سرگذشت زندگی امام باقر در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
سرگذشت زندگی امام باقر در تاریخ اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۲۸
، ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
بهواسطه تلاشهای [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} که عناصر شخصیتیاش از دو سبط پیامبر اکرم [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} گرفتهشده و این دو ریشه بزرگ و دو | بهواسطه تلاشهای [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} که عناصر شخصیتیاش از دو سبط پیامبر اکرم [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} گرفتهشده و این دو ریشه بزرگ و دو نسب [[پاک]] در او جمع آمده و شاخهاش از رحمهای پاک متفرّع گردیده است [[حیات]] [[فکری]] و [[علمی]] در [[جهان اسلام]] شکوفا گردید. | ||
== پدر و مادر == | == پدر و مادر == | ||
{{همچنین|امام سجاد علیهالسلام|مادر امام باقر}} | {{همچنین|امام سجاد علیهالسلام|مادر امام باقر}} | ||
پدر [[بزرگوار]] آن حضرت [[سید]] السّاجدین و [[زین العابدین]] و درخشانترین چهره در میان [[پیشوایان]] [[مسلمانان]] است. مادر [[شریف]] آن حضرت نیز | پدر [[بزرگوار]] آن حضرت [[سید]] السّاجدین و [[زین العابدین]] و درخشانترین چهره در میان [[پیشوایان]] [[مسلمانان]] است. مادر [[شریف]] آن حضرت نیز سیده زکیه پاک، بیبی [[فاطمه]] دختر [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} سرور جوانان اهل بهشت از [[زنان]] بزرگوار [[بنی هاشم]] بوده است، کنیهاش ام عبدالله<ref>تهذیب اللغات و الاسماء، ج۱، ص۸۷؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۸۴.</ref> و [[امام زین العابدین]]{{ع}} وی را به [[لقب]] صدّیقه ملقّب کرده بودند<ref>به نقل از الدّرّ النّظیم، چاپ مکتبة الامام امیر المؤمنین، شماره ردیف ۲۸۷۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} درباره این بانوی محترمه اینچنین اظهار نظر فرمودهاند که: «او زنی بسیار [[راستگو]] بود و در [[آل]] حسن زنی به مانند او یافت نشده است»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۴۶۹.</ref>. امّا گذشته از همه این حرفها در جلالت قدر این بانوی محترمه همینبس که پاره تن [[ریحانه]] [[رسول خدا]]{{صل}} ([[امام حسن]] مجتبی) بوده و در [[خانه]] و خاندانی پرورش یافته که به تصریح [[آیه]] شریف [[قرآن]] در [[سوره]] [[مبارک]] [[نور]] [[خداوند متعال]] [[اجازه]] داده است تا آن خانه در قدر و مرتبه برافراشته شده و نام خداوند متعال در آن یاد شود. آری. در دامن پاک چنین مادری است که امام محمّد باقر{{ع}} [[تربیت]] میشود<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۵۱-۶۰.</ref>. | ||
== ولادت == | == ولادت == | ||
[[جهان آفرینش]] بهواسطه ولادت یافتن امام پاک [[ابو جعفر]] محمّد باقر{{ع}} [[نورانی]] گردید. همان کسی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سالها قبل از ولادتش [[بشارت]] به [[دنیا]] آمدن او را داده و [[اهل بیت]]{{عم}} بیصبرانه [[منتظر]] ولادتش بودهاند.؛ چراکه او نیز از جمله همان پیشوایانی بود که پیامبر اکرم{{صل}} بر [[امامت]] و [[رهبری]] آنها تصریح کرده و آنها را [[رهبران]] [[امّت]] خود دانسته، جایگاه و [[مقام]] و مرتبه آنها را با [[مقام]] و جایگاه و مرتبه [[قرآن شریف]] یکسان میدانست. | [[جهان آفرینش]] بهواسطه ولادت یافتن امام پاک [[ابو جعفر]] محمّد باقر{{ع}} [[نورانی]] گردید. همان کسی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سالها قبل از ولادتش [[بشارت]] به [[دنیا]] آمدن او را داده و [[اهل بیت]]{{عم}} بیصبرانه [[منتظر]] ولادتش بودهاند.؛ چراکه او نیز از جمله همان پیشوایانی بود که پیامبر اکرم{{صل}} بر [[امامت]] و [[رهبری]] آنها تصریح کرده و آنها را [[رهبران]] [[امّت]] خود دانسته، جایگاه و [[مقام]] و مرتبه آنها را با [[مقام]] و جایگاه و مرتبه [[قرآن شریف]] یکسان میدانست. | ||
ولادت این مولود [[پاک]] در [[شهر یثرب]] در [[روز]] سوّم ماه صفر سال پنجاه و شش هجری<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۱۴؛ تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۴.</ref> و به قول دیگری در سال پنجاه و هفت | ولادت این مولود [[پاک]] در [[شهر یثرب]] در [[روز]] سوّم ماه صفر سال پنجاه و شش هجری<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۱۴؛ تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۴.</ref> و به قول دیگری در سال پنجاه و هفت هجری در [[روز جمعه]] اوّل [[ماه رجب]] به وقوع پیوسته است<ref>دلائل الامامه، ص۹۴.</ref>. آن حضرت سه سال<ref>اخبار الدول، ص۱۱۱؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۱۴.</ref> و به قولی چهار سال کما اینکه خود حضرت نیز در روایتی به همین چهار سال اشاره نمودهاند<ref>تاریخ یعقوبى، ج۲، ص۳۲۰.</ref> و به دیگر قول دو سال و چند ماه<ref>به نقل از حسین بن عبدالوهّاب، عیون المعجزات، چاپ کتابهاى خطّى مکتبة الامام الحکیم، شماره ردیف ۹۷۵.</ref> قبل از [[شهادت]] جدّ بزرگوارش [[امام حسین]]{{ع}} در [[واقعه کربلا]]، به [[دنیا]] آمد. | ||
بلافاصله پس از ولادت این مولود پاک | بلافاصله پس از ولادت این مولود پاک مراسم ولادت برای آن حضرت به اجرا درآمد. [[اذان]] و اقامه در دو گوش مبارکش گفته شد و موهای آن حضرت را تراشیده و به وزن آن موها [[نقره]] بر [[نیازمندان]] [[صدقه]] دادند. قوچی را نیز از آن حضرت عقیقه کرده و پس از [[قربانی]] گوشتش را به [[فقرا]] و نیازمندان صدقه دادند. | ||
ولادت [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} در [[زمان]] [[خلافت معاویه]] به وقوع پیوست. در زمانهای که شهرهای [[اسلام]] از [[ظلم و ستم]] معاویه ناله و فریاد سرداده بودند. دورانی که فجایع و [[مصیبتها]] از ظلم و جور معاویه و | ولادت [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} در [[زمان]] [[خلافت معاویه]] به وقوع پیوست. در زمانهای که شهرهای [[اسلام]] از [[ظلم و ستم]] معاویه ناله و فریاد سرداده بودند. دورانی که فجایع و [[مصیبتها]] از ظلم و جور معاویه و والیان بیدادگرش که شهرهای اسلامی را از ظلم و ستم و [[ترور]] و [[بیداد]] آکنده مینمودند، موج میزد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۵۱-۶۰.</ref>. | ||
== نام == | == نام == | ||
دهها سال قبل از ولادت امام محمّد باقر{{ع}} جدّ گرامیاش [[رسول خدا]]{{صل}} نام او را محمّد و لقبش را باقر قرار داد. این یکی از نشانههای [[نبوّت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بود. آن حضرت به مدد [[علم غیبی]] که داشت از [[آینده]] درخشان سلاله و نواده پاک خود خبر داد و اعلام کرد که او [[علم]] و [[دانش]] را در میان [[مردم]] منتشر میکند و [[بشارت]] آمدنش را به نسلهای [[آینده]] داده، [[سلام]] و [[درود]] و تحیات خود را به دست [[صحابی]] | دهها سال قبل از ولادت امام محمّد باقر{{ع}} جدّ گرامیاش [[رسول خدا]]{{صل}} نام او را محمّد و لقبش را باقر قرار داد. این یکی از نشانههای [[نبوّت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بود. آن حضرت به مدد [[علم غیبی]] که داشت از [[آینده]] درخشان سلاله و نواده پاک خود خبر داد و اعلام کرد که او [[علم]] و [[دانش]] را در میان [[مردم]] منتشر میکند و [[بشارت]] آمدنش را به نسلهای [[آینده]] داده، [[سلام]] و [[درود]] و تحیات خود را به دست [[صحابی]] جلیل القدر خود [[جابر بن عبدالله انصاری]] برای او فرستاد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۵۱-۶۰.</ref>. | ||
=== کنیه و القاب === | === کنیه و القاب === | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
لقبهای [[شریف]] [[امام باقر]]{{ع}}: هرکدام از [[القاب]] شریف امام باقر{{ع}} نشان از جنبهای از [[شخصیت]] عظیم آن حضرت بوده است. آن القاب عبارتاند از: | لقبهای [[شریف]] [[امام باقر]]{{ع}}: هرکدام از [[القاب]] شریف امام باقر{{ع}} نشان از جنبهای از [[شخصیت]] عظیم آن حضرت بوده است. آن القاب عبارتاند از: | ||
# | # امین؛ | ||
#شبیه؛ چراکه آن حضرت از نظر شکل و [[شمایل]] ظاهری شبیه جدّش [[رسول خدا]]{{صل}} بوده است<ref>اعیان الشّیعه ق ۱، ج۴، ص۴۶۴.</ref> | # شبیه؛ چراکه آن حضرت از نظر شکل و [[شمایل]] ظاهری شبیه جدّش [[رسول خدا]]{{صل}} بوده است<ref>اعیان الشّیعه ق ۱، ج۴، ص۴۶۴.</ref>؛ | ||
# | # شاکر؛ | ||
# | # هادیغ | ||
# [[صابر]] | # [[صابر]]؛ | ||
# [[شاهد]]<ref>ر.ک: جنّات الخلود، ناسخ التّواریخ، حیاة الامام الباقر{{ع}}.</ref> | # [[شاهد]]<ref>ر.ک: جنّات الخلود، ناسخ التّواریخ، حیاة الامام الباقر{{ع}}.</ref>؛ | ||
# [[باقر]]<ref>تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۴؛ نزهة الجلیس، ج۲، ص۳۶.</ref> و این [[لقب]] از شایعترین و مشهورترین [القاب امام باقر{{ع}} بوده است. تا جایی که حتّی [[امام صادق]]{{ع}} را به همراه پدر بزرگوارش «باقرین» مینامند. البتّه این دو [[امام]] [[بزرگوار]] را از باب تغلیب که قاعدهای در ادبیات عرب است «[[صادقین]]» نیز مینامند<ref>نقل از شیخ طریحى، جامع المقال.</ref>. | # [[باقر]]<ref>تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۴؛ نزهة الجلیس، ج۲، ص۳۶.</ref> و این [[لقب]] از شایعترین و مشهورترین [القاب امام باقر{{ع}} بوده است. تا جایی که حتّی [[امام صادق]]{{ع}} را به همراه پدر بزرگوارش «باقرین» مینامند. البتّه این دو [[امام]] [[بزرگوار]] را از باب تغلیب که قاعدهای در ادبیات عرب است «[[صادقین]]» نیز مینامند<ref>نقل از شیخ طریحى، جامع المقال.</ref>. | ||
همه تاریخنگاران و شرححالنویسان که [[زندگی]] امام باقر{{ع}} را به رشته تحریر درآوردهاند بر این نکته اتفاقنظر دارند که ملقّب شدن امام باقر{{ع}} به این لقب بهخاطر این بوده است که آن حضرت همه رشتههای [[دانش]] را مورد موشکافی قرار داده است.؛ چراکه باقر از ریشه «بقر» و «بقر» در | همه تاریخنگاران و شرححالنویسان که [[زندگی]] امام باقر{{ع}} را به رشته تحریر درآوردهاند بر این نکته اتفاقنظر دارند که ملقّب شدن امام باقر{{ع}} به این لقب بهخاطر این بوده است که آن حضرت همه رشتههای [[دانش]] را مورد موشکافی قرار داده است.؛ چراکه باقر از ریشه «بقر» و «بقر» در زبان عربی به معنای شکافتن است. آن حضرت تمام [[علوم]] و [[دانشها]] را ریشهیابی کرده و مسائل پنهان و ناآشکار آنها را [[کشف]] مینموده است<ref>عیون الاخبار و فنون الآثار، ص۲۱۳؛ عمدة الطالب، ص۱۸۳.</ref>. | ||
قول دیگری نیز آمده است که ملقّب شدن آن حضرت به لقب باقر را به خاطر زیادی [[سجود]] آن حضرت ذکر نموده است؛ چراکه در اثر زیادی سجود پیشانی آن حضرت حالت شکاف و باز شدن پیدا کرده بوده است<ref>به نقل از مرآة الزّمان فى تواریخ الاعیان، ج۵، ص۱۷۸ چاپ مکتبة الامام الحکیم.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۵۱-۶۰.</ref> | قول دیگری نیز آمده است که ملقّب شدن آن حضرت به لقب باقر را به خاطر زیادی [[سجود]] آن حضرت ذکر نموده است؛ چراکه در اثر زیادی سجود پیشانی آن حضرت حالت شکاف و باز شدن پیدا کرده بوده است<ref>به نقل از مرآة الزّمان فى تواریخ الاعیان، ج۵، ص۱۷۸ چاپ مکتبة الامام الحکیم.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۵۱-۶۰.</ref> | ||
== سلام و درود [[پیغمبر]]{{صل}} به امام باقر{{ع}} == | == سلام و درود [[پیغمبر]]{{صل}} به امام باقر{{ع}} == | ||
تاریخنویسان بر این نکته اتّفاقنظر دارند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[صحابی]] [[بزرگوار]] خود [[جابر بن عبدالله انصاری]] مأموریت داد تا [[سلام]] و [[درود]] آن حضرت را به نواده پاکش [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} برساند. جابر بیصبرانه [[منتظر]] ولادت این مولود [[پاک]] بود تا اینکه سفارش پیامبر اکرم{{صل}} را به انجام برساند. هنگامی که امام محمّد باقر{{ع}} به [[دنیا]] آمد و نوجوان رسیدهای گردید، جابر به [[ملاقات]] او رفت و سلام و درود [[پیغمبر]] را به او رساند. تاریخنویسان داستانهای متعدّدی درباره کیفیت رساندن این [[پیام]] از جابر به امام محمّد باقر{{ع}} نقل کردهاند که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم: | |||
۱. [[ابن عساکر]] نقل میکند: [[امام زین العابدین]] به همراه امام محمّد باقر{{ع}} به نزد جابر بن عبدالله انصاری رفتند. جابر به [[امام سجّاد]]{{ع}} عرضه داشت: ای فرزند [[رسول خدا]]، چه کسی به همراه شماست؟ امام سجّاد{{ع}} پاسخ دادند: فرزندم محمّد همراه من است، ناگاه جابر برخواست و [[امام باقر]]{{ع}} را گرفته به خود چسبانید و [[گریه]] کرد، سپس گفت: حال دانستم که گاه مرگم نزدیک شده است، ای محمّد! [[پیامبر خدا]]{{صل}} بر تو سلام و درود فرستاده است. امام باقر{{ع}} سؤال کرد: چگونه؟ جابر پاسخ داد: از پیامبر اکرم{{صل}} شنیدم که درباره [[حضرت حسین بن علی]]{{ع}} میفرمودند: این پسر من دارای فرزند پسری میشود که به او [[علی بن الحسین]] میگویند. او [[سرور]] | ۱. [[ابن عساکر]] نقل میکند: [[امام زین العابدین]] به همراه امام محمّد باقر{{ع}} به نزد جابر بن عبدالله انصاری رفتند. جابر به [[امام سجّاد]]{{ع}} عرضه داشت: ای فرزند [[رسول خدا]]، چه کسی به همراه شماست؟ امام سجّاد{{ع}} پاسخ دادند: فرزندم محمّد همراه من است، ناگاه جابر برخواست و [[امام باقر]]{{ع}} را گرفته به خود چسبانید و [[گریه]] کرد، سپس گفت: حال دانستم که گاه مرگم نزدیک شده است، ای محمّد! [[پیامبر خدا]]{{صل}} بر تو سلام و درود فرستاده است. امام باقر{{ع}} سؤال کرد: چگونه؟ جابر پاسخ داد: از پیامبر اکرم{{صل}} شنیدم که درباره [[حضرت حسین بن علی]]{{ع}} میفرمودند: این پسر من دارای فرزند پسری میشود که به او [[علی بن الحسین]] میگویند. او [[سرور]] عبادتکنندگان است. هنگامی که [[روز قیامت]] برپا شد منادی ندا میکند که سرور عبادتکنندگان بهپا خیزد. آنگاه علی بن الحسین بهپا خواهد خواست. علی بن الحسین نیز دارای فرزند پسری خواهد شد که او را محمّد مینامند. ای جابر، هرگاه او را دیدی سلام مرا به او برسان، ای جابر بدانکه [[مهدی]] این [[امّت]] از [[فرزندان]] همین پسر خواهد بود، و ای جابر بدانکه تو پس از دیدن این پسرعمو چندانی نخواهی کرد<ref>به نقل از تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۱، از نسخههاى عکسى کتابخانه امام امیر المؤمنین.</ref>. | ||
۲. | ۲. تاج الدین بن محمد نقیب حلب با سند خود از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: من بر [[جابر بن عبدالله انصاری]] داخل شده و بر او [[سلام]] کردم. جابر به من گفت: کیستی؟ البتّه جابر در آن [[زمان]] نابینا شده بود، به او گفتم: من [[محمّد]] فرزند [[علی بن الحسین]] هستم، جابر گفت: پدر و مادرم به قربانت، نزدیک بیا. من به او نزدیک شدم، جابر دست مرا بوسید و میخواست پای مرا نیز ببوسد. من پای خود را کشیدم، آنگاه جابر گفت: بدانکه [[پیامبر خدا]] بر تو [[درود]] و سلام فرستاده است، من به جابر گفتم: سلام و [[رحمت]] و [[برکات]] [[خداوند]] بر [[رسول خدا]] باد. امّا ای جابر جریان از چه قرار بوده است؟ جابر گفت: روزی در نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بودم. [[پیامبر]] به من فرمودند: ای جابر، تو پس از من عمری طولانی خواهی کرد، تا هنگامی که مردی از [[فرزندان]] مرا ببینی که به او محمّد بن علی بن الحسین میگویند. خداوند به او [[نور]] و [[حکمت]] عطا خواهد کرد. پس هرگاه او را دیدی سلام مرا به او برسان<ref>غایة الاختصار، ص۶۴.</ref>. | ||
۳. | ۳. صلاح الدین صفدی گوید: جابر همواره در کوچههای [[شهر مدینه]] قدم میزد و زیر لب میگفت: ای [[باقر]]، چهوقت تو را [[ملاقات]] خواهم کرد؟ روزی از روزها در یکی از کوچههای [[مدینه]] قدم میزد. در این هنگام به کنیزکی برخورد که پسربچهای در دامان او بود. جابر به کنیزک گفت: این کودک کیست؟ کنیزک پاسخ داد: این محمّد پسر علی بن الحسین است، ناگاه جابر کودک را گرفت و او را به سینه چسبانید و سر و دستش را بوسه داد و گفت: فرزندم، جدّت پیامبر خدا بر تو سلام میرساند. سپس گفت: ای باقر، خبر [[مرگ]] مرا به من دادی. پس جابر در همانشب [[وفات]] کرد<ref>الوافى بالوفیات، ج۴، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۵۱-۶۰.</ref> | ||
== ویژگیهای ظاهری [[امام]] محمّد باقر{{ع}} == | == ویژگیهای ظاهری [[امام]] محمّد باقر{{ع}} == | ||
ویژگیهای ظاهری امام محمّد باقر{{ع}} همانند ویژگیهای ظاهری و شکلوشمایل جدّ بزرگوارش [[حضرت پیامبر]] | ویژگیهای ظاهری امام محمّد باقر{{ع}} همانند ویژگیهای ظاهری و شکلوشمایل جدّ بزرگوارش [[حضرت پیامبر]] اکرم{{صل}} بود<ref>اصول کافى، ج۱، ص۴۶۹.</ref>. آن حضرت همچنان که از نظر شکلوشمایل ظاهری شبیه جدّ [[بزرگوار]] خود حضرت [[نبی اکرم]]{{صل}} بود در [[اخلاق]] و [[ارزشهای اخلاقی]] که از امتیازات آن حضرت بود نیز با آن حضرت شبیه و [[شریک]] بوده است. همان اخلاق والایی که باعث برتری پیامبر اکرم بر دیگر [[پیامبران]] بوده است. | ||
یکی از معاصران آن حضرت اندام ظاهری [[امام باقر]]{{ع}} را اینگونه توصیف کرده است: امام باقر{{ع}} قامتی متوسّط داشت و چهرهاش گندمگون بود<ref>اخبار الدول، ص۱۱۱؛ جوهرة الکلام فى مدح السادة الاعلام، ص۱۳۲.</ref> پوست صورتش لطیف و خالی بر چهره [[مبارک]] داشت، آن حضرت همچنین کمرباریک، خوشصدا و سربهزیر بوده است<ref>اعیان الشّیعه ق ۱، ج۴، ص۴۷۱.</ref>. | یکی از معاصران آن حضرت اندام ظاهری [[امام باقر]]{{ع}} را اینگونه توصیف کرده است: امام باقر{{ع}} قامتی متوسّط داشت و چهرهاش گندمگون بود<ref>اخبار الدول، ص۱۱۱؛ جوهرة الکلام فى مدح السادة الاعلام، ص۱۳۲.</ref> پوست صورتش لطیف و خالی بر چهره [[مبارک]] داشت، آن حضرت همچنین کمرباریک، خوشصدا و سربهزیر بوده است<ref>اعیان الشّیعه ق ۱، ج۴، ص۴۷۱.</ref>. | ||
''' | '''هوش بالا:''' امام باقر{{ع}} در [[زمان]] طفولیت یکی از پدیدههای شگفتانگیز هوش و ذکاوت بوده است. تا جایی که [[جابر بن عبدالله انصاری]] با همه [[پیری]] و مقام علمی بالایش به نزد آن حضرت میآمده و در پیشگاه آن حضرت زانوی شاگردی بر [[زمین]] زده و از او درس میآموخت. جابر از وسعت [[دانش]] امام باقر{{ع}} و [[شناخت]] آن حضرت آنچنان مبهوت گردیده بود که میگفت: ای [[باقر]]، تو به مصداق [[آیه]] [[شریف]] [[قرآن]] که درباره [[حضرت یحیی]] - علی نبینا و آله و{{ع}}- آمده است، [[حکمت]] را در هنگام طفولیت از جانب [[خداوند]] دریافت نمودهای<ref>علل الشرایع، ص۲۳۴.</ref>. | ||
[[صحابه]] نیز به [[علم]] و فضل گسترده و سرشاری که امام باقر{{ع}} از خردسالی بدان ممتاز گردیده بود [[آگاهی]] داشتند. از همینرو در مسائل مشکلی که در | [[صحابه]] نیز به [[علم]] و فضل گسترده و سرشاری که امام باقر{{ع}} از خردسالی بدان ممتاز گردیده بود [[آگاهی]] داشتند. از همینرو در مسائل مشکلی که در فهم و جواب آن راه به جایی نمیبردند به محضر آن امام همام مشرّف شده و سؤال خود را از آن حضرت میپرسیدند. تاریخنویسان آوردهاند که مردی از [[عبدالله بن عمر]] مسألهای پرسید که وی از جواب آن درماند. آنگاه به آن مرد گفت: به سوی آن پسر برو ـ و به سمت امام باقر{{ع}} اشاره کرد ـ و از او مسألهات را بپرس و هرگاه جواب تو را داد مرا نیز از آن جواب [[آگاه]] کن. مرد به سمت [[امام باقر]]{{ع}} رفت و مسأله خود را با آن حضرت در میان گذاشت. امام باقر{{ع}} در سنّ خردسالی جواب آن مرد را دادند. مرد به سمت [[ابن عمر]] رفت و جوابی که [[امام]] به او داده بودند برای او بیان کرد. ابن عمر که از فهمیدن جواب و بسیاری [[علم]] امام باقر{{ع}} مبهوت شده بود امام{{ع}} را اینگونه [[ستایش]] کرد که: «اینان خاندانی هستند که فهم آنان از [[عالم غیب]] میآید»<ref>مناقب، ج۴، ص۱۴۷.</ref>. | ||
[[خداوند متعال]] [[ائمّه]] [[اهل بیت]]{{عم}} را به [[دانش]] و [[فضیلت]] اختصاص داد و آنان را به همان نیروی فهم و [[ادراک]] و حکمتی که [[پیامبران]] و [[رسولان]] خود را به آن مجهّز کرده بود مجهّز ساخت. تا جایی که هیچ مسألهای بر هیچیک از ائمّه اهل بیت{{عم}} وارد نمیگردید که جوابش از ایشان مخفی باشد. | [[خداوند متعال]] [[ائمّه]] [[اهل بیت]]{{عم}} را به [[دانش]] و [[فضیلت]] اختصاص داد و آنان را به همان نیروی فهم و [[ادراک]] و حکمتی که [[پیامبران]] و [[رسولان]] خود را به آن مجهّز کرده بود مجهّز ساخت. تا جایی که هیچ مسألهای بر هیچیک از ائمّه اهل بیت{{عم}} وارد نمیگردید که جوابش از ایشان مخفی باشد. تاریخنویسان آوردهاند که امام باقر{{ع}} در سنّ ۹ سالگی به دقیقترین مسائل [[علمی]] پاسخ میدادند. | ||
'''هیبت و | '''هیبت و وقار امام باقر{{ع}}:''' در خطوط چهره امام باقر{{ع}} هیبت و [[وقار]] پیامبران دیده میشد، آن حضرت با هیچکس همنشین نگردید مگر اینکه هیبت او در [[دل]] آن همنشین افتاد. به نحوی که آن شخص وادار به [[تعظیم]] و [[بزرگداشت]] آن حضرت میگردید. آوردهاند که «[[قتاده]]» [[فقیه]] اهل بصره با آن حضرت روبهرو شد و از هیبت آن حضرت دلش به [[اضطراب]] افتاده و گفت: «من در نزد [[فقیهان]] بسیاری نشستهام. من محضر [[صحابی پیامبر]] اکرم{{صل}} [[ابن عبّاس]] را [[درک]] نمودهام. امّا از دیدن هیچکدام از ایشان دلم این چنین مضطرب نشد که از دیدن شما و هیبت و وقارتان در دل من این اضطراب ایجاد شده است»<ref>اثبات الهداة، ج۵، ص۱۷۶.</ref>. | ||
'''نقش نگین امام باقر{{ع}}:''' نقش نگین انگشتری امام باقر{{ع}} این جمله بوده است: {{متن حدیث|الْعِزَّةُ لِلَّهِ جَمِيعاً}}<ref>حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۸۹.</ref>. امام باقر{{ع}} همچنین | '''نقش نگین امام باقر{{ع}}:''' نقش نگین انگشتری امام باقر{{ع}} این جمله بوده است: {{متن حدیث|الْعِزَّةُ لِلَّهِ جَمِيعاً}}<ref>حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۸۹.</ref>. امام باقر{{ع}} همچنین انگشتر جدّ بزرگوارش [[حضرت امام حسین]]{{ع}} را به دست میکرد که نقش نگین آن این جمله بود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ}}<ref>فى رحاب ائمّة اهل البیت{{عم}}، ج۴، ص۴.</ref> و این مسأله نیز از جمله مسائلی است که بر انقطاع کامل آن حضرت به سمت [[خدا]] و بریدن از مادّیات [[زندگی]] و ارتباط شدید آن حضرت با مبدأ عالم حکایت دارد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۵۱-۶۰.</ref>. | ||
==مراحل زندگی [[حضرت امام باقر]]{{ع}}== | == مراحل زندگی [[حضرت امام باقر]]{{ع}} == | ||
زندگی [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} همچون سایر [[ائمّه]] [[معصومین]]{{عم}} به دو مرحله مشخّص تقسیم میگردد: | زندگی [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} همچون سایر [[ائمّه]] [[معصومین]]{{عم}} به دو مرحله مشخّص تقسیم میگردد: | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
امام محمّد باقر{{ع}} در این مرحله از [[حیات]] شریفش با جدّ [[بزرگوار]] خود [[حضرت امام حسین]]{{ع}} و پدر بزرگوارش حضرت امام سجّاد{{ع}} همعصر بوده است. آن حضرت زمان اندکی را با جدّ بزرگوارش [[امام حسین]]{{ع}} همزمان بوده است. مدّتی که حدّاکثر پنج و حدّاقل سه سال ذکر شده است. | امام محمّد باقر{{ع}} در این مرحله از [[حیات]] شریفش با جدّ [[بزرگوار]] خود [[حضرت امام حسین]]{{ع}} و پدر بزرگوارش حضرت امام سجّاد{{ع}} همعصر بوده است. آن حضرت زمان اندکی را با جدّ بزرگوارش [[امام حسین]]{{ع}} همزمان بوده است. مدّتی که حدّاکثر پنج و حدّاقل سه سال ذکر شده است. | ||
امّا آن حضرت، با پدر بزرگوارش حضرت [[امام زین العابدین]]{{ع}} حدود سی و چهار سال همعصر بوده است. سالیانی بسیار سخت و دشوار.؛ چراکه [[دولت اموی]] در این سالها در اوج [[قدرت]] و | امّا آن حضرت، با پدر بزرگوارش حضرت [[امام زین العابدین]]{{ع}} حدود سی و چهار سال همعصر بوده است. سالیانی بسیار سخت و دشوار.؛ چراکه [[دولت اموی]] در این سالها در اوج [[قدرت]] و جبروت خود قرار داشت. [[امام باقر]]{{ع}} در طول این مدت در تحت رهبری و [[اوامر]] پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین{{ع}} بوده و همه موضعگیریها و فعّالیتهای آن حضرت با نظر و [[اجازه]] آن حضرت انجام میگرفته است. | ||
زندگی امام باقر{{ع}} در این مرحله از عمر شریفش معاصر با خلافت [[معاویة بن ابیسفیان]]، [[یزید بن معاویه]]، [[معاویة بن یزید]]، [[مروان بن حکم]]، [[عبدالله بن زبیر]]، [[عبدالملک بن مروان]] و قسمت زیادی از [[خلافت]] ولید بن | زندگی امام باقر{{ع}} در این مرحله از عمر شریفش معاصر با خلافت [[معاویة بن ابیسفیان]]، [[یزید بن معاویه]]، [[معاویة بن یزید]]، [[مروان بن حکم]]، [[عبدالله بن زبیر]]، [[عبدالملک بن مروان]] و قسمت زیادی از [[خلافت]] ولید بن عبدالملک بود. | ||
'''مرحله دوّم:''' این مرحله از حیات پربار حضرت امام محمّد باقر{{ع}} از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام سجّاد{{ع}} در بیست و پنجم ماه [[محرّم]] الحرام | '''مرحله دوّم:''' این مرحله از حیات پربار حضرت امام محمّد باقر{{ع}} از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام سجّاد{{ع}} در بیست و پنجم ماه [[محرّم]] الحرام سال ۹۵ هجری آغاز میشود. این مرحله از زندگی امام باقر{{ع}} مرحلهای است که آن حضرت [[مسئولیت]] رهبری [[روحی]] و [[فکری]] و سیاسی عامّ [[امّت اسلام]] را برعهده گرفتند. براساس مکتب فکری [[اهل بیت]]{{عم}} مسئولیت امامت [[شرعی]] تنها منحصر در [[رهبری]] [[روحی]] یا فقط [[رهبری سیاسی]] و اداره حکومت و دولت [[اسلام]] نیست. بلکه از نظر مکتب اهل بیت{{عم}} [[امامت]]، شامل هردو جنبه میشود. | ||
[[امام باقر]]{{ع}} در این مرحله از عمر شریفشان که حدود | [[امام باقر]]{{ع}} در این مرحله از عمر شریفشان که حدود نوزده سال به طول انجامید، به ادامه راه [[امامان]] پیش از خود پرداخته و در این راه با [[الهام]] گرفتن از اجداد طاهرش{{عم}} و [[دانشها]] و معارف و علومی که [[خداوند متعال]] از خزانه [[غیب]] به آن حضرت عطا کرده بود راه صحیح را برای تحقّق [[اهداف]] [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} برگزید. | ||
این [[امام]] [[بزرگوار]] در خلال این سالها توانست دانشهای مکتب اهل بیت{{عم}} را در همه عرصههای [[زندگی]] بر [[امّت اسلام]] عرضه نموده و نسلهایی از [[فقها]] و | این [[امام]] [[بزرگوار]] در خلال این سالها توانست دانشهای مکتب اهل بیت{{عم}} را در همه عرصههای [[زندگی]] بر [[امّت اسلام]] عرضه نموده و نسلهایی از [[فقها]] و راویان را [[تربیت]] کرد که برای گروه [[نخبگان]] صالحی که خطّ رسالی صحیح [[اهل بیت]] را بپذیرند و در راه تحقیق اهداف والای آن بکوشند و چون بنیان [[استواری]] باشند. | ||
امام باقر{{ع}} در این مرحله از | امام باقر{{ع}} در این مرحله از عمر شریف خود با روزهای آخر حکومت [[ولید بن عبدالملک]]، همچنین ایام [[خلافت]] [[سلیمان بن عبدالملک]]، [[عمر بن عبدالعزیز]]، یزید بن عبدالملک و قسمتی از [[حکومت]] [[هشام بن عبدالملک]] همعصر بوده و در [[زمان]] حکومت همین هشام و به دست یکی از [[کارگزاران]] [[ستمگر]] این [[خلیفه اموی]] به [[شهادت]] رسیدند. | ||
امام باقر{{ع}} در طول زندگی [[شریف]] خود همواره در [[مدینه منوّره]] ساکن بوده و به [[شهر]] دیگری کوچ ننمودند، امام باقر{{ع}} در [[شهر مدینه]] نقش اوّلین معلّم و بزرگترین پیشوای | امام باقر{{ع}} در طول زندگی [[شریف]] خود همواره در [[مدینه منوّره]] ساکن بوده و به [[شهر]] دیگری کوچ ننمودند، امام باقر{{ع}} در [[شهر مدینه]] نقش اوّلین معلّم و بزرگترین پیشوای حرکت [[علمی]] و [[فرهنگی]] را داشتند. آن حضرت مسجد جامع [[نبوی]] را تبدیل به دانشگاهی نموده بودند که در آن به شاگردان خود درس میدادند. | ||
از همین | از همین دانشگاه بود که این امام بزرگ مجموعهای از دانشمندان بزرگ را به [[جهان]] [[بشریت]] عرضه کرد. دانشمندانی که شرق و غرب [[زمین]] را درنوردیده و [[دانش]] و [[معرفت]] را در آن پراکنده ساختند. دانشمندانی که همه قشرهای امّت اسلام در برابر شخصیتهای والای آنان سر [[تعظیم]] فرود آوردهاند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۶۱.</ref>. | ||
== امام باقر{{ع}} در سایهسار جد و پدر == | == امام باقر{{ع}} در سایهسار جد و پدر == | ||