پرش به محتوا

ولید بن عبدالملک: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۰۰۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی امیه| عنوان مدخل  = ولید بن عبدالملک| مداخل مرتبط = [[ولید بن عبدالملک در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی امیه| عنوان مدخل  = ولید بن عبدالملک| مداخل مرتبط = [[ولید بن عبدالملک در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
ولید فرزند [[عبدالملک بن مروان]] بن [[حکم]] بن عاص بن [[امیة]] بن [[عبدشمس]] بن [[عبدمناف]]، [[ابوالعباس]] [[اموی]] است. مادرش ولّاده، دختر عباس بن جزء بن [[حارث بن زهیر]] عبسی است. در سال ۵۰ / ۶۷۰ متولد شد. او پسر بزرگ [[عبدالملک]] است<ref>ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۱. مترجم: ولید جباری لجوج و ستمگری نابه‌کار و زشت‌رویی کم‌سواد بود؛ ر. ک: یعقوبی، تاریخ الیعقوبی و مسعودی، مروج الذهب....</ref>.
ولید فرزند [[عبدالملک بن مروان بن حکم بن عاص بن امیة بن عبدشمس بن عبدمناف]]، ابوالعباس [[اموی]] است. مادرش ولّاده، دختر عباس بن جزء بن حارث بن زهیر عبسی است. در سال ۵۰ / ۶۷۰ متولد شد. او پسر بزرگ عبدالملک است<ref>ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۱. مترجم: ولید جباری لجوج و ستمگری نابه‌کار و زشت‌رویی کم‌سواد بود؛ ر.ک: یعقوبی، تاریخ الیعقوبی و مسعودی، مروج الذهب....</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]]، ص۱۴۵.</ref>


پدرش توجه ویژه‌ای به او داشت و او را به دلیل تلفظ نادرست [[عربی]] و رعایت نکردن [[قواعد]] نحوی، به فراگیری [[زبان عربی]] [[فصیح]] [[تشویق]] می‌کرد. عبدالملک گروهی از نحوی‌ها را پیرامون او جمع کرد. آنان یک سال و به قولی شش ماه با او بودند؛ اما او در پایان کار، جاهل‌تر از گذشته بود<ref>ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۱.</ref>. ولید بسیار [[نیکوکار]] و [[پرهیزکار]] بود، [[قرآن]] را بسیار [[تلاوت]] می‌کرد.
ولید بن عبدالملک پس از [[مرگ]] پدرش عبدالملک بن مروان در نیمه شوّال سال ۸۶ هجری به [[خلافت]] رسید. وی دارای هیچ‌گونه صفات [[شرافت]] و [[بزرگ‌منشی]] نبود که او را سزاوار خلافت نماید. بلکه وی صرفا فردی [[ستمگر]] و [[جبّار]] بود<ref>تاریخ الخلفاء، ص۲۲۳.</ref>. وی حتّی از درست حرف زدن نیز بی‌بهره بوده است. وی در سخنرانی که در [[مسجد]] [[نبوی]] در [[مدینه]] انجام داد، این‌چنین گفت: {{عربی|يا اهل المدينة}} (با ضمّ لام) در حالی‌که قاعده ادبیات عرب اقتضا می‌کند که حرف لام با فتحه خوانده شود؛ زیرا بر حسب قواعد علم نحو منادای مضاف [[منصوب]] می‌شود.


هر سه [[روز]] یا هر هفته یک بار و در [[ماه مبارک رمضان]] هفده مرتبه [[ختم قرآن]] را ختم می‌کرد<ref>ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۲.</ref>.
او همچنین روزی در میان خطبه‌ای گفت: {{عربی|يا ليتها كانت القاضية}}، و تاء را با ضمّه خواند. البتّه این [[آیه]] بیست و هفتم [[سوره حاقه]] است و معنای آن این است که ای کاش آن مرگ کار را تمام می‌کرد. [[عمر بن عبدالعزیز]] حاضر بود و گفت: و ما را از دست تو راحت می‌نمود<ref>تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۳۸.</ref>. [[عبدالملک بن مروان]] هنگام [[حیات]] خود، پسرش ولید را برای این غلط‌های ادبی سرزنش کرد و به او گفت: کسی که نتواند به [[درستی]] به عربی سخن بگوید، نمی‌تواند والی و [[خلیفه]] [[عرب]] شود. به همین منظور عبدالملک عدّه‌ای از دانشمندان علم نحو را جمع کرد و آنها را به همراه ولید در خانه‌ای فرستاده دستور داد تا شش ماه او را [[تعلیم]] دهند. هنگامی که پس از گذشت شش ماه ولید از آن [[خانه]] خارج شد، از روزی که داخل آن خانه شده بود نادان‌تر بود<ref>تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۳۸.</ref>.
بعد از [[مرگ]] عمویش [[عبدالعزیز]]، پدرش او را [[ولی‌عهد]] کرد و در روزی که پدرش درگذشت، در دِمَشق به عنوان [[خلیفه]] با او [[بیعت]] کردند. وی پیش از رفتن به [[منزل]]، به [[منبر]] رفت و در خطبه‌ای [[سیاست]] داخلی‌اش را بیان کرد که مبتنی بر [[نرمش]] با [[اهل حق]] و [[فضیلت]] و تندی با مشکوکان و [[اقامه شعائر]] [[الهی]] بود. همچنین سیاست خارجی‌اش را بر پایه عملیات [[فتوح]] و توسعه‌طلبی تبیین کرد. سپس [[مردم]] را به [[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[جماعت]] فراخواند. پس از پایان [[خطبه]]، مردم با او بیعت کردند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ برای مطالعه متن ر. ک: ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج۹، ص۷۰.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۴۵.</ref>.


==ولید بن عبدالملک‌==
عمر بن عبدالعزیز در [[زمان]] [[حکومت]] خود درباره ولید این‌گونه سخن گفته و از او به بدی یاد کرده است: همانا که ولید از کسانی بود که [[زمین]] از وجودش پر از [[ظلم و جور]] شده بود<ref>سیوطى، تاریخ الخلفاء، ص۲۲۳.</ref>. تاریخ‌نویسان آورده‌اند که: ولید بن عبدالملک بسیار [[ازدواج]] می‌کرد و بسیار [[طلاق]] می‌داد؛ چراکه گفته شده: او جدای از کنیزکانی که داشت، شصت و سه [[زن]] را به [[عقد]] خود درآورد<ref>الانافه فى معاصر الخلافه، ج۱، ص۱۳۳.</ref>.
ولید بن عبدالملک پس از [[مرگ]] پدرش در نیمه شوّال سال ۸۶ هجری به [[خلافت]] رسید. وی دارای هیچ‌گونه صفات [[شرافت]] و [[بزرگ‌منشی]] نبود که او را سزاوار خلافت نماید. بلکه وی صرفا فردی [[ستمگر]] و [[جبّار]] بود<ref>تاریخ الخلفاء، ص۲۲۳.</ref>. وی حتّی از درست حرف زدن نیز بی‌بهره بوده است. وی در سخنرانی که در [[مسجد]] [[نبوی]] در [[مدینه]] انجام داد، این‌چنین گفت: {{عربی|يا اهل المدينة}} (با ضمّ لام) در حالی‌که قاعده ادبیات عرب اقتضا می‌کند که حرف لام با فتحه خوانده شود؛ زیرا بر حسب قواعد علم نحو منادای مضاف [[منصوب]] می‌شود.
 
او همچنین روزی در میان خطبه‌ای گفت: {{عربی|يا ليتها كانت القاضية}}، و تاء را با ضمّه خواند. البتّه این [[آیه]] بیست و هفتم [[سوره حاقه]] است و معنای آن این است که ای کاش آن مرگ کار را تمام می‌کرد. [[عمر بن عبدالعزیز]] حاضر بود و گفت: و ما را از دست تو راحت می‌نمود<ref>تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۳۸.</ref>. [[عبدالملک بن مروان]] در هنگام [[حیات]] خود، پسرش ولید را برای این غلط‌های ادبی سرزنش کرد و به او گفت: کسی که نتواند به [[درستی]] به عربی سخن بگوید، نمی‌تواند والی و [[خلیفه]] [[عرب]] شود. به همین منظور عبدالملک عدّه‌ای از دانشمندان علم نحو را جمع کرد و آنها را به همراه ولید در خانه‌ای فرستاده دستور داد تا شش ماه او را [[تعلیم]] دهند. هنگامی که پس از گذشت شش ماه ولید از آن [[خانه]] خارج شد، از روزی که داخل آن خانه شده بود نادان‌تر بود<ref>تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۳۸.</ref>.
 
عمر بن عبدالعزیز در [[زمان]] [[حکومت]] خود درباره ولید این‌گونه سخن گفته و از او به بدی یاد کرده است: همانا که ولید از کسانی بود که [[زمین]] از وجودش پر از [[ظلم و جور]] شده بود<ref>سیوطى، تاریخ الخلفاء، ص۲۲۳.</ref>. تاریخ‌نویسان آورده‌اند که: ولید بن عبدالملک بسیار [[ازدواج]] می‌کرد و بسیار [[طلاق]] می‌داد؛ چراکه گفته‌شده: او جدای از کنیزکانی که داشت، شصت و سه [[زن]] را به [[عقد]] خود درآورد<ref>الانافه فى معاصر الخلافه، ج۱، ص۱۳۳.</ref>.
در [[زمان]] ولید بن عبدالملک بود که [[حجاج بن یوسف ثقفی]] خون‌آشام‌ معروف، [[سعید بن جبیر]] دانشمند بزرگ [[تابعی]] را [[ظالمانه]] به [[قتل]] رسانید و قتل سعید بن جبیر از حوادث بزرگی بود که عالم [[اسلام]] را وحشت‌زده کرد.
در [[زمان]] ولید بن عبدالملک بود که [[حجاج بن یوسف ثقفی]] خون‌آشام‌ معروف، [[سعید بن جبیر]] دانشمند بزرگ [[تابعی]] را [[ظالمانه]] به [[قتل]] رسانید و قتل سعید بن جبیر از حوادث بزرگی بود که عالم [[اسلام]] را وحشت‌زده کرد.


۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش