تواضع: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[تواضع]]، واژهای عربی از ماده "وضع یضع"، در لسان [[اهل لغت]] در معنای "[[تذلل]] و [[فروتنی]]" به کار رفته است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۸، ص۳۹۷.</ref>. این صفت پسندیده و [[خوی]] ستوده شده، از ویژگیهای [[انسان]] صاحب [[اخلاق نیک]] است و هرچه شخص در درگاه [[خداوند]] ذلیلتر باشد، تواضعش در برابر [[رسول]] [[خلق]] نیز بیشتر خواهد بود. | |||
[[رسول خدا]] {{صل}} که در [[بندگی]]، سرآمد روزگار بود، در | [[رسول خدا]]{{صل}} که در [[بندگی]]، سرآمد [[روزگار]] بود، در فروتنی نیز [[برترین]] به شمار میآمد و با آنکه والاترین [[مقام]] و مرتبه را نزد [[خدای متعال]] و [[مردم]] داشت؛ اما هرگز جز [[تواضع]] از او دیده نشد. خود، میفرمود: "فروتنی جز بر [[بلندمرتبگی]] و [[رفعت]] مقام [[آدمی]] نمیافزاید؛ پس [[فروتن]] باشید تا خداوند به شما بلندمرتبگی بخشد"<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص۱۲۱؛ شیخ مفید، الامالی، ص۲۳۹ و جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص۵۲۳.</ref>. همچنین از ایشان نقل شده است که میفرمود: "[[شرافت]] [[خانوادگی]] جز به تواضع و فروتنی نیست"<ref>{{متن حدیث| لَا حَسَبَ إِلَّا بِتَوَاضُعٍ}}؛ شیخ صدوق، الخصال، ص۱۸؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، اعلام الدین، ص۱۶۹؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵۹۰ و محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۵۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۱۶.</ref> | ||
== تواضع در [[سیره پیامبر اکرم]] {{صل}} == | == تواضع در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} == | ||
[[سیره رسول اکرم]] {{صل}} جامع تمام نشانههای | [[سیره رسول اکرم]]{{صل}} جامع تمام نشانههای فروتنی بود و فروتنیاش در تمام رفتارهای آن حضرت و [[شئون]] مختلف زندگیاش جلوهای خاص داشت. ایشان گرچه [[پیامبر]]{{صل}} بود و مقامی عالی داشت؛ اما در [[سلام کردن]] از همه، حتی از کودکان، [[سبقت]] میگرفت<ref>البخاری، صحیح، ج ۷، ص۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۲۶۰.</ref> و با [[خضوع]] تمام با [[ثروتمند]] و [[فقیر]]، صغیر و کبیر [[دست]] میداد و دست خود را نمیکشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>حسن دیلمی، ارشادالقلوب، ج۱، ص۱۱۵، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص۵۴ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، صج ۴۰.</ref> و روی از او برنمیگرداند تا اینکه طرف مقابل از او روی برمیگرداند و میرفت. ایشان به [[سنت]] [[انبیای گذشته]]، به سبب [[تواضع]] با [[عصا]] راه میرفت و بر آن تکیه میکرد<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۴ - ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۲.</ref>. گاه پیرزنی او را متوقف میکرد و مدتی طولانی با او درباره حاجتش صحبت میکرد<ref>قاضی ابرقوه، سیرت رسول اللّه{{صل}}، ج ۲، ص۱۰۳۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۳، ص۱۱۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۲، ص۵۸۰ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۵، ص۳۳۹.</ref>. | ||
در حد امکان، اسب و استر و الاغ سوار میشد و بسیاری از اوقات بر الاغ سوار میشد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، | در حد امکان، اسب و استر و الاغ سوار میشد و بسیاری از اوقات بر الاغ سوار میشد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref> و دیگری را نیز بر ترک خود سوار میکرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۱۵؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۸۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref>. از حشمتهای ظاهری [[نفرت]] داشت؛ از این رو، اگر سواره بود، [[اجازه]] نمیداد که کسی پیاده همراه او حرکت کند<ref>ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، ج ۴، ص۳۷۲ و مکارم الاخلاق، ص۲۲.</ref>. سوار شدن بر الاغ برهنه و بیجهاز را [[دوست]] میداشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹.</ref>. از [[بیماران]] حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عیادت]] میفرمود<ref>ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص۲۴۸ و ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و در [[تشییع]] جنازهها حاضر میشد<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص۲۱۵.</ref>. | ||
ظاهرش با سایر [[مردم]]، | ظاهرش با سایر [[مردم]]، یکی بود و مجلسش بالا و پایین نداشت و هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمیشد و همگی حلقهوار مینشستند<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۲ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۶، ص۲۳۶.</ref>؛ از این رو، [[اعراب]] غریبی که به حضور مبارکش میرسیدند، ایشان را در میان جمع نمیشناختند؛ لذا میپرسیدند: "کدام یک [[پیامبر خدا]]{{صل}} هستید؟"<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۶؛ النسائی، السنن الکبری، ج ۳، ص۴۴۳؛ ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص۴۱۲ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱، ص۱۰۷.</ref> از [[ابوذر غفاری]] [[روایت]] شده است که پیامبر خدا{{صل}} برای [[تواضع]]، بدون کوچکترین امتیازی میان [[اصحاب]] مینشست؛ به گونهای که اگر بیگانهای وارد میشد، نمیدانست کدامیک از آنها پیامبرند تا اینکه میپرسید؛ در نتیجه، از حضرتش خواستیم که جایگاهی برایش درست شود تا وقتی غریبی به جلسه وارد میشود، او را بشناسد. پس از کسب [[اجازه]]، سکویی از گل و سنگ درست کردیم که آن جناب، روی آن مینشست و ما هم در دو طرف او مینشستیم"<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۶؛ النسائی، السنن الکبری، ج ۳، ص۴۴۳؛ ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص۴۱۲ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱، ص۱۰۷.</ref>. | ||
ایشان از همه متواضعتر بود و آن را بر تمام ثروتهای [[دنیا]] ترجیح میداد. | ایشان از همه متواضعتر بود و آن را بر تمام ثروتهای [[دنیا]] ترجیح میداد. روایت شده است: روزی فرشتهای خدمت [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و گفت: "همانا [[خداوند]] تو را مخیر کرده است، میان اینکه [[بنده]] [[متواضع]] او باشی، یا اینکه [[پادشاه]] و رسولش باشی"؛ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[جبرئیل]] به من نگریست و با دستش اشاره کرد که تواضع کن." پس پیامبر{{صل}} فرمود: "من [[بندگی]] و تواضع را همراه [[رسالت]] [[انتخاب]] کردم." آن [[فرشته]] نیز در حالی که در دستش کلید گنجهای [[زمین]] بود، گفت: "اگر قبول هم میکردی، از مقامی که نزد [[خدا]] داشتی کم نمیشد"<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۲۲ و وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۲۷۳ و با اندکی اختلاف در: دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۳.</ref>. میفرمود: "تواضع زیباست و از آن زیباتر، [[تواضع]] [[ملوک]] و [[اغنیا]] است"<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۱۵.</ref> و خطاب به [[اصحاب]] و نزدیکانش میفرمود: "محبوبترین شما پیش من و نزدیکترین شما در [[قیامت]] به من، کسی است که اخلاقش نیکوتر و تواضعش بیشتر باشد و دورترین فرد شما در [[روز قیامت]] از من، متکبراناند"<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۳۷۸.</ref>. همچنین میفرمود: "[[فروتن]] باشید تا هیچ کس به دیگری [[زورگویی]] و [[تجاوز]] نکند"<ref>سنن ابی داوود، ج ۲، ص۴۵۵.</ref>. روزی به گروهی از [[اصحاب]] خود فرمود: "چه شده است که شیرینی [[عبادت]] را در شما نمیبینم؟" گفتند: "شیرینی عبادت چیست؟" فرمودند: "[[تواضع]]"<ref>ورام بن ابیفراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۰۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۱۷-۳۱۹.</ref> | ||
== رعایت تواضع در خوردن، خوابیدن و نشستن == | == رعایت تواضع در خوردن، خوابیدن و نشستن == | ||
[[رسول خدا]] {{صل}} بر | [[رسول خدا]]{{صل}} بر خاک مینشست و غذا میخورد و میفرمود: "من، بندهام و همچون [[بندگان]] غذا میخورم و همچون آنان مینشینم"<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۸۰؛ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص۱۱۸؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۹، ص۱۹ و عبد الرزاق الصنعانی، المصنّف، ج ۱۰، ص۴۱۵.</ref>. و میفرمود: "پنج چیز است که تا دم [[مرگ]] از آنها دست برنمی دارم تا آنکه پس از من [[سنّت]] شود: روی [[زمین]] با [[بردگان]] [[غذا خوردن]]، بر الاغ بیپالان سوار شدن، شیر بز را با دست خود دوشیدن، [[لباس]] پشمینه پوشیدن و به کودکان [[سلام کردن]]"<ref>الخصال، ج ۱، ص۲۷۱؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۱، ص۱۳۰ و مکارم الاخلاق، ص۱۱۵.</ref>. | ||
غذایش ساده و لباسش [[خشن]] بود<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، | غذایش ساده و لباسش [[خشن]] بود<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۸۰؛ المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۲، ص۵۲۳ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۴.</ref> و در خوراک و [[پوشاک]] بر [[غلامان]] و کنیزانش [[برتری]] نمیجست<ref>المناقب، ج ۱، ص۱۴۶ - ۱۴۷؛ امتاع الاسماع، ج ۲، ص۱۸۸ و جوامع السیره، ص۳۵.</ref>. از آن هنگام که به [[رسالت]] برگزیده شد، تا [[زمان]] رحلتش، به علت تواضع در برابر [[خدا]] هنگام غذا خوردن، هرگز به چیزی تکیه نداد<ref>احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص۱۶۵؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابنماجه، ج ۱، ص۸۹ و فتح الباری، ج ۹، ص۴۷۲.</ref>. از [[عایشه]]، [[همسر رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که به [[رسول خدا]]{{صل}} گفتم: "جانم فدایت! تکیه دهید که برای شما آسانتر است"؛ فرمود: "من، بندهام و چون [[بندگان]] میخورم و مانند آنان مینشینم"<ref>امتاع الاسماع، ج ۲، ص۲۲۱؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۷ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۷۴ - ۷۵.</ref>. وقتی برای غذا خوردن مینشست، زانوها و قدمهای خود را جمع میکرد؛ آن گونه که [[نمازگزار]] مینشیند. آن حضرت دو زانو مینشستند، با این فرق که یکی از زانوها و قدمها را روی زانوی دیگر مینهاد<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۷ و بحار الانوار، ج ۶۳، ص۴۱۰.</ref> و میفرمود: "همانا من بندهام و مانند بندگان غذا میخورم و مانند آنان مینشینم"<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۸۰؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص۱۹ و المصنّف (صنعانی)، ج ۱۰، ص۴۱۵.</ref>. | ||
هر نوع لباسی که در دسترسش بود، میپوشید و چه بسا فقط روپوشی به تن میکرد و دو طرف آن را میان دو شانهاش گره میزد و با همان [[لباس]] بر جنازهها [[نماز]] میخواند. گاه همان روپوش را به خود میپیچید و آن را از | هر نوع لباسی که در دسترسش بود، میپوشید و چه بسا فقط روپوشی به تن میکرد و دو طرف آن را میان دو شانهاش گره میزد و با همان [[لباس]] بر جنازهها [[نماز]] میخواند. گاه همان روپوش را به خود میپیچید و آن را از چپ و راست بر دوش میافکند و با آن در [[خانه]] نماز میخواند<ref>ملا محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۴، ص۱۴۰ و الغزالی، احیاء علوم الدین، ج ۲، ص۳۳۱.</ref>. عبای کهنه و وصلهداری داشت که گاه آن را به تن میکرد و میفرمود: "من، بندهام و لباس بندگان را میپوشم"<ref>احمد بن محمد قسطلانی، المواهب اللدینه بالمنح المحمدیه، ج ۲، ص۱۹۲؛ یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول الی شمائل الرسول{{صل}}، ص۱۱۳ و عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل، ج ۱، ص۴۶۸</ref>؛ زیراندازش، عبایش<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص۴۶۶؛ مکارم الاخلاق، ص۳۸ و الجعفریات، ص۱۸۴.</ref> و پتویش گاه تکه لباسش بود<ref>المحجة البیضاء، ص۱۴۱ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref>. بر روی حصیری میخوابید که بر آن [[پوشش]] دیگری نبود<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۷</ref>. هرگاه به [[مجلسی]] داخل میشد، در نزدیکترین جا به محل ورود خود مینشست<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۴۰۵، شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۱۸؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۳، ص۳۵۰؛ مجمع الزوائد، ج۸، ص۲۷۵؛ الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص۱۵۸ و کنزالعمال، ج ۷، ص۱۶۶.</ref> و میفرمود: "از نشانههای [[فروتنی]] برای [[خدا]] [[رضایت]] دادن به نشستن در پایین مجلس به جای بالای آن است"<ref>المعجم الکبیر، ج۱، ص۱۱۴؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص۳۷۶ و مجمع الزوائد، ج ۸، ص۶۰.</ref>. | ||
نزد [[اصحاب]]، کسی محبوبتر از [[پیامبر خدا]] {{صل}} نبود، با وجود این، آنها هرگاه میدیدند | نزد [[اصحاب]]، کسی محبوبتر از [[پیامبر خدا]]{{صل}} نبود، با وجود این، آنها هرگاه میدیدند [[رسول خدا]]{{صل}} به سوی آنها میآید، در برابرش برنمیخاستند؛ زیرا میدانستند این کار را خوش نمیدارد<ref>الترمذی، سنن، ج۴، ص۱۸۳ - ۱۸۴؛ فتح الباری، ج ۱۱، ص۴۵؛ [[مکارم الاخلاق]]، ص۱۶؛ [[مسند احمد]]، ج ۳، ص۱۳۲ و البخاری، الادب المفرد، ص۲۰۲.</ref>. آن حضرت، دستبوسی و پایبوسی را نمیپسندید، با اینکه برخی اصحاب به سبب ارادت و [[محبت]] این کار را میکردند اما [[رسول اکرم]]{{صل}} به شدت از آن [[نهی]] میکرد و میفرمود: "آن کارهایی که [[عجم]] درباره شاهان خود انجام میدهند، انجام ندهید. من، بندهای از [[بندگان]] خدایم؛ از آنچه آنها میخورند من نیز میخورم و آنجا که [[مردم]] مینشینند من نیز مینشینم"<ref>سید شرف الدین حسینی استر آبادی، تأویل الآیات، ص۴۷۲ - ۴۷۳ و بحارالانوار، ج ۲۷، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۱۹-۳۲۱.</ref> | ||
== رعایت تواضع در خانه == | == رعایت [[تواضع]] در [[خانه]] == | ||
[[پیامبر]] {{صل}} در خانه کمال تواضع را داشت. ایشان در خانه خود، جامههای خود را میدوخت<ref>مسند احمد، ج ۶، | [[پیامبر]]{{صل}} در خانه کمال تواضع را داشت. ایشان در خانه خود، جامههای خود را میدوخت<ref>مسند احمد، ج ۶، ص۲۵۶؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۲۸ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۸۸.</ref> و گوشت، قطعه قطعه میکرد و با فروتنی کنار سفره مینشست و با اینکه آن حضرت، [[غلامان]] و کنیزانی داشت؛ ولی در خوراک و [[پوشاک]] بر آنان [[برتری]] نداشت<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص۳۸.</ref>. رسول اکرم{{صل}} خود، وسیله تطهیر خود را در شب، آماده میساخت؛ گوسفندش را میدوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله میزد و [[خانه]] را جارو میکرد و به شتر آبکش خود علف میداد. آن [[بزرگوار]] با خادمان و کنیزانش غذا میخورد و با خدمتکار [[خانه]] در آرد کردن گندم و جو، شرکت و آرد آن را خمیر میکرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۱۵؛ المناقب، ج ۱، ص۱۴۶ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص۵۴.</ref>. | ||
همچنین ایشان از خادمان خود در منزلش پرستاری میکرد. با دست خود به بزها علف میداد و شترش را عقال میبست؛ گوسفندش را میدوشید و نعلین خود را پینه میزد و [[لباس]] رفو میکرد؛ از بازار خرما و آذوقه میخرید و آن را به یک طرف دوش خود میانداخت و به خانه میبرد و [[حیا]] مانع نبود که شخصاً نیازمندیهای خود را از بازار تهیه کند و آن را با دست خویش به خانه ببرد<ref>برگرفته از کتابهای: ابن ابی الحدید | همچنین ایشان از خادمان خود در منزلش [[پرستاری]] میکرد. با دست خود به بزها علف میداد و شترش را عقال میبست؛ گوسفندش را میدوشید و نعلین خود را پینه میزد و [[لباس]] رفو میکرد؛ از [[بازار]] خرما و آذوقه میخرید و آن را به یک طرف دوش خود میانداخت و به خانه میبرد و [[حیا]] مانع نبود که شخصاً نیازمندیهای خود را از بازار تهیه کند و آن را با دست خویش به خانه ببرد<ref>برگرفته از کتابهای: [[ابن ابی الحدید معتزلی]]، [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص۱۹۶؛ [[حسن بن ابی الحسن دیلمی]]، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۱۵ و [[شیخ حر عاملی]]، وسائل الشیعة، ج ۵، ص۵۴ و....</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۱.</ref>. | ||
== رعایت تواضع نسبت به [[فقرا]] و تهیدستان== | == رعایت [[تواضع]] نسبت به [[فقرا]] و تهیدستان == | ||
[[رسول خدا]] {{صل}} همنشین | [[رسول خدا]]{{صل}} همنشین فقرا بود<ref>جوامع السیره، ص۳۴: الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص۱۴۶.</ref>، با [[مسکینان]] غذا میخورد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۱۲ و امالی طوسی، ص۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان غذا میداد<ref>المناقب، ج۱، ص۱۴۶.</ref> و به اصحابش میفرمود: "محبوبترین شما پیش من و نزدیکترین شما در [[قیامت]] به من، کسی است که اخلاقش نیکوتر و تواضعش بیشتر باشد و دورترین فرد شما در [[روز قیامت]] از من [[متکبران]] هستند"<ref>وسائل الشیعة ج ۱۵، ص۳۷۸ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص۲۲.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[دعوت]] [[بندگان]] را میپذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمیشمرد<ref>ارشادالقلوب، ج ۱، ص۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹.</ref> و هرگز کسی را به سبب دعوت از ایشان [[تحقیر]] نمیکرد<ref>وسائل الشیعه، ج ۵، ص۵۴.</ref>؛ بسا [[دعوت]] کنندهای که غذای سفرهاش در نانی [[جوین]] و دنبهای بودار خلاصه شده بود<ref>قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۶۵؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص۴۰۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۱ و الشمائل المحمدیه، ص۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، آن حضرت با آغوش باز، آن [[دعوت]] را میپذیرفت میفرمود: اگر استخوان شانه و سردستی را به من [[هدیه]] دهند، آن را میپذیرم و اگر مرا به خوردن پاچه گوسفندی دعوت کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسند احمد، ج۲، ص۴۲۴؛ بیهقی، السنن الکبری، ج۶، ص۱۶۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۰؛ محییالدین نوی، المجموع، ج ۱۵، ص۳۶۷ و صحیح البخاری، ج ۶، ص۱۴۴.</ref>. ایشان پیوسته نزد [[مسکینان]] میرفت و از حالشان جویا میشد<ref>امام مالک، کتاب الموطأ، ج ۱، ص۲۲۷؛ النسائی، سنن النسائی، ج ۴، ص۴۰ و کنز العمال، ج ۱۵ ص، ۵۲ ص۷۲۰.</ref>. بسا اتفاق افتاده بود که بندهای یا [[بنده]] زادهای و یا کنیزی میآمد و ایشان از او جدا نمیشد تا اینکه او را از [[مدینه]] بیرون میبرد و حاجتش را روا میکرد<ref>مسند احمد، ج۳، ص۱۷۴؛ ابویعلی، ج۷، ص۶۱ و ابونعیم الاصفهانی، مسند ابیحنیفه، ص۵۲.</ref>. | ||
نقل شده است، روزی زنی نزد حضرت آمد و گفت: "یا [[رسول اللّه]] حاجتی دارم"؛ فرمود: "ای امفلان! بر هر کوچه و راهی که میخواهی بنشین؛ مرا در آنجا خواهی دید و حاجتت را برآورده میکنم"؛ پس بلند شد و با او رفت تا اینکه حاجتش را برآورده ساخت<ref>مسلم نیشابوری، صحیح، ج۷، ص۷۹-۸۰؛ فتح الباری، ج۹، ص۲۹۱؛ ابن حبان، صحیح، ج۱۰، ص۳۶۸ و دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۲.</ref>. گاه پس از [[نماز]]، [[خادمی]] از [[خادمان]] مدینه با ظرفی از آب میآمد و به آن حضرت آب میداد و بسا اتفاق میافتاد که کاسهای نداشت و با [[کف دست]] به آن حضرت آب میداد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۱؛ صحیح مسلم، ج ۷، ص۷۹؛ مسند احمد، ج ۳، ص۱۳۷ و الجامع الصغیر، ج ۲، ۳۴۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref> | |||
== تواضع نابجا== | == [[تواضع]] نابجا == | ||
اگرچه تواضع در جای خود از [[آداب]] | اگرچه [[تواضع]] در جای خود از [[آداب]] پسندیده و از [[صفات]] [[بندگان خاص]] [[خدا]]ست<ref>سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ اما تواضع بیجا نیز مفسدههایی دارد. [[تواضع]] نابجا، [[حقارت]] فرد را به دنبال دارد و این کار در [[اسلام]]، [[حرام]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} میان [[فروتنی]] و حقارت، [[مرز]] قائل شده و [[انسانها]] را از فروتنیهای بیمورد [[نهی]] فرموده است. در [[حدیثی]] از ایشان [[روایت]] شده است: "هرگاه متواضعان [[امت]] مرا دیدید، در مقابلشان [[تواضع]] کنید و زمانی که با [[متکبران]] روبرو شدید، بر آنها [[تکبر]] کنید که این [[رفتار]] باعث [[خواری]] متکبران است"<ref>{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْ أُمَّتِي فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ مَذَلَّةٌ وَ صَغَارٌ}}؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۰۱ و القتنی، تذکرة الموضوعات، ص۱۹۱.</ref>؛ [[سیرهنویسان]] درباره [[سیره رسول خدا]]{{صل}} چنین بیان داشتهاند: "او متواضعی بود که خود را به حقارت نمیافکند"<ref>ارشاد القلوب، ص۱۱۵ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص۵۴.</ref>. [[نبی خاتم]]{{صل}} میفرمود: "خوشا به حال کسی که برای [[خدای متعال]] فروتنی کند، بیآنکه کار او [[کاستی]] و نقصی در پی داشته باشد و خود را [[ذلیل]] سازد و در در حال خواری و [[مسکنت]] باشد"<ref>امالی [[طوسی]]، ص۵۳۹، [[المعجم الکبیر]]، ج ۵، ص۷۱؛ [[بیهقی]]، [[سنن]] الکبری، ج ۴، ص۱۸۲ و [[اعلام الدین]]، ص۲۰۳.</ref>. تواضع در برابر [[کفار]] و نیز تواضع به سبب [[ثروت]]<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۱۷؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص۲۳۲ و کنز العمال، ج ۳، ص۲۳۰.</ref> هم از دیگر موارد فروتنیهای نامعقول و نابجا است که آن حضرت از آن نهی فرموده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۳.</ref>. | ||
==شاخصهای [[تواضع]]== | ==شاخصهای [[تواضع]]== | ||