جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
(←پانویس) |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==احکام اعسار== | ==احکام اعسار== | ||
[[فقهای شیعه]] و [[اهل سنت]] به استناد آیه {{متن قرآن|وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر تنگدست باشد، مهلتی باید تا گشایشی یابد و اگر بدانید صدقه دادن برای شما بهتر است» سوره بقره، آیه ۲۸۰.</ref> که دستور مهلت دادن به معسر تا حصول گشایشی در [[وضع اقتصادی]] او میدهد. به [[وجوب]] مهلت دادن به معسر [[حکم]] کردهاند؛ خواه اعسار او با [[بیّنه]] ثابت شود یا با حکم حاکم.<ref>المغنی، ج ۴، ص۴۹۱؛ جواهرالکلام، ج ۲۵، ص۳۵۲ ـ ۳۵۳؛ ج ۴۰، ص۱۶۴.</ref> نظر مشهور در [[فقه شیعه]] و [[اهلسنت]] آن است که حکم مزبور عام است و شامل همه دیون میشود؛ ولی برخی [[فقها]] و [[مفسّران]] گفتهاند که این [[حکم]] ویژه [[قرض ربوی]] است که گرفتن افزوده [[ربا]] در [[آیات]] پیشین [[تحریم]] شده و در اصل [[قرض]] و [[سرمایه]]، دادنِ مهلت [[واجب]] گردیده است؛ ولی در دیون دیگر مهلت داده نمیشود، بلکه مدیون [[زندانی]] میشود.<ref>احکام القرآن، ج ۱، ص۶۴۶ ـ ۶۴۸؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص۶۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۳ ـ ۴، ص۲۴۰؛ زبدهالبیان، ص۵۶۹.</ref> از جمله ادلّه آنان [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}}<ref>«خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref> است که در آن [[خداوند]] به بازپس دادن امانتها به اهلش [[فرمان]] داده است؛ | [[فقهای شیعه]] و [[اهل سنت]] به استناد آیه {{متن قرآن|وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر تنگدست باشد، مهلتی باید تا گشایشی یابد و اگر بدانید صدقه دادن برای شما بهتر است» سوره بقره، آیه ۲۸۰.</ref> که دستور مهلت دادن به معسر تا حصول گشایشی در [[وضع اقتصادی]] او میدهد. به [[وجوب]] مهلت دادن به معسر [[حکم]] کردهاند؛ خواه اعسار او با [[بیّنه]] ثابت شود یا با حکم حاکم.<ref>المغنی، ج ۴، ص۴۹۱؛ جواهرالکلام، ج ۲۵، ص۳۵۲ ـ ۳۵۳؛ ج ۴۰، ص۱۶۴.</ref> نظر مشهور در [[فقه شیعه]] و [[اهلسنت]] آن است که حکم مزبور عام است و شامل همه دیون میشود؛ ولی برخی [[فقها]] و [[مفسّران]] گفتهاند که این [[حکم]] ویژه [[قرض ربوی]] است که گرفتن افزوده [[ربا]] در [[آیات]] پیشین [[تحریم]] شده و در اصل [[قرض]] و [[سرمایه]]، دادنِ مهلت [[واجب]] گردیده است؛ ولی در دیون دیگر مهلت داده نمیشود، بلکه مدیون [[زندانی]] میشود.<ref>احکام القرآن، ج ۱، ص۶۴۶ ـ ۶۴۸؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص۶۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۳ ـ ۴، ص۲۴۰؛ زبدهالبیان، ص۵۶۹.</ref> از جمله ادلّه آنان [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}}<ref>«خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref> است که در آن [[خداوند]] به بازپس دادن امانتها به اهلش [[فرمان]] داده است؛ لکن برخی این آیه را مربوط به اعیان موجود نزد دیگری میدانند؛ نه دیونی که بر [[ذمه]] دیگری است.<ref>احکام القرآن، ج ۱، ص۶۵۰ ـ ۶۵۱.</ref> برخی نیز گفتهاند: [[وجوب]] مهلت دادن به معسر در قرض ربوی، از آیه استفاده میشود و در دیون دیگر با [[قیاس]] و الغای خصوصیت.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۷۶.</ref> همچنین برای [[حرمت]] زندانی کردن معسر به آیه {{متن قرآن|وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر تنگدست باشد، مهلتی باید تا گشایشی یابد و اگر بدانید صدقه دادن برای شما بهتر است» سوره بقره، آیه ۲۸۰.</ref> استناد شده است،<ref>الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۱۳؛ جواهرالکلام، ج ۲۵، ص۳۵۲ ـ ۳۵۳؛ الفقه الاسلامی، ج ۶، ص۴۵۱۷ ـ ۴۵۱۸.</ref> افزون بر این، با [[اثبات]] اعسارِ شخص مدیون، مطالبه کردن [[دین]] از او و ملازمت و [[همراهی]] دائمی با او برای گرفتن [[طلب]]، [[حرام]] است.<ref>الفقه الاسلامی، ج ۶، ص۴۵۱۷؛ مسالک الافهام، ج ۳، ص۶۶.</ref> برخی از فقهای امامی برآناند که به موجب آیه فوق، اگر معسر دارای حرفهای باشد، کسب کردن بر او واجب نیست؛ زیرا مقتضای مهلت دادن به او چنین است؛ ولی بسیاری از [[فقها]] گفتهاند: کسی که [[قادر]] به تحصیل [[مال]] باشد، معسر به شمار نمیرود تا مشمول حکم [[آیه شریفه]] گردد، پس مقصود آیه، مهلت دادن افراد [[ناتوان]] از [[کسب مال]] است. برخی [[احادیث]] نیز این نظر را [[تأیید]] میکند.<ref>مسالک الافهام، ج ۳، ص۶۶ ـ ۶۷؛ جواهر الکلام، ج ۴۰، ص۱۶۶.</ref> | ||
[[علمای شیعه]] و [[اهل سنت]] با استناد به فقره {{متن قرآن|وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ }}، ابرای [[دین]] معسر را از مهلت دادن به او بهتر میدانند،<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص۱۵۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۶۷۶؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۱۳.</ref> هرچند برخی مراد از «تصدّق» در [[آیه]] را مهلت دادن (انظار) میدانند؛ ولی این نظر مردود دانسته شده است.<ref>مسالک الافهام، ج ۳، ص۶۸ ـ ۶۹.</ref> به تصریح برخی از [[فقها]]<ref>جواهرالکلام، ج ۱۵، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref> معسر، از مصادیق «غارمین» در آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجوییشدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راهماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref> است که از موارد صرف [[زکات]] است. این مطلب در [[حدیثی]] از [[امام باقر]] {{ع}} نیز آمده است.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۸۲.</ref>.<ref>[[سید محمد هادی موسوی خراسانی|موسوی خراسانی، سید محمد هادی]]، [[اعسار - موسوی خراسانی (مقاله)|مقاله «اعسار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 71-72.</ref> | [[علمای شیعه]] و [[اهل سنت]] با استناد به فقره {{متن قرآن|وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ }}، ابرای [[دین]] معسر را از مهلت دادن به او بهتر میدانند،<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص۱۵۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۶۷۶؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۱۳.</ref> هرچند برخی مراد از «تصدّق» در [[آیه]] را مهلت دادن (انظار) میدانند؛ ولی این نظر مردود دانسته شده است.<ref>مسالک الافهام، ج ۳، ص۶۸ ـ ۶۹.</ref> به تصریح برخی از [[فقها]]<ref>جواهرالکلام، ج ۱۵، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref> معسر، از مصادیق «غارمین» در آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجوییشدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راهماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref> است که از موارد صرف [[زکات]] است. این مطلب در [[حدیثی]] از [[امام باقر]] {{ع}} نیز آمده است.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۸۲.</ref>.<ref>[[سید محمد هادی موسوی خراسانی|موسوی خراسانی، سید محمد هادی]]، [[اعسار - موسوی خراسانی (مقاله)|مقاله «اعسار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 71-72.</ref> | ||