←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۹۱: | خط ۲۹۱: | ||
بنابراین، [[انسان]] میبایست با [[تقویت ایمان]] و [[عمل صالح]]، نفس [[الهی]] خویش را چنان پرورش دهد که متاله (خدایی) شود و بتواند در همین [[دنیا]] نفس را از تن جدا سازد و به [[ملکوت]] و [[جبروت]] و [[لاهوت]] پرواز کند. راه [[رهایی]] از این [[خسران]] و [[زیان]] [[ابدی]] بودن در بند و [[زندان]] تن و ماده این است که [[ایمان]] آورده و عمل صالح کند و دیگران را نیز بدان توصیه نماید<ref>سوره عصر</ref> و از [[گناهان]] دوری کرده و [[تقوای الهی]] پیش گیرد همچنین بجای [[رفتار]] براساس خواستههای دلش و هوا و هوسهای [[نفسانی]]، بر طبق [[رضا]] و خواست و [[فرامین]] حضرت [[دوست]] عمل کند. این گونه است که با [[حسابرسی]] دقیق [[اعمال]] و رفتار خویش و [[اصلاح]] و تصحیح کارهای نادرست، میتواند [[روح]] را در [[مقام]] [[راضیه]] [[مرضیه]] بالا برد و پر پرواز بیابد و براحتی از پل [[مرگ]] حتمی عبور کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از مرگ اختیاری تا اجل حتمی (مقاله)|از مرگ اختیاری تا اجل حتمی]]</ref> | بنابراین، [[انسان]] میبایست با [[تقویت ایمان]] و [[عمل صالح]]، نفس [[الهی]] خویش را چنان پرورش دهد که متاله (خدایی) شود و بتواند در همین [[دنیا]] نفس را از تن جدا سازد و به [[ملکوت]] و [[جبروت]] و [[لاهوت]] پرواز کند. راه [[رهایی]] از این [[خسران]] و [[زیان]] [[ابدی]] بودن در بند و [[زندان]] تن و ماده این است که [[ایمان]] آورده و عمل صالح کند و دیگران را نیز بدان توصیه نماید<ref>سوره عصر</ref> و از [[گناهان]] دوری کرده و [[تقوای الهی]] پیش گیرد همچنین بجای [[رفتار]] براساس خواستههای دلش و هوا و هوسهای [[نفسانی]]، بر طبق [[رضا]] و خواست و [[فرامین]] حضرت [[دوست]] عمل کند. این گونه است که با [[حسابرسی]] دقیق [[اعمال]] و رفتار خویش و [[اصلاح]] و تصحیح کارهای نادرست، میتواند [[روح]] را در [[مقام]] [[راضیه]] [[مرضیه]] بالا برد و پر پرواز بیابد و براحتی از پل [[مرگ]] حتمی عبور کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از مرگ اختیاری تا اجل حتمی (مقاله)|از مرگ اختیاری تا اجل حتمی]]</ref> | ||
==به سوی آخرت== | |||
[[دنیا]] برای [[انسان]] با همه [[رنج]] و [[مشقتها]]، شیرین است و با تلخ و شیرین [[روزگار]] چنان میسازد که اگر [[مرگ]] نبود، حاضر است تا [[آسمان]] و [[زمین]] برقرار است و [[خدا]]، خدایی میکند، در این دنیا بماند؛ اما [[حکمت الهی]] به گونه ای رقم خورده که هر [[انسانی]] مدتی در دنیا بزید سپس از این جا کوچ کند و منتقل شود. از نظر [[آموزههای وحیانی]]، مرگ به معنای فوت و نیستی نیست تا آن را [[پایان زندگی]] و [[حیات]] دانست، بلکه [[وفات]] و گرفتن [[نفس آدمی]] به تمام و کمال است تا این گونه انسان از این دنیا به جهانی دیگر منتقل شود. از همین روست که مرگ را ابزار و دریچه ای به سوی [[ابدیت]] دانستهاند که پایانی برای آن نیست. | |||
خدا به صراحت در [[قرآن]]، از [[توفی]] [[نفوس]] انسانی سخن به میان میآورد، نه از فوت و نیستی؛<ref>غافر، آیه ۶۷؛ انفال، آیه ۵۰؛ حج، آیه ۵؛ زمر، آیه ۴۲</ref> توفی و وفات انسان از سوی خدا یا [[کارگزاران]] از [[ملک الموت]] تا [[فرشتگان]] مرگ، در [[زمان]] [[اجل مسمی]] یا [[اجل معلق]] انجام میشود؛ چنان که خدا میفرماید: {{متن قرآن|ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَٱلَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ ٱلَّتِى قَضَىٰ عَلَيْهَا ٱلْمَوْتَ وَيُرْسِلُ ٱلْأُخْرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّى إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«خداوند، جانها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن میگیرد و آن را که مرگش را رقم زده است نگاه میدارد و دیگری را تا زمانی معیّن رها میکند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref> | |||
بر این اساس، مرگ فنا و نیستی نیست، بلکه بازپسگیری تمام و کمال نفس آدمی از سوی خدا و انتقال آن به جهانی دیگر است؛ چنان که [[پیامبر گرامی]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|مَا خَلَقتُم للفَناءِ بَل خَلقتُم للبَقاءِ وَ انُّمَا تَنتَقلُونَ مِن دَار الي دَار}}؛ شما برای [[فناء]] و نابودی [[خلق]] نشدید، بلکه خلق برای بقا [[آفریده]] شدید، و همانا از خانهای به خانهای دیگر منتقل میشوید.<ref>بحارالانوار، طبع کمپانی، ج ۱۴، ص۴۰۹؛ رساله الانسان بعد الدنیا، علامه طباطبائی ص۲؛ معادشناسی، ج ۱ ص۷۹</ref>. | |||
از نظر [[قرآن]]، [[مرگ]] و [[زندگی]] هر دو مخلوق و آفریده ای از آفریدههای [[الهی]] هستند: {{متن قرآن|ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْمَوْتَ وَٱلْحَيَوٰةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًۭا وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفُورُ}}<ref>«همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکردارترید و او پیروز آمرزنده است» سوره ملک، آیه ۲.</ref> بنابراین، مرگ خود آفریده ای الهی است که مسئولیتش انتقال [[انسان]] از جایی به جایی دیگر و از حالی به حالی دیگر است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ دریچهای به سوی آخرت (مقاله)|مرگ دریچهای به سوی آخرت]]</ref> | |||
==[[تقوا]]، ره [[توشه آخرت]]== | |||
بنابراین، انسان باید به [[زندگی دنیوی]] به عنوان [[خانه]] موقتی بداند که از آن با ابزار مرگ به خانه [[ابدی]] منتقل میشود. پس تلاش [[آدمی]] باید برای تهیه هر آن چیزی باشد که در [[قیامت]] به آن نیاز دارد. از نظر قرآن، هر آن چیزی که انسان در [[آخرت]] به آن نیاز دارد، تقوایی است که در [[دنیا]] با [[عقاید]] و [[اعمال]] خویش کسب میکند؛ از همین رو، [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|وَتَزَوَّدُوا۟ فَإِنَّ خَيْرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقْوَىٰ وَٱتَّقُونِ يَـٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ}}<ref>«و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> | |||
از نظر قرآن، آن چه ملاک و معیار سنجش آدمی است و در [[میزان]] و ترازوی الهی مورد سنجش قرار میگیرد، همانا [[تقوای الهی]] است. خدا میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۭ}}<ref>«بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> بنابراین، هر کسی باید در دنیا تنها در [[اندیشه]] کسب تقوایی باشد که موجبات [[کرامت]] اکتسابی او شده و او را در آخرت در [[مقام]] برترینها در نزد خدا و کریمترین ایشان قرار میدهد. | |||
خدا به صراحت عامل اصلی و اساسی کسب تقوای الهی را [[اعمال عبادی]] میداند که در [[شریعت]] بیان شده است.<ref>بقره، آیات ۲۱ و ۱۸۳ و ۱۸۷ و ۱۹۷ و آیات دیگر</ref> [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعْبُدُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref> | |||
پس کسی که [[فلاح]] و [[رستگاری]] [[اخروی]] را میجوید باید [[تقوای الهی]] را از طریق عمل به [[شرایع]] [[اسلام]] به ویژه شریعت آخر زمانی [[پیامبر]] مکرم{{صل}} به دست آورد؛ زیرا این آخرین شریعت کامل است.<ref>آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۴؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳</ref> خدا در باره نقش [[عبادت]] در رستگاری اخروی [[انسان]] میفرماید: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱرْكَعُوا۟ وَٱسْجُدُوا۟ وَٱعْبُدُوا۟ رَبَّكُمْ وَٱفْعَلُوا۟ ٱلْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار نیکو انجام دهید باشد که رستگار گردید» سوره حج، آیه ۷۷.</ref> | |||
از نظر [[آموزههای اسلامی]]، هر کسی باید برای [[آخرت]] خویش آماده باشد. به عنوان نمونه [[مرحوم مجلسی]] در کتاب [[العدل]] و المعاد از دو کتاب [[حسین بن سعید]] که از بزرگان [[محدثین]] است از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] کرده: {{متن حدیث|قال سُئِلَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَيُّ اَلْمُؤْمِنِينَ أَكْيَسُ؟ قَالَ أَكْثَرُهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً وَ أَشَدُّهُمْ لَهُ اِسْتِعْدَاداً}}؛ از [[رسول خدا]]{{صل}} سئوال شد: کدام یک از [[مؤمنین]] با کیاستتر و با فراستترند؟ فرمودند: آن کسی که بیشتر [[یاد مرگ]] کند و خود را برای آن بهتر آماده سازد.<ref>بحارالانوار، ج ۶ ص۱۲۶.</ref> | |||
از نظر [[آموزههای قرآنی]]، هر کسی باید خودش را برای آخرت آماده کند و [[مرگ]] را هماره در پیش خود حاضر بداند؛ زیرا در [[دنیا]] مرگ و [[زندگی]] آمیخته به هم است و همانند آخرت نیست که تنها [[حیات]] محض است: {{متن قرآن|وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ لَهِىَ ٱلْحَيَوَانُ}}<ref>سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> | |||
انسان هرگز راهی برای [[فرار]] از مرگ را ندارد؛ زیرا حتی [[سابقون]] [[مقرب]] [[الهی]] نیز یک بار طعم [[مرگ]] را میچشند.<ref>دخان، آیه ۵۶</ref> [[خدا]] به صراحت میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ ٱلْمَوْتَ ٱلَّذِى تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُۥ مُلَـٰقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَـٰلِمِ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَـٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«بگو: مرگی که از آن میگریزید بیگمان با شما دیدار خواهد کرد، آنگاه به سوی دانای پنهان و آشکار بازگردانده میشوید و شما را از آنچه میکردید آگاه میکنند» سوره جمعه، آیه ۸.</ref> | |||
[[انسان]] [[خردمند]] و [[عاقل]] کسی است که هماره مرگ را به عنوان عامل و ابزار انتقال در نظر داشته باشد و به این [[باور]] برسد که هرگز در [[عالم دنیا]] مرگ از [[زندگی]] جدا نیست و زمانی میرسد که این [[آفریده]] [[الهی]] [[مسئولیت]] خود را در قبال هر نفسی انجام داده و او را به عالم دیگر منتقل کند که دیگر آنجا برای [[حسابرسی]] است نه عمل کردن؛ چنان که [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|إنّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل}}؛ امروزه – در [[دنیا]] – [[زمان]] عمل، بدون [[حساب]] است و فردای [[قیامت]]، حساب و بررسی [[اعمال]] و دریافت [[پاداش]] است نه زمانی برای عمل.<ref>شرح نهج البلاغه ابن عبده، ج ۱، ک ۴۱</ref> | |||
بنابراین انسان خردمند هماره در [[اندیشه]] مرگ و عمل برای [[آخرت]] است. از [[امام صادق]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] است که فرموده است: اکیس [[الناس]] من کان اشد ذکرا للموت؛ زیرکترین و با فطانتترین افراد [[بشر]] کسی است که شدیدتر از همه [[یاد مرگ]] باشد.<ref>بحارالانوار، ج ۶، ص۱۳۵.</ref> | |||
انسان باید بداند مرگ دریچه ای به سوی [[لقای الهی]] است<ref>جمعه، آیه ۸</ref> و انسان در تمام طول زندگی در صیرورت و شدنهایی است که موجب انتقال از حالتی به حالتی دیگر است تا جایی که به [[انقلاب]] کلی و [[دگرگونی]] میانجامد. به سخن دیگر، در همین دنیا هر [[انسانی]] هماره در حال مرگ است و زندگی و مرگ چنان به هم آمیخته است که جدایی ناپذیر است. هر انسانی در [[طول عمر]] خویش انواع [[مرگها]] را نسبت به حالاتهای گوناگون [[تجربه]] میکند. اگر بخواهیم تمثیلی داشته باشیم، باید حالت [[انسان]] را همانند تخم پروانه ای بدانیم که در حالت نخست به شکل کرمک در میآید و غذایی او برگهای درختان با فضلههای بسیار است؛ سپس به [[کرم]] درون پیله ای تبدیل میشود که در حال تنیدن برای [[انقلاب]] اساسی است و سپس انقلابی رخ میدهد و پروانه ای میشود که غذایی او شهد گلها و فضله ای بسیار لطیف و کم است. این صیروت و سعی دایمی در انسان<ref>فاطر، آیه ۱۸</ref> و [[انقلابها]] هماره به سمت خدایی است که انسان او را [[ملاقات]] میکند.<ref>زخرف، آیه ۱۴</ref> [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًۭا فَمُلَـٰقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref> | |||
انسان برای انتقال انقلابی همانند کرم به پروانه میبایست از خیلی امور و تعلقات دست بردارد و [[دل]] بکند. فراق به ویژه از [[مال]] و [[فرزندان]] و [[خویشان]] باید اتفاق بیافتد حتی اگر خوشایند نباشد.<ref>قیامت، آیات ۲۶ تا ۲۸</ref> این گونه است که انسان در مسیر تکاملی میتواند به [[سادگی]] به [[رشد]] و تعالی دست یابد؛ بنابراین نیاز به نوعی [[فرار]] از همه چیز به سوی [[خدای یکتا]] و یگانه است.<ref>ذاریات، آیه ۵۰</ref> | |||
[[انسانی]] که میمیرد بستگان و خویشان او را فراموش میکنند گویی اصلا نبوده است<ref>مریم، آیه ۲۳</ref> ولی انسان باید بداند هیچ عمل او فراموش نمیشود و همه در [[کتاب اعمال]] او ثبت است و برایش باقی میماند. بنابراین باید خود را برای این امر آماده کند که کوچکترین چیز فراموش نمیشود و در ترازوی [[عدالت الهی]] سنجش میشود.<ref>لقمان، آیه ۱۶؛ انبیاء، آیه ۴۷</ref> اگر [[اعمال]] سنگین باشد [[بهشت]] نصیب او میشود و اگر سبک از هیچ باشد، به [[دوزخ]] فراق گرفتار میشود؛ زیرا این [[صفات الهی]] انسان با اعمال در هر شخصی ظهور مییابد و کفه [[صفات الهی]] او را سنگین میسازد.<ref>اعراف، آیات ۸ و ۹؛ قارعه، آیات ۶ تا ۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ دریچهای به سوی آخرت (مقاله)|مرگ دریچهای به سوی آخرت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۳۰۱: | خط ۳۲۶: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار مثبت تفکر در مرگ (مقاله)|'''آثار مثبت تفکر در مرگ''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار مثبت تفکر در مرگ (مقاله)|'''آثار مثبت تفکر در مرگ''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از مرگ اختیاری تا اجل حتمی (مقاله)|'''از مرگ اختیاری تا اجل حتمی''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از مرگ اختیاری تا اجل حتمی (مقاله)|'''از مرگ اختیاری تا اجل حتمی''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ دریچهای به سوی آخرت (مقاله)|'''مرگ دریچهای به سوی آخرت''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||