پادشاهی در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←ملک و حاکمیت سیاسی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
[[مُلک]] و مَلک به همان دو معنای [[حاکمیت]] و [[حکمران]] در [[نصوص]] [[اسلامی]] بهکار رفته است، چنانکه هر واژه در مورد [[حاکمیت مطلق الهی]] نیز استعمال شده است: | [[مُلک]] و مَلک به همان دو معنای [[حاکمیت]] و [[حکمران]] در [[نصوص]] [[اسلامی]] بهکار رفته است، چنانکه هر واژه در مورد [[حاکمیت مطلق الهی]] نیز استعمال شده است: | ||
# نخست مُلک به معنای [[حکومت]] مانند: {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؟ بیگمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی دادیم و به آنان فرمانروایی سترگی بخشیدیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref>. به [[خاندان ابراهیم]] کتاب و [[حکمت]] دادیم و آنها را با حکومت عظیم مفتخر نمودیم؛ {{متن حدیث|وَ مُزِيلِ مُلْكِ الْفَرَاعِنَةِ مِثْلِ كِسْرَى وَ قَيْصَرَ وَ تُبَّعٍ وَ حِمْيَرَ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۳.</ref>. خداوندی که بنیانکن حکومت | # نخست مُلک به معنای [[حکومت]] مانند: {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؟ بیگمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی دادیم و به آنان فرمانروایی سترگی بخشیدیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref>. به [[خاندان ابراهیم]] کتاب و [[حکمت]] دادیم و آنها را با حکومت عظیم مفتخر نمودیم؛ {{متن حدیث|وَ مُزِيلِ مُلْكِ الْفَرَاعِنَةِ مِثْلِ كِسْرَى وَ قَيْصَرَ وَ تُبَّعٍ وَ حِمْيَرَ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۳.</ref>. خداوندی که بنیانکن حکومت فراعنه مانند کسری و قیصر و تبع وحمیر بوده است؛ | ||
# دوم مَلک به معنای [[سلطان]] و حکمران مانند: | # دوم مَلک به معنای [[سلطان]] و حکمران مانند: | ||
## {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ}}<ref>«و پادشاه گفت: او را پیش من آورید!» سوره یوسف، آیه ۵۰.</ref> حکمران گفت او را پیش من آورید؛ {{متن قرآن|قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ}}<ref>«گفتند: پیمانه (زرّین) شاه را گم کردهایم و (یوسف گفت) هر که آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) خواهد داشت و من بدین (وعده) ضامنم» سوره یوسف، آیه ۷۲.</ref>. منادیان گفتند ما پیمانه [[حاکم]] و سلطان نیز گم کردهایم. | ## {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ}}<ref>«و پادشاه گفت: او را پیش من آورید!» سوره یوسف، آیه ۵۰.</ref> حکمران گفت او را پیش من آورید؛ {{متن قرآن|قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ}}<ref>«گفتند: پیمانه (زرّین) شاه را گم کردهایم و (یوسف گفت) هر که آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) خواهد داشت و من بدین (وعده) ضامنم» سوره یوسف، آیه ۷۲.</ref>. منادیان گفتند ما پیمانه [[حاکم]] و سلطان نیز گم کردهایم. | ||
## علی{{ع}} از امرءالقیس [[شاعر]] معروف به [[ملک]] الضلیل نام میبرد ([[حکم]] شماره ۴۴۵) و در | ## علی{{ع}} از امرءالقیس [[شاعر]] معروف به [[ملک]] الضلیل نام میبرد ([[حکم]] شماره ۴۴۵) و در خطبه ۱۹۰، [[ملوک]] فی اطراف الرضین [[تفسیر]] میکند. و در خطبه ۲۰۸، {{متن حدیث|إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوكِ وَ الدُّنْيَا إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ}} میگوید. و در نامه ۴۵ {{متن حدیث|وَ مُلُوكٍ أَسْلَمْتِهِمْ إِلَى التَّلَفِ}} میآورد. | ||
## همچنین در نامه ۳۱ {{متن حدیث|مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ}} بهکار میبرد. در [[قرآن]] هم | ## همچنین در نامه ۳۱ {{متن حدیث|مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ}} بهکار میبرد. در [[قرآن]] هم مشاهده میکنیم: {{متن قرآن|فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ}}<ref>«پس، فرابرترا که [[خداوند]] است، آن فرمانفرمای [[راستین]] و در قرآن پیش از آنکه [[وحی]] آن به تو پایان پذیرد [[شتاب]] مکن و بگو: پروردگارا! بر [[دانش]] من بیفزای!» [[سوره طه]]، [[آیه]] ۱۱۴.</ref>. | ||
## {{متن قرآن|أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«ای مؤمنان! کافران را به جای مؤمنان دوست نگیرید، آیا برآنید تا برای خداوند بر خویش حجّتی روشن قرار دهید؟» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۲، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۶۳۰.</ref> | ## {{متن قرآن|أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«ای مؤمنان! کافران را به جای مؤمنان دوست نگیرید، آیا برآنید تا برای خداوند بر خویش حجّتی روشن قرار دهید؟» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۲، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۶۳۰.</ref> | ||