پرش به محتوا

عطیة بن سعد بن جناده عوفی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:
== عطیه از دیدگاه رجالیون ==
== عطیه از دیدگاه رجالیون ==
=== رجالیون شیعه ===
=== رجالیون شیعه ===
[[شیخ طوسی]] [[عطیه بن سعد بن جناده عوفی]] را از [[اصحاب امیرالمؤمنین]]{{ع}} به شمار آورده و افزوده است که او را به [[عطیه]] بکالی ـ از [[طوایف]] منتسب به [[قبیله همدان]] ـ می‌شناسند<ref>رجال طوسی، ص۵۱، ش۸۰.</ref>.
[[شیخ طوسی]] [[عطیه بن سعد بن جناده عوفی]] را از [[اصحاب امیرالمؤمنین]]{{ع}} به شمار آورده و افزوده است که او را به [[عطیه]] بکالی ـ از طوایف منتسب به [[قبیله همدان]] ـ می‌شناسند<ref>رجال طوسی، ص۵۱، ش۸۰.</ref>.


[[مرحوم محدث قمی]] نقل می‌کند: سعد بن [[جناده]] پدر عطیه در [[کوفه]] خدمت [[حضرت علی]]{{ع}} آمد و عرض کرد: ای [[امیرالمؤمنین]] [[خداوند]] به من پسری داده است، نام او را شما بگذارید. حضرت فرمود: "این عطیه خداست" از این‌رو به عطیه نام گذاشته شد و مادرش [[رومیه]] نام داشت<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)| اصحاب امام علی ج۲]]، ص۹۹۶-۹۹۷.</ref>.
[[مرحوم محدث قمی]] نقل می‌کند: سعد بن جناده پدر عطیه در [[کوفه]] خدمت [[حضرت علی]]{{ع}} آمد و عرض کرد: ای [[امیرالمؤمنین]] [[خداوند]] به من پسری داده است، نام او را شما بگذارید. حضرت فرمود: "این عطیه خداست" از این‌رو به عطیه نام گذاشته شد و مادرش [[رومیه]] نام داشت<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)| اصحاب امام علی ج۲]]، ص۹۹۶-۹۹۷.</ref>.


=== رجالیون اهل سنت ===
=== رجالیون اهل سنت ===
بعضی از [[ائمه]] [[جرح و تعدیل]] [[اهل سنت]] [[عطیة]] را به خاطر [[تشیع]] [[ضعیف]] می‌شمارند. [[ذهبی]] در مورد او می‌نویسد: [[تابعی]] مشهور و ضعیف است که از ابن عباس، ابوسعید خدری و [[ابن عمر]] [[روایت]] می‌کند. [[ابوحاتم]] می‌گوید: حدیثش نوشته می‌شود ولی ضعیف است. سالم مرادی می‌گوید: [[عطیه]] [[شیعه]] بود. [[احمد بن حنبل]] می‌گوید: حدیثش ضعیف است. [[نسائی]] و جماعتی دیگر می‌گوید: ضعیف است<ref>{{عربی|تابعي شهير، ضعيف، يروي عن ابن عباس وأبي سعيد الخدري وابن عمر... قال أبو حاتم: يكتب حديثه، ضعيف. قال سالم المرادي: كان عطية يتشيع... وقال أحمد بن حنبل: ضعيف الحديث... قال النسائي وجماعة: ضعيف}}؛ میزان الاعتدال، ج۳، ص۷۹، حدیث ۵۶۶۷.</ref>. [[ابن جوزی]] در کتاب الموضوعات<ref>الموضوعات، ج۱، ص۱۱۴: {{عربی|فقد ضعفه الجماعة}}.</ref> ادعاء [[اجماع]] بر [[ضعف]] او می‌کند.
بعضی از [[ائمه]] جرح و تعدیل [[اهل سنت]] عطیة را به خاطر [[تشیع]] [[ضعیف]] می‌شمارند. [[ذهبی]] در مورد او می‌نویسد: [[تابعی]] مشهور و ضعیف است که از ابن عباس، ابوسعید خدری و [[ابن عمر]] [[روایت]] می‌کند. [[ابوحاتم]] می‌گوید: حدیثش نوشته می‌شود ولی ضعیف است. سالم مرادی می‌گوید: [[عطیه]] [[شیعه]] بود. [[احمد بن حنبل]] می‌گوید: حدیثش ضعیف است. [[نسائی]] و جماعتی دیگر می‌گوید: ضعیف است<ref>{{عربی|تابعي شهير، ضعيف، يروي عن ابن عباس وأبي سعيد الخدري وابن عمر... قال أبو حاتم: يكتب حديثه، ضعيف. قال سالم المرادي: كان عطية يتشيع... وقال أحمد بن حنبل: ضعيف الحديث... قال النسائي وجماعة: ضعيف}}؛ میزان الاعتدال، ج۳، ص۷۹، حدیث ۵۶۶۷.</ref>. [[ابن جوزی]] در کتاب الموضوعات<ref>الموضوعات، ج۱، ص۱۱۴: {{عربی|فقد ضعفه الجماعة}}.</ref> ادعاء [[اجماع]] بر [[ضعف]] او می‌کند.


با این اوصاف از اهل سنت می‌پرسیم که اگر عطیه ضعیف است، چرا او را جزء [[مفسرین]] می‌شمارید و از وی [[حدیث]] نقل می‌کنید؟ [[تضعیف]] عطیه بیشتر به خاطر تشیع اوست<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۶۵.</ref>.  
با این اوصاف از اهل سنت می‌پرسیم که اگر عطیه ضعیف است، چرا او را جزء [[مفسرین]] می‌شمارید و از وی [[حدیث]] نقل می‌کنید؟ تضعیف عطیه بیشتر به خاطر تشیع اوست<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۶۵.</ref>.  


== وفات ==
== وفات ==
عطیه در عصر [[حکومت]] خونخوار [[تاریخ]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] با پسر اشعث از [[ترس]] [[دستگیری]]، به فارس فراری شد ولی حجاج بن یوسف ثقفی [[دست]] از او برنداشت به قاسم ثقفی [[حاکم فارس]] نوشت عطیه را دستگیر کند، اگر حاضر شد به [[علی بن ابی طالب]] [[لعن]] و [[نفرین]] کند، او را [[آزاد]] کن و الّا چهارصد شلاق به او بزن و [[موی سر]] و صورتش را بتراش! حاکم فارس عطیه را احضار کرد و چون حاضر نشد به حضرت علی{{ع}} لعن کند چهارصد شلاق به او زد و سر و روی او را تراشید و آزادش کرد<ref>{{عربی|فكتب الحجاج إلى محمد بن القاسم الثقفي ادع عطية، فإن سب علي بن أبي طالب وإلا فاضربه ۴۰۰ سوطا واحلق رأسه ولحيته}}، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۰۴؛ المنتخب من ذیل المذیل، ج۱، ص۱۲۸؛ الاعلام زرکلی، ج۴، ص۲۳۷.</ref>. عطیه از آنجا به [[خراسان]] رفت و پس از هلاکت حجاج بن یوسف ثقفی به کوفه بازگشت و در آنجا بود و در [[سال ۱۱۱ هجری]] از [[دنیا]] رفت<ref>سفینة البحار، ج۲، عنوان عطا، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)| اصحاب امام علی ج۲]]، ص۹۹۶-۹۹۷؛ [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۳۴۴.</ref>
عطیه در عصر [[حکومت]] خونخوار [[تاریخ]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] با پسر اشعث از [[ترس]] دستگیری، به فارس فراری شد ولی حجاج بن یوسف ثقفی [[دست]] از او برنداشت به قاسم ثقفی [[حاکم فارس]] نوشت عطیه را دستگیر کند، اگر حاضر شد به [[علی بن ابی طالب]] [[لعن]] و [[نفرین]] کند، او را [[آزاد]] کن و الّا چهارصد شلاق به او بزن و موی سر و صورتش را بتراش! حاکم فارس عطیه را احضار کرد و چون حاضر نشد به حضرت علی{{ع}} لعن کند چهارصد شلاق به او زد و سر و روی او را تراشید و آزادش کرد<ref>{{عربی|فكتب الحجاج إلى محمد بن القاسم الثقفي ادع عطية، فإن سب علي بن أبي طالب وإلا فاضربه ۴۰۰ سوطا واحلق رأسه ولحيته}}، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۰۴؛ المنتخب من ذیل المذیل، ج۱، ص۱۲۸؛ الاعلام زرکلی، ج۴، ص۲۳۷.</ref>. عطیه از آنجا به [[خراسان]] رفت و پس از هلاکت حجاج بن یوسف ثقفی به کوفه بازگشت و در آنجا بود و در سال ۱۱۱ هجری از [[دنیا]] رفت<ref>سفینة البحار، ج۲، عنوان عطا، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)| اصحاب امام علی ج۲]]، ص۹۹۶-۹۹۷؛ [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۳۴۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۴۹

ویرایش