بحث:قاعده لطف: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۹۴۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۴
خط ۱: خط ۱:
==[[نظریه]] [[شیعه]]==
*[[لطف]] بر دو گونه است:
#'''[[لطف محصل]]:''' عبارت است از مبادی و مقدماتی که [[هدف خلقت]] بر آنها [[استوار]] است. [[خلقت]] از گذر [[لطف]] محصل از بیهودگی و لغو می‌رهد؛ به گونه‌ای که بدون آن، فعل [[الهی]] بدون [[غایت]] و عبث می‌شود. از این گونه [[لطف]] است [[بعثت پیامبران]]، بیان [[تکالیف]] و [[قدرت]] بخشیدن بر انجام [[تکالیف]]. [[وجوب لطف]] محصل در نظر آنان که [[خداوند]] را [[حکیم]] می‌دانند، تردیدناپذیر است<ref>الالهیات‌، ۳/ ۵۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 370-371.</ref>.
#'''[[لطف مقرب]]:''' عبارت است از آنچه برآورنده غرض [[تکلیف]] است. با نبود [[لطف]] [[مقرب]]، غرض [[تکلیف]] حاصل نمی‌آید؛ مانند وعد، [[وعید]]، [[تشویق]] و تهدید که [[بنده]] را بر [[طاعت]] بر می‌انگیزد و از [[گناه]] باز می‌دارد<ref>کشف المراد، ۳۵۱؛ ارشاد الطالبین‌، ۲۷۷؛ الالهیات‌، ۳/ ۵۲.</ref>. [[لطف]] [[مقرب]] در [[توانایی]] و [[قدرت]] [[بندگان]] برای [[طاعت]] یا [[معصیت]] دخلی ندارد. آنان می‌توانند [[طاعت]] کنند یا روی به [[معصیت]] نهند. [[قدرت]] بر [[تکالیف]]، در گرو آن است که [[بندگان]]، آنها را به واسطه [[پیامبران]] بازشناسند و از ابزارهای مادی نیز بهره‌مند باشند و فرض بر این است که چنین مقدمات و وسایلی حاصل است. [[متکلمان]] در این باره که آیا [[لطف]] [[مقرب]] بر [[خداوند]] [[واجب]] است یانه، به [[اختلاف]] افتاده‌اند. [[نظریه]] [[امامیه]] بر آن است که اگر برآورده شدن غرض [[تکلیف]]، بر [[لطف خداوند]] متوقف است، [[لطف]] بر او لازم است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 371.</ref>.
*[[قرآن کریم]] و [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} نیز بر این [[حقیقت]] [[گواهی]] می‌دهند<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ }}؛ سوره اعراف، آیه ۹۴ و {{متن قرآن|وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}؛ آیه ۱۶۸؛ {{متن قرآن|رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۱۶۵، بحارالانوار، ۵/ ۳۱۶.</ref>. از [[آیات]] و [[روایات]] بر می‌آید که آنچه [[شوق]] [[بنده]] را به [[طاعت]] بر می‌انگیزد و او را از [[معصیت]] دور می‌دارد، بر آوردنش بر [[خداوند]] [[واجب]] است؛ زیرا بدین سان، [[تکالیف]] از بیهودگی و لغو می‌رهند. مراد از [[وجوب]] بر [[خداوند]] آن نیست که [[بندگان]] بر او [[حاکمیت]] دارند؛ بلکه مراد این است که اوصاف کمالی [[خداوند]]- مانند [[حکمت]] و [[عدالت]]- موجد و موجب لطف‌اند. این بدان سبب است که [[افعال خداوند]]، مظاهر صفات اویند؛ همان سان که [[صفات الهی]]، مظاهر ذات متعالی اویند. از این دیدگاه، [[لطف خداوند]] بر دو گونه است: یکی لطفی که به نحو عام در ادای [[تکالیف]] بیش‌ترینه [[مکلفان]] دخیل است و این [[لطف]] از [[باب]] [[حکمت]] بر [[خداوند]] [[واجب]] است. دوم، لطفی که بر ادای [[تکالیف]] شماری اندک از [[مکلفان]] مؤثر است و این [[لطف]] از [[جود]] و [[فضل]] [[الهی]] سرچشمه می‌گیرد بی‌آنکه بر او [[واجب]] باشد<ref>الالهیات‌، ۳/ ۵۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 371.</ref>.
==اشکالات [[مخالفان]] قاعده لطف==
==اشکالات [[مخالفان]] قاعده لطف==
*1. اگر [[لطف]] بر [[خداوند]] [[واجب]] باشد، هیچ گناهکاری در [[جهان]] وجود نخواهد داشت؛ زیرا هیچ مکلفی نیست مگر آنکه [[خداوند]] می‌تواند به [[لطف]] خویش او را از [[گناه]] دور بدارد؛ اما بسیارند مکلفانی که راه‌ گناهکاری در پیش گرفته‌اند<ref>شرح الاصول الخسمة، ۵۲۳؛ الالهیات‌، ۳/ ۵۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 372.</ref>.
*1. اگر [[لطف]] بر [[خداوند]] [[واجب]] باشد، هیچ گناهکاری در [[جهان]] وجود نخواهد داشت؛ زیرا هیچ مکلفی نیست مگر آنکه [[خداوند]] می‌تواند به [[لطف]] خویش او را از [[گناه]] دور بدارد؛ اما بسیارند مکلفانی که راه‌ گناهکاری در پیش گرفته‌اند<ref>شرح الاصول الخسمة، ۵۲۳؛ الالهیات‌، ۳/ ۵۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 372.</ref>.
۱۳۰٬۳۵۲

ویرایش