اجتهاد در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
===اجتهاد در [[مکتب امامیه]]=== | ===اجتهاد در [[مکتب امامیه]]=== | ||
[[دانشمندان]] و فقهای [[تشیع]] اجتهاد را به شکلهای گوناگون تعریف کردهاند، | [[دانشمندان]] و فقهای [[تشیع]] اجتهاد را به شکلهای گوناگون تعریف کردهاند، لکن با دقت در کلمات آنان میتوان دریافت که «سعی و تلاش و بهکارگیری نیرو برای دریافت [[حکم شرعی]] با [[حجت]] و دلیل» معنایی است که بسیاری از آنها بر آن اتفاق داشتهاند<ref>جعفر بن حسن (محقق حلی)، معارج الاصول، ص۱۷۹؛ حسن بن زین الدین (ابن الشهید الثانی)، معالم الدین و ملاذ المجتهدین، ص۲۳۸؛ محمدکاظم آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ج۲، ص۴۲۲؛ محمدحسین اصفهانی، الاجتهاد والتقلید، ص۳؛ ابوالقاسم خویی، الرأی السدید، ص۹.</ref>. | ||
از تعریف یاد شده این نکته آشکار میشود که [[فهم دین]] و دریافت حکم شرعی از طریق [[استدلال]] و حجت، [[هدف]] نهایی اجتهاد قلمداد میشود، و چون در [[عصر غیبت]] تلاش [[مجتهدان]] نوعاً به [[ظن]] و [[گمان]] ختم میشود، در برخی تعریفها «تحصیل ظن به [[احکام شرعی]]» به عنوان هدف نهایی ذکر شده است<ref>{{عربی|و أما في الاصطلاح فهو استفراغ الفقيه وسعه في تحصيل الظن بحكم شرعي}} (حسن بن زین الدین (ابن الشهید الثانی)، معالم الدین وملاذ المجتهدین، ص۲۳۸).</ref>. البته هم بر اساس اصل اولی<ref>{{عربی|التعبد بالظن للذي لم يدل دليل على التعبد به محرم بالأدلة الأربعة}}؛ (مرتضی انصاری، فرائد الاصول، ج۱، ص۴۷).</ref> و هم به مقتضای برخی [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا}} «و گمان برای (رسیدن به) حق، بسنده نیست» سوره نجم، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}} «و آنچه تو را بدان دانشی نیست، پی مگیر» سوره اسراء، آیه ۳۶؛ {{متن قرآن|وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ}} «و آنان جز نادرست برآورد نمیکنند» سوره انعام، آیه ۱۱۶.</ref>، [[اعتماد]] به [[ظن]] و عمل به آن مورد [[نکوهش]] قرار گرفته و ممنوع اعلام شده است؛ جز در مواردی که [[حجیت]] ظن مزبور با [[دلیل قطعی]] به [[اثبات]] رسیده باشد<ref>{{عربی|إن مقتضى القاعدة عدم حجية ما شك في حجيته من الطرق و الأمارات إلا أن يقوم دليل بالخصوص على حجية أمارة أو على حجية كل أمارة تفيد الظن}} (محمدحسین نائینی، فوائد الاصول، ج۳، ص۱۳۲).</ref>. از طرف دیگر، [[علما]] و [[فقها]] در [[مقام]] [[اجتهاد]]، تنها به [[ادله]] ظنی که حجیت آنها به اثبات رسیده باشد، اکتفا نمیکنند، بلکه به اموری عمل میکنند در عین اینکه حجیت آنها به دلیل قطعی اثبات شده است، مفید ظن نیستند، مانند اصول عملیه. از جهت سوم، [[کشف]] [[احکام شرعی]] [[واقعی]] تمام [[هدف]] اجتهاد قلمداد نمیشود؛ زیرا درست است که دریافت [[حکم شرعی]] واقعی یکی از اهداف اجتهاد را تشکیل میدهد، ولی آنچه در اجتهاد مهم است و آخرین هدف به شمار میآید، به دست آوردن اموری است که [[وظایف شرعی]] را در [[مقام عبودیت]] تعیین کرده و قابل [[احتجاج]] باشند. [[حال]] اگر امور یاد شده [[مطابق با واقع]] باشند، [[احکام واقعی]] مکشوف میگردد و [[مکلفان]] موظف به انجام آنها هستند، اما اگر مخالف با واقع باشند، [[انسان]] در مقام عبودیت معذور است. با توجه به مطالب یادشده، برخی از فقها و [[دانشمندان]] امامی به جای «تحصیل ظن بر حکم شرعی»، «تحصیل [[حجت]] بر حکم شرعی» را در تعریف اجتهاد ذکر کرده و آن را هدف نهایی قرار دادهاند<ref>{{عربی|فالأولى تعريفه بأنه بذل الوسع لتحصيل الحجة على الواقع أو على الوظيفة الفعلية الظاهرية}}؛ (ابوالقاسم خویی، الرأی السدید، ص۹).</ref>. چون تحصیل حجت باید به وسیله [[ملکه]] [[استنباط]] تحقق پذیرد، برخی از متفکران واژه «ملکه» را نیز در تعریف اضافه کرده و «تحصیل حجت بر حکم شرعی به وسیله ملکه و نیروی استنباط» را به عنوان آخرین [[هدف]] در تعریف [[اجتهاد]] ذکر کردهاند<ref>{{عربی|هو تحصيل الحجة على الحكم الشرعي عن ملكة}}؛ (محمدحسین اصفهانی، الاجتهاد والتقلید، چاپ شده در ضمن کتاب بحوث فی الاصول، ص۳)؛ {{عربی|أقرب التعاريف للاجتهاد ما هو المعروف من أنه ملكة أو القدرة و القوة التي يقتدر بها على استنباط الأحكام}} (روح الله خمینی، الرسائل، ج۲، ص۹۵، تعلیقه ۱).</ref>. | از تعریف یاد شده این نکته آشکار میشود که [[فهم دین]] و دریافت حکم شرعی از طریق [[استدلال]] و حجت، [[هدف]] نهایی اجتهاد قلمداد میشود، و چون در [[عصر غیبت]] تلاش [[مجتهدان]] نوعاً به [[ظن]] و [[گمان]] ختم میشود، در برخی تعریفها «تحصیل ظن به [[احکام شرعی]]» به عنوان هدف نهایی ذکر شده است<ref>{{عربی|و أما في الاصطلاح فهو استفراغ الفقيه وسعه في تحصيل الظن بحكم شرعي}} (حسن بن زین الدین (ابن الشهید الثانی)، معالم الدین وملاذ المجتهدین، ص۲۳۸).</ref>. البته هم بر اساس اصل اولی<ref>{{عربی|التعبد بالظن للذي لم يدل دليل على التعبد به محرم بالأدلة الأربعة}}؛ (مرتضی انصاری، فرائد الاصول، ج۱، ص۴۷).</ref> و هم به مقتضای برخی [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا}} «و گمان برای (رسیدن به) حق، بسنده نیست» سوره نجم، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}} «و آنچه تو را بدان دانشی نیست، پی مگیر» سوره اسراء، آیه ۳۶؛ {{متن قرآن|وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ}} «و آنان جز نادرست برآورد نمیکنند» سوره انعام، آیه ۱۱۶.</ref>، [[اعتماد]] به [[ظن]] و عمل به آن مورد [[نکوهش]] قرار گرفته و ممنوع اعلام شده است؛ جز در مواردی که [[حجیت]] ظن مزبور با [[دلیل قطعی]] به [[اثبات]] رسیده باشد<ref>{{عربی|إن مقتضى القاعدة عدم حجية ما شك في حجيته من الطرق و الأمارات إلا أن يقوم دليل بالخصوص على حجية أمارة أو على حجية كل أمارة تفيد الظن}} (محمدحسین نائینی، فوائد الاصول، ج۳، ص۱۳۲).</ref>. از طرف دیگر، [[علما]] و [[فقها]] در [[مقام]] [[اجتهاد]]، تنها به [[ادله]] ظنی که حجیت آنها به اثبات رسیده باشد، اکتفا نمیکنند، بلکه به اموری عمل میکنند در عین اینکه حجیت آنها به دلیل قطعی اثبات شده است، مفید ظن نیستند، مانند اصول عملیه. از جهت سوم، [[کشف]] [[احکام شرعی]] [[واقعی]] تمام [[هدف]] اجتهاد قلمداد نمیشود؛ زیرا درست است که دریافت [[حکم شرعی]] واقعی یکی از اهداف اجتهاد را تشکیل میدهد، ولی آنچه در اجتهاد مهم است و آخرین هدف به شمار میآید، به دست آوردن اموری است که [[وظایف شرعی]] را در [[مقام عبودیت]] تعیین کرده و قابل [[احتجاج]] باشند. [[حال]] اگر امور یاد شده [[مطابق با واقع]] باشند، [[احکام واقعی]] مکشوف میگردد و [[مکلفان]] موظف به انجام آنها هستند، اما اگر مخالف با واقع باشند، [[انسان]] در مقام عبودیت معذور است. با توجه به مطالب یادشده، برخی از فقها و [[دانشمندان]] امامی به جای «تحصیل ظن بر حکم شرعی»، «تحصیل [[حجت]] بر حکم شرعی» را در تعریف اجتهاد ذکر کرده و آن را هدف نهایی قرار دادهاند<ref>{{عربی|فالأولى تعريفه بأنه بذل الوسع لتحصيل الحجة على الواقع أو على الوظيفة الفعلية الظاهرية}}؛ (ابوالقاسم خویی، الرأی السدید، ص۹).</ref>. چون تحصیل حجت باید به وسیله [[ملکه]] [[استنباط]] تحقق پذیرد، برخی از متفکران واژه «ملکه» را نیز در تعریف اضافه کرده و «تحصیل حجت بر حکم شرعی به وسیله ملکه و نیروی استنباط» را به عنوان آخرین [[هدف]] در تعریف [[اجتهاد]] ذکر کردهاند<ref>{{عربی|هو تحصيل الحجة على الحكم الشرعي عن ملكة}}؛ (محمدحسین اصفهانی، الاجتهاد والتقلید، چاپ شده در ضمن کتاب بحوث فی الاصول، ص۳)؛ {{عربی|أقرب التعاريف للاجتهاد ما هو المعروف من أنه ملكة أو القدرة و القوة التي يقتدر بها على استنباط الأحكام}} (روح الله خمینی، الرسائل، ج۲، ص۹۵، تعلیقه ۱).</ref>. | ||