سیاست در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
واژه [[سیاست]] در [[روایات]] درباره [[پیامبران]] گذشته و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[امامان]] به کار رفته است. در منابع [[اهل‌سنت]] نقل شده که [[رسول خدا]]{{صل}} درباره [[پیامبران بنی‌اسرائیل]] می‌فرماید: «[[بنی‌اسرائیل]] را پیامبران آنان اداره می‌کردند؛ هرگاه [[پیامبری]] می‌رفت، [[پیامبر]] دیگری [[جانشین]] وی می‌شد»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَتْ تَسُوسُهُمْ أَنْبِيَاؤُهُمْ كُلَّمَا ذَهَبَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ}}؛ ابن‌ابی‌شیبه، المصنف (تحقیق کمال یوسف حوت)، ج۷، ص۴۶۴؛ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۳، ص۱۲۷۳؛ احمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، ج۲ ص۲۹۷؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۷۱.</ref>. در معنای این عبارت نوشته‌اند: پیامبران [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] آنان را مانند [[فرماندهان]] و [[والیان]] بر عهده می‌گرفتند<ref>{{عربی|أَي تتولى أُمورَهم كما يفعل الأُمَراء و الوُلاة بالرَّعِيَّة}}؛ ابن‌اثیر جزری (مبارک)، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۲، ص۴۲۱؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۷۸.</ref>. در روایتی در کافی [[امام صادق]]{{ع}} بیان می‌کند که [[خداوند]] به [[نیکی]] پیامبر{{صل}} را [[تربیت]] کرد: «پس خداوند[[امر]] [[دین]] و کار [[امت]] را به او واگذار کرد تا به سیاست و [[هدایت مردم]] بپردازد؛ پس فرمود: آنچه [[رسول]] برای شما آورده بگیرید و از آنچه از آن [[نهی]] کرده است، دوری کنید»<ref>{{متن حدیث|فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۶؛ محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۳، ص۶۱۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۷، ص۴.</ref>.
واژه [[سیاست]] در [[روایات]] درباره [[پیامبران]] گذشته و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[امامان]] به کار رفته است. در منابع [[اهل‌سنت]] نقل شده که [[رسول خدا]]{{صل}} درباره [[پیامبران بنی‌اسرائیل]] می‌فرماید: «[[بنی‌اسرائیل]] را پیامبران آنان اداره می‌کردند؛ هرگاه [[پیامبری]] می‌رفت، [[پیامبر]] دیگری [[جانشین]] وی می‌شد»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَتْ تَسُوسُهُمْ أَنْبِيَاؤُهُمْ كُلَّمَا ذَهَبَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ}}؛ ابن‌ابی‌شیبه، المصنف (تحقیق کمال یوسف حوت)، ج۷، ص۴۶۴؛ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۳، ص۱۲۷۳؛ احمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، ج۲ ص۲۹۷؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۷۱.</ref>. در معنای این عبارت نوشته‌اند: پیامبران [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] آنان را مانند فرماندهان و والیان بر عهده می‌گرفتند<ref>{{عربی|أَي تتولى أُمورَهم كما يفعل الأُمَراء و الوُلاة بالرَّعِيَّة}}؛ ابن‌اثیر جزری (مبارک)، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۲، ص۴۲۱؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۷۸.</ref>. در روایتی در کافی [[امام صادق]]{{ع}} بیان می‌کند که [[خداوند]] به [[نیکی]] پیامبر{{صل}} را [[تربیت]] کرد: «پس خداوند[[امر]] [[دین]] و کار [[امت]] را به او واگذار کرد تا به سیاست و [[هدایت مردم]] بپردازد؛ پس فرمود: آنچه [[رسول]] برای شما آورده بگیرید و از آنچه از آن [[نهی]] کرده است، دوری کنید»<ref>{{متن حدیث|فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۶؛ محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۳، ص۶۱۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۷، ص۴.</ref>.


این [[حدیث]] سیاست را به معنای [[امر و نهی]] و اجرای [[دستورهای پیامبر]]{{صل}} دانسته که معنای دوم است و چون پس از بیان [[تربیت رسول خدا]]{{صل}} بیان شده، بدیهی است که این امر و نهی باید در جهت [[اصلاح]] [[مردم]] باشد.
این [[حدیث]] سیاست را به معنای [[امر و نهی]] و اجرای [[دستورهای پیامبر]]{{صل}} دانسته که معنای دوم است و چون پس از بیان [[تربیت رسول خدا]]{{صل}} بیان شده، بدیهی است که این امر و نهی باید در جهت [[اصلاح]] [[مردم]] باشد.
خط ۱۵: خط ۱۵:
در روایات، یکی از [[ویژگی‌های امام]]، [[آگاهی]] وی به سیاست<ref>{{متن حدیث|عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۲؛ ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۴۱؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص۶۷۸.</ref> دانسته شده است؛ یعنی آنان [[آگاه]] هستند به مواردی که برای [[اصلاح]] و [[تربیت اجتماعی]] [[مردم]] لازم است<ref>{{متن حدیث|أي بما يصلح الأمة}}؛ [[محمدباقر مجلسی]]، [[مرآة العقول]] فی شرح أخبار [[آل الرسول]]، ج۲، ص۳۹۶.</ref>؛ بنابراین اگر [[حکومتی]] سیاستش در جهت [[اصلاح جامعه]] و [[هدایت مردم]] به سوی [[قوانین شرع]] نبود، با او به [[مبارزه]] می‌پرداختند و در جهت اصلاح جامعه و [[حکومت]] برای [[اجرای قوانین]] [[شرع]] تلاش می‌نمودند که از آن به مبازره [[سیاسی]] تعبیر می‌شود؛ مبارزه‌ای که همراه با آگاهی‌بخشی به اقشار مختلف [[جامعه]] که مسیر درست [[اسلامی]] را نشان می‌دهد و [[انحرافات]] [[حکومت‌ها]] را آشکار می‌نماید.
در روایات، یکی از [[ویژگی‌های امام]]، [[آگاهی]] وی به سیاست<ref>{{متن حدیث|عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۲؛ ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۴۱؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص۶۷۸.</ref> دانسته شده است؛ یعنی آنان [[آگاه]] هستند به مواردی که برای [[اصلاح]] و [[تربیت اجتماعی]] [[مردم]] لازم است<ref>{{متن حدیث|أي بما يصلح الأمة}}؛ [[محمدباقر مجلسی]]، [[مرآة العقول]] فی شرح أخبار [[آل الرسول]]، ج۲، ص۳۹۶.</ref>؛ بنابراین اگر [[حکومتی]] سیاستش در جهت [[اصلاح جامعه]] و [[هدایت مردم]] به سوی [[قوانین شرع]] نبود، با او به [[مبارزه]] می‌پرداختند و در جهت اصلاح جامعه و [[حکومت]] برای [[اجرای قوانین]] [[شرع]] تلاش می‌نمودند که از آن به مبازره [[سیاسی]] تعبیر می‌شود؛ مبارزه‌ای که همراه با آگاهی‌بخشی به اقشار مختلف [[جامعه]] که مسیر درست [[اسلامی]] را نشان می‌دهد و [[انحرافات]] [[حکومت‌ها]] را آشکار می‌نماید.


برخی در [[شرایط امام]]، عاقل‌تربودن را شرط دانسته‌اند و آن را به [[رأی]] [[نیکو]] و [[آگاهی]] بیشتر به [[سیاست]] معنا کرده‌اند<ref>{{عربی|و يجب أن يكون أعقل الناس و المراد بالأعقل أجودهم رأيا و أعلمهم بالسياسة}}؛ محمد بن احمد فتال نیشابوری، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج۱، ص۸۸.</ref>. سیاست قابل توصیف به [[نیک]] و بد است. به همین جهت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} هر سیاستی را نمی‌پسندد و آن را اگر با [[نیکی]] و [[عدل]] باشد می‌ستاید و [[ضعف]] را آفت آن می‌داند و [[ستم]] را در سیاست [[زشت]] می‌شمارد. ایشان در باب اهمیت آن می‌فرماید: «و با حسن سیاست، [[ادب]] شایسته در جامعه ایجاد می‌شود»<ref>{{متن حدیث|وَ بِحُسْنِ السِّيَاسَةِ يَكُونُ الْأَدَبُ الصَّالِحُ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸.</ref>. آن حضرت در نامۀ خود به [[مالک اشتر]] یکی از شرایط [[کارگزاران]] را آگاهی سیاسی آنان دانسته‌اند<ref>{{متن حدیث|فَاصْطَفِ لِوِلَايَةِ أَعْمَالِكَ أَهْلَ الْوَرَعِ وَ الْفِقْهِ وَ الْعِلْمِ وَ السِّيَاسَةِ}}؛ ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۳۷؛ قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۶۱.</ref>. در کلمات [[امیر مؤمنان]]{{ع}} جملات متعددی درباره سیاست آمده است؛ مانند این جملات: ملاک سیاست، عدل است<ref>{{متن حدیث| مِلَاكُ السِّيَاسَةِ الْعَدْلُ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۴۸۶.</ref>؛ حسن سیاست باعث قوام [[رعیت]]<ref>{{متن حدیث| حُسْنُ السِّيَاسَةِ قِوَامُ الرَّعِيَّةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۲۷.</ref> و دوام [[ریاست]] است<ref>{{متن حدیث| حُسْنُ السِّيَاسَةِ يَسْتَدِيمُ الرِّئَاسَةَ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۲۹.</ref>؛ [[جمال]] [[سیاست]] [[عدل]] در [[حکومت]] و [[عفو]] در هنگام [[قدرت]] است<ref>{{متن حدیث|جَمَالُ السِّيَاسَةِ الْعَدْلُ فِي الْإِمْرَةِ وَ الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، [[عیون]] الحکم و المواعظ، ص۲۲۳.</ref>؛ [[تحمل سختی‌ها]] باعث [[زینت]] سیاست است<ref>{{متن حدیث| الِاحْتِمَالُ زَيْنُ السِّيَاسَةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۴.</ref>؛ آفت [[زعامت]] و [[رهبری]] [[ضعف]] سیاست است<ref>{{متن حدیث| آفَةُ الزُّعَمَاءِ ضَعْفُ السِّيَاسَةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۱۸۱.</ref>؛ [[ستم]]، سیاست [[زشتی]] است<ref>{{متن حدیث|بِئْسَ السِّيَاسَةُ الْجَوْرُ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۱۹۳.</ref>.
برخی در [[شرایط امام]]، عاقل‌تربودن را شرط دانسته‌اند و آن را به رأی [[نیکو]] و [[آگاهی]] بیشتر به [[سیاست]] معنا کرده‌اند<ref>{{عربی|و يجب أن يكون أعقل الناس و المراد بالأعقل أجودهم رأيا و أعلمهم بالسياسة}}؛ محمد بن احمد فتال نیشابوری، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج۱، ص۸۸.</ref>. سیاست قابل توصیف به [[نیک]] و بد است. به همین جهت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} هر سیاستی را نمی‌پسندد و آن را اگر با [[نیکی]] و [[عدل]] باشد می‌ستاید و [[ضعف]] را آفت آن می‌داند و [[ستم]] را در سیاست [[زشت]] می‌شمارد. ایشان در باب اهمیت آن می‌فرماید: «و با حسن سیاست، [[ادب]] شایسته در جامعه ایجاد می‌شود»<ref>{{متن حدیث|وَ بِحُسْنِ السِّيَاسَةِ يَكُونُ الْأَدَبُ الصَّالِحُ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸.</ref>. آن حضرت در نامۀ خود به [[مالک اشتر]] یکی از شرایط [[کارگزاران]] را آگاهی سیاسی آنان دانسته‌اند<ref>{{متن حدیث|فَاصْطَفِ لِوِلَايَةِ أَعْمَالِكَ أَهْلَ الْوَرَعِ وَ الْفِقْهِ وَ الْعِلْمِ وَ السِّيَاسَةِ}}؛ ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۳۷؛ قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۶۱.</ref>. در کلمات [[امیر مؤمنان]]{{ع}} جملات متعددی درباره سیاست آمده است؛ مانند این جملات: ملاک سیاست، عدل است<ref>{{متن حدیث| مِلَاكُ السِّيَاسَةِ الْعَدْلُ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۴۸۶.</ref>؛ حسن سیاست باعث قوام [[رعیت]]<ref>{{متن حدیث| حُسْنُ السِّيَاسَةِ قِوَامُ الرَّعِيَّةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۲۷.</ref> و دوام [[ریاست]] است<ref>{{متن حدیث| حُسْنُ السِّيَاسَةِ يَسْتَدِيمُ الرِّئَاسَةَ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۲۹.</ref>؛ [[جمال]] [[سیاست]] [[عدل]] در [[حکومت]] و [[عفو]] در هنگام [[قدرت]] است<ref>{{متن حدیث|جَمَالُ السِّيَاسَةِ الْعَدْلُ فِي الْإِمْرَةِ وَ الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، [[عیون]] الحکم و المواعظ، ص۲۲۳.</ref>؛ [[تحمل سختی‌ها]] باعث [[زینت]] سیاست است<ref>{{متن حدیث| الِاحْتِمَالُ زَيْنُ السِّيَاسَةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۴.</ref>؛ آفت [[زعامت]] و [[رهبری]] [[ضعف]] سیاست است<ref>{{متن حدیث| آفَةُ الزُّعَمَاءِ ضَعْفُ السِّيَاسَةِ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۱۸۱.</ref>؛ [[ستم]]، سیاست [[زشتی]] است<ref>{{متن حدیث|بِئْسَ السِّيَاسَةُ الْجَوْرُ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۱۹۳.</ref>.


یکی از تلاش‌های [[معصومان]]{{عم}} [[مبارزه]] با سیاست‌های غلط و [[تبعیض‌آمیز]] و ستمگرانه [[حاکمان]] بوده است که آن را [[تحمل]] نمی‌کردند و با توجه به [[مقتضیات زمان]] خود، در برابر این عملکردها موضع می‌گرفتند و به مبارزه مستقیم یا غیرمستقیم با حکومت‌های [[وقت]] می‌پرداختند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص۴۲.</ref>.
یکی از تلاش‌های [[معصومان]]{{عم}} [[مبارزه]] با سیاست‌های غلط و تبعیض‌آمیز و ستمگرانه [[حاکمان]] بوده است که آن را تحمل نمی‌کردند و با توجه به [[مقتضیات زمان]] خود، در برابر این عملکردها موضع می‌گرفتند و به مبارزه مستقیم یا غیرمستقیم با حکومت‌های وقت می‌پرداختند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص۴۲.</ref>.


== کاربری سیاست در [[روایات]] ==
== کاربری سیاست در [[روایات]] ==
در اینجا به نمونه‌هایی از کاربری واژۀ سیاست در متون [[اسلامی]] اشاره می‌کنیم:
در اینجا به نمونه‌هایی از کاربری واژۀ سیاست در متون [[اسلامی]] اشاره می‌کنیم:
# [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[فضیل بن یسار]] نقل می‌کند: شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} به بعضی از [[اصحاب قیس ماصر]] می‌فرماید: همانا [[خدای عزوجل]] [[پیامبر]] خود را [[تربیت]] کرد و خوب تربیت کرد پس آنگاه که تربیتش را به کمال رسانید بدو گفت: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.</ref>. سپس امر [[دین]] و [[امت]] را بدو واگذار کرد تا بندگانش را سیاست کند، پس چنین فرمود: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>. همانا [[رسول]]{{صل}} از سوی [[خداوند]] مورد [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] و [[تأیید]] [[روح‌القدس]] بود در آنچه [[مردم]] را [[سیاست]] و [[تدبیر]] می‌کرد [[لغزش]] و خطایی از او سر نمی‌زد. سپس مجموعه‌ای از [[دستورات]] الزامی [[رسول خدا]]{{صل}} و نیز [[احکام]] ترخیصی آن حضرت را بیان می‌فرماید تا آنجا که می‌گوید: پس [[امر و نهی]] [[رسول الله]]{{صل}} با امر و نهی خداوند موافق و مطابق بود و بر [[بندگان]] [[واجب]] شد که همانگونه که [[تسلیم]] [[امر]] خدایند تسلیم امر رسول باشند<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ الْمَاصِرِ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْ‏ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ}}.{{متن حدیث|فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْيُهُ نَهْيَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِيمُ لَهُ كَالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى}}؛ [[اصول کافی]]، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref>. از این [[روایت]] -به ویژه از [[تفریع]] [[استشهاد]] به آیۀ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ...}} بر جملۀ {{متن حدیث|لِيَسُوسَ عِبَادَهُ}}- رابطۀ بنیادین مفهوم سیاست با امر و نهی استفاده می‌شود.
# [[کلینی]] به سند صحیح از [[فضیل بن یسار]] نقل می‌کند: شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} به بعضی از [[اصحاب قیس ماصر]] می‌فرماید: همانا [[خدای عزوجل]] [[پیامبر]] خود را [[تربیت]] کرد و خوب تربیت کرد پس آنگاه که تربیتش را به کمال رسانید بدو گفت: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.</ref>. سپس امر [[دین]] و [[امت]] را بدو واگذار کرد تا بندگانش را سیاست کند، پس چنین فرمود: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>. همانا [[رسول]]{{صل}} از سوی [[خداوند]] مورد حمایت و پشتیبانی و [[تأیید]] [[روح‌القدس]] بود در آنچه [[مردم]] را [[سیاست]] و [[تدبیر]] می‌کرد [[لغزش]] و خطایی از او سر نمی‌زد. سپس مجموعه‌ای از [[دستورات]] الزامی [[رسول خدا]]{{صل}} و نیز [[احکام]] ترخیصی آن حضرت را بیان می‌فرماید تا آنجا که می‌گوید: پس [[امر و نهی]] [[رسول الله]]{{صل}} با امر و نهی خداوند موافق و مطابق بود و بر [[بندگان]] [[واجب]] شد که همانگونه که [[تسلیم]] [[امر]] خدایند تسلیم امر رسول باشند<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ الْمَاصِرِ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْ‏ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ}}.{{متن حدیث|فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْيُهُ نَهْيَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِيمُ لَهُ كَالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى}}؛ [[اصول کافی]]، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref>. از این [[روایت]] ـ به ویژه از تفریع استشهاد به آیۀ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ...}} بر جملۀ {{متن حدیث|لِيَسُوسَ عِبَادَهُ}} ـ رابطۀ بنیادین مفهوم سیاست با امر و نهی استفاده می‌شود.
# همچنین [[کلینی]] از [[حضرت رضا]]{{ع}} روایت مفصلی در تبیین و [[تعریف امامت]] و [[امام]] نقل می‌کند که در ضمن آن آمده است: امام عالمی است که به هیچ چیز [[نادان]] نیست و [[سرپرستی]] است که کوتاهی نمی‌کند<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ...}}</ref> - تا آنجا که می‌فرماید -: [[دانش]] او همواره در فزونی است، [[بردباری]] او کامل است، بار [[امامت]] را به [[شایستگی]] به دوش گرفته، به [[سیاست]] [[آگاه]] و داناست، اطاعتش [[واجب]] است به [[امر خداوند]] [[قیام]] نموده، [[خیرخواه]] [[بندگان خدا]] و [[نگهبان دین]] خداست... تا آخر [[روایت]]<ref>{{متن حدیث|نَامِي الْعِلْمِ كَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ حَافِظٌ لِدِينِ اللَّهِ... إلی آخر الحديث}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۰۲.</ref>. در این روایت نیز از عطف دو جملۀ {{متن حدیث|مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ}} و {{متن حدیث|قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}} بر جملۀ {{متن حدیث|عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ}} که ظهور در [[تفسیر]] و تطبیق مفهوم سیاست بر مفروض الطاعة بودن و [[قائم]] بأمر [[الله]] بودن [[امام]] دارد، رابطۀ بنیادین مفهوم سیاست با [[امر و نهی]] استفاده می‌شود.
# همچنین [[کلینی]] از [[حضرت رضا]]{{ع}} روایت مفصلی در تبیین و [[تعریف امامت]] و [[امام]] نقل می‌کند که در ضمن آن آمده است: امام عالمی است که به هیچ چیز [[نادان]] نیست و [[سرپرستی]] است که کوتاهی نمی‌کند<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ...}}</ref> - تا آنجا که می‌فرماید -: [[دانش]] او همواره در فزونی است، [[بردباری]] او کامل است، بار [[امامت]] را به شایستگی به دوش گرفته، به [[سیاست]] [[آگاه]] و داناست، اطاعتش [[واجب]] است به [[امر خداوند]] [[قیام]] نموده، [[خیرخواه]] [[بندگان خدا]] و [[نگهبان دین]] خداست... تا آخر [[روایت]]<ref>{{متن حدیث|نَامِي الْعِلْمِ كَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ حَافِظٌ لِدِينِ اللَّهِ... إلی آخر الحديث}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۰۲.</ref>. در این روایت نیز از عطف دو جملۀ {{متن حدیث|مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ}} و {{متن حدیث|قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}} بر جملۀ {{متن حدیث|عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ}} که ظهور در [[تفسیر]] و تطبیق مفهوم سیاست بر مفروض الطاعة بودن و [[قائم]] بأمر [[الله]] بودن [[امام]] دارد، رابطۀ بنیادین مفهوم سیاست با [[امر و نهی]] استفاده می‌شود.
# در [[رسالۀ حقوق]] که [[صدوق]] آن را به [[سند صحیح]] از [[امام سجاد]]{{ع}} روایت کرده، آمده است: "و اما [[حق]] سیاست‌کنندۀ تو از راه [[مالکیت]]، این است که او را [[اطاعت]] کنی و [[معصیت]] نکنی مگر در آنجا که موجب [[خشم خدا]] گردد؛ زیرا مخلوق را در آنچه معصیت خداست اطاعتی نیست"<ref>{{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ إِلَّا فِيمَا يُسْخِطُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ}}وسائل الشیعه، ج۱۵، ابواب جهاد النفس، باب۳، ح۱، ص۱۷۴.</ref>. [[شاهد]] ما از مقطعی که از این رساله در بالا ذکر کردیم، این است که عبارت {{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ}} صریح در این است که اساس سیاست بالملک، امر و نهی است.  
# در [[رسالۀ حقوق]] که [[صدوق]] آن را به سند صحیح از [[امام سجاد]]{{ع}} روایت کرده، آمده است: "و اما [[حق]] سیاست‌کنندۀ تو از راه [[مالکیت]]، این است که او را [[اطاعت]] کنی و [[معصیت]] نکنی مگر در آنجا که موجب [[خشم خدا]] گردد؛ زیرا مخلوق را در آنچه معصیت خداست اطاعتی نیست"<ref>{{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ إِلَّا فِيمَا يُسْخِطُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ}}وسائل الشیعه، ج۱۵، ابواب جهاد النفس، باب۳، ح۱، ص۱۷۴.</ref>. [[شاهد]] ما از مقطعی که از این رساله در بالا ذکر کردیم، این است که عبارت {{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ}} صریح در این است که اساس سیاست بالملک، امر و نهی است.  


افزون بر آنچه در [[روایات]] نقل شده، واژۀ [[قرآنی]] "[[اولو الامر]]" که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و اولی‌الامر از خودتان را» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و نیز در آیه {{متن قرآن|وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ}}<ref>«و چنانچه آن را به رسول و اولی‌الامر از خودشان ارجاع می‌دادند» سوره نساء، آیه ۸۳.</ref> به معنای [[رهبران سیاسی]] به کار رفته است، دلیل دیگری بر جایگاه بنیادین "[[أمر]]" به معنای دستور و [[فرمان]] در مفهوم [[سیاست]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص۳۱-۴۲.</ref>.
افزون بر آنچه در [[روایات]] نقل شده، واژۀ [[قرآنی]] "[[اولو الامر]]" که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و اولی‌الامر از خودتان را» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و نیز در آیه {{متن قرآن|وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ}}<ref>«و چنانچه آن را به رسول و اولی‌الامر از خودشان ارجاع می‌دادند» سوره نساء، آیه ۸۳.</ref> به معنای رهبران سیاسی به کار رفته است، دلیل دیگری بر جایگاه بنیادین "[[أمر]]" به معنای دستور و [[فرمان]] در مفهوم [[سیاست]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص۳۱-۴۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۷: خط ۳۷:


[[رده:سیاست]]
[[رده:سیاست]]
[[رده:سیره سیاسی]]
[[رده:مدخل‌های تلخیص شده]]
[[رده:مدخل‌های تلخیص شده]]
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش