|
|
| خط ۷: |
خط ۷: |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| [[شهادت امام زین العابدین]]{{ع}} را به [[اختلاف]] از سال ۹۲ تا ۱۰۰ق گفتهاند و در سال ۹۴ و ۹۵ ق تأکید افزونتری است. در جمع میان همه [[روایات]]، شهادت امام سجاد{{ع}} [[روز]] ۲۵ [[محرم]] سال ۹۴ق ترجیح یافته است<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۷۱؛ اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۰۲؛ مقدسی، بازپژوهشی تاریخ ولادت و شهادت معصومان{{عم}}، ص۳۴۱ - ۳۴۴.</ref>. منابع تاریخی کمتر به علت شهادت امام پرداختهاند. [[شیخ صدوق]] نخستین کسی است که شهادت امام را در کتاب الاعتقادات مطرح کرده و به عنوان دیدگاه مشهور [[شیعه]] یاد شده است. بر اساس این دیدگاه، همه [[امامان]] به وسیله [[شمشیر]] یا زهر به [[شهادت]] رسیدهاند<ref>صدوق، الاعتقادات، ص۹۷ - ۹۸.</ref>. | | [[ولید بن عبدالملک]] پس از پدر زمام امور مملکت را در دست گرفت. مورخ برجسته [[مسعودی]] او را اینگونه توصیف میکند: {{عربی|بِأَنَّهُ كَانَ جَبَّاراً عَنِيداً ظَلُوماً غَشُوماً}}<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۹۶.</ref> جبار به معنی [[سرکش]] و بیرحم، عنید به معنی لجوج، خود رأی و [[مستبد]] که دانسته با [[حق]] مقابله کند، ظلوم صیغه مبالغه از [[ظلم]] و به معنی بسیار [[ستمکار]] و غشوم نیز به معنی مستبد و ستمکار است. کار ولید به جایی رسید که حتی [[عمر بن عبد العزیز]] که خود از [[خلفای اموی]] است در [[زمان]] حکومتش درباره ولید میگفت: او از جمله کسانی بود که [[زمین]] را پر از ظلم و جور کردند<ref>تاریخ الخلفا، ص۲۲۳.</ref>. در زمان همین [[خلیفه]] [[ستمگر]] بود که دانشمند بزرگ [[اسلام]] [[سعید بن جبیر]] به دست ظالمترین مزدور [[اموی]] [[حجاج بن یوسف]] به شهادت رسید. |
|
| |
|
| دوران [[امامت امام زین العابدین]]{{ع}} با [[حکومت]] [[پنج تن]] از حاکمان غاصب [[اموی]] همزمان شد<ref>حاکمان این دوره عبارتاند: یزید بن معاویه (حک: ۶۰ - ۶۴ق)، معاویة بن یزید (حک: ۶۴ق چهل روز یا چهار ماه)، مروان بن حکم (حک: ۶۵ق - بیش از نُه ماه)، عبد الملک مروان (حک: ۶۵ - ۸۶ق) و ولید بن عبدالملک (حک: ۸۶ - ۹۶ق).</ref>. هرچند [[امام]] کوشید با کمترین حساسیت، زیرساختهای [[عقیدتی]] [[جامعه]] را تصحیح کند، ولی افشاگریهای حضرت و مشاهده نفوذ [[فکری]] و [[معنوی]] [[امام سجاد]]{{ع}} برای حکومت آسان نبود. چنان که منابع متأخر روایتی از [[ابن شهاب زهری]] نقل کردهاند که ولید میگفت: تا وقتی [[علی بن الحسین]]{{ع}} زنده است راحتی ندارم<ref>حکیم، اعلام الهدایه، ج۶، ص۸۶.</ref>. از این رو، فشارهای گوناگونی بر آن حضرت و [[نزدیکان]] ایشان [[اعمال]] شد تا اینکه حضرت به دست ولید بن عبدالملک<ref>صدوق، الاعتقادات، ص۹۸.</ref>، یا برادرش هشام<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۵۱ - ۱۵۳.</ref> [[مسموم]] و [[شهید]] شد. بنا بر [[روایت]] [[سعید بن مسیب]] هیچ مرد و زنی و [[انسان]] خوب و بدی نبود، مگر اینکه در [[تشیع]] جنازه امام سجاد{{ع}} حاضر شد و هنگام [[نماز]] بر او [[تکبیر]] از [[آسمان]] و [[زمان]] شنیده شد<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. آن حضرت در [[قبرستان بقیع]] در کنار مرقد [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} [[دفن]] شد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۰۸.</ref>.
| | ولید بیشترین [[کینه]] را نسبت به [[امام زین العابدین]]{{ع}} داشت چراکه میدید باوجود آن حضرت [[حکومت]] و سلطهاش کامل نخواهد شد. [[امام سجاد]]{{ع}} از پشتوانه مردمی بزرگی برخوردار بود تا جایی که [[مردم]] با اعجاب و [[بزرگداشت]] از [[علم]] و [[فقه]] و [[عبادت]] آن حضرت سخن میگفتند و اجتماعات مردم مملو از بحث پیرامون [[صبر]] و دیگر ملکات او بوده و آنچنان در دلهای مردم جای گرفته بود که فقط کسی را [[سعادتمند]] میدانستند که [[توفیق]] دیدارش را مییافت و [[شرافت]] روبرو شدن با او و شنیدن کلامش نصیب او میشد، همه این مسائل که موجب مطرح شدن امام سجاد در [[جامعه]] میشد، بر [[امویان]] گران آمده و [[خواب]] راحت را از چشمانشان میگرفت. به ویژه ولید بن عبدالملک که رؤیای شیرین حکومت بر [[مسلمین]] و [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} را در سر میپروراند و از کینهتوزترین دشمنان امام [[زین العابدین]]{{ع}} به حساب میآمد<ref>درباره شهادت امام سجاد{{ع}} بعضی از مورخین چنین عقیده دارند که قاتل ایشان هشام بن عبد الملک بوده و او بوده که سم را برای قتل آن حضرت فرستاده است، بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۵۳ و میتوان هردو قول را جمع کرد که ولید دستور این کار را به هشام داده باشد و او متصدی اجرای آن جنایت بوده است.</ref>. |
|
| |
|
| ==[[شهادت]] [[حضرت امام سجاد]]{{ع}}==
| | [[زهری]] از ولید [[روایت]] کرده که گفت: تا [[علی بن الحسین]] زنده است، راحتی برای من وجود ندارد<ref>حیاة الامام زین العابدین، ص۶۷۸؛ حکیم، اعلام الهدایه، ج۶، ص۸۶.</ref>. بههمین سبب چون [[حکومت]] به وی رسید تصمیم به [[ترور]] [[امام سجاد]]{{ع}} گرفت، او سمی کشنده برای [[حاکم مدینه]] فرستاد تا آن را به امام سجاد{{ع}} بخوراند<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۵۳، به نقل از الفصول المهمة اثر ابن صباغ مالکی، ص۱۹۴.</ref> حاکم مدینه نیز این جنایت هولناک را به انجام رسانید و [[روح]] بزرگ [[امام زین العابدین]]{{ع}} پس از اینکه آفاق را با [[نور]] [[علم]] و [[عبادت]] و [[جهاد]] و خالی بودن از [[هوای نفس]] روشن کرده بود به سوی [[خالق]] خویش پرواز کرد. |
| [[ولید بن عبد الملک]] پس از پدر زمام امور مملکت را در دست گرفت. | |
| [[مورخ]] برجسته [[مسعودی]] او را اینگونه توصیف میکند: {{عربی|بِأَنَّهُ كَانَ جَبَّاراً عَنِيداً ظَلُوماً غَشُوماً}}<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۹۶.</ref> جبار به معنی [[سرکش]] و [[بیرحم]]، عنید به معنی لجوج، خود [[رأی]] و [[مستبد]] که دانسته با [[حق]] مقابله کند، [[ظلوم]] صیغه [[مبالغه]] از [[ظلم]] و به معنی بسیار [[ستمکار]] و غشوم نیز به معنی مستبد و ستمکار است. | |
| کار ولید به جایی رسید که حتی [[عمر بن عبد العزیز]] که خود از [[خلفای اموی]] است در [[زمان]] حکومتش درباره ولید میگفت: او از جمله کسانی بود که [[زمین]] را پر از ظلموجور کردند<ref>تاریخ الخلفا، ص۲۲۳.</ref>.
| |
|
| |
|
| در زمان همین [[خلیفه]] [[ستمگر]] بود که دانشمند بزرگ [[اسلام]] [[سعید بن جبیر]] به دست ظالمترین مزدور [[اموی]] [[حجاج بن یوسف]] به شهادت رسید.
| | [[امام]] [[ابو جعفر]] [[محمد باقر]]{{ع}} تجهیز جنازه پدر بزرگوارش را به عهده گرفت و پس از [[تشییع]] پرجمعیت و بینظیری که [[مدینه]] مانند آن را به خود ندیده بود، آن پیکر [[پاک]] را به [[بقیع]] آورده و قبری در کنار [[قبر]] عموی پاکش [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} برای او حفر نمودند، [[امام باقر]]{{ع}} جنازه پدرش [[زین العابدین]] و [[سید الساجدین]]{{ع}} را در [[خانه]] [[آخرت]] قرار داد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۶]]، ص ۱۰۵.</ref>. بنا بر [[روایت]] [[سعید بن مسیب]] هیچ مرد و زنی و [[انسان]] خوب و بدی نبود، مگر اینکه در [[تشیع]] جنازه امام سجاد{{ع}} حاضر شد و هنگام [[نماز]] بر او [[تکبیر]] از [[آسمان]] و [[زمان]] شنیده شد<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. |
| ولید بیشترین [[کینه]] را نسبت به [[امام زین العابدین]]{{ع}} داشت چراکه میدید باوجود آن حضرت [[حکومت]] و سلطهاش کامل نخواهد شد.
| |
| [[امام سجاد]]{{ع}} از پشتوانه مردمی بزرگی برخوردار بود تا جایی که [[مردم]] با اعجاب و [[بزرگداشت]] از [[علم]] و [[فقه]] و [[عبادت]] آن حضرت سخن میگفتند و اجتماعات مردم مملو از بحث پیرامون [[صبر]] و دیگر [[ملکات]] او بوده و آنچنان در دلهای مردم جای گرفته بود که فقط کسی را [[سعادتمند]] میدانستند که [[توفیق]] دیدارش را مییافت و [[شرافت]] روبرو شدن با او و شنیدن کلامش نصیب او میشد، همه این مسائل که موجب مطرح شدن امام سجاد در [[جامعه]] میشد، بر [[امویان]] گران آمده و [[خواب]] راحت را از چشمانشان میگرفت. به ویژه ولید بن عبد الملک که رؤیای شیرین حکومت بر [[مسلمین]] و [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} را در سر میپروراند و از کینهتوزترین [[دشمنان امام]] [[زین العابدین]]{{ع}} به [[حساب]] میآمد<ref>درباره شهادت امام سجاد{{ع}} بعضی از مورخین چنین عقیده دارند که قاتل ایشان هشام بن عبد الملک بوده و او بوده که سم را برای قتل آن حضرت فرستاده است، بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۵۳ و میتوان هردو قول را جمع کرد که ولید دستور این کار را به هشام داده باشد و او متصدی اجرای آن جنایت بوده است.</ref>. | |
|
| |
|
| [[زهری]] از ولید [[روایت]] کرده که گفت: تا [[علی بن الحسین]] زنده است [[راحتی]] برای من وجود ندارد<ref>حیاة الامام زین العابدین، ص۶۷۸.</ref>. | | [[شهادت امام زین العابدین]]{{ع}} را به [[اختلاف]] از سال ۹۲ تا ۱۰۰ق گفتهاند و در سال ۹۴ و ۹۵ ق تأکید افزونتری است. در جمع میان همه [[روایات]]، شهادت امام سجاد{{ع}} [[روز]] ۲۵ [[محرم]] سال ۹۴ق ترجیح یافته است<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۷۱؛ اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۰۲؛ مقدسی، بازپژوهشی تاریخ ولادت و شهادت معصومان{{عم}}، ص۳۴۱ - ۳۴۴.</ref>. منابع تاریخی کمتر به علت شهادت امام پرداختهاند. [[شیخ صدوق]] نخستین کسی است که شهادت امام را در کتاب الاعتقادات مطرح کرده و به عنوان دیدگاه مشهور [[شیعه]] یاد شده است. بر اساس این دیدگاه، همه [[امامان]] به وسیله [[شمشیر]] یا زهر به [[شهادت]] رسیدهاند<ref>صدوق، الاعتقادات، ص۹۷ - ۹۸.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۰۸.</ref> |
| بههمین سبب چون [[حکومت]] به وی رسید تصمیم به [[ترور]] [[امام سجاد]]{{ع}} گرفت، او سمی کشنده برای [[حاکم مدینه]] فرستاد تا آن را به امام سجاد{{ع}} بخوراند<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۵۳، به نقل از الفصول المهمة اثر ابن صباغ مالکی، ص۱۹۴.</ref> حاکم مدینه نیز این [[جنایت]] هولناک را به انجام رسانید و [[روح]] بزرگ [[امام زین العابدین]]{{ع}} پس از اینکه [[آفاق]] را با [[نور]] [[علم]] و [[عبادت]] و [[جهاد]] و خالی بودن از [[هوای نفس]] روشن کرده بود به سوی [[خالق]] خویش پرواز کرد.
| |
| [[امام]] [[ابو جعفر]] [[محمد باقر]]{{ع}} [[تجهیز]] جنازه پدر بزرگوارش را به عهده گرفت و پس از [[تشییع]] پرجمعیت و بینظیری که [[مدینه]] مانند آن را به خود ندیده بود آن پیکر [[پاک]] را به [[بقیع]] آورده و قبری در کنار [[قبر]] عموی پاکش [[سرور]] جوآنان [[اهل بهشت]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} برای او حفر نمودند، [[امام باقر]]{{ع}} جنازه پدرش [[زین العابدین]] و [[سید الساجدین]]{{ع}} را در [[خانه]] [[آخرت]] قرار داد.
| |
| [[سلام]] بر او روزی که به [[دنیا]] آمد روزی که به [[شهادت]] رسید و روزی که بهپا خواهد خاست.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۶، ص ۱۰۵.</ref>. | |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |