پرش به محتوا

خراج در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۳۸۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۷: خط ۵۷:


نکته دیگری که لازم است یادآوری کنیم این است که به نظر می‌رسد کشاورزان روی زمین‌های فتح‌شده، به گونه‌ای جزو اموال مسلمانان محسوب می‌شدند و از آنان به علوج تعبیر می‌شد. گاهی افراد آنان را به بیگاری می‌کشیدند؛ یعنی از آنان می‌خواستند تا برایشان بدون دریافت مزد کار کنند. [[کلینی]] بابی دارد با عنوان {{عربی|بَابُ سُخْرَةِ الْعُلُوجِ وَ النُّزُولِ عَلَيْهِمْ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص‌۲۸۳.</ref>‌: «باب کارکشیدن از کشاورزان زمین و مهمانی بر آنان». درباره معنای «سُخره» در کتب لغت آمده است که سخره به‌کارگرفتن خادم و حیوان بدون مزد و بهاست<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۴، ص۱۹۶؛ ابومنصور محمد بن احمد أزهری، تهذیب اللغه، ج۷، ص۷۸؛ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۴، ص۲۶۱: {{عربی|و أما السُّخْرَةُ فما تَسَخَّرْتَ من خادم و دابة بلا أجر و لا ثمن}}.</ref>؛ یعنی گاهی از اینها کار می‌کشی و گاهی آنان را تصرف می‌کنی؛ مثلاً اسب وحشی را صید می‌کنی؛ در این صورت او را [[تسخیر]] خود کرده‌ای. در قاموس المحیط سخره به مکلف‌کردن به کاری بدون مزد معنا شده است<ref>محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص۶۷.</ref>. [[علامه مجلسی]] این معنا را در توضیح سُخره آورده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‌۱۹، ص‌۳۷۹.</ref>. در [[کتاب کافی]] در این باب چندین [[روایت]] آمده است که به یکی از آنها اشاره می‌کنیم: وقتی [[خلافت]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رسید، حضرت طی بخشنامه‌ای [[کارگزاران]] خود را از این کار [[نهی]] کرد و از آنان خواست [[مسلمانان]] را به بیگاری نگیرند و با غیرمسلمانان نیز به [[نیکی]] [[رفتار]] نمایند. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: «امیرالمؤمنین{{ع}} به کارگزاران خود می‌نوشت: مسلمانان را به بیگاری نبرید و هر کس بیش از [[حق]] [[واجب]] از شما درخواست کرد، او [[تجاوز]] کرده؛ پس چیزی به او ندهید و همیشه می‌نوشت و به نیکی به کشاورزان که شخم‌زنندگان بودند، توصیه می‌کرد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص‌۲۸۴؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۷، ص‌۱۵۴: {{متن حدیث|كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} يَكْتُبُ إِلَى عُمَّالِهِ: لَا تُسَخِّرُوا الْمُسْلِمِينَ وَ مَنْ سَأَلَكُمْ غَيْرَ الْفَرِيضَةِ فَقَدِ اعْتَدَى فَلَا تُعْطُوهُ وَ كَانَ يَكْتُبُ يُوصِي بِالْفَلَّاحِينَ خَيْراً وَ هُمُ الْأَكَّارُونَ}}.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۵۷.</ref>
نکته دیگری که لازم است یادآوری کنیم این است که به نظر می‌رسد کشاورزان روی زمین‌های فتح‌شده، به گونه‌ای جزو اموال مسلمانان محسوب می‌شدند و از آنان به علوج تعبیر می‌شد. گاهی افراد آنان را به بیگاری می‌کشیدند؛ یعنی از آنان می‌خواستند تا برایشان بدون دریافت مزد کار کنند. [[کلینی]] بابی دارد با عنوان {{عربی|بَابُ سُخْرَةِ الْعُلُوجِ وَ النُّزُولِ عَلَيْهِمْ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص‌۲۸۳.</ref>‌: «باب کارکشیدن از کشاورزان زمین و مهمانی بر آنان». درباره معنای «سُخره» در کتب لغت آمده است که سخره به‌کارگرفتن خادم و حیوان بدون مزد و بهاست<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۴، ص۱۹۶؛ ابومنصور محمد بن احمد أزهری، تهذیب اللغه، ج۷، ص۷۸؛ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۴، ص۲۶۱: {{عربی|و أما السُّخْرَةُ فما تَسَخَّرْتَ من خادم و دابة بلا أجر و لا ثمن}}.</ref>؛ یعنی گاهی از اینها کار می‌کشی و گاهی آنان را تصرف می‌کنی؛ مثلاً اسب وحشی را صید می‌کنی؛ در این صورت او را [[تسخیر]] خود کرده‌ای. در قاموس المحیط سخره به مکلف‌کردن به کاری بدون مزد معنا شده است<ref>محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص۶۷.</ref>. [[علامه مجلسی]] این معنا را در توضیح سُخره آورده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‌۱۹، ص‌۳۷۹.</ref>. در [[کتاب کافی]] در این باب چندین [[روایت]] آمده است که به یکی از آنها اشاره می‌کنیم: وقتی [[خلافت]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رسید، حضرت طی بخشنامه‌ای [[کارگزاران]] خود را از این کار [[نهی]] کرد و از آنان خواست [[مسلمانان]] را به بیگاری نگیرند و با غیرمسلمانان نیز به [[نیکی]] [[رفتار]] نمایند. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: «امیرالمؤمنین{{ع}} به کارگزاران خود می‌نوشت: مسلمانان را به بیگاری نبرید و هر کس بیش از [[حق]] [[واجب]] از شما درخواست کرد، او [[تجاوز]] کرده؛ پس چیزی به او ندهید و همیشه می‌نوشت و به نیکی به کشاورزان که شخم‌زنندگان بودند، توصیه می‌کرد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص‌۲۸۴؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۷، ص‌۱۵۴: {{متن حدیث|كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} يَكْتُبُ إِلَى عُمَّالِهِ: لَا تُسَخِّرُوا الْمُسْلِمِينَ وَ مَنْ سَأَلَكُمْ غَيْرَ الْفَرِيضَةِ فَقَدِ اعْتَدَى فَلَا تُعْطُوهُ وَ كَانَ يَكْتُبُ يُوصِي بِالْفَلَّاحِينَ خَيْراً وَ هُمُ الْأَكَّارُونَ}}.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۵۷.</ref>
==[[خراج و مقاسمه]]==
خراج و مقاسمه دو نوع [[مالیات]] ارضی است که از طرف [[دولت اسلامی]] بر زمین‌های مفتوحة عنوه (یعنی زمین‌هایی که [[مسلمانان]] با [[جنگ]] و [[غلبه]] توانسته‌اند آنها را از دست [[کفار]] خارج سازند) تعیین می‌گردد و کسی که روی این [[زمین‌ها]] کار می‌کرد، موظف بود هر سال مبلغی به عنوان مالیات ارضی به [[دولت]] بپردازد و چون این گونه [[اراضی]] از آنِ تمام مسلمانان است و قابل [[خرید و فروش]] نیست، باید [[منافع]] آن هم در [[مصالح عموم]] صرف شود.
خراج و مقاسمه با این که هر دو مالیات ارضی است، ولی این دو عنوان با هم تفاوت دارند. [[خراج]] عبارت است از مالیات نقدی که از طرف دولت تعیین می‌گردد و کسانی که روی آن زمین‌ها کار می‌کنند، موظف هستند هر سال همان مبلغ را به [[خزانه دولت]] واریز نمایند، مثلاً بر هر جریب [[زمین]] مبلغ ده دینار خراج بپردازند، ولی [[مقاسمه]] این است که خود دولت در محصول زمین‌های خراجیه با کشاورزان سهیم باشد. مثلاً یک سوم یا یک چهارم محصولات [[مال]] دولت و بقیه آن مال کشاورزان باشد<ref>سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، معالم الحکومه، ناشر، مؤسسه الامام الصادق{{ع}}، ط ۴، ١۴١٣ ه. ق، ج۲، ص۵٨٢.</ref>.
===[[موارد مصرف]] خراج===
خراج پس از جمع‌آوری طبق تشخیص و [[دستور حاکم]] [[واقعی]] [[اسلام]]، در راه [[مصالح عمومی]] و [[امنیت]] و [[دفاع]] از مرزها و آنچه که موجب تقویت و [[رشد]] [[جامعه اسلامی]] از نظر [[اقتصاد]] و [[سیاست]] و.... است صرف می‌گردد.
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} در فرازی از [[عهدنامه مالک اشتر]] که در مورد خراج‌دهنگان توصیه می‌کند، می‌فرماید:
«خراج و مالیات را دقیقاً زیر نظر بگیر! به گونه‌ای که صلاح [[مالیات‌دهندگان]] باشد؛ زیرا در بهبودی وضع مالیات و بهبودی حال مالیات‌دهندگان بهبود حال دیگران نیز نهفته است و هرگز دیگران به صلاح نمی‌رسند، جز این که خراج‌دهندگان در صلاح و بهبودی به سر برند؛ چراکه [[مردم]] همه وام‌دار و نان‌خور خراج و خراج‌گزاران هستند»<ref>{{متن حدیث|... وَ تَفَقَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا يُصْلِحُ أَهْلَهُ فَإِنَّ فِي صَلَاحِهِ وَ صَلَاحِهِمْ صَلَاحاً لِمَنْ سِوَاهُمْ وَ لَا صَلَاحَ لِمَنْ سِوَاهُمْ إِلَّا بِهِمْ لِأَنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ عِيَالٌ عَلَى الْخَرَاجِ وَ أَهْلِهِ...}}. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص۴٣۶، نامه ۵۳. این قسمت نامه در بحث اهمیت کشاورزی هم به مناسبت آورده شده است.</ref>.
از این عبارت به خوبی استفاده می‌شود که «[[خراج]]» از منابع اساسی [[اقتصاد]] و [[رفاه]] [[زندگی]] عمومی [[مسلمین]] و تأمین معاش و [[مصالح]] آنهاست، و به همین جهت باید برای پربار کردن آن [[کوشش]] همه‌جانبه به عمل آید.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۴۵</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۲: خط ۷۲:
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:1100517.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده:1100517.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده:IM010709.jpg|22px]] [[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|'''منابع مالی اهل بیت''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۱٬۸۲۹

ویرایش