|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| هر سه [[روز]] یا هر هفته یک بار و در [[ماه مبارک رمضان]] هفده مرتبه [[ختم قرآن]] را ختم میکرد<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۲.</ref>. | | هر سه [[روز]] یا هر هفته یک بار و در [[ماه مبارک رمضان]] هفده مرتبه [[ختم قرآن]] را ختم میکرد<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۲.</ref>. |
| بعد از [[مرگ]] عمویش [[عبدالعزیز]]، پدرش او را [[ولیعهد]] کرد و در روزی که پدرش درگذشت، در دِمَشق به عنوان [[خلیفه]] با او [[بیعت]] کردند. وی پیش از رفتن به [[منزل]]، به [[منبر]] رفت و در خطبهای [[سیاست]] داخلیاش را بیان کرد که مبتنی بر [[نرمش]] با [[اهل حق]] و [[فضیلت]] و تندی با مشکوکان و [[اقامه شعائر]] [[الهی]] بود. همچنین سیاست خارجیاش را بر پایه عملیات [[فتوح]] و توسعهطلبی تبیین کرد. سپس [[مردم]] را به [[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[جماعت]] فراخواند. پس از پایان [[خطبه]]، مردم با او بیعت کردند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ برای مطالعه متن ر. ک: ابنکثیر، البدایة و النهایه، ج۹، ص۷۰.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۴۵.</ref>. | | بعد از [[مرگ]] عمویش [[عبدالعزیز]]، پدرش او را [[ولیعهد]] کرد و در روزی که پدرش درگذشت، در دِمَشق به عنوان [[خلیفه]] با او [[بیعت]] کردند. وی پیش از رفتن به [[منزل]]، به [[منبر]] رفت و در خطبهای [[سیاست]] داخلیاش را بیان کرد که مبتنی بر [[نرمش]] با [[اهل حق]] و [[فضیلت]] و تندی با مشکوکان و [[اقامه شعائر]] [[الهی]] بود. همچنین سیاست خارجیاش را بر پایه عملیات [[فتوح]] و توسعهطلبی تبیین کرد. سپس [[مردم]] را به [[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[جماعت]] فراخواند. پس از پایان [[خطبه]]، مردم با او بیعت کردند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ برای مطالعه متن ر. ک: ابنکثیر، البدایة و النهایه، ج۹، ص۷۰.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۴۵.</ref>. |
|
| |
| == [[اصلاح]] داخلی ==
| |
| دوران ولید به فتح، [[ثروت]] و ناز و [[نعمت]] مشهور است، بهویژه بعد از اینکه [[امنیت]] و [[نظام]] در داخل ایجاد شد، اداره و امور [[حکومت]] [[اصلاح]] گردید و اساس سالمی برای دستگاه [[حکومتی]] ایجاد شد. ولید میوه آن را چید و به [[اصلاح امور]] داخلی و توسعهطلبی در خارج پرداخت.
| |
| ولید بدون [[شک]] [[آبادانی]] را [[دوست]] داشت. از اینرو به اصلاح راهها توجه کرد و در این زمینه بیش از دیگران کار کرد. از اینرو به [[کارگزار]] خود در [[مدینه]]، [[عمر بن عبدالعزیز]]، برای هموار ساختن راهها و کندن چاهها [[نامه]] نوشت و به دیگر [[استانداران]] نیز چنین توصیه کرد. اما مهمترین دست آورد داخلی او، [[توسعه]] [[حرم]] [[نبوی]] و [[مسجد جامع اموی]] است.
| |
|
| |
| اما درباره حرم نبوی اینکه وی به کار گزارش در مدینه، عمر بن عبدالعزیز، دستور داد ساختمان [[مسجد]] نبوی را گسترش دهد. لازمه آن کار، نابود کردن [[خانه]] [[زنان]] [[رسول خدا]]{{صل}} و نیز خریدن خانههای کنار آن و افزودن آنها به مسجد بود که جمعآ دویست ذرع میشد. هر کس که [[مخالفت]] کرد، خانهاش را به قیمت عادلانهای خریدند و بهایش را پرداختند. وی [[کارگران]] و بنّاهایی را از [[شام]] به مدینه گسیل کرد.
| |
|
| |
| عمر تصمیم [[خلیفه]] را [[اجرا]] کرد. همه خانههای زنان رسول خدا{{صل}} را به جز خانه [[عایشه]] که قبرهای سه گانه در آن بود، به مسجد افزود. نظر [[مردم مدینه]] این بود که خانه عایشه داخل مسجد نشود؛ زیرا [[بیم]] آن بود که برخی [[مسلمانان]] در [[نماز]]، آن را [[قبله]] قرار دهند و به [[کعبه]] شبیه سازند. این [[اندیشه]]، عمر را [[هدایت]] کرد که جهت شمالی آن را مثلث نماید تا به زاویه ختم شود، به گونهای که نتوان آن را قبله قرار داد و در نتیجه، شکل خانه عایشه پنج ضلعی شد و در داخل مسجد قرار گرفت<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۷۵.</ref>.
| |
|
| |
| ولید [[مسجد اموی]] را در فاصله سالهای ۸۸ - ۹۶ / ۷۰۷ - ۷۱۵ بنا کرد. برای نخستین بار [[ابوعبیدة بن جراح]] نقشه آن را کشیده بود. ولید در ساختن مسجد دقت فراوانی مبذول داشت، حتی گفته شده [[خراج]] هفت سال حکومتش را صرف ساختن آن کرد. او [[صنعتگران]] و هنرمندانی را از هند، [[ایران]]، قُسْطَنطَنیّه، [[مصر]] و [[مغرب]] آورد و برای ساختن آن [[دوازده]] هزار [[کارگر]] به [[خدمت]] گرفت. این [[مسجد]]، بنای با [[شکوه]] و بینظیری در [[سرزمین]] [[مسلمانان]] بود و همچنان از پدیدههای [[هنر]] [[عربی]] به [[حساب]] میآید<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۴۸ - ۱۵۲. درباره نحوه ساختن این مسجد ر. ک: عمران، محمود سعید، محاضرات فی معالم التاریخ الاسلامی الوسیط، ص۲۲۷ - ۲۲۸.</ref>.
| |
|
| |
| شیوه ساختن این بنا [[مهدی]] و [[مأمون]]، [[خلفای عباسی]] را [[حیرت]] زده کرد. هنگامی که مهدی، پیش از رفتن به [[بیت]] المَقْدِس به دِمَشق آمد، از این مسجد در شگفت شد و به کاتبش گفت: «[[بنیامیه]] در سه چیز بر ما پیشی گرفتند: این مسجد که در [[زمین]] مانندی ندارد، بزرگان [[موالی]] و [[عمر بن عبدالعزیز]]؛ [[سوگند]] به [[خدا]]! در میان ما کسی مانند او نیست»<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۵۲.</ref>.
| |
|
| |
| هنگامی که [[خلیفه]] مأمون وارد دِمَشق شد، برادرش [[معتصم]] و [[قاضی]] وی [[یحیی بن اکثم]] با او بودند، وی [[مسجد جامع]] را دید و گفت: «چه بنای [[زیبا]] و [[شگفتی]]!» برادرش گفت: «این طلاهایی که در آن است، شگفتآور است». یحیی گفت: «این مرمرها و سرستونها زیباست». مأمون گفت: «من از [[زیبایی]] ساختمان که همانندی ندارد [[تعجب]] کردم»<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۵۲.</ref>.
| |
| ولید[[شهر]] دِمَشق را آباد کرد و از طریق قناتهایی که از رودخانه بردی سرچشمه میگرفت، به همه خانههای بزرگ آب رساند.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۴۶.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==ولید بن عبدالملک== | | ==ولید بن عبدالملک== |