جز
جایگزینی متن - '،-' به ' -'
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
[[ابن عساکر]] در این باره مینویسد: «[[سپاهیان اسلام]] در [[کنیسه]] [[یهود]] نوجوانانی را یافتند که در روستایی از روستاهای [[عین التمر]] به نام نقیره [[کتابت]] میآموختند که جمله آنان حمران بن ابان مولی عثمان بود»<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲، ص۸۷؛ حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۰۱.</ref>. کتاب «وضوء النبی» هم به نقل از [[ابن خلدون]] و [[ابن کثیر]] آورده است که: «پدر و مادر [[حمران]] [[یهودی]] بودند و خانوادهاش از [[متعصبان]] این [[دین]] و بر [[نشر تعالیم]] آن [[حریص]]. آنان پسرشان طویدا (نام اصلی حمران) را به [[کنیسه]] [[یهود]] فرستادند تا در آن [[تعلیمات دینی]] بیاموزد»<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۱۲۴.</ref>. [[ختنه]] بودن حمران در [[زمان]] [[اسارت]]<ref>قول ابن عساکر و المزی و ابن خلکان و... که ولید چهل نوجوان را در عین التمر در حالی که ختنه شده بودند، به اسارت گرفت، دال بر یهودی بودن حمران بن ابان است؛ چراکه ختان سنت یهود است به خلاف نصارا که به آن معتقد نیستند.</ref>، [[اشتغال]] به تحصیل [[علوم]] یهود پیش از اسارت<ref>آقای شهرستانی بر این اعتقاد است که، نقل برخی منابع به این که این نوجوانان در حال تحصیل انجیل به اسارت در آمدند، حمل بر تسامح میشود. چون انجیل بواسطه در بر داشتن عهد قدیم(تورات) و عهد جدید(انجیل) بر کتاب یهود هم اطلاق میشود. (سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۲).</ref> و نیز به اسارت در آمدن در اطراف [[شهر]] «[[عین التمر]]» - که محل [[اجتماع]] [[مدارس]] یهود در آن زمان بود - هم، از دیگر دلایلی است که بر یهودی بودن حمران تأکید دارند<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۰-۲۴۲.</ref>. | [[ابن عساکر]] در این باره مینویسد: «[[سپاهیان اسلام]] در [[کنیسه]] [[یهود]] نوجوانانی را یافتند که در روستایی از روستاهای [[عین التمر]] به نام نقیره [[کتابت]] میآموختند که جمله آنان حمران بن ابان مولی عثمان بود»<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲، ص۸۷؛ حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۰۱.</ref>. کتاب «وضوء النبی» هم به نقل از [[ابن خلدون]] و [[ابن کثیر]] آورده است که: «پدر و مادر [[حمران]] [[یهودی]] بودند و خانوادهاش از [[متعصبان]] این [[دین]] و بر [[نشر تعالیم]] آن [[حریص]]. آنان پسرشان طویدا (نام اصلی حمران) را به [[کنیسه]] [[یهود]] فرستادند تا در آن [[تعلیمات دینی]] بیاموزد»<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۱۲۴.</ref>. [[ختنه]] بودن حمران در [[زمان]] [[اسارت]]<ref>قول ابن عساکر و المزی و ابن خلکان و... که ولید چهل نوجوان را در عین التمر در حالی که ختنه شده بودند، به اسارت گرفت، دال بر یهودی بودن حمران بن ابان است؛ چراکه ختان سنت یهود است به خلاف نصارا که به آن معتقد نیستند.</ref>، [[اشتغال]] به تحصیل [[علوم]] یهود پیش از اسارت<ref>آقای شهرستانی بر این اعتقاد است که، نقل برخی منابع به این که این نوجوانان در حال تحصیل انجیل به اسارت در آمدند، حمل بر تسامح میشود. چون انجیل بواسطه در بر داشتن عهد قدیم(تورات) و عهد جدید(انجیل) بر کتاب یهود هم اطلاق میشود. (سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۲).</ref> و نیز به اسارت در آمدن در اطراف [[شهر]] «[[عین التمر]]» - که محل [[اجتماع]] [[مدارس]] یهود در آن زمان بود - هم، از دیگر دلایلی است که بر یهودی بودن حمران تأکید دارند<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۰-۲۴۲.</ref>. | ||
در مقابل قائلین به یهودی بودن حمران، برخی دیگر نیز، با استناد به مدارکی، از جمله اشتغال ورزی حمران و سی و نه تن دیگر از [[نوجوانان]] به [[آموزش]] [[انجیل]]، پیش از اسارت<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۵۰؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۴، ص۱۰۷.</ref>، بر [[نصرانی]] بودن حمران بن ابان تأکید ورزیده، از انتساب او به [[عرب]] [[حمایت]] کردند. آنان با این [[استدلال]] که یهود بر خلاف نصرانیها -که [[عهد قدیم]] ([[تورات]]) و [[عهد جدید]] (انجیل) را با هم | در مقابل قائلین به یهودی بودن حمران، برخی دیگر نیز، با استناد به مدارکی، از جمله اشتغال ورزی حمران و سی و نه تن دیگر از [[نوجوانان]] به [[آموزش]] [[انجیل]]، پیش از اسارت<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۵۰؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۴، ص۱۰۷.</ref>، بر [[نصرانی]] بودن حمران بن ابان تأکید ورزیده، از انتساب او به [[عرب]] [[حمایت]] کردند. آنان با این [[استدلال]] که یهود بر خلاف نصرانیها -که [[عهد قدیم]] ([[تورات]]) و [[عهد جدید]] (انجیل) را با هم میآموزند -انجیل نمیآموزند، این امر را تأکیدی بر [[مسیحی]] بودن این نوجوانان، - از جمله حمران بن ابان - در زمان اسارت تلقی کردهاند. بر [[دیانت]] [[نصرانی]] بودن [[عرب]] هم، دیگر دلیلی است که این دسته، بر [[مسیحی]] بودن [[حمران]] ارائه کردهاند. این دسته، با این [[اعتقاد]] که عرب، - خصوصاً [[قبیله]] [[نمر بن قاسط]]، - غالباً بر دیانت نصرانی بودند، به این نتیجه دست یافتند که اگر حمران عرب بود و از نمر بن قاسط، میبایست بر [[دین]] نصرانی باشد نه [[یهودی]]<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۳. آقای شهرستانی در ادامه، به رد این دلایل و اثبات یهودی بودن حمران، پرداخته است. (ر.ک: سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۳-۲۴۴).</ref>. | ||
علاوه بر اقوالی که از [[علماء]] در [[اثبات]] یهودی بودن حمران بن ابان، نقل شد، سخنانی از برخی بزرگان در دست است که ضمن تصریح بر عرب نبودن حمران، انتساب وی به [[بنی نمر بن قاسط]] را، صرفاً، ادعای حمران و فرزندانش برشمردهاند. از جمله این بزرگان، [[ابن قتیبه]]<ref>ابن قتیبه در کتابش، از ازدواج حمران با زنی عرب از تبار بنی سعد و در پی آن ازدواج فرزندانش در عرب سخن به میان آورده است. (ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۴۳۶).</ref> و ابن سعداند<ref>ابن سعد، انتساب به قبیله نمر بن قاسط بن ربیعه را ادعای فرزندان حمران ذکر کرده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۶).</ref>. [[بلاذری]] نیز، ضمن برشمردن حمران از اسرای [[عین التمر]]، از ادعای او در انتساب به نمر بن قاسط گفته، سپس در ادامه، به نقل ماجرای [[حجاج بن یوسف ثقفی]] و [[تهدید]] حمران از سوی او، پرداخته است<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۳۶.</ref>. برخی هم، پا فراتر نهاده، حمران را نه از [[ملیت]] عرب، بلکه از تبار [[مردمان]] فارس<ref>ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۱۸۲.</ref> یا [[روم]]<ref>ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۱، ص۱۹۶.</ref> معرفی کردهاند. | علاوه بر اقوالی که از [[علماء]] در [[اثبات]] یهودی بودن حمران بن ابان، نقل شد، سخنانی از برخی بزرگان در دست است که ضمن تصریح بر عرب نبودن حمران، انتساب وی به [[بنی نمر بن قاسط]] را، صرفاً، ادعای حمران و فرزندانش برشمردهاند. از جمله این بزرگان، [[ابن قتیبه]]<ref>ابن قتیبه در کتابش، از ازدواج حمران با زنی عرب از تبار بنی سعد و در پی آن ازدواج فرزندانش در عرب سخن به میان آورده است. (ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۴۳۶).</ref> و ابن سعداند<ref>ابن سعد، انتساب به قبیله نمر بن قاسط بن ربیعه را ادعای فرزندان حمران ذکر کرده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۶).</ref>. [[بلاذری]] نیز، ضمن برشمردن حمران از اسرای [[عین التمر]]، از ادعای او در انتساب به نمر بن قاسط گفته، سپس در ادامه، به نقل ماجرای [[حجاج بن یوسف ثقفی]] و [[تهدید]] حمران از سوی او، پرداخته است<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۳۶.</ref>. برخی هم، پا فراتر نهاده، حمران را نه از [[ملیت]] عرب، بلکه از تبار [[مردمان]] فارس<ref>ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۱۸۲.</ref> یا [[روم]]<ref>ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۱، ص۱۹۶.</ref> معرفی کردهاند. | ||