|
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| ==اشکالات [[مخالفان]] قاعده لطف==
| |
| *1. اگر [[لطف]] بر [[خداوند]] [[واجب]] باشد، هیچ گناهکاری در [[جهان]] وجود نخواهد داشت؛ زیرا هیچ مکلفی نیست مگر آنکه [[خداوند]] میتواند به [[لطف]] خویش او را از [[گناه]] دور بدارد؛ اما بسیارند مکلفانی که راه گناهکاری در پیش گرفتهاند<ref>شرح الاصول الخسمة، ۵۲۳؛ الالهیات، ۳/ ۵۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 372.</ref>.
| |
| *'''پاسخ:''' این اشکال از این رو پدید آمده است که به تعریف [[شیعه]] از [[لطف]] راه نیافته است. بنابر تعریف [[شیعه]]، [[لطف]]، [[قدرت]] [[بنده]] بر [[معصیت]] را از میان نمیبرد؛ بلکه او را به [[طاعت]] نزدیک میسازد و از [[معصیت]] دور میکند بیآنکه به [[اضطرار]] و [[الزام]] بینجامد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 371-372.</ref>.
| |
| *2. آیا [[خداوند]]، [[کافران]] را نیز از [[لطف]] خویش بهرهمند میسازد؟ اگر پاسخ، آری است، سخنی [[باطل]] است؛ زیرا باید غرض [[لطف]] حاصل آید و حال آنکه [[کافر]] [[ایمان]] نیاورده است. اگر پاسخ، منفی است، یا بدین روی است که [[خداوند]] [[توانایی]] آن را ندارد و لازمه این، عجز [[خداوند]] و [[باطل]] است، و یا در همان حال که [[خداوند]] [[توانایی]] دارد، [[کافر]] را از آن بهرهمند نمیسازد که این اخلال به [[واجب]] و بر [[خداوند]] محال است<ref>شرح الاصول الخسمة، ۳۵۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 372.</ref>.
| |
| *'''پاسخ:''' چنان که گذشت، معنای [[لطف]] آن نیست که غرض [[لطف]] ناگزیر حاصل آید. [[لطف]]، فیذاته، [[لطف]] است خواه [[هدف]] آن حاصل آید یا نه. اثر [[لطف]] آن است که [[مکلف]] را به [[طاعت]] نزدیک میسازد به گونهای که آن را بر [[معصیت]] ترجیح دهد. اینکه [[مکلف]] از [[لطف]] بهره [[نبرد]] و همچنان در [[معصیت]] مانَد، به خود او باز میگردد و نیروی اختیاری که از آن برخوردار است<ref>شرح الاصول الخسمة، ۳۵۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 372.</ref>.
| |
| *3. إخبار از بهشتی بودن [[بنده]] (وعد) یا [[جهنمی]] بودن او ([[وعید]])، مفسده است؛ زیرا او را میفریبد و بر [[معصیت]] وامیدارد. بر [[خداوند]] محال است که چنین کند و این با [[وجوب لطف]] ناسازگار است<ref>شرح الاصول الخسمة، ۳۵۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 372.</ref>.
| |
| *'''پاسخ:''' إخبار از بهشتی بودن [[بنده]]، [[اغوا]] و [[فریفتن]] نیست؛ زیرا ممکن است با الطافی همراه گردد که [[بنده]] را از انگیزه [[معصیت]] تهی کند و چون احتمال [[فریفتن]] از میان میرود، مفسده بودن مطلق نیز از میان میرود. إخبار از [[جهنمی]] بودن [[بنده]] نیز مفسده نیست. اگر إخبار برای [[جاهلی]] مانند [[ابولهب]] باشد، مفسده پیش نمیآید؛ زیرا وی درستی خبر [[پیامبر]] {{صل}} را [[باور]] ندارد تا إخبار سبب [[اصرار]] او بر [[کفر]] گردد. اگر إخبار برای کسی مانند [[ابلیس]] باشد که از درستی خبر [[پیامبر]] {{صل}} [[آگاه]] است، باز هم او را به [[اصرار]] به [[کفر]] نمیکشاند؛ زیرا او میداند که با [[اصرار]]، عقوبتش افزون میگردد<ref>همان، ۳۵۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 372.</ref>.
| |
| ==[[احکام]] قاعده لطف== | | ==[[احکام]] قاعده لطف== |
| #باید میان [[لطف]] و مورد [[لطف]] مناسبتی باشد بدین معنا که حصول [[لطف]]، انگیزهای برای مورد [[لطف]] فراهم آوَرَد. در غیر این صورت، ترجیح [[بلا]] مرجح پیش میآید. | | #باید میان [[لطف]] و مورد [[لطف]] مناسبتی باشد بدین معنا که حصول [[لطف]]، انگیزهای برای مورد [[لطف]] فراهم آوَرَد. در غیر این صورت، ترجیح [[بلا]] مرجح پیش میآید. |