس روایت می‌کند: هنگامی که آیۀ: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>، نازل شد، [[رسول اکرم]] {{صل}} فرمود: "همانا [[منذر]] منم و [[هادی]] [[علی]] {{ع}} است و با او [[هدایت]] شوندگان هدایت می‌شوند"<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۲، ص۴۱۷.</ref>.
هم‌چنین او از رسول خدا {{صل}} نقل کرده که فرمود: "در [[قرآن]] جایی نیست که عبارت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«ای مؤمنان! (به پیامبر) نگویید با ما مدارا کن، بگویید: در کار ما بنگر، و سخن نیوش باشید و کافران عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۰۴.</ref> آمده باشد مگر اینکه [[علی]] {{ع}} شریف‌ترین مصداق آن و [[امیر]] آنان است. در حالی که به تمام [[اصحاب]] در [[آیات]] مختلف [[عتاب]] شده، اما از علی {{ع}} جز به خیر یاد نشده است"<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۲، ص۴۳۰.</ref>.
خود او [[نقل]] می‌کند: نزد [[رسول خدا]] بودیم که [[علی بن ابی‌طالب]] به نزد ما آمد. در این هنگام [[رسول اکرم]] رو به علی کرد و فرمود: همانا تو زیبای ناشناخته آنان هستی<ref>{{عربی|"انك عبقريهم"}}اشاره دارد به آیه ۷۶ سوره الرحمن.</ref>.<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۲، ص۳۲۹.</ref>.<ref>[[حسین مرادی|مرادی، حسین]]، [[عبدالله بن عباس (مقاله)|مقاله «عبدالله بن عباس»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۷۸-۳۷۹.</ref>


== [[عبدالله بن عباس]] و [[عمر بن خطاب]] ==
== [[عبدالله بن عباس]] و [[عمر بن خطاب]] ==
۱۳۳٬۸۱۸

ویرایش