تواضع: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[28]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[تواضع در قرآن]] - [[تواضع در حدیث]] - [[تواضع در اخلاق اسلامی]] - [[تواضع در معارف و سیره نبوی]] - [[تواضع در معارف و سیره علوی]] - [[تواضع در معارف دعا و زیارات]] - [[تواضع در معارف و سیره سجادی]] - [[تواضع در فقه سیاسی]] - [[تواضع در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[تواضع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[تواضع در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[تواضع در قرآن]] - [[تواضع در حدیث]] - [[تواضع در اخلاق اسلامی]] - [[تواضع در معارف و سیره نبوی]] - [[تواضع در معارف و سیره علوی]] - [[تواضع در معارف دعا و زیارات]] - [[تواضع در معارف و سیره سجادی]] - [[تواضع در فقه سیاسی]] - [[تواضع در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[تواضع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[تواضع در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


خط ۳۶: خط ۳۵:


== اسباب و زمینه‌ها ==
== اسباب و زمینه‌ها ==
در برخی [[روایات]]، تواضع، نتیجه [[علم]] و [[عقل]] شمرده شده است<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۸.</ref> و اصل تواضع در برابر [[خداوند]]، در سخنی منسوب به امام صادق{{ع}} ناشی از [[ادراک]] و [[مشاهده]] جلال، عظمت و هیبت [[حق]] شمرده شده است<ref>مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق{{ع}}، ۷۳.</ref>.
در برخی [[روایات]]، تواضع، نتیجه [[علم]] و [[عقل]] شمرده شده است<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۸.</ref> و اصل تواضع در برابر [[خداوند]]، در سخنی منسوب به امام صادق{{ع}} ناشی از [[ادراک]] و مشاهده جلال، عظمت و هیبت [[حق]] شمرده شده است<ref>مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق{{ع}}، ۷۳.</ref>.


یکی از علمای معاصر «[[شرح صدر]]» را از [[اسباب تواضع]] می‌داند که از معرفت [[حق‌تعالی]] حاصل می‌شود. به [[اعتقاد]] ایشان شرح صدر و [[سعه وجودی انسان]]، ویژگی‌هایی برای نفس ایجاد می‌کند که در نهایت، سبب به دست آمدن تواضع می‌شود. این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:
یکی از علمای معاصر «[[شرح صدر]]» را از اسباب تواضع می‌داند که از معرفت [[حق‌تعالی]] حاصل می‌شود. به [[اعتقاد]] ایشان شرح صدر و [[سعه وجودی انسان]]، ویژگی‌هایی برای نفس ایجاد می‌کند که در نهایت، سبب به دست آمدن تواضع می‌شود. این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:
# [[بی‌اعتنایی]] به [[مواهب الهی]] که به [[انسان]] داده شده است؛ مانند [[مال]]، [[جمال]] و [[مقام]]، تا این امور ظرف وجودی او را پر نکنند؛
# بی‌اعتنایی به [[مواهب الهی]] که به [[انسان]] داده شده است؛ مانند [[مال]]، [[جمال]] و [[مقام]]، تا این امور ظرف وجودی او را پر نکنند؛
# [[روی‌گردانی]] از یاد غیر حق‌تعالی با ذکر او و [[دل]] خوش نکردن به غیر [[حق]]؛
# روی‌گردانی از یاد غیر حق‌تعالی با ذکر او و [[دل]] خوش نکردن به غیر [[حق]]؛
# کوچک شمردن هرچه غیر حق و آثار جلال و جمال اوست. در این صورت انسان هرچه [[واردات]] [[قلبی]] پیدا کند، دامنگیر او نمی‌شود. این امور سبب می‌شود در نفس وی تواضع و [[عزت]] ایجاد شود<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۳۶–۳۳۷.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ – ۵۵۱.</ref>
# کوچک شمردن هرچه غیر حق و آثار جلال و جمال اوست. در این صورت انسان هرچه [[واردات]] [[قلبی]] پیدا کند، دامنگیر او نمی‌شود. این امور سبب می‌شود در نفس وی تواضع و [[عزت]] ایجاد شود<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۳۶–۳۳۷.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ – ۵۵۱.</ref>


خط ۴۸: خط ۴۷:
علمای اخلاق و [[عرفان]] نیز تواضع را در مواردی مذموم می‌دانند؛ چنان‌که تواضع در برابر متکبران<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴.</ref>، [[فاسقان]]<ref>مازندرانی، شرح فروع الکافی، ۸/۳۳۶.</ref> و کافران<ref>کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، ۴۰۵.</ref> را جایز ندانسته، [[تکبر]] در برابر توانگران [[متکبر]] را عین تواضع شمرده‌اند<ref>قشیری، رساله قشیریه، ۲۸۳.</ref>. همچنین تواضع در صورتی که از حالت [[اعتدال]] خارج گردد و به [[افراط]] متمایل شود، به [[سستی]] و مهانت تبدیل می‌شود که از صفات مذموم است<ref>مدنی، ریاض السالکین، ۵/۴۸۱.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ ـ ۵۵۱.</ref>
علمای اخلاق و [[عرفان]] نیز تواضع را در مواردی مذموم می‌دانند؛ چنان‌که تواضع در برابر متکبران<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴.</ref>، [[فاسقان]]<ref>مازندرانی، شرح فروع الکافی، ۸/۳۳۶.</ref> و کافران<ref>کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، ۴۰۵.</ref> را جایز ندانسته، [[تکبر]] در برابر توانگران [[متکبر]] را عین تواضع شمرده‌اند<ref>قشیری، رساله قشیریه، ۲۸۳.</ref>. همچنین تواضع در صورتی که از حالت [[اعتدال]] خارج گردد و به [[افراط]] متمایل شود، به [[سستی]] و مهانت تبدیل می‌شود که از صفات مذموم است<ref>مدنی، ریاض السالکین، ۵/۴۸۱.</ref>.<ref>[[محمد جواد مجتهدزاده|مجتهدزاده، محمد جواد]]، [[تواضع - مجتهدزاده (مقاله)|مقاله «تواضع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۴۶ ـ ۵۵۱.</ref>


اگرچه تواضع در جای خود از [[آداب]] پسندیده و از [[صفات]] [[بندگان خاص]] [[خدا]]ست<ref>سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ اما تواضع بی‌جا نیز مفسده‌هایی دارد. تواضع ناب‌جا، [[حقارت]] فرد را به دنبال دارد و این کار در [[اسلام]]، [[حرام]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} میان [[فروتنی]] و حقارت، مرز قائل شده و [[انسان‌ها]] را از فروتنی‌های بی‌مورد [[نهی]] فرموده است. ‌در [[حدیثی]] از ایشان [[روایت]] شده است: "هرگاه متواضعان [[امت]] مرا دیدید، در مقابلشان تواضع کنید و زمانی که با [[متکبران]] روبرو شدید، بر آنها [[تکبر]] کنید که این [[رفتار]] باعث [[خواری]] متکبران است"<ref>{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمُ‌ الْمُتَوَاضِعِينَ‌ مِنْ أُمَّتِي فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ مَذَلَّةٌ وَ صَغَارٌ}}؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۰۱ و القتنی، تذکرة الموضوعات، ص۱۹۱.</ref>؛ [[سیره‌نویسان]] درباره [[سیره رسول خدا]]{{صل}} چنین بیان داشته‌اند: "او متواضعی بود که خود را به حقارت نمی‌افکند"<ref>ارشاد القلوب، ص۱۱۵ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص۵۴.</ref>. [[نبی خاتم]]{{صل}} می‌فرمود: "خوشا به حال کسی که برای [[خدای متعال]] فروتنی کند، بی‌آنکه کار او [[کاستی]] و نقصی در پی داشته باشد و خود را [[ذلیل]] سازد و در در حال خواری و [[مسکنت]] باشد"<ref>امالی [[طوسی]]، ص۵۳۹، [[المعجم الکبیر]]، ج ۵، ص۷۱؛ [[بیهقی]]، [[سنن]] الکبری، ج ۴، ص۱۸۲ و [[اعلام الدین]]، ص۲۰۳.</ref>‌. تواضع در برابر [[کفار]] و نیز تواضع به سبب [[ثروت]]<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۱۷؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص۲۳۲ و کنز العمال، ج ۳، ص۲۳۰.</ref> هم از دیگر موارد فروتنی‌های نامعقول و نابجا است که آن حضرت از آن نهی فرموده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۳.</ref>.
اگرچه تواضع در جای خود از [[آداب]] پسندیده و از [[صفات]] [[بندگان خاص]] [[خدا]]ست<ref>سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ اما تواضع بی‌جا نیز مفسده‌هایی دارد. تواضع ناب‌جا، [[حقارت]] فرد را به دنبال دارد و این کار در [[اسلام]]، [[حرام]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} میان [[فروتنی]] و حقارت، مرز قائل شده و [[انسان‌ها]] را از فروتنی‌های بی‌مورد [[نهی]] فرموده است. ‌در [[حدیثی]] از ایشان [[روایت]] شده است: "هرگاه متواضعان [[امت]] مرا دیدید، در مقابلشان تواضع کنید و زمانی که با [[متکبران]] روبرو شدید، بر آنها [[تکبر]] کنید که این [[رفتار]] باعث [[خواری]] متکبران است"<ref>{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمُ‌ الْمُتَوَاضِعِينَ‌ مِنْ أُمَّتِي فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ مَذَلَّةٌ وَ صَغَارٌ}}؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۰۱ و القتنی، تذکرة الموضوعات، ص۱۹۱.</ref>؛ [[سیره‌نویسان]] درباره [[سیره رسول خدا]]{{صل}} چنین بیان داشته‌اند: "او متواضعی بود که خود را به حقارت نمی‌افکند"<ref>ارشاد القلوب، ص۱۱۵ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص۵۴.</ref>. [[نبی خاتم]]{{صل}} می‌فرمود: "خوشا به حال کسی که برای [[خدای متعال]] فروتنی کند، بی‌آنکه کار او کاستی و نقصی در پی داشته باشد و خود را [[ذلیل]] سازد و در در حال خواری و [[مسکنت]] باشد"<ref>امالی [[طوسی]]، ص۵۳۹، [[المعجم الکبیر]]، ج ۵، ص۷۱؛ [[بیهقی]]، [[سنن]] الکبری، ج ۴، ص۱۸۲ و [[اعلام الدین]]، ص۲۰۳.</ref>‌. تواضع در برابر [[کفار]] و نیز تواضع به سبب [[ثروت]]<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۱۷؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص۲۳۲ و کنز العمال، ج ۳، ص۲۳۰.</ref> هم از دیگر موارد فروتنی‌های نامعقول و نابجا است که آن حضرت از آن نهی فرموده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۳.</ref>.


== شاخص‌های تواضع ==
== شاخص‌های تواضع ==
خط ۷۱: خط ۷۰:
== تواضع در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} ==
== تواضع در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} ==
{{اصلی|تواضع در معارف و سیره نبوی}}
{{اصلی|تواضع در معارف و سیره نبوی}}
[[سیره رسول اکرم]]{{صل}} جامع تمام نشانه‌های فروتنی بود و فروتنی‌اش در تمام رفتارهای آن حضرت و [[شئون]] مختلف زندگی‌اش جلوه‌ای خاص داشت. ایشان گرچه [[پیامبر]]{{صل}} بود و مقامی عالی داشت؛ اما در [[سلام کردن]] از همه، حتی از کودکان، [[سبقت]] می‌گرفت<ref>البخاری، صحیح، ج ۷، ص۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۲۶۰.</ref> و با [[خضوع]] تمام با [[ثروتمند]] و [[فقیر]]، صغیر و کبیر [[دست]] می‌داد و دست خود را نمی‌کشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>حسن دیلمی، ارشادالقلوب، ج۱، ص۱۱۵، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص۵۴ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، صج ۴۰.</ref> و روی از او برنمی‌گرداند تا اینکه طرف مقابل از او روی برمی‌گرداند و می‌رفت. ایشان به [[سنت]] [[انبیای گذشته]]، به سبب تواضع با [[عصا]] راه می‌رفت و بر آن تکیه می‌کرد<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۴ - ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۲.</ref>. گاه پیرزنی او را متوقف می‌کرد و مدتی طولانی با او درباره حاجتش صحبت می‌کرد<ref>قاضی ابرقوه، سیرت رسول اللّه{{صل}}، ج ۲، ص۱۰۳۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۳، ص۱۱۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۲، ص۵۸۰ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۵، ص۳۳۹.</ref>.
[[سیره رسول اکرم]]{{صل}} جامع تمام نشانه‌های فروتنی بود و فروتنی‌اش در تمام رفتارهای آن حضرت و [[شئون]] مختلف زندگی‌اش جلوه‌ای خاص داشت. ایشان گرچه [[پیامبر]]{{صل}} بود و مقامی عالی داشت؛ اما در [[سلام کردن]] از همه، حتی از کودکان، [[سبقت]] می‌گرفت<ref>البخاری، صحیح، ج ۷، ص۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۲۶۰.</ref> و با [[خضوع]] تمام با [[ثروتمند]] و [[فقیر]]، صغیر و کبیر [[دست]] می‌داد و دست خود را نمی‌کشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>حسن دیلمی، ارشادالقلوب، ج۱، ص۱۱۵، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص۵۴ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، صج ۴۰.</ref> و روی از او برنمی‌گرداند تا اینکه طرف مقابل از او روی برمی‌گرداند و می‌رفت. ایشان به [[سنت]] [[انبیای گذشته]]، به سبب تواضع با عصا راه می‌رفت و بر آن تکیه می‌کرد<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۴ - ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۲.</ref>. گاه پیرزنی او را متوقف می‌کرد و مدتی طولانی با او درباره حاجتش صحبت می‌کرد<ref>قاضی ابرقوه، سیرت رسول اللّه{{صل}}، ج ۲، ص۱۰۳۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۳، ص۱۱۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۲، ص۵۸۰ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۵، ص۳۳۹.</ref>.


در حد امکان، اسب و استر و الاغ سوار می‌شد و بسیاری از اوقات بر الاغ سوار می‌شد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref> و دیگری را نیز بر ترک خود سوار می‌کرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۱۵؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۸۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref>. از حشمت‌های ظاهری [[نفرت]] داشت؛ از این رو، اگر سواره بود، [[اجازه]] نمی‌داد که کسی پیاده همراه‌ او حرکت کند<ref>ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، ج ۴، ص۳۷۲ و مکارم الاخلاق، ص۲۲.</ref>. سوار شدن بر الاغ برهنه و بی‌جهاز را [[دوست]] می‌داشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹.</ref>. از [[بیماران]] حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عیادت]] می‌فرمود<ref>ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص۲۴۸ و ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و در [[تشییع]] جنازه‌ها حاضر می‌شد<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص۲۱۵.</ref>.
در حد امکان، اسب و استر و الاغ سوار می‌شد و بسیاری از اوقات بر الاغ سوار می‌شد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref> و دیگری را نیز بر ترک خود سوار می‌کرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۱۵؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۸۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۸۲.</ref>. از حشمت‌های ظاهری [[نفرت]] داشت؛ از این رو، اگر سواره بود، [[اجازه]] نمی‌داد که کسی پیاده همراه‌ او حرکت کند<ref>ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، ج ۴، ص۳۷۲ و مکارم الاخلاق، ص۲۲.</ref>. سوار شدن بر الاغ برهنه و بی‌جهاز را [[دوست]] می‌داشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹.</ref>. از [[بیماران]] حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عیادت]] می‌فرمود<ref>ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص۲۴۸ و ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و در [[تشییع]] جنازه‌ها حاضر می‌شد<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۵؛ الطبقات الکبری، ص۲۷۹ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص۲۱۵.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش