پرش به محتوا

مرجعیت علمی امام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۳: خط ۲۳:
اسم مکان کلمه «رجع» نیز بر خلاف معمول به کسر عین الفعل است و صیغه «المَرجِع» جای برگشتن، معنا می‌دهد و مثلاً گفته می‌شود: {{عربی|مَرَاجِعُ البَحْثِ أَوِ الكِتَابِ}}. مصادر و منابع بحث و یا کتاب؛ {{عربی|كَانَ مَرْجِعُ هَذَا الشَّيْءِ إِلَى...}}: بازگشت آن چیز به... بود<ref>سایت معجم المعانی: (https://www.almaany.com).</ref>.
اسم مکان کلمه «رجع» نیز بر خلاف معمول به کسر عین الفعل است و صیغه «المَرجِع» جای برگشتن، معنا می‌دهد و مثلاً گفته می‌شود: {{عربی|مَرَاجِعُ البَحْثِ أَوِ الكِتَابِ}}. مصادر و منابع بحث و یا کتاب؛ {{عربی|كَانَ مَرْجِعُ هَذَا الشَّيْءِ إِلَى...}}: بازگشت آن چیز به... بود<ref>سایت معجم المعانی: (https://www.almaany.com).</ref>.


اما «مرجَع» به فتح عین الفعل یعنی جیم، در [[قرآن]] به کار نرفته و با این شکل بیشتر در [[زبان فارسی]] کاربرد دارد، چنان که در [[فرهنگ]] معین برای این واژه معانی محل بازگشت، شخص یا مقامی که می‌‌توان برای درخواستی به نزدش رفت و نوشته‌ای که برای به دست آوردن اطلاعاتی می‌‌توان به آن مراجعه کرد، ذکر شده است<ref>معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، ج۳، ص۲۷۲۷.</ref>. نکته مشترک همه معانی یاد شده این است که همگی به نوعی معنای اسم مکان داشته و به کسر عین الفعل باید خوانده شود، نه فتح آن.
اما «مرجَع» به فتح عین الفعل یعنی جیم، در [[قرآن]] به کار نرفته و با این شکل بیشتر در زبان فارسی کاربرد دارد، چنان که در [[فرهنگ]] معین برای این واژه معانی محل بازگشت، شخص یا مقامی که می‌‌توان برای درخواستی به نزدش رفت و نوشته‌ای که برای به دست آوردن اطلاعاتی می‌‌توان به آن مراجعه کرد، ذکر شده است<ref>معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، ج۳، ص۲۷۲۷.</ref>. نکته مشترک همه معانی یاد شده این است که همگی به نوعی معنای اسم مکان داشته و به کسر عین الفعل باید خوانده شود، نه فتح آن.


به هر صورت با توجه به مطالب یاد شده، [[مرجع]] را چه به فتح عین الفعل بخوانیم و چه به کسر، در همه موارد یاد شده معنای اصلی، همان «بازگشت» است که در کنار خود معنای پذیرش [[حاکمیت]] و حَکَمیت یک شخص یا یک شیء و به تعبیر دیگر برگشت برای [[حکمیت]]، [[داوری]] و تحکیم را دارد و از واژه «[[مرجعیت]]» که به عنوان مصدر جعلی به معنی مرجع بودن از آن اخذ شده، در فارسی معاصر به معنای مرجع بودن، مورد رجوع بودن و محل مراجعه دیگران بودن<ref>دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ماده رجع.</ref> به کار می‌رود و چون مصدر جعلی از اسم فاعل، اسم مفعول، مصدر میمی و برخی صیغه‌های دیگر ساخته می‌شود<ref>در مورد حاضر فقط می‌‌توان از مصدر میمی به کسر عین الفعل اخذ کرد.</ref>؛ بنابراین [[قرائت]]«[[مرجعیت]]» به فتح عین الفعل صحیح به نظر نمی‌رسد؛ با وجود این و به هر روی، در واژه مرجعیت نیز معنای حکم‌خواهی و بازگشت برای تحکیم مورد نظر است و در عربی معاصر هم وقتی گفته می‌شود {{عربی|اَلْمَرْجَعِيَّةُ الدِّينِيَّةُ}} یعنی {{عربی|السُّلْطَةُ العَالِيَةُ فِي الْمَبَاحِثِ الدِّينِيَّةِ}} و هنگامی که از [[مرجعیت امام]] سخن گفته می‌‌شود، بدین معنا است که گفتار، [[کردار]] و تقریر او حجیت داشته و برای [[فهم]] و [[حل اختلاف]] و [[داوری]] باید به ایشان رجوع شود؛ به تعبیر دیگر، قول، فعل و تقریر امام، [[مرجع]] است و در تبیین و تحکیم مطالب، سخن امام دلیل و [[برهان]] بوده و به دلیل دیگر نیازی نیست<ref>خطیبی کوشکک، محمد، فرهنگ شیعه (کلام)، ص۴۶۲.</ref>.
به هر صورت با توجه به مطالب یاد شده، [[مرجع]] را چه به فتح عین الفعل بخوانیم و چه به کسر، در همه موارد یاد شده معنای اصلی، همان «بازگشت» است که در کنار خود معنای پذیرش [[حاکمیت]] و حَکَمیت یک شخص یا یک شیء و به تعبیر دیگر برگشت برای [[حکمیت]]، [[داوری]] و تحکیم را دارد و از واژه «[[مرجعیت]]» که به عنوان مصدر جعلی به معنی مرجع بودن از آن اخذ شده، در فارسی معاصر به معنای مرجع بودن، مورد رجوع بودن و محل مراجعه دیگران بودن<ref>دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ماده رجع.</ref> به کار می‌رود و چون مصدر جعلی از اسم فاعل، اسم مفعول، مصدر میمی و برخی صیغه‌های دیگر ساخته می‌شود<ref>در مورد حاضر فقط می‌‌توان از مصدر میمی به کسر عین الفعل اخذ کرد.</ref>؛ بنابراین [[قرائت]]«[[مرجعیت]]» به فتح عین الفعل صحیح به نظر نمی‌رسد؛ با وجود این و به هر روی، در واژه مرجعیت نیز معنای حکم‌خواهی و بازگشت برای تحکیم مورد نظر است و در عربی معاصر هم وقتی گفته می‌شود {{عربی|اَلْمَرْجَعِيَّةُ الدِّينِيَّةُ}} یعنی {{عربی|السُّلْطَةُ العَالِيَةُ فِي الْمَبَاحِثِ الدِّينِيَّةِ}} و هنگامی که از مرجعیت امام سخن گفته می‌‌شود، بدین معنا است که گفتار، [[کردار]] و تقریر او حجیت داشته و برای فهم و [[حل اختلاف]] و [[داوری]] باید به ایشان رجوع شود؛ به تعبیر دیگر، قول، فعل و تقریر امام، [[مرجع]] است و در تبیین و تحکیم مطالب، سخن امام دلیل و [[برهان]] بوده و به دلیل دیگر نیازی نیست<ref>خطیبی کوشکک، محمد، فرهنگ شیعه (کلام)، ص۴۶۲.</ref>.


[[شهید مطهری]] از این امر تعبیر به «[[ولاء]] [[امامت]]» می‌کند و می‌‌نویسد: «ولاء امامت و [[پیشوایی]] و به عبارت دیگر [[مقام مرجعیت دینی]] یعنی مقامی که دیگران باید از وی [[پیروی]] کنند، او را الگوی [[اعمال]] و [[رفتار]] خویش قرار دهند و [[دستورات]] [[دینی]] را از او بیاموزند و به عبارت دیگر [[زعامت دینی]]. چنین مقامی مستلزم [[عصمت]] است و چنین کسی قول و عملش سند و [[حجت]] است برای دیگران»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۳، ص۲۷۷.</ref>.
[[شهید مطهری]] از این امر تعبیر به «[[ولاء]] [[امامت]]» می‌کند و می‌‌نویسد: «ولاء امامت و [[پیشوایی]] و به عبارت دیگر [[مقام مرجعیت دینی]] یعنی مقامی که دیگران باید از وی [[پیروی]] کنند، او را الگوی [[اعمال]] و [[رفتار]] خویش قرار دهند و [[دستورات]] [[دینی]] را از او بیاموزند و به عبارت دیگر [[زعامت دینی]]. چنین مقامی مستلزم [[عصمت]] است و چنین کسی قول و عملش سند و [[حجت]] است برای دیگران»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۳، ص۲۷۷.</ref>.
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش