جز
جایگزینی متن - '،-' به ' -'
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -') |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
دادههای [[تاریخی]] و نیز توجه به مناسبات نزدیک و تنگاتنگ میان [[قریش]] و بنی ملکان، ما را به این [[حقیقت]] سوق میدهد که ملکانیها از همان دوران آغازین [[بعثت]]، با اسلام آشنا بودهاند. بیشک [[آگاهی]] آنان از حادثه بعثت به همان سالهای نخست، حتی ماههای نخست [[پیامبری]] [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} برمیگردد. امّا بر خلاف این آشناییها، نه تنها از گرویدن ایشان به [[اسلام]] گزارشی در دست نیست، بلکه برخی از ملکانیها، [[قریش]] را در [[مبارزه]] با [[دعوت پیامبر]]{{صل}} [[همراهی]] هم میکردند. چندان که برخی از سران ایشان همانند مالک بن طلاطلة بن عمرو بن غبشان از مستهزئین [[رسول خدا]]{{صل}} و همدست قریش در [[آزاررسانی]] و ایجاد مزاحمت برای حضرت در راه [[دعوت]] بزرگشان بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۳؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲.</ref>. با [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، این [[دشمنیها]] همچنان تداوم یافت تا حدی که برخی از آنان، همگام با [[کفار]] [[مکه]] در نبردهای بزرگ قریش با حضرت، حضور یافتند که [[سباع بن عبدالعزی عمرو بن نضلة بن غبشان]] از جمله ایشان بود. گفته شده: زمانی که [[حمزه سید الشهداء]]{{ع}} در [[احد]] سخت [[نبرد]] میکرد و هر که را به نبردش میآمد، از پای درمیآورد، سباع بن عبدالعزی بدو نزدیک شد. [[حمزه]] گفت: «ای پسر ختنهکننده [[زنان]]؛ نزد من آی». در پیکاری که بین آن دو در گرفت، حمزه، ضربتی بر سباع وارد آورد و او را به خاک [[هلاکت]] افکند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۸ و ج۳، ص۶۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۶؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۱۷.</ref>. | دادههای [[تاریخی]] و نیز توجه به مناسبات نزدیک و تنگاتنگ میان [[قریش]] و بنی ملکان، ما را به این [[حقیقت]] سوق میدهد که ملکانیها از همان دوران آغازین [[بعثت]]، با اسلام آشنا بودهاند. بیشک [[آگاهی]] آنان از حادثه بعثت به همان سالهای نخست، حتی ماههای نخست [[پیامبری]] [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} برمیگردد. امّا بر خلاف این آشناییها، نه تنها از گرویدن ایشان به [[اسلام]] گزارشی در دست نیست، بلکه برخی از ملکانیها، [[قریش]] را در [[مبارزه]] با [[دعوت پیامبر]]{{صل}} [[همراهی]] هم میکردند. چندان که برخی از سران ایشان همانند مالک بن طلاطلة بن عمرو بن غبشان از مستهزئین [[رسول خدا]]{{صل}} و همدست قریش در [[آزاررسانی]] و ایجاد مزاحمت برای حضرت در راه [[دعوت]] بزرگشان بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۳؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲.</ref>. با [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، این [[دشمنیها]] همچنان تداوم یافت تا حدی که برخی از آنان، همگام با [[کفار]] [[مکه]] در نبردهای بزرگ قریش با حضرت، حضور یافتند که [[سباع بن عبدالعزی عمرو بن نضلة بن غبشان]] از جمله ایشان بود. گفته شده: زمانی که [[حمزه سید الشهداء]]{{ع}} در [[احد]] سخت [[نبرد]] میکرد و هر که را به نبردش میآمد، از پای درمیآورد، سباع بن عبدالعزی بدو نزدیک شد. [[حمزه]] گفت: «ای پسر ختنهکننده [[زنان]]؛ نزد من آی». در پیکاری که بین آن دو در گرفت، حمزه، ضربتی بر سباع وارد آورد و او را به خاک [[هلاکت]] افکند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۸ و ج۳، ص۶۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۶؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۱۷.</ref>. | ||
در مقابل این دسته از بنی ملکانیها، بودند شخصیتهای انگشتشماری از این [[قوم]] که به رسول خدا{{صل}} [[ایمان]] آوردند و در کنار ایشان در وقایع و حوادث پیشامد کرده حضوری فعال داشتند که ذوالشمالین عمیر بن عبدعمرو بن نضله از جمله ایشان است. با توجه به [[همپیمانی]] او با [[بنی زهرة بن کلاب]] –از شاخههای قریش-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۳۱۸.</ref> و نیز ایجاد [[عقد اخوت]] بین او و [[ابن فسحم یزید بن حارث]] توسط [[پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۲.</ref>، چنین به نظر میرسد که او از [[مهاجران]] بوده باشد. وی که از شدت [[تنگدستی]] و [[فقر]] به «[[ذوالشمالین]]» ملقب گردیده بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱.</ref>، در [[جنگ بدر]] حاضر شد و در همین [[جنگ]] هم به [[فیض]] عظمای [[شهادت]] رسید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱؛ ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۰۸؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۹۵.</ref>. ضمن این که از [[عبدالرحمن بن ابزی]] هم، -بنا بر روایتی که از خود او درباره [[واقعه صفین]] نقل شده | در مقابل این دسته از بنی ملکانیها، بودند شخصیتهای انگشتشماری از این [[قوم]] که به رسول خدا{{صل}} [[ایمان]] آوردند و در کنار ایشان در وقایع و حوادث پیشامد کرده حضوری فعال داشتند که ذوالشمالین عمیر بن عبدعمرو بن نضله از جمله ایشان است. با توجه به [[همپیمانی]] او با [[بنی زهرة بن کلاب]] –از شاخههای قریش-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۳۱۸.</ref> و نیز ایجاد [[عقد اخوت]] بین او و [[ابن فسحم یزید بن حارث]] توسط [[پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۲.</ref>، چنین به نظر میرسد که او از [[مهاجران]] بوده باشد. وی که از شدت [[تنگدستی]] و [[فقر]] به «[[ذوالشمالین]]» ملقب گردیده بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱.</ref>، در [[جنگ بدر]] حاضر شد و در همین [[جنگ]] هم به [[فیض]] عظمای [[شهادت]] رسید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۱؛ ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۰۸؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۹۵.</ref>. ضمن این که از [[عبدالرحمن بن ابزی]] هم، -بنا بر روایتی که از خود او درباره [[واقعه صفین]] نقل شده است - در شمار [[اصحاب]] حاضر در [[بیعت رضوان]] ([[سال ششم هجرت]]) یاد شده است<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی ملکان و مشارکت در وقایع پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}}== | ==بنی ملکان و مشارکت در وقایع پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}}== | ||