←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
به هر حال [[سرزمین فلسطین]] در [[آیات قرآنی]] سرزمینی [[مقدس]] و مبارک است. البته در [[آیات قرآن]] گستره بیش تری از [[فلسطین]] امروزی به عنوان سرزمین مبارک یاد شده است که میتوان گفت شامل [[شامات]] (فلسطین، [[اردن]]، [[سوریه]] و لبنان) میشود. | به هر حال [[سرزمین فلسطین]] در [[آیات قرآنی]] سرزمینی [[مقدس]] و مبارک است. البته در [[آیات قرآن]] گستره بیش تری از [[فلسطین]] امروزی به عنوان سرزمین مبارک یاد شده است که میتوان گفت شامل [[شامات]] (فلسطین، [[اردن]]، [[سوریه]] و لبنان) میشود. | ||
سرزمین فلسطین به نامهای [[نیک]] دیگری نیز [[ستایش]] شده است. در [[آیه]] ۹۳ [[سوره یونس]] از آن به نام جایگاه [[صدق]] و [[راستی]] و در آیه ۵۰ [[سوره مؤمنون]] به سرزمین بلند و والا مقامی که از [[امنیت]] و آب فراوان بهره مند است یاد و [[ستوده]] شده است. <ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | سرزمین فلسطین به نامهای [[نیک]] دیگری نیز [[ستایش]] شده است. در [[آیه]] ۹۳ [[سوره یونس]] از آن به نام جایگاه [[صدق]] و [[راستی]] و در آیه ۵۰ [[سوره مؤمنون]] به سرزمین بلند و والا مقامی که از [[امنیت]] و آب فراوان بهره مند است یاد و [[ستوده]] شده است. <ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | ||
==[[ارزش]] و جایگاه [[قدس]]== | |||
[[سرزمین فلسطین]] و قدس به جهاتی در نزد همه [[شرایع]] ابراهیمی از ارزش و جایگاه بالا و [[مقام]] عالی برخوردار میباشد. همه [[پیروان]] هر یک از سه [[شریعت]] ابراهیمی ([[اسلام]] و [[یهود]] و [[مسیحیت]]) [[تقدس]] آن را معتبر دانسته و از [[قداست]] آن یاد و [[دفاع]] میکنند. <ref>الموسوعه الفلسطینیه ج۳، ص۵۱۰ ذیل مدخل قدس.</ref> | |||
آثار و بناهای [[دینی]] فراوانی در این [[سرزمین]] برای هر یک از پیروان این سه شریعت [[توحید]] آسمانی وجود دارد که میتوان به [[دیوار]] [[ندبه]] برای [[یهودیان]]، کلیسای [[قیامت]] برای [[مسیحیان]] و [[مسجدالاقصی]] برای [[مسلمانان]] یاد کرد.<ref>دایره المعارف تشیع، ج۳، ص۵۵۸</ref> | |||
چنان که گفته شد قداست سرزمین اختصاص به [[شهر قدس]] نداشته بلکه همه سرزمین فلسطین از چنین قداستی برخوردار میباشد. این مطلب را [[روایات]] نیز [[تأیید]] میکند؛ زیرا در بیان قداست [[فلسطین]] روایاتی وارد شده که اختصاص به شهر قدس و جایی که مسجدالاقصی قرار گرفته ندارد. از جمله علل میتوان به قداست شهرالخلیل به عنوان مکان کوچ و [[هجرت]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و نیز [[محل دفن]] آن حضرت اشاره کرد.<ref>التحریر و الننویر، ج۱۲، ص۱۶۲</ref> | |||
آن سرزمین به جهاتی چند [[مقدس]] و [[مبارک]] گفته شده است که از آن جمله به جهت [[فراوانی آب]] و سرزمین حاصل خیز<ref>، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۸۳</ref> گهواره [[شرایع آسمانی]] و [[توحیدی]]<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۶</ref> و [[مسکن]] [[صالحان]] و [[پیامبران]]<ref>بحارالانوار، ج۱۳، ص۱۷۷</ref> از مهمترین [[دلایل]] این [[ستایش]] بیان شده است. | |||
بنابراین این قداست و مبارک بودن به دو جهت مادی و [[معنوی]] مورد تأیید و گزارش قرار گرفته است. البته میبایست علت معنوی را بر علل دیگری ترجیح داد؛ زیرا [[رسالت]] پیامبران و [[دعوت]] [[مردمان]] به توحید که از این سرزمین آغاز شده اصل اساسی در [[تبرک]] سرزمین میبایست برشمرد؛ چون همین مسأله رسالت پیامبران است که زمینهساز [[برکت]] و خیر فراوان بر مردمان شده است. هر چند که دیگر وجوه نیز میتواند خود از [[برکات]] همین [[نعمت]] عظیم باشد؛ چه این که [[قرآن]] [[هدایت]] بشری و عمل به [[آموزههای وحیانی]] را از علل [[نزول]] [[برکات]] زمینی و آسمانی برشمرده است. با توجه به [[آیه]] ۸ [[سوره نمل]] و نیز [[سیاق آیه]] ۳ [[سوره قصص]] میتوان گفت که علت اصلی [[تبرک]] سرزمینی همین مسأله [[توحید]] و [[پرسش]] [[خدای یگانه]] و عمل به دستورهای وی بوده باشد؛ زیرا در یک [[نظام اعتقادی]] [[توحیدی]]، [[تقدس]] و تبریک سرزمینی و یا مکان و یا زمانی در بیشتر موارد به سبب رخدادهای مهم [[دینی]] است که در آنها روی داد و یا مناسکی است که میبایست در آن [[زمان]] و یا مکان به جا آورده شود که از آن جمله میتوان به مسئله تبرک [[سحر]] و [[ماه رمضان]] و [[ذی الحجه]] و [[سرزمین مکه]] و [[عرفات]] و [[منی]] یاد کرد.<ref>المیزان، ج۱۴، ص۱۳۷</ref> | |||
[[مبارک]] خواندن [[خانه خدا]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍۢ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًۭا وَهُدًۭى لِّلْعَـٰلَمِينَ}} «بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آلعمران، آیه ۹۶.</ref> و یا قرآن<ref>انعام، آیات ۹و ۱۵۵</ref> و یا اطراف [[مسجدالاقصی]]<ref>اسراء، آیه۱</ref> و یا [[شب قدر]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَيْلَةٍۢ مُّبَـٰرَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ}} «که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم» سوره دخان، آیه ۳.</ref> از سوی [[خدا]] نیز بر همین اساس و [[موازین]] میباشد. | |||
به هر حال در تمام [[منابع اسلامی]] و [[یهودی]] [[قداست]] اختصاصی به [[آبادی]] [[قدس]] و [[اورشلیم]] نداشته بلکه شامل همه [[فلسطین]] است. البته [[اختلاف]] نظرهایی در تعیین حدود [[سرزمین مقدس]] وجود دارد. محدوده این سرزمین مقدس بر پایه باورهایی یهودی متغیر است و این [[تغییر]] به دورههای گوناگونی برمی گردد که [[یهودیان]] بر مناطقی چیره بوده و یا آن را از دست میدادند. از این رو معیار در قداست به وجود [[دولت یهودی]] و [[چیرگی]] آنان بستگی مییابد که همواره در دورههای مختلف متغیر بوده است.<ref>قاموس کتاب، مقدس ص۶۸۵</ref> | |||
با توجه به باورهای تورانی [[یهودیان]] درباره مرزهای [[دولت موعود]] میتوان گفت که مرزهای آن برای یهودیان مشخص است<ref>کتاب مقدس، عدد۳۴.</ref> که در برخی از [[تفاسیر]] [[اسلامی]] نیز این محدوده بازتاب یافته است.<ref>التحریر و التنویر، ج۶، ص۱۶۲</ref> | |||
با این همه در [[بینش]] و نگرش بیشتری [[مفسران]] و [[مورخان]] اسلامی که [[قداست]] [[سرزمین فلسطین]] را فراتر از جریان [[مالکیت]] [[بنی اسرائیل]] بر آن مینگرند، با توجه به [[آیات]] گوناگون [[قرآن]] نظریات متعددی درباره حدود آن ارایه دادهاند که میتوان آنها را به سه دسته سرتاسر [[سرزمین شام]]؛ از [[مصر]] تا [[فرات]]؛ بخشهایی از [[شام]] (سرزمین فلسطین) دستهبندی کرد. | |||
با این همه قداست از آن سرزمین فلسطین است که شامل [[صحرای سینا]] و سرزمین فلسطین کنونی و بخشی از [[اردن]] و لبنان و [[سوریه]] را شامل میشود. به نظر میرسد که تسری قداست آن به پیرامون به مناسبتهای گوناگونی است که برای [[پیامبران]] ابراهیمی رخ داده است. از این رو قداست را به همه [[سرزمین]] و منطقه [[شامات]] تسری دادهاند که مهد پیامبران و محل ظهور و گسترش [[ادیان توحیدی]] و [[الهی]] بوده است.<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۳۷ و نیز، ج۱۲، ص۳۱۳.</ref><ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
==[[قدس]] و [[یهودیان]]== | |||
چنان که گفته شد در گزارشی از [[تورات]]، [[سرزمین مقدس فلسطین]]، [[سرزمین موعود]] یهودیان دانسته شده است. برخی از [[مفسران]] [[یهودی]] با توجه به آیاتی که سرزمینهای شرق و غرب [[بیت المقدس]] و [[فلسطین]] را به عنوان [[میراث]] ایشان بیان کرده است بر این باورند که همه مناطق خاورمیانه و دست کم از نیل تا [[فرات]] سرزمین موعود ایشان است. | |||
[[قرآن]] در [[آیه]] ۱۳۷ [[سوره اعراف]] بیان میکند: {{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا ٱلْقَوْمَ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَـٰرِقَ ٱلْأَرْضِ وَمَغَـٰرِبَهَا ٱلَّتِى بَـٰرَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ ٱلْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ بِمَا صَبَرُوا۟ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُۥ وَمَا كَانُوا۟ يَعْرِشُونَ}}<ref>«و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر کردیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.</ref> | |||
در این آیه [[قوم بنی اسرائیل]] بر [[سرزمین فلسطین]] و یا بیت المقدس و شرق و غرب آن از سوی [[خداوند]] چیره و مسلط شدند؛ زیرا مستضعفانی بودند که در راه [[دین خدا]] [[پایداری]] و [[مقاومت]] کرده بودند و این [[پاداش]] مقاومت و پایداری ایشان بود. | |||
در این [[آیات]] و نیز آیات ۹۳ [[سوره یونس]] و ۱۷ و ۱۰۴ [[سوره اسراء]] ماجرای [[قدرت]] گرفتن و [[تسلط]] [[بنی اسرائیل]] بر سرزمین فلسطین و پیرامون آن پس از بیان ماجرای [[غرق]] شدن [[فرعونیان]] بیان شده و در آیه ۵۹ [[سوره شعراء]] نیز به صراحت و [[شفافیت]] از [[جانشینی]] ایشان به جای فرعونیان یاد شده است. | |||
به نظر میرسد با توجه به [[سلطه]] فرعونیان بر سرزمینهای فلسطین و اطراف آن، منظور از این آیات [[استخلاف]] و تسلط بنی اسرائیل در جای فرعونیان و کشورهای مستعمره ایشان است که شامل تسلط بر سرزمین فلسطین و [[شام]] و [[اردن]] باشد.<ref>المنار، ج۹، ص۹۸ و نیز تفسیر کبیر، ج۱۴، ص۲۲۱.</ref> | |||
[[قرآن]] در [[آیات]] دیگری این [[دولت]] و [[چیرگی]] ایشان را محدود به عوامل چندی کرده است. از این رو برخی از [[مفسران]] و [[دانشمندان اسلامی]] هنگام [[سخن گفتن]] از دوگانگی و [[تعارض]] در [[فرمان خداوند]] مبنی بر واگذاری سرزمینهای [[مقدس]] به [[بنی اسرائیل]] از یک سو و [[حرام]] شمردن ورود ایشان به آن [[سرزمینها]] در آیات ۲۱ و ۲۶ [[سوره مائده]] این [[حکومت]] [[وراثت]] و [[خلافت]] را مشروط به [[طاعت]] و [[بندگی خدا]] دانستهاند؛ <ref>المیزان، ج۵، ص۲۸۹ و نیز تفسیر کبیر، ج۱۱، ص۱۹۷.</ref> زیرا چنان که بیان شد [[یهودیان]] در همان [[زمان]] به خاطر [[تخلف]] از فرمان خداوند دچارسرگردانی شده و چهل سال در تپه و بیابانهای اطراف [[بیت المقدس]] و [[فلسطین]] میگشتند و [[اجازه]] ورود به [[شهر]] و آبادیی را نداشتهاند. بنابراین همانگونه که در همان آغاز از [[نعمت]] وراثت به جهت [[طغیان]] و [[سرکشی]] بازماند، هر زمانی دیگری که چنین کنند از آنجا رانده خواهند شد. | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۲۹ [[سوره اعراف]] میفرماید: و یستخلفکم فی الارض فینظر کیف تعملون، آنان را بر [[زمین]] [[خلیفه]] گردانیدیم تا بنگریم چگونه عمل میکنند. در [[حقیقت]] خلافت ایشان برای روشن شدن عمل کرد آنان است. اگر به خوبی و [[درستی]] عمل کنند از آن [[سود]] میبرند. بنابراین خلافت ایشان مشروط به عمل کرد درست ایشان بوده است. این نکته در آیات دیگری چون آیه ۷ [[سوره ابراهیم]] به خوبی بیان شده است. | |||
==تمردهای بنی اسرائیل== | |||
درگزارشهای قرآن از وضعیت بیت المقدس و حکومت یهودیان به خوبی برمی آید که آنان زمانی که بر پایه [[آموزههای وحیانی]] عمل میکردند از حکومت و [[اقتدار]] برسرزمین برخوردار بودند ولی همین که عمل کردی نادرست داشتند نه تنها حکومت و [[قدرت]] از ایشان گرفته شد بلکه مجبور به ترک [[خانه]] و کاشانه خود شدند. | |||
خداوند در آغاز [[سوره اسراء]] نیز از [[سلطه]] اقوامی دیگر بر سرزمینهای مقدس برای [[مجازات]] [[بنی اسرائیل]] یاد میکند و از تکرار آن در صورت بدکرداری دوباره آنان خبر میدهد و میفرماید: {{متن قرآن|وَقَضَيْنَآ إِلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ فِى ٱلْكِتَـٰبِ لَتُفْسِدُنَّ فِى ٱلْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّۭا كَبِيرًۭا * فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ أُولَىٰهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًۭا لَّنَآ أُو۟لِى بَأْسٍۢ شَدِيدٍۢ فَجَاسُوا۟ خِلَـٰلَ ٱلدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًۭا مَّفْعُولًا * ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ ٱلْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَـٰكُم بِأَمْوَٰلٍۢ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَـٰكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا * إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ ٱلْـَٔاخِرَةِ لِيَسُـۥٓـُٔوا۟ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَلِيُتَبِّرُوا۟ مَا عَلَوْا۟ تَتْبِيرًا * عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَـٰفِرِينَ حَصِيرًا}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید * و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم که درون خانهها را جست و جو میکنند و (این) وعدهای انجام یافتنی است * سپس پیروزی بر آنان را دوباره بهره شما میکنیم و با داراییها و پسران به شما یاری میرسانیم و شمار شما را افزونتر میگردانیم * اگر نیکی ورزید به خویش نیکی ورزیدهاید و اگر بدی کنید به خویش کردهاید و چون وعده فرجامین فرا رسد (بندگانی دیگر را میفرستیم) تا چهرههایتان را اندوهبار گردانند و در آن مسجد وارد گردند چنان که بار نخست وارد آن شده بودند و تا بر هر چه دست یابند از میان بردارند * باشد که پروردگارتان بر شما بخشایش آورد و اگر (به نافرمانی) بازگردید ما نیز باز میگردیم و دوزخ را زندان کافران قرار دادهایم» سوره اسراء، آیه ۴-۸.</ref> | |||
در این [[آیات]] به وضوح و روشنی از دو [[تمرد]] یاد میشود که یکی [[پیش از بعثت]] [[پیامبر]]{{صل}} اتفاق افتاده است که موجب شد تا [[بخت النصر]] بر ایشان بتازد و ایشان را به [[بردگی]] به [[بابل]] برد و سدههای طولانی گرفتار باشند و دیگر وعدهای است که هنوز انجام نشده است. در این [[آیات]] میفرماید که ایشان دوباره از نظر [[جمعیت]] و [[مال]] بهاندازه [[قدرتمند]] شوند که بتوانند بر [[فلسطین]] چیره شوند و آن گاه باز اگر [[طغیان]] کردند و بدکرداری را پیشه خود ساختند ما نیز باز میگردیم و با ایشان چنان کنیم که مرتبه نخست انجام دادیم. ظاهرا این همان زمانی است که [[یهودیان]] دوباره با جمعیت و [[قدرت]] و مال فراوان وارد [[بیت المقدس]] شدند و [[مسجد اقصی]] را در تصاحب گرفتهاند. این بار نیز دست به [[خون]] و [[خون ریزی]] زده و برخلاف [[آموزههای وحیانی]] که به ایشان [[حکم]] کرده است که [[مردمان]] را از خانههایشان آواره نسازند ([[قرآن]] این حکم را در [[سوره بقره]] آورده است) باز ایشان مردمان فلسطین را آواره ساخته و به [[دولت]] مردان خویش میگویند تا مردمان این جا را نکشید و یا از خانههایشان بیرون نکنید ما به این [[سرزمین]] نمیآییم و دولت مردان نیز برای [[رضایت]] یهودیان دست به [[جنایت]] و [[کشتار]] میزنند و خانههای [[فلسطینیان]] را به عنوان [[قوم]] جبار و گروهی [[سرکش]] و [[تروریست]] خراب میسازند و جوانانشان را میکشند و [[زنان]] و مردانشان را آواره میسازند. این [[زمان]] دوباره طغیان را آغاز کردهاند و این گونه است که [[خداوند]] چنان که [[وعده]] داده است که اگر ایشان دوباره همان [[رفتار]] را پیش گیرند ما نیز همانند قبل عمل میکنیم به زودی ایشان را آواره میسازد. | |||
[[قدس]]، [[قبله]] نخستین و [[حرم]] دوم [[مسلمانان]] [[جهان]]، سرزمین اصلی و [[وطن]] میلیونها آواره [[مسلمان]] [[فلسطینی]] است که [[استکبار جهانی]] توسط [[صهیونیسم]] [[جنایتکار]]، از سال ۱۹۴۸ آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت [[سلطه]] نیروهای [[اشغالگر]] قدس قرار داد. | |||
این [[توطئه]] از همان اولین سالهای [[اجرا]]، با [[مقاومت]] [[مردم]] مسلمان فلسطین و [[اعتراض]] مسلمانان و انسانهای [[آزاده]] و [[بیدار دل]] جهان مواجه شد و به شکل [[مبارزات]] پیگیر و [[سیاسی]] ـ نظامی، چهره خود را نشان داد. [[ملت]] [[مسلمان]] [[ایران]] نیز پس از [[پیروزی]] [[انقلاب شکوهمند اسلامی]] مسأله آزادسازی [[فلسطین]] از چنگال [[غاصبان]] [[قدس]] را سرلوحه آرمانهایش قرار داده و همه ساله [[روز]] قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر [[ستمکاران]] [[تاریخ]] تبدیل کرده است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
==[[قدس]] در [[کلام امام]]== | |||
پس از [[پیروزی انقلاب]]، [[امام خمینی]] در اولین [[فرصت]] روزی را برای به نمایش گذاردن حساسیت جهانی نسبت به [[سرنوشت]] قدس و [[نجات]] آن از چنگال صهیونیستهای [[جنایتکار]]، به عنوان «[[روز]] قدس» تعیین نمودند و پیامی به همین مناسبت صادر نمودند. | |||
[[امام]] در این [[پیام]] که روز ۱۶ مرداد ۱۳۵۸ در سیزدهمین روز از [[ماه مبارک رمضان]] [[سال ۱۳۹۹ هجری]] [[قمری]] خطاب به [[مسلمانان]] [[جهان]] صادر کردند، چنین فرمودند: من طی سالیان دراز، خطر [[اسرائیل]] [[غاصب]] را گوشزد [[مسلمین]] نمودم که اکنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به [[برادران]] و [[خواهران]] [[فلسطینی]] شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی [[خانه]] و کاشانه ایشان را بمباران میکند. | |||
من از عموم مسلمانان جهان و [[دولتهای اسلامی]] میخواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند، و جمیع مسلمانان جهان را [[دعوت]] میکنم آخرین [[جمعه]] ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و میتواند تعیین کننده سرنوشت [[مردم]] [[فلسطین]] نیز باشد، به عنوان «روز قدس» [[انتخاب]] و طی مراسمی [[همبستگی]] بینالمللی مسلمانان را در [[حمایت از حقوق قانونی]] مردم [[مسلمان]] فلسطین اعلام نمایند. از [[خداوند متعال]] [[پیروزی]] مسلمانان را بر [[اهل کفر]] خواستارم.<ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۶۷٫</ref> | |||
سخنان امام خمینی در مورد اهمیت روز جهانی قدس هر ساله تکرار میشد. بخشی از این سخنان عبارتند از: | |||
روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز [[اسلام]] است؛ روز [[حکومت اسلامی]] است. روزی است که باید [[جمهوری اسلامی]] در سراسر کشورها [[بیرق]] آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمیتوانند در [[ممالک اسلامی]] پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز [[رسول اکرم]] میدانم، روزی است که بایدما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام [[قدرت]] و قوت در مقابل [[اجانب]] بایستند. ۲<ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۸</ref> | |||
[[روز]] [[قدس]]، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با [[امریکا]] و عمال امریکا روابط دارند هشدارداد. هشدار به این که اگر از [[فضولی]] دست برندارید، [[سرکوب]] خواهید شد! …. روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی [[مستضعفین]] بردارید و سر جای خود بنشینید…. روز قدس روز [[اسلام]] است. روز قدس روزی است که اسلام را باید [[احیا]] کرد و احیا بکنیم، و [[قوانین اسلام]] در [[ممالک اسلامی]] [[اجرا]] بشود. روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت [[سیطره]] شما، به واسطه عمال [[خبیث]] شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز [[حیات]] اسلام است.<ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۷٫</ref> | |||
«روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با [[مستکبرین]] است. روز مقابله ملتهایی است که در زیر فشار [[ظلم]] امریکا و غیرامریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین [[منافقین]] و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس میدانند، و عمل میکنند به آنچه باید بکنند. و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با [[اسرائیل]] [[دوستی]] ـ در این روز بیتفاوت هستند، یا ملتها را نمیگذارند که [[تظاهر]] کنند. روز قدس روزی است که باید [[سرنوشت]] ملتهای [[مستضعف]] معلوم شود، باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. <ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۶٫</ref> | |||
[[مستضعفان]] [[جهان]] باید قدرت [[اسلامی]] خود را بیابند و از عربدههای شرق و غرب و وابستگان و تفالههای آنان نهراسند و با [[اعتماد به خداوند]] تعالی و اتکال به [[قدرت اسلام]] و [[ایمان]] بپاخیزند و دست [[جنایتکاران]] را از کشورهای خود کوتاه نمایند و [[آزادی]] [[قدس]] [[شریف]] و [[فلسطین]] را سرلوحه برنامه خود قرار دهند و [[ننگ]] [[سلطه]] [[صهیونیسم]]، تفاله [[امریکا]] را از دامن خود بزدایند و [[روز]] قدس را زنده نگه دارند. [[امید]] است با زنده نگهداشتن این روز، بیتفاوتیها زایل شود و غفلتها مرتفع گردد. <ref>صحیفه امام، ج۱۵، ص۶۱٫</ref> | |||
[[مسلمین]]، از لبنان و قدس عزیز [[پشتیبانی]] نمایند. [[مسلمانان]] [[جهان]] باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه [[مستضعفین]] بدانند و از آن نقطه حساس در مقابل [[مستکبرین]] و جهانخواران بایستند، و تا [[رهایی]] [[مظلومان]] از زیر [[ستم]] [[قدرتمندان]] از پای ننشینند.<ref>صحیفه امام، ج۱۵، ص۶۲٫</ref> | |||
روز قدس یک روز [[اسلامی]] است، و یک [[بسیج عمومی]] اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «[[حزب]] مستضعفین» در تمام [[دنیا]]. <ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۸٫</ref> | |||
«… مسئله قدس یک مسئله شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یککشور و یا یک مسئله مخصوص به مسلمینجهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثهای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده…»<ref>صحیفه امام، ج۱۶، ص۱۹۰</ref><ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||