تواضع: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[28]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}} | {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[28]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}} | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تواضع در قرآن]] - [[تواضع در حدیث]] - [[تواضع در اخلاق اسلامی]] - [[تواضع در معارف و سیره نبوی]] - [[تواضع در معارف و سیره علوی]] - [[تواضع در معارف دعا و زیارات]] - [[تواضع در معارف و سیره سجادی]] - [[تواضع در فقه سیاسی]] - [[تواضع در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تواضع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[تواضع در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تواضع در قرآن]] - [[تواضع در حدیث]] - [[تواضع در اخلاق اسلامی]] - [[تواضع در معارف و سیره نبوی]] - [[تواضع در معارف و سیره علوی]] - [[تواضع در معارف دعا و زیارات]] - [[تواضع در معارف و سیره سجادی]] - [[تواضع در فقه سیاسی]] - [[تواضع در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تواضع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[تواضع در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
تواضع از ریشه «وضع» برابر «رفع»<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ۸/۳۹۶.</ref> و به معنای [[ادراک]] کوچکی و اظهار آن است<ref>فراهیدی، کتاب العین، ۲/۱۹۶؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۸/۳۹۷.</ref>. ضد آن نیز [[کبر]] و [[تکبر]] است که برتر دانستن خود از دیگران و اظهار آن است. در اصطلاح [[علم اخلاق]]، [[خضوع]] و [[تذلل]] در برابر [[خداوند]]<ref>مدنی، ریاض السالکین، ۴/۱۶۸.</ref> و نوعی [[شکسته نفسی]] است که مانع میشود [[انسان]] خود را از دیگران که در جاه و [[مال]] از او کمترند، بالاتر ببیند<ref>نراقی، جامع السعادات، ۱/۳۹۴.</ref>. | |||
در اصطلاح [[عرفان]]، تواضع به معنای [[فروتنی]] در برابر هیبت [[حق]]،<ref>انصاری، منازل السائرین، ۷۷.</ref> [[عبودیت]] در برابر او و [[انصاف]] در برابر [[خلق]]<ref>کاشانی، عزالدین، مصباح الهدایة، ۳۵۱.</ref> است<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ ـ ۵۵۱.</ref>. | در اصطلاح [[عرفان]]، تواضع به معنای [[فروتنی]] در برابر هیبت [[حق]]،<ref>انصاری، منازل السائرین، ۷۷.</ref> [[عبودیت]] در برابر او و [[انصاف]] در برابر [[خلق]]<ref>کاشانی، عزالدین، مصباح الهدایة، ۳۵۱.</ref> است<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ ـ ۵۵۱.</ref>. | ||
== تکبر صفتی در برابر تواضع == | |||
[[تکبر]]، در مقابل تواضع است. [[انسان]] [[متکبر]] در برقرار کردن [[روابط اجتماعی]] خود بسیار [[ضعیف]] است؛ زیرا چنین شخصی همواره از دیگران میخواهد تا در برابرش کرنش کنند و او را مورد [[ستایش]] و [[احترام]] قرار دهند. از سوی دیگر، او برای [[اثبات]] بزرگیاش، به دیگران بیاعتنایی و بیاحترامی میکند که این امر موجب میشود تا [[مردم]] او را تنها بگذارند. افراد متکبر، چنان که در [[آموزههای دینی]] آمده است، رفیق و [[دوست]] ندارند. [[حضرت علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ لِمُتَكَبِّرٍ صَدِيقٌ}}<ref>میزان الحکمه، ح۱۷۲۸۷.</ref>. بیایید از [[شیطان]] درس [[عبرت]] بگیریم که چون خود را از دیگران [[برتر]] دانست و تکبر ورزید، مورد [[لعنت]] [[خداوند]] قرار گرفت و برای همیشه تنها شد و همه با گفتن «لا حول» او را از جمع خود میدانند<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 51-54.</ref>. | |||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
تواضع و [[فروتنی]] در برابر شخص عظیم و بزرگ، از صفات [[فطری]] [[انسان]] است؛ از اینرو انسان از آغاز در برابر [[پروردگار]] و [[معبود]] خود [[احساس]] | تواضع و [[فروتنی]] در برابر شخص عظیم و بزرگ، از صفات [[فطری]] [[انسان]] است؛ از اینرو انسان از آغاز در برابر [[پروردگار]] و [[معبود]] خود [[احساس]] تواضع داشته است. این [[گرایش فطری]] و درونی در [[ادیان]] غیر [[الهی]] در قالب [[پرستش]] معبودهای ساختگی ظهور یافت<ref>طباطبایی، المیزان، ۷/۱۶۸–۱۶۹.</ref>، امّا در [[ادیان آسمانی]]، این امر در مسیر تواضع و پرستش در برابر معبودی یگانه قرار گرفت<ref>سوره اعراف، آیه ۲۰۶.</ref>. | ||
در [[اسلام]] به این صفت توجه شده است و [[خداوند]] در [[قرآن]]، پیامبرش را به تواضع در برابر [[مؤمنان]] [[فرمان]] داده است<ref>سوره حجر، آیه ۸۸؛ سوره شعراء، آیه ۲۱۵؛ </ref>، در مقابل، [[تکبر]] را که از [[صفات رذیله]] است، نکوهش کرده است<ref>سوره غافر، آیه ۳۵ و ۶۰؛ سوره فرقان، آیه ۲۱.</ref>. در منابع روایی نیز بابی به آن اختصاص یافته<ref>برقی، المحاسن، ۲/۴۰۹؛ کلینی، الکافی، ۲/۱۲۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۲/۱۱۷.</ref> و به | در [[اسلام]] به این صفت توجه شده است و [[خداوند]] در [[قرآن]]، پیامبرش را به تواضع در برابر [[مؤمنان]] [[فرمان]] داده است<ref>سوره حجر، آیه ۸۸؛ سوره شعراء، آیه ۲۱۵؛ </ref>، در مقابل، [[تکبر]] را که از [[صفات رذیله]] است، نکوهش کرده است<ref>سوره غافر، آیه ۳۵ و ۶۰؛ سوره فرقان، آیه ۲۱.</ref>. در منابع روایی نیز بابی به آن اختصاص یافته<ref>برقی، المحاسن، ۲/۴۰۹؛ کلینی، الکافی، ۲/۱۲۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۲/۱۱۷.</ref> و به تواضع در برابر [[حق]] و [[خلق]] سفارش شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۱۲۲؛ ورام، تنبیه الخواطر، ۲/۱۲۱.</ref>؛ در [[روایات]]، تواضع، سبب [[رفعت]] و بزرگی<ref>کلینی، الکافی، ۲/۱۲۱.</ref>، به دست آوردن [[مقامات]] بلند<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۱/۲۰۰.</ref> و [[برترین]] [[شرافت]] و بزرگی<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۸.</ref> شمرده شده است و متواضعان، از [[صدیقین]] معرفی شدهاند<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ۱۱/۲۹۵.</ref>. [[سیره عملی]] [[انبیای الهی]]{{ع}} بهویژه [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز بر همین گونه بود؛ چنانکه ایشان مانند [[بندگان]] غذا میخورد و بر [[زمین]] مینشست.<ref>کلینی، الکافی، ۶/۲۷۰–۲۷۱.</ref> در برابر، [[تکبر]] در روایات، از زشتترین [[اخلاق]] [[انسانی]] و مانع [[سعادت ابدی]] و ورود به [[بهشت]]، دانسته شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۱۰.</ref>. | ||
علمای اخلاق و [[عرفان]]، تواضع را [[افضل]] مقامات شمردهاند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۴/۳۲.</ref> و معتقدند [[خداوند]] بندگان را به قدر تواضعشان در برابر عظمتش، بالا میبرد<ref>نراقی، جامع السعادات، ۳/۳۵۳.</ref>. به [[اعتقاد]] آنان تواضع صفتی است که از رعایت [[اعتدال]] میان برتربینی نفس ([[کبر]]) و [[تضییع حق]] نفس و کوچک شمردن آن از مرتبهای که مستحق اوست، حاصل میشود<ref>کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، ۴۰۳.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ – ۵۵۱.</ref> | علمای اخلاق و [[عرفان]]، تواضع را [[افضل]] مقامات شمردهاند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۴/۳۲.</ref> و معتقدند [[خداوند]] بندگان را به قدر تواضعشان در برابر عظمتش، بالا میبرد<ref>نراقی، جامع السعادات، ۳/۳۵۳.</ref>. به [[اعتقاد]] آنان تواضع صفتی است که از رعایت [[اعتدال]] میان برتربینی نفس ([[کبر]]) و [[تضییع حق]] نفس و کوچک شمردن آن از مرتبهای که مستحق اوست، حاصل میشود<ref>کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، ۴۰۳.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ – ۵۵۱.</ref> | ||
== روایاتی درباره تواضع == | |||
{{اصلی|تواضع در حدیث}} | |||
روایات فراوانی درباره فضیلت تواضع و اهمیت آن وجود دارد که برخی از آنها عبارتاند از: | |||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "در [[آسمان]]، دو فرشتهاند که موکّل بر [[بندگان]] هستند. این دو [[فرشته]]، هرکس را تواضع کند بلند میگردانند، و هرکس [[تکبّر]] کند را [[پست]] میکنند"<ref>{{متن حدیث| عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.</ref>؛ | |||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "از موارد تواضع آن است که در جائی بنشینی که بالاتر از آن هم جائی برای نشستن هست، و با هرکس که برخورد کردی به او [[سلام]] کنی، و جدال را هر چند که بر [[حق]] باشی رها نمائی، و [[دوست]] نداشته باشی که تو را بهخاطر تقوایت [[ستایش]] کنند"<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تَرْضَى بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ تَلْقَى وَ أَنْ تَتْرُكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقّاً وَ أَنْ لَا تُحِبَّ أَنْ تُحْمَدَ عَلَى التَّقْوَى}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.</ref>؛ | |||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[خداوند]] به [[حضرت موسی]] [[وحی]] فرمود که: ای [[موسی]]! آیا میدانی چرا در میان تمامی بندگانم، تنها تو را برای همصحبتی خود برگزیدم؟ [[موسی]] عرض کرد: پروردگارا! چرا چنین کردی؟ [[خداوند]] فرمود: ای [[موسی]]! من همه جوانب بندگانم را بررسی کردم، امّا هیچکس را مانند تو در میان آنان نیافتم که [[نفس]] خود را برای من ذلیل کرده باشد. ای [[موسی]]! تو هرگاه [[نماز]] میخوانی چهرهات را برای تواضع در برابر من بر روی خاک میگذاری یا [[امام]] فرمودند: بر روی [[زمین]] میگذاری<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى {{ع}} أَنْ يَا مُوسَى أَ تَدْرِي لِمَ اصْطَفَيْتُكَ بِكَلَامِي دُونَ خَلْقِي؟ قَالَ يَا رَبِّ وَ لِمَ ذَاكَ؟ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي قَلَّبْتُ عِبَادِي ظَهْراً لِبَطْنٍ فَلَمْ أَجِدْ فِيهِمْ أَحَداً أَذَلَّ لِي نَفْساً مِنْكَ يَا مُوسَى إِنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ وَضَعْتَ خَدَّكَ عَلَى التُّرَابِ أَوْ قَالَ عَلَى الْأَرْضِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۲]]، ص ۱۶۷-۱۷۰.</ref> | |||
== انواع تواضع == | |||
{{اصلی|تواضع در اخلاق اسلامی}} | |||
این فضیلت بزرگ را، به اعتبار آنچه بدان تعلّق میگیرد، به اقسامی چند میتوان تقسیم نمود: | |||
# تواضع در برابر [[خداوند متعال]]: این نوع، [[برترین]] انواع تواضع است که خود، از چندین مرتبه برخوردار است. مرتبه نخست آن [[دعا]] و [[راز و نیاز]] با حضرت [[حقّ]] است، که گویا در شمار [[برترین]] [[عبادات]] قرار دارد. بنا بر روایات [[اهل بیت]]{{عم}}، [[دعا]] حتّی از نمازهای نافله نیز [[برتر]] است. دعاهائی نظیر [[دعای خضر]] ـ مشهور به [[دعای کمیل]] ـ دعای [[عرفه]]، [[دعای ابوحمزه ثمالی]] و [[مناجات]] شعبانیّه در شمار رفیعترین ادعیهای است که [[معارف الهی]] را با بالاترین مراتب [[خضوع]] در برابر [[حضرت حق]] به نمایش در میآورد. | |||
# تواضع برای [[اهل بیت]]{{عم}}: اظهار تواضع برای آن سروران عالم وجود نیز، مراتبی دارد: | |||
## [[اقرار]] به آنکه آنان وسائط [[فیض]] حضرت حق و هادیان به سوی او هستند. از این رو، هیچ نعمتی از نعمتهای پنهان و آشکار حضرت حق نیست، مگر آنکه آنان واسطه رسیدن آن به عالَم هستی میباشند. | |||
## [[توسّل به اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} بهواسطه [[ادعیه]] و اذکاری که از آنان رسیده است. این ادعیه برای دفع مضار و جلب منافع دنیائی و [[آخرتی]] بسیار نافع بوده، شاهراه [[هدایت]] را در مقابل [[انسان]] میگشاید. | |||
## [[اطاعت از اهل بیت]]{{عم}} در [[اوامر و نواهی]] آنها: "تواضع در مقابل [[مولی]]"، در عرف [[اهل]] [[شرع]] به همین معنی میآید. از این رو مهمترین مرتبه از [[مراتب تواضع]]، آن است که تمامی [[افعال]] انسان با آنچه آنان بدان امر نمودهاند، سازگار بوده [[آدمی]] از [[مخالفت]] با [[نواهی]] آنان اجتناب نماید. | |||
# تواضع در مقابل [[بندگان]] [[صالح]] [[خداوند]]: [[قرآن کریم]]، به شدیدترین وجه بر اینگونه از تواضع پای میفشارد<ref>سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. بررسی قرآن کریم نشان میدهد، که در بیش از یکصد [[آیه]]، [[سیره انبیاء]] عظام{{عم}} در امر [[تبلیغ]]، همین تواضع در مقابل [[مشرکان]] و [[کافران]] دانسته شده است<ref>سوره ممتحنه، آیه ۸-۹.</ref>. | |||
# تواضع در برابر [[حق]] و [[حقیقت]]: این نوع از تواضع، در شمار [[برترین]] [[صفات انسانی]] قرار دارد؛ چراکه دستیابی به مراتب [[برتر]] [[اخلاقی]]، تنها با [[پذیرش حق]] صورت میپذیرد و بس. حکایت [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[عبد صالح]] در قرآن کریم، در این زمینه آیتی است و حکایتی. چه حضرت موسی{{ع}} با آنکه در [[مقام رسالت]]، و برتر از آن کلیمیِ [[حضرت حق]] بود، امّا در مقابل آن [[بنده صالح]] تواضع نموده به [[آموزش]] از او پرداخت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۲]]، ص۱۶۰-۱۶۷.</ref>. | |||
== اسباب و زمینهها == | == اسباب و زمینهها == | ||
در برخی [[روایات]]، | در برخی [[روایات]]، تواضع، نتیجه [[علم]] و [[عقل]] شمرده شده است<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۸.</ref> و اصل تواضع در برابر [[خداوند]]، در سخنی منسوب به امام صادق{{ع}} ناشی از [[ادراک]] و [[مشاهده]] جلال، عظمت و هیبت [[حق]] شمرده شده است<ref>مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق{{ع}}، ۷۳.</ref>. | ||
یکی از علمای معاصر «[[شرح صدر]]» را از [[اسباب تواضع]] میداند که از معرفت [[حقتعالی]] حاصل میشود. به [[اعتقاد]] ایشان شرح صدر و [[سعه وجودی انسان]]، ویژگیهایی برای نفس ایجاد میکند که در نهایت، سبب به دست آمدن تواضع میشود. این ویژگیها عبارتاند از: | یکی از علمای معاصر «[[شرح صدر]]» را از [[اسباب تواضع]] میداند که از معرفت [[حقتعالی]] حاصل میشود. به [[اعتقاد]] ایشان شرح صدر و [[سعه وجودی انسان]]، ویژگیهایی برای نفس ایجاد میکند که در نهایت، سبب به دست آمدن تواضع میشود. این ویژگیها عبارتاند از: | ||
| خط ۷۴: | خط ۴۴: | ||
== تواضع ممدوح و مذموم == | == تواضع ممدوح و مذموم == | ||
در [[قرآن]] و [[روایات]] به دو قسمِ تواضع مذموم و [[ممدوح]] اشاره شده است. از موارد تواضع ممدوح، تواضع برای خداوند<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ۱/۲۶۱.</ref>، تواضع در برابر پدر و مادر<ref>اسراء، ۲۳–۲۴.</ref>، تواضع در برابر [[برادر]] [[ایمانی]]<ref>طبرسی، الاحتجاج، ۲/۴۶۰.</ref> و | در [[قرآن]] و [[روایات]] به دو قسمِ تواضع مذموم و [[ممدوح]] اشاره شده است. از موارد تواضع ممدوح، تواضع برای خداوند<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ۱/۲۶۱.</ref>، تواضع در برابر پدر و مادر<ref>اسراء، ۲۳–۲۴.</ref>، تواضع در برابر [[برادر]] [[ایمانی]]<ref>طبرسی، الاحتجاج، ۲/۴۶۰.</ref> و تواضع [[معلم]] و شاگرد نسبت به یکدیگر<ref>کلینی، الکافی، ۱/۳۶.</ref> است. در مقابل، از تواضع در برابر [[کافران]]<ref>سوره مائده، آیه ۵۴.</ref> [[متکبران]]<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۱/۲۰۱.</ref> و [[اغنیا]]<ref>نهج البلاغه، ترجمه سیدجمالالدین دینپرور، ح۲۱۹، ۵۵۰.</ref> به تواضع مذموم یاد شده است. | ||
علمای اخلاق و [[عرفان]] نیز تواضع را در مواردی مذموم میدانند؛ چنانکه تواضع در برابر متکبران<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴.</ref>، [[فاسقان]]<ref>مازندرانی، شرح فروع الکافی، ۸/۳۳۶.</ref> و کافران<ref>کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، ۴۰۵.</ref> را جایز ندانسته، [[تکبر]] در برابر توانگران [[متکبر]] را عین تواضع شمردهاند<ref>قشیری، رساله قشیریه، ۲۸۳.</ref>. همچنین تواضع در صورتی که از حالت [[اعتدال]] خارج گردد و به [[افراط]] متمایل شود، به [[سستی]] و مهانت تبدیل میشود که از صفات مذموم است<ref>مدنی، ریاض السالکین، ۵/۴۸۱.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ ـ ۵۵۱.</ref> | علمای اخلاق و [[عرفان]] نیز تواضع را در مواردی مذموم میدانند؛ چنانکه تواضع در برابر متکبران<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴.</ref>، [[فاسقان]]<ref>مازندرانی، شرح فروع الکافی، ۸/۳۳۶.</ref> و کافران<ref>کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، ۴۰۵.</ref> را جایز ندانسته، [[تکبر]] در برابر توانگران [[متکبر]] را عین تواضع شمردهاند<ref>قشیری، رساله قشیریه، ۲۸۳.</ref>. همچنین تواضع در صورتی که از حالت [[اعتدال]] خارج گردد و به [[افراط]] متمایل شود، به [[سستی]] و مهانت تبدیل میشود که از صفات مذموم است<ref>مدنی، ریاض السالکین، ۵/۴۸۱.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ ـ ۵۵۱.</ref> | ||
اگرچه تواضع در جای خود از [[آداب]] پسندیده و از [[صفات]] [[بندگان خاص]] [[خدا]]ست<ref>سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ اما تواضع بیجا نیز مفسدههایی دارد. تواضع نابجا، [[حقارت]] فرد را به دنبال دارد و این کار در [[اسلام]]، [[حرام]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} میان [[فروتنی]] و حقارت، مرز قائل شده و [[انسانها]] را از فروتنیهای بیمورد [[نهی]] فرموده است. در [[حدیثی]] از ایشان [[روایت]] شده است: "هرگاه متواضعان [[امت]] مرا دیدید، در مقابلشان تواضع کنید و زمانی که با [[متکبران]] روبرو شدید، بر آنها [[تکبر]] کنید که این [[رفتار]] باعث [[خواری]] متکبران است"<ref>{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْ أُمَّتِي فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ مَذَلَّةٌ وَ صَغَارٌ}}؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۰۱ و القتنی، تذکرة الموضوعات، ص۱۹۱.</ref>؛ [[سیرهنویسان]] درباره [[سیره رسول خدا]]{{صل}} چنین بیان داشتهاند: "او متواضعی بود که خود را به حقارت نمیافکند"<ref>ارشاد القلوب، ص۱۱۵ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص۵۴.</ref>. [[نبی خاتم]]{{صل}} میفرمود: "خوشا به حال کسی که برای [[خدای متعال]] فروتنی کند، بیآنکه کار او [[کاستی]] و نقصی در پی داشته باشد و خود را [[ذلیل]] سازد و در در حال خواری و [[مسکنت]] باشد"<ref>امالی [[طوسی]]، ص۵۳۹، [[المعجم الکبیر]]، ج ۵، ص۷۱؛ [[بیهقی]]، [[سنن]] الکبری، ج ۴، ص۱۸۲ و [[اعلام الدین]]، ص۲۰۳.</ref>. تواضع در برابر [[کفار]] و نیز تواضع به سبب [[ثروت]]<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۱۷؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص۲۳۲ و کنز العمال، ج ۳، ص۲۳۰.</ref> هم از دیگر موارد فروتنیهای نامعقول و نابجا است که آن حضرت از آن نهی فرموده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۳.</ref>. | |||
== شاخصهای تواضع == | |||
همه، افراد [[متواضع]] را [[دوست]] دارند و از [[متکبر]] گریزاناند. در [[روابط اجتماعی]]، لازم است [[انسان]] تواضع به [[خرج]] داد تا دیگران رغبت نشان داده با او روابط حسنه برقرار کنند. تواضع، یکی از [[حقوقی]] است که هر [[مسلمانی]] به گردن هم دیگر دارد. [[انسان]] باید از [[تکبر]] اجتناب ورزد؛ زیرا [[خداوند]] هیچ متکبری را دوست ندارد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: [[خدا]] به من [[وحی]] کرد که تواضع کنید تا کسی به کسی فخر نفروشد: {{متن حدیث| إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَيَّ أَنْ تَوَاضَعُوا حَتَّى لَا يفخر أَحَدُ عَلَى أَحَدُ }}<ref>سید عبدالله شبر، اخلاق، ص۱۶۷.</ref>. | |||
طبق [[آموزههای دینی]]، هر کس در این [[دنیا]] در برابر [[برادران]] خود [[فروتنی]] کرده، تواضع بخرج دهد، در نزد خداوند از جمله [[صدیقین]] محسوب میگردد. [[امام عسکری]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|وَ مَنْ تَوَاضَعَ فِي الدُّنْيَا لِإِخْوَانِهِ- فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الصِّدِّيقِينَ}}<ref>میزان الحکمه، ج۴، ح۲۱۸۳۲.</ref>. تواضع موجب [[محبت]] میشود؛ [[حضرت علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|ثَمَرَةُ التَّوَاضُعِ الْمَحَبَّةُ}}<ref>میزان الحکمه، ج۴، ح۲۱۸۶۰.</ref>؛ «تواضع فرد موجب میشود [[مردم]] او را دوست بدارند». | |||
لذا میتوان شاخصههای تواضع را چنین ذکر کرد: | |||
# در برخورد با دیگران بکوشد قبل از طرف، [[سلام]] نماید<ref>میزان الحکمه، ح۲۱۸۵۳.</ref>... یعنی [[انتظار]] نداشته باشد همواره دیگران به او [[سلام]] کنند. | |||
# هر جا فضای خالی دید بنشیند، هر چند متناسب با [[شأن]] او نباشد<ref>میزان الحکمه، ح۲۱۸۵۳.</ref>. یعنی اگر کسی شایستگی دارد تا در صدر مجلس بنشیند، حال چنانچه در آن مکان فضای خالی نبود و در جای پایینتر از شأن خود، نشست اشکالی ندارد. | |||
# [[ریا]] و [[سمعه]] را دوست نداشته باشد<ref>میزان الحکمه، ح۲۱۸۵۳.</ref>. در ریا و سمعه فرد عمل خود را برای این انجام میدهد که دیگران از او تعریف و [[تمجید]] کنند؛ منتها در ریا عمل فرد را میبینند؛ مثلاً شخص نمازش را طول میدهد تا دیگران آن را دیده، بگویند این شخص چه [[آدم]] [[زاهد]] و با خدایی است. اما در سمعه فرد ممکن است عملش را در حضور دیگران انجام ندهد، بلکه هدفش این باشد که دیگران هر [[زمان]] از عمل وی بشنوند، او را تعریف کنند. [[سمعه]] از «[[سمع]]» مربوط به شنیدن است، اما [[ریا]] از «[[رؤیت]]» و با دیدن ارتباط دارد. | |||
# یکی دیگر از شاخصهای تواضع این است که [[انسان]] بافقرا بنشیند. [[پیامبر اسلام]]{{صل}} فرمود: [[فروتنی]] کنید و با [[فقیران]] بنشینید تا در پیش [[خدا]] بزرگ باشید و از [[تکبر]] بر کنار مانید<ref>{{متن حدیث| تَوَاضَعُوا وَ جَالِسُوا الْمَسَاكِينِ، تَكُونُوا مِنْ كبرآء اللَّهِ وتحرجوا مِنَ الْكِبْرِ }}؛ نهج الفصاحه، ح۱۱۸۶.</ref>. در [[حدیثی]] دیگر آمده است: «نشستن با [[فقرا]] از لوازم تواضع است»<ref>{{متن حدیث|الْجُلُوسُ مَعَ الْفُقَرَاءِ مِنَ التَّوَاضُعُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۳۲۲.</ref>. | |||
# با خدمتگزاران غذا بخورد؛ در حدیثی از پیامبر اسلام{{صل}} آمده است که فرمود: [[غذا خوردن]] با خادم نوعی تواضع و فروتنی است <ref>{{متن حدیث| الْأَكْلُ مَعَ الْخَادِمِ مِنَ التَّوَاضُعُ }}؛ نهج الفصاحه، ح۱۰۶۱.</ref>. | |||
# در برابر کسی که [[نیکی]] کرده، تواضع کند. [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: هر کسی که با تو نیکی کند با وی [[متواضع]] باش، گرچه برده [[حبشی]] باشد<ref>{{متن حدیث| تَوَاضَعَ لِلْمُحْسِنِ إِلَيْكَ وَ إِنْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً }}؛ نهج الفصاحه، ح۱۱۸۴.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 51-54.</ref> | |||
== راههای تحصیل == | == راههای تحصیل == | ||
بعضی علمای اخلاق، راه تحصیل | بعضی علمای اخلاق، راه تحصیل تواضع را توجه به آثار [[تکبر]] و دوری از آن میدانند که از دو راه [[علمی]] و عملی امکانپذیر است. راه علمی، [[شناخت]] ذلت نفس و [[ضعف]] آن، شناخت عظمت [[رب]] و [[تفکر]] در احوال و سختیهای روز قیامت و [[عذاب]] [[آخرت]] است و راه عملی، مواظبت بر [[اعمال]] متواضعان، مانند نشستن بر [[زمین]] و غذاخوردن با زیردستان است<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۶/۲۵۲–۲۵۶؛ نراقی، جامع السعادات، ۱/۳۸۹–۳۹۰.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ – ۵۵۱.</ref> | ||
== آثار تواضع == | == آثار تواضع == | ||
در بعضی از [[روایات]]، | در بعضی از [[روایات]]، تواضع در برابر [[بندگان]]، سبب جلب [[محبت]] دیگران<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۹.</ref> و تواضع در برابر [[خداوند]] سبب افزونی [[نعمت]]<ref>نهج البلاغه، ترجمه سیدجمالالدین دینپرور، ح۲۱۵، ۵۴۹.</ref> و مزرعه [[خشوع]]، [[خضوع]]، [[خشیت]] و [[حیا]]<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۷۲/۱۲۱.</ref>، همچنین رسیدن به مقام صدیقین<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ۱۱/۲۹۵.</ref> دانسته شده است<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ – ۵۵۱.</ref>. | ||
== تواضع در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} == | |||
{{اصلی|تواضع در معارف و سیره نبوی}} | |||
[[سیره رسول اکرم]]{{صل}} جامع تمام نشانههای فروتنی بود و فروتنیاش در تمام رفتارهای آن حضرت و [[شئون]] مختلف زندگیاش جلوهای خاص داشت. ایشان گرچه [[پیامبر]]{{صل}} بود و مقامی عالی داشت؛ اما در [[سلام کردن]] از همه، حتی از کودکان، [[سبقت]] میگرفت<ref>البخاری، صحیح، ج ۷، ص۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۲۶۰.</ref> و با [[خضوع]] تمام با [[ثروتمند]] و [[فقیر]]، صغیر و کبیر [[دست]] میداد و دست خود را نمیکشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>حسن دیلمی، ارشادالقلوب، ج۱، ص۱۱۵، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص۵۴ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، صج ۴۰.</ref> و روی از او برنمیگرداند تا اینکه طرف مقابل از او روی برمیگرداند و میرفت. ایشان به [[سنت]] [[انبیای گذشته]]، به سبب تواضع با [[عصا]] راه میرفت و بر آن تکیه میکرد<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۴ - ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۲.</ref>. گاه پیرزنی او را متوقف میکرد و مدتی طولانی با او درباره حاجتش صحبت میکرد<ref>قاضی ابرقوه، سیرت رسول اللّه{{صل}}، ج ۲، ص۱۰۳۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۳، ص۱۱۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۲، ص۵۸۰ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۵، ص۳۳۹.</ref>. | |||
در حد امکان، اسب و استر و الاغ سوار میشد و بسیاری از اوقات بر الاغ سوار میشد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref> و دیگری را نیز بر ترک خود سوار میکرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۱۵؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۸۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref>. از حشمتهای ظاهری [[نفرت]] داشت؛ از این رو، اگر سواره بود، [[اجازه]] نمیداد که کسی پیاده همراه او حرکت کند<ref>ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، ج ۴، ص۳۷۲ و مکارم الاخلاق، ص۲۲.</ref>. سوار شدن بر الاغ برهنه و بیجهاز را [[دوست]] میداشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹.</ref>. از [[بیماران]] حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عیادت]] میفرمود<ref>ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص۲۴۸ و ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و در [[تشییع]] جنازهها حاضر میشد<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص۲۱۵.</ref>. | |||
ایشان از همه متواضعتر بود و آن را بر تمام ثروتهای [[دنیا]] ترجیح میداد. روایت شده است: روزی فرشتهای خدمت [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و گفت: "همانا [[خداوند]] تو را مخیر کرده است، میان اینکه [[بنده]] [[متواضع]] او باشی، یا اینکه [[پادشاه]] و رسولش باشی"؛ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[جبرئیل]] به من نگریست و با دستش اشاره کرد که تواضع کن." پس پیامبر{{صل}} فرمود: "من [[بندگی]] و تواضع را همراه [[رسالت]] [[انتخاب]] کردم." آن [[فرشته]] نیز در حالی که در دستش کلید گنجهای [[زمین]] بود، گفت: "اگر قبول هم میکردی، از مقامی که نزد [[خدا]] داشتی کم نمیشد"<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۲۲ و وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۲۷۳ و با اندکی اختلاف در: دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۱۷-۳۱۹.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||