سب امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲۷: خط ۲۷:
آنچه در عراق و [[کوفه]] در عصر [[بنی‌امیه]] اتفاق افتاد، کاملاً شکل دیگری داشت. مردم این سرزمین بیش‌تر از هر سرزمین دیگری در عالم [[اسلام]]، [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} را [[دوست]] می‌داشتند و بیش‌ترین تعداد از تربیت‌شدگان و [[شیعیان]] آن حضرت در عراق و کوفه [[زندگی]] می‌کردند؛ به این جهت بود که [[مردمان عراق]]، به ویژه کوفه، بیشترین [[سختی‌ها]] و [[رنج‌ها]] را در این دوران تحمل کردند و کشته‌شدگان و به دار آویخته‌شدگان و [[زندان]] و شکنجه‌دیدگان آنان از شمار بیرون بودند.
آنچه در عراق و [[کوفه]] در عصر [[بنی‌امیه]] اتفاق افتاد، کاملاً شکل دیگری داشت. مردم این سرزمین بیش‌تر از هر سرزمین دیگری در عالم [[اسلام]]، [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} را [[دوست]] می‌داشتند و بیش‌ترین تعداد از تربیت‌شدگان و [[شیعیان]] آن حضرت در عراق و کوفه [[زندگی]] می‌کردند؛ به این جهت بود که [[مردمان عراق]]، به ویژه کوفه، بیشترین [[سختی‌ها]] و [[رنج‌ها]] را در این دوران تحمل کردند و کشته‌شدگان و به دار آویخته‌شدگان و [[زندان]] و شکنجه‌دیدگان آنان از شمار بیرون بودند.


[[علی بن محمد]] مدائنی<ref>در احوال او ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۳ - ۱۱۷.</ref> در کتاب الاحداث می‌نویسد: [[معاویه]] پس از به دست آوردن [[حکومت]] و [[خلافت]]، یک فرمان‌نامه به همه عمال و [[کارگزاران]] خود نوشت که هر کس چیزی در [[فضایل]] ابوتراب و خاندانش بازگوید، من [[ذمه]] [[امان]] خویش را از او بردارم و [[خون]] و [[مال]] او هدر است. خطیبان در هر آبادی و بر سر هر منبر، علی را لعن می‌کردند؛ از او [[برائت]] می‌جستند و او و خاندانش را بد می‌گفتند. بیش‌ترین [[بلا]] در این [[روزگار]]، بر سر [[اهل کوفه]] فرود آمد؛ زیرا شیعیان در این [[شهر]]، از هر جا بیش‌تر بودند. او زیاد را بر ایشان [[حاکم]] ساخت و [[بصره]] را به کوفه ضمیمه نمود. زیاد که شیعیان را می‌شناخت، به جست‌وجوی ایشان برآمد و آنها را زیر هر سنگ و کلوخ یافته، به [[قتل]] رسانید. دست و پاها برید و [[چشم‌ها]] کور ساخت و بر شاخه‌های درختان [[نخل]] به دار آویخت. آنان را از این سرزمین راند و به نقاط دیگر پراکنده ساخت، تا آنجا که دیگر شخص معروف و شناخته شده‌ای از ایشان در آنجا باقی نماند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴.</ref>.
[[علی بن محمد]] مدائنی<ref>در احوال او ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۳ - ۱۱۷.</ref> در کتاب الاحداث می‌نویسد: [[معاویه]] پس از به دست آوردن [[حکومت]] و [[خلافت]]، یک فرمان‌نامه به همه عمال و [[کارگزاران]] خود نوشت که هر کس چیزی در [[فضایل]] ابوتراب و خاندانش بازگوید، من [[ذمه]] [[امان]] خویش را از او بردارم و [[خون]] و [[مال]] او هدر است. خطیبان در هر آبادی و بر سر هر منبر، علی را لعن می‌کردند؛ از او [[برائت]] می‌جستند و او و خاندانش را بد می‌گفتند. بیش‌ترین [[بلا]] در این [[روزگار]]، بر سر [[اهل کوفه]] فرود آمد؛ زیرا شیعیان در این [[شهر]]، از هر جا بیش‌تر بودند. او زیاد را بر ایشان [[حاکم]] ساخت و [[بصره]] را به کوفه ضمیمه نمود. زیاد که شیعیان را می‌شناخت، به جست‌وجوی ایشان برآمد و آنها را زیر هر سنگ و کلوخ یافته، به [[قتل]] رسانید. دست و پاها برید و [[چشم‌ها]] کور ساخت و بر شاخه‌های درختان نخل به دار آویخت. آنان را از این سرزمین راند و به نقاط دیگر پراکنده ساخت، تا آنجا که دیگر شخص معروف و شناخته شده‌ای از ایشان در آنجا باقی نماند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴.</ref>.


این مجمل آن چیزی بود که در عصر [[معاویه]] و [[بنی‌امیه]] در [[عراق]] اتفاق افتاد و تفصیل بیش‌تر آن از این قرار است که اولین [[فرماندار کوفه]] (سال ۴۱ هجری) در عصر بنی‌امیه، [[مغیرة بن شعبه]] بود<ref>مغیره با به کار بردن یک ترفند، حکومت کوفه را از چنگ زیاد بیرون آورد. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۱۳)</ref>. او اگر چه از [[قریشیان]] نبود، اما از اذناب و [[پیروان]] [[قریش]] به حساب می‌آمد. معاویه پیش از حرکت [[مغیره]] به سوی محل مأموریت و [[حکومت]] خویش، او را خواسته، بدو گفت: می‌خواستم توصیه‌ها و سفارش‌های زیادی به تو بنمایم؛ اما با اعتماد به فهم و [[بصیرت]] تو در مورد آن‌چه مرا [[خشنود]] می‌کند و آن‌چه [[دولت]] و [[قدرت]] مرا تأیید و رعیت مرا [[اصلاح]] می‌نماید، از آن چشم پوشیدم<ref>ابوالفرج ابن جوزی در المنتظم (ج ۵، ص۲۴۱) سخنان معاویه را تا اینجا می‌آورد و بقیه را حذف می‌کند.</ref>؛ اما نمی‌توانم از یک سفارش چشم‌پوشی کنم. تو در مرحله اول، هرگز از نکوهش و بدگویی علی پرهیز نکن، و نیز همیشه برای [[عثمان]] از [[خداوند]] [[رحمت]] بخواه و طلب [[بخشش]] کن. در مرحله بعد، از [[عیب‌جویی]] [[اصحاب]] و [[یاران علی]] و سختگیری درباره ایشان به هیچ وجه دست برمدار و در مقابل، دوست‌داران عثمان را به خود نزدیک کن و بدیشان مهربانی‌ها بنما.
این مجمل آن چیزی بود که در عصر [[معاویه]] و [[بنی‌امیه]] در [[عراق]] اتفاق افتاد و تفصیل بیش‌تر آن از این قرار است که اولین [[فرماندار کوفه]] (سال ۴۱ هجری) در عصر بنی‌امیه، [[مغیرة بن شعبه]] بود<ref>مغیره با به کار بردن یک ترفند، حکومت کوفه را از چنگ زیاد بیرون آورد. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۱۳)</ref>. او اگر چه از [[قریشیان]] نبود، اما از اذناب و [[پیروان]] [[قریش]] به حساب می‌آمد. معاویه پیش از حرکت [[مغیره]] به سوی محل مأموریت و [[حکومت]] خویش، او را خواسته، بدو گفت: می‌خواستم توصیه‌ها و سفارش‌های زیادی به تو بنمایم؛ اما با اعتماد به فهم و [[بصیرت]] تو در مورد آن‌چه مرا [[خشنود]] می‌کند و آن‌چه [[دولت]] و [[قدرت]] مرا تأیید و رعیت مرا [[اصلاح]] می‌نماید، از آن چشم پوشیدم<ref>ابوالفرج ابن جوزی در المنتظم (ج ۵، ص۲۴۱) سخنان معاویه را تا اینجا می‌آورد و بقیه را حذف می‌کند.</ref>؛ اما نمی‌توانم از یک سفارش چشم‌پوشی کنم. تو در مرحله اول، هرگز از نکوهش و بدگویی علی پرهیز نکن، و نیز همیشه برای [[عثمان]] از [[خداوند]] [[رحمت]] بخواه و طلب [[بخشش]] کن. در مرحله بعد، از [[عیب‌جویی]] [[اصحاب]] و [[یاران علی]] و سختگیری درباره ایشان به هیچ وجه دست برمدار و در مقابل، دوست‌داران عثمان را به خود نزدیک کن و بدیشان مهربانی‌ها بنما.
خط ۴۷: خط ۴۷:
رسم [[سب]] و [[لعن]] همچنان در [[کوفه]] باقی ماند و کمابیش در عصر [[حکام]] بعد ادامه یافت. عبیدالله فرزند زیاد نیز سال‌ها در این شهر [[حکومت]] کرد. او با همان حدت و شدت و [[خشونت]] پدرش با مردم [[رفتار]] می‌کرد و همانند پدر، [[دشمنی]] با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را در صدر برنامه‌های حکومتش قرار داده بود<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[سب (مقاله)| مقاله «سب»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۳۳۷؛ [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۸۸؛ [[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]]، ص ۳۰۵.</ref>.
رسم [[سب]] و [[لعن]] همچنان در [[کوفه]] باقی ماند و کمابیش در عصر [[حکام]] بعد ادامه یافت. عبیدالله فرزند زیاد نیز سال‌ها در این شهر [[حکومت]] کرد. او با همان حدت و شدت و [[خشونت]] پدرش با مردم [[رفتار]] می‌کرد و همانند پدر، [[دشمنی]] با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را در صدر برنامه‌های حکومتش قرار داده بود<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[سب (مقاله)| مقاله «سب»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۳۳۷؛ [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۸۸؛ [[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]]، ص ۳۰۵.</ref>.


[[سبّ]] و [[ناسزاگویی]] به [[امیرالمؤمنین]] در [[جامعه]] [[اموی]] نهادینه شد و آن‌قدر معاویه در آن [[فرهنگ‌سازی]] کرد تا به صورت یک [[سنت]] متشرعه در آمد و [[مردم]] در ردیف [[آداب]] و [[وظایف دینی]] خود علی{{ع}} را سبّ می‌کردند و تا سالیان دراز بعد از مرگ معاویه این هجوم [[فکری]] و [[فرهنگی]] در [[جامعه مسلمین]] در [[جوش]] و غلیان بود، تا اینکه در [[زمان]] [[عمر بن عبدالعزیز]] تصمیم بر ترک سبّ حضرت گرفته شد، وقتی عمر بن عبدالعزیز [[لغو]] سبّ را اعلام کرد، با [[تنش]] مردم مواجه گردید.  
[[سبّ]] و [[ناسزاگویی]] به [[امیرالمؤمنین]] در [[جامعه]] [[اموی]] نهادینه شد و آن‌قدر معاویه در آن [[فرهنگ‌سازی]] کرد تا به صورت یک [[سنت]] متشرعه در آمد و [[مردم]] در ردیف [[آداب]] و وظایف دینی خود علی{{ع}} را سبّ می‌کردند و تا سالیان دراز بعد از مرگ معاویه این هجوم [[فکری]] و [[فرهنگی]] در [[جامعه مسلمین]] در جوش و غلیان بود، تا اینکه در [[زمان]] [[عمر بن عبدالعزیز]] تصمیم بر ترک سبّ حضرت گرفته شد، وقتی عمر بن عبدالعزیز [[لغو]] سبّ را اعلام کرد، با تنش مردم مواجه گردید.  


کتاب العتب الجمیل [[محمد بن عقیل]] نقل کرده؛ وقتی عمر بن عبدالعزیز سبّ بر علی{{ع}} را الغا کرد، [[خطیب]] [[مسجد جامع]] حران خطبه خواند و از منبر به زیر آمد و علی{{ع}} را طبق رسم سبّ نکرد. مردم [[نادان]] از هر طرف فریادشان بلند شد {{عربی|ويحك ويحك السنة السنة، تركت السنة}} وای بر تو سنت، سنت تو سنت را ترک کردی! زیرا [[گمان]] می‌کردند این سبّ و نازا از اجزاء مشروعه خطبه است<ref>الاسلام بین السنه و الشیعه، ص۲۵.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۴۲.</ref>
کتاب العتب الجمیل محمد بن عقیل نقل کرده؛ وقتی عمر بن عبدالعزیز سبّ بر علی{{ع}} را الغا کرد، خطیب مسجد جامع حران خطبه خواند و از منبر به زیر آمد و علی{{ع}} را طبق رسم سبّ نکرد. مردم [[نادان]] از هر طرف فریادشان بلند شد {{عربی|ويحك ويحك السنة السنة، تركت السنة}} وای بر تو سنت، سنت تو سنت را ترک کردی! زیرا [[گمان]] می‌کردند این سبّ و نازا از اجزاء مشروعه خطبه است<ref>الاسلام بین السنه و الشیعه، ص۲۵.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۴۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش