←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۷۰: | خط ۴۷۰: | ||
به نظر میرسد که ممکن است حتی [[مسلمانی]] به اجل معلق از دنیا برود، مثل کسانی که گرفتار [[عاق والدین]] میشوند. البته [[خدا]] برای [[رهایی]] از این خطر به مؤمنان و [[مسلمانان]] راهکاری میدهد که شامل [[توبه]] و [[استغفار]] است؛ زیرا [[خدا]] میفرماید هر کسی حتی [[کافر]] و [[مشرک]] وقتی گناهی بزرگ چون [[شرک]] و [[کفر]] داشت، میتواند با استغفار از [[ذنوب]] خویش [[مرگ]] خویش را تا [[زمان]] [[اجل مسمی]] به تاخیر اندازد که البته پس از آن دیگر تاخیری نخواهد بود.<ref>نوح، آیه ۴، هود، آیه ۳؛ ابراهیم، آیه ۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و عذاب پس از اتمام حجت (مقاله)|مرگ و عذاب پس از اتمام حجت]]</ref> | به نظر میرسد که ممکن است حتی [[مسلمانی]] به اجل معلق از دنیا برود، مثل کسانی که گرفتار [[عاق والدین]] میشوند. البته [[خدا]] برای [[رهایی]] از این خطر به مؤمنان و [[مسلمانان]] راهکاری میدهد که شامل [[توبه]] و [[استغفار]] است؛ زیرا [[خدا]] میفرماید هر کسی حتی [[کافر]] و [[مشرک]] وقتی گناهی بزرگ چون [[شرک]] و [[کفر]] داشت، میتواند با استغفار از [[ذنوب]] خویش [[مرگ]] خویش را تا [[زمان]] [[اجل مسمی]] به تاخیر اندازد که البته پس از آن دیگر تاخیری نخواهد بود.<ref>نوح، آیه ۴، هود، آیه ۳؛ ابراهیم، آیه ۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و عذاب پس از اتمام حجت (مقاله)|مرگ و عذاب پس از اتمام حجت]]</ref> | ||
==شتری بر درهرخانه== | |||
حوادث و رخدادهایی که در پیرامون هر یک از ما اتفاق میافتد، [[دانشگاه]] بزرگی است که اگر به خوبی از آن بهرهگرفته شود، بسیاری از حوادث تلخ و [[مصیبتها]] برای ما تکرار نخواهد شد؛ زیرا [[طبیعت]] در عین پیچیدگی دارای [[قوانین]] سادهای است که تکرار را موجب میشود. هر چند ممکن است عین آن حادثه با تمام جزئیات آن اتفاق بیفتد که نمیافتد، اما در هرحال برآیند و نتیجه، یکی است. | |||
در [[آموزههای قرآنی]] از [[سنتهای الهی]] [[حاکم]] برجان و [[جامعه]] و [[جهان]] سخن به میان آمده است. این [[سنتها]] قوانین کلی حاکم بر هستی هستند که گریزی از آن نیست. سنتهای الهی برآن تأکید دارند که با وجود علل و عوامل مختلف، یک امر بارها و بارها تکرار خواهد شد. این تکرار در قالب تشابه و [[متشابهات]] انجام میگیرد. از این رو در [[قرآن]] از تشابه [[قلوب]] سخن به میان آمده است. به این معنا که مشابهت در [[عقاید]] و [[افکار]] موجب میشود تا کنشها و واکنشها یکسان باشد.<ref>بقره، آیه ۱۱۸</ref> | |||
از سنتهای الهی میتوان به [[سنت]] [[امتحان]]، سنت [[عذاب]]، سنت [[اجل]] و مانند آن اشاره کرد. سنت [[آزمون]] به ما میگوید که هر [[انسانی]] در طول عمرش بارها و بارها از سوی [[خداوند]] با [[نعمت]] و مصیبت آزموده خواهد شد تا کنشها و واکنشهایش دانسته شود و خوب و بدش آشکار گردد.<ref>عنکبوت، آیات ۲ و ۱۳ انفال، آیات ۳۶ و ۳۷؛ آل عمران، آیه ۱۴۰؛ مائده، آیه ۹۴</ref> | |||
سنت عذاب نیز به دو شکل [[عذاب دنیوی]] و [[اخروی]] انجام میگیرد. عذاب دنیوی بر اساس کنشها و واکنشهای انسانی است. به این معنا که اگر علل و عوامل آن فراهم آید در همین [[دنیا]] اشخاص و [[جوامع]] عذاب میشوند. این سنتها به ما میآموزد که قوانینی بر هستی حکمفرماست باید به آنها توجه داشت. براساس همین قوانین است که [[نظم]] کلی برجهان [[حکم]] فرما شده است. | |||
براساس آموزههای قرآنی، اجل به عنوان یک [[سنت الهی]]، هم برای فرد و هم برای [[جامعه]] است. | |||
بنابراین، هرکس حتی [[اشرف]] آفریدههای [[الهی]] حضرت [[محمد مصطفی]]{{صل}} نیز به [[اجل]] گرفتار خواهد شد و ایشان نیز [[مرگ]] را میچشد تا این تن خاکی را بگذارد و برای [[ابدیت]] خودش را آماده کند<ref>زمر، آیه ۳۰</ref>؛ چراکه اجل و مرگ همانند سوراخ کردن پیله [[کرم]] است که از درون آن پروانهای به پرواز در میآید. | |||
اجل و مرگ شتری است که بر در هرخانهای خواهد خوابید و نوبتی هم باشد روزی نوبت آن میرسد که این شتر در خانهاش [[قربانی]] شود تا بتواند از [[دنیا]] به سوی ابدیت برود. اجل، دری به سوی [[ابدیت انسان]] و راهی برای [[رهایی]] از پیله دنیاست. | |||
پس [[انسانها]] باید همواره به این نکته توجه داشته باشند که مرگ برای [[همسایه]] نیست، بلکه این فرایندی است که همه را روزی گرفتار خواهد کرد. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: گویی مرگ در دنیا بر غیر ما نوشته شده و گویی [[حق]] در آن بر غیر ما [[واجب]] گشته و گویی این مردگانی را که میبینیم مسافرانی هستند که به زودی به سوی ما باز میگردند»<ref>نهجالبلاغه، ترجمه دشتی، حکمت ۱۲۲</ref> | |||
آن حضرت درجایی دیگر میفرماید: چگونه [[غافل]] میشوید از چیزی که هرگز از شما غافل نمیشود و چگونه [[طمع]] دارید در چیزی که هیچ گاه به شما مهلت نمیدهد»<ref>نهجالبلاغه، ترجمه دشتی، خطبه ۱۸۸</ref> | |||
باز در جایی دیگر هشدار میدهد و میفرماید: فکفی واعظا بموتی عاینتموهم، حملوا الی [[قبور]] هم غیر راکبین؛ این [[واعظ]] برای شما کافی است که همه [[روز]] مردگانی را مینگرید که آنها را به سوی گورهایشان میبرند بیآنکه خودشان بخواهند.<ref>خطبه ۱۸۸</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا عبرت نمیگیریم (مقاله)|چرا عبرت نمیگیریم]]</ref> | |||
==زمینههای [[عبرتگیری]]== | |||
عبر در اصل به معنای گذشتن از حالی به حال دیگر است. و با واژه عبور هم [[خانواده]] است. اعتبار و [[عبرت]]، یعنی حالتی که با آن از [[شناخت]] محسوس به شناخت غیرمحسوس دست مییابند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۵۴۳، «عبر»</ref> | |||
عبرت اسم مصدر از اعتبار به معنای [[پندپذیری]] است.<ref>المصباح المنیر، فیومی، ج۱-۲، ص۳۹۰، «عبرت»</ref> به همین مناسبت به حوادثی که به [[انسان]] [[پند]] میدهد [[عبرت]] گویند،؛ چراکه انسان را به یک سلسله [[تعالیم]] کلی رهنمون کرده و از مطلبی به مطلب دیگر عبور داده و به امری کلیتر منتقل میکند. | |||
در [[حقیقت انسان]] معتبر کسی است که قضایای شخصی و جزیی را به دقت مینگرد و با [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[تعمق]]، تامل و [[تدبر]] در آنها یک [[حقیقت]] کلیتر و بزرگتر را به دست میآورد. یعنی همانطوری که [[خردمندان]] با تعقل و تفکر، از زید و محمد و حسن و حسین، به یک کلی به نام انسان و یا از افراد حیوانی به نوع اسب و یا نوع گوسفند و مانند آن میرسند و بلکه حتی فراتر از انسان به کلیات ثانوی میرسند و [[حقایق]] و جواهر هستی را در قالب سه گانه [[واجبالوجود]]، ممکنالوجود و ممتنعالوجود دستهبندی میکنند، این شخص نیز از [[محسوسات]] عبور کرده به یک [[حکم کلی]] [[عقلانی]] میرسد. | |||
به سخن دیگر، انسان از این توان بهرهمند است که با [[عقل]] و [[فکر]] خویش، قضایای جزیی و شخصی را به یک قضایای کلی تبدیل کند و مصادیق را به مفاهیم بکشاند. قوای بشری چون قوای [[حسی]]، خیالی، [[واهمه]] و عاقله به او کمک میکند تا بتواند این عبور را داشته باشد. | |||
به عنوان نمونه انسان با [[مشاهده]] [[حیات]] [[دنیایی]] و نشئه فعلی، عبرت میآموزد و از آن برای پیبردن به [[معاد]] و [[رستاخیز]] بهره میگیرد.<ref>واقعه، آیات ۶۰ تا ۶۲</ref> | |||
رستاخیز گیاهان را مایه عبرت خود قرار میدهد و با آن، رستاخیز [[جانها]] را در [[آخرت]] [[کشف]] میکند.<ref>ق. آیات ۱۰ و ۱۱؛ حج، آیه ۵؛ فصلت، آیه ۳۹</ref> | |||
[[خداوند]] در [[آیات]] بسیاری به [[انسانها]] توجه میدهد که از امور عبرت بگیرند<ref>بقره، آیات ۲۴۳ و ۲۴۶؛ آلعمران، آیه ۲۳ و ۱۳۷</ref> اما [[مردم]] از حوادث و رخدادهایی که پیرامونشان میگذرد عبرت نمیگیرند. آنکه هر [[روز]] میبینند خویش و [[دوست]] و همسایهای در [[کودکی]]، [[جوانی]] و میانسالی و [[پیری]] میمیرد و [[مرگ]]، [[کودک]] و بزرگ، پیر و برنا و سالم و غیرسالم نمیشناسد، باز مرگ را برای دیگران میدانند و خود را برای [[ابدیت]] آماده نمیکنند. | |||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اِعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اِعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً}}؛ آنچنان برای دنیای خود کار کن که گویی در همیشه [[روزگار]]، زندهای و چنان برای [[آخرت]] خود تلاش کن که گویی فردا میمیری.<ref>وسائلالشیعه، ج ۲، حدیث ۲، از باب ۸۲ از ابواب مقدمات تجارت</ref>. | |||
بنابراین، [[انسان]] [[عاقل]] کسی است که اگر کاری برای دنیای خود میکند، از آخرت خود [[غافل]] نمیشود و کاری نمیکند که از هر راهی دنیایش تأمین و آباد شود و آخرتش تباه گردد، بلکه از راه [[حلال]] و [[مشروع]] بهره میگیرد و دنیایش را به هر شکلی شده تأمین نمیکند؛ درحالی که برخیها آخرت را فراموش میکنند و با [[رباخواری]] و [[ظلم]] و [[تعدی]] و [[تجاوز]]، دنیای خود را آباد میکنند. | |||
[[انسانی]] که [[بیدار]] است از [[زندگی]] دیگران [[عبرت]] میگیرد و خود را همواره آماده مرگ میکند و از آن غافل نمیشود. روزی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به کسی که معاملهای انجام داده و پرداخت [[قرض]] خود را از روی [[سهلانگاری]] به تاخیر انداخته بود، فرمود: «من که [[پیامبر خدا]] هستم نمیدانم آیا پای خود را که برمیدارم تا لحظهای که آن را بر [[زمین]] گذارم، [[اجل]] مهلتم خواهد داد یا نه. پس کارهای خود را چنان تنظیم نمائید که گویی لحظهای بعد در این [[جهان]] نخواهید بود». | |||
[[امام صادق]]{{ع}} در سفارش خود به [[عبدالله بن جندب]] میفرمایند: {{متن حدیث|و اجْعَلِ المَوتَ نُصبَ عَيْنِكَ}}؛ به [[یاد مرگ]] باش، طوری که همیشه مرگ جلوی چشمت باشد.<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۷، باب ۲۴، ص۲۸۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا عبرت نمیگیریم (مقاله)|چرا عبرت نمیگیریم]]</ref> | |||
==علل عبرت نگرفتن== | |||
اما اینکه چرا عبرت نمیگیریم، به اموری چون [[جهل]] و [[غفلت]] و تردید در [[مقام عمل]] و [[عزم]] و مانند آن برمیگردد. [[خداوند]] مهمترین علل و عوامل عبرت نگرفتن [[مردم]] را موارد زیر بیان میکند: | |||
# [[کفر]]: یکی از عواملی که موجب میشود تا [[انسان]] از رخدادهای پیرامونی [[عبرت]] نگیرد، کفر و [[بیایمانی]] است.<ref>یونس، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲؛ حاقه، آیات ۳۳ و ۳۴</ref> | |||
# [[نومیدی]] از [[آخرت]]: از عوامل عبرت نیاموختن [[آدمی]]، نومیدی از آخرت است. [[خداوند]] در [[آیه]] ۴۰ [[سوره فرقان]] بیان میکند که [[ناامیدی]] [[مشرکان]] به [[حیات]] [[آخرتی]]، عامل عبرت نگرفتن آنها از [[سرنوشت]] شوم [[امتهای پیشین]] بوده است. پس اگر اینان [[نومید]] نمیشدند، بیگمان از حوادث عبرت میگرفتند. | |||
#بیبصیرتی: [[فقدان بصیرت]] از دیگر عوامل و زمینههای عبرت نگرفتن آدمی است. خداوند میفرماید تنها کسانی عبرت میگیرند که [[اهل]] [[بصیرت]] هستند.<ref>آلعمران، آیه ۱۳؛ هود، آیه ۲۴؛ نور، آیه ۴۴؛ غافر، آیه ۵۸؛ حشر، آیه ۲</ref> | |||
# [[بیاعتقادی]] به آخرت: بیایمانی و بیاعتقادی به حیات آخرتی، موجب آن است که آدمی از وقایع و رخدادهای پیرامونی عبرت نگیرد؛ درحالی که اگر کسی اهل [[اعتقاد به معاد]] باشد از سرگذشت [[هلاکت]] بار [[اقوام]] پیشین عبرت میگرفت.<ref>فرقان، آیه ۴۰؛ اعراف، آیه ۲؛ نحل، آیه ۷۹؛ نمل، آیه ۸۶</ref> | |||
#فقدان [[تفکر]]: انسان ممکن است [[عاقل]] باشد ولی [[اهل تعقل]] و تفکر نباشد؛ آنچه موجب [[رهایی]] انسان از تکرار [[مصیبتها]] و عذابهاست، تفکر و [[تعقل]] در گذشته خود و دیگران و درسآموزی و تجربهگیری است. اما بسیاری از [[مردم]] [[اهل تفکر]] عمیق در امور نیستند و تنها به ظاهر مسائل بسنده میکنند. از این رو عبرت نمیگیرند، در حالی که انسانهای متعقل و متفکر اهل عبرت هستند و از کوچکترین رخداد و حادثه درس میگیرند و [[اجازه]] نمیدهند تا خود [[مبتلا]] به همان چیزی شوند که از آن [[فرار]] میکنند. آنان درباره [[تسخیر]] کشتیها برای انسان<ref>حج، آیه ۵۶</ref>، چگونگی [[نزول باران]]<ref>حج، آیه ۶۳</ref> و دیگر امور و مسایل پیرامونی و [[آفرینش جهان]] و مانند آن<ref>آلعمران، آیه ۱۹۰</ref>تفکر میکنند و عبرت میگیرند. | |||
#عدم توجه به [[مالکیت خدا]]: کسانی اهل عبرت هستند که به [[مالکیت]] انحصاری خداوند بر [[زمین]] و اهل آن توجه داشته باشند، اما کسانی که به این امر توجه ندارند از امور [[پند]] و [[عبرت]] نمیگیرند.<ref>مؤمنون، آیه ۸۴ و ۸۵</ref> | |||
#عدم توجه به [[خالقیت]] [[خدا]]: یکی دیگر از علل و عوامل عدم پندگیری [[باور]] نادرست درباره خدا و یا حتی عدم توجه به خالقیت [[خداوند]] است. کسی که توجه به خالقیت خداوند پیدا میکند، میداند که همهچیز به [[دست خدا]] و برای هدفی است. اینکه خداوند [[جهان]] را با [[نظم]] اداره میکند و قوانینی بر آن [[حاکم]] است. این توجهیابی موجب میشود که از رخدادها عبرت گیرد.<ref>یونس، آیه ۳؛ سجده، آیه ۴؛ احقاف، آیه ۳۳</ref> | |||
#عدم توجه به [[حاکمیت الهی]]: [[انسان]] ممکن است [[اعتقاد به خدا]] و [[رستاخیز]] داشته باشد ولی کسانی که توجه به [[حاکمیت خداوند]] ندارند، گرفتار [[غفلت]] میشوند و از امور عبرت نمیگیرند. اگر انسان بداند همه هستی تحت حاکمیت خداوند است و هر چیزی براساس یک [[هدف]] کلی و نظمی خاص اتفاق میافتد از حوادث و رخدادها پند میگیرد و عبرت میآموزد.<ref>یونس، آیه ۳؛ سجده، آیه۴</ref> | |||
در [[آیات قرآنی]] این مطلب بیان شده که [[کافران]]<ref>توبه، آیات ۶۸ تا ۷۰</ref>، [[مشرکان]]<ref>فرقان، آیات ۳۸ و ۴۰</ref>، [[منافقان]]<ref>توبه، ایات ۶۸ و ۷۰ و ۱۲۶</ref> و [[سست]] ایمانهایی چون [[یهودیان]]<ref>ابراهیم، آیات ۸ و ۹</ref> از امور و رخدادها عبرت نمیگیرند و مایه عبرت و پند آنان نمیشود و همان راه [[باطل]] خویش را میروند و فرجام [[بدی]] نصیب آنان میشود. | |||
از نظر [[قرآن]] [[اکثریت]] [[انسانها]]، دارای [[روحیه]] عبرتناپذیری هستند<ref>اعراف، آیه ۳؛ نمل، آیه ۶۲؛ غافر، آیه ۵۸</ref> و از [[سرنوشت]] شوم و بد دیگران عبرت نمیگیرند.<ref>ابراهیم، ایات ۴۴ و ۴۵؛ حج: آیات ۴۵ و ۴۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا عبرت نمیگیریم (مقاله)|چرا عبرت نمیگیریم]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۸۴: | خط ۵۲۷: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت حیات و ممات از نظر قرآن (مقاله)|'''حقیقت حیات و ممات از نظر قرآن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت حیات و ممات از نظر قرآن (مقاله)|'''حقیقت حیات و ممات از نظر قرآن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و عذاب پس از اتمام حجت (مقاله)|'''مرگ و عذاب پس از اتمام حجت''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و عذاب پس از اتمام حجت (مقاله)|'''مرگ و عذاب پس از اتمام حجت''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا عبرت نمیگیریم (مقاله)|'''چرا عبرت نمیگیریم''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||