←القای امر از جانب خداوند
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
[[علامه طباطبایی]] در مورد معنای [[هدایت به امر]] و [[وحی]] در [[آیه]] مذکور میفرماید: "این [[هدایت]] که [[خدا]] آن را از [[شئون امامت]] قرار داده، هدایت به معنای [[راهنمایی]] نیست، چون میدانیم که [[خدای تعالی]] ابراهیم را وقتی [[امام]] قرار داد که سالها دارای [[منصب نبوت]] بود، و معلوم است که [[نبوت]] جدا از منصب هدایت به معنای راهنمایی نیست، پس [[هدایتی]] که منصب امام است نمیتواند معنایی غیر از رساندن به مقصد داشته باشد، و معنا یک نوع [[تصرف تکوینی]] در [[نفوس]] است که با آن تصرف راه را برای بردن [[دلها]] به سوی کمال هموار میسازد. چون این تصرف، تصرفی است [[تکوینی]]، ناگزیر مراد از امری که با آن هدایت صورت میگیرد نیز امری تکوینی خواهد بود نه [[تشریعی]]. | [[علامه طباطبایی]] در مورد معنای [[هدایت به امر]] و [[وحی]] در [[آیه]] مذکور میفرماید: "این [[هدایت]] که [[خدا]] آن را از [[شئون امامت]] قرار داده، هدایت به معنای [[راهنمایی]] نیست، چون میدانیم که [[خدای تعالی]] ابراهیم را وقتی [[امام]] قرار داد که سالها دارای [[منصب نبوت]] بود، و معلوم است که [[نبوت]] جدا از منصب هدایت به معنای راهنمایی نیست، پس [[هدایتی]] که منصب امام است نمیتواند معنایی غیر از رساندن به مقصد داشته باشد، و معنا یک نوع [[تصرف تکوینی]] در [[نفوس]] است که با آن تصرف راه را برای بردن [[دلها]] به سوی کمال هموار میسازد. چون این تصرف، تصرفی است [[تکوینی]]، ناگزیر مراد از امری که با آن هدایت صورت میگیرد نیز امری تکوینی خواهد بود نه [[تشریعی]]. | ||
[[عمل]] [[خیرات]] نیز که از آنها صادر میشده، به وحی و دلالت [[باطنی]] و الهی بوده که مقارن آن صورت میگرفته است و این وحی غیر از [[وحی تشریعی]] است که در آن ابتدا عمل را [[تشریع]] میکند و سپس انجام آن را مقرر میدارد. این [[وحی]] را میتوان وحی تسدید نامید نه [[وحی تشریعی]]. خلاصه آنکه این اشخاص، مؤید به [[روح القدس]] و [[روح]] [[طهارت]] و [[پاکی]] هستند و نیرویی ربّانی آنها را به انجام [[کارهای نیک]] فرا میخواند<ref>ر.ک: محمد حسين طباطبائی، المیزان، ج ۱۴، ص۳۰۵ (ترجمۀ المیزان، ج ۱۴، ص۴۲۸).</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم | [[عمل]] [[خیرات]] نیز که از آنها صادر میشده، به وحی و دلالت [[باطنی]] و الهی بوده که مقارن آن صورت میگرفته است و این وحی غیر از [[وحی تشریعی]] است که در آن ابتدا عمل را [[تشریع]] میکند و سپس انجام آن را مقرر میدارد. این [[وحی]] را میتوان وحی تسدید نامید نه [[وحی تشریعی]]. خلاصه آنکه این اشخاص، مؤید به [[روح القدس]] و [[روح]] [[طهارت]] و [[پاکی]] هستند و نیرویی ربّانی آنها را به انجام [[کارهای نیک]] فرا میخواند<ref>ر.ک: محمد حسين طباطبائی، المیزان، ج ۱۴، ص۳۰۵ (ترجمۀ المیزان، ج ۱۴، ص۴۲۸).</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۶ – ۴۸؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref> | ||
'''ه. ارتباط [[کلامی]] [[خدا]] با [[انسان]]:''' [[قرآن کریم]] تصریح میکند که [[خداوند]] با [[بشر]]، اعمّ از [[پیامبر]] و غیر پیامبر، به روشهای مختلف ارتباط کلامی برقرار میکند. در [[آیه]] ۵۱ [[سوره شوری]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref> و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است؛ سوره شوری، آیه۵۱.</ref>. | '''ه. ارتباط [[کلامی]] [[خدا]] با [[انسان]]:''' [[قرآن کریم]] تصریح میکند که [[خداوند]] با [[بشر]]، اعمّ از [[پیامبر]] و غیر پیامبر، به روشهای مختلف ارتباط کلامی برقرار میکند. در [[آیه]] ۵۱ [[سوره شوری]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref> و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است؛ سوره شوری، آیه۵۱.</ref>. | ||