ضلالت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۰۳۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۴: خط ۸۴:
# عدم تأثیر [[هدایت‌گری]] [[پیامبر]] نسبت به برخی افراد حق‌گریز و [[گمراه]] شده: [۳] {{متن قرآن|فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ * وَمَا أَنْتَ بِهَادِ الْعُمْيِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ * أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَنْ كَانَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو، به مردگان نمی‌شنوانی و به ناشنوایان (نیز) هنگامی که پشت‌کنان رو بگردانند فراخوان (خود) را نمی‌شنوانی * و تو رهنمون کوردلان از گمراهیشان نیستی؛ تو (پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آورده‌اند و (به فرمان ما) گردن نهاده‌اند، نمی‌شنوانی * آیا تو ناشنوایان را می‌شنوانی یا نابینایان را و آن را که در گمراهی آشکاری است راهنمایی می‌کنی؟» سوره روم، آیه ۵۲-۵۳ و سوره زخرف، آیه ۴۰.</ref>.
# عدم تأثیر [[هدایت‌گری]] [[پیامبر]] نسبت به برخی افراد حق‌گریز و [[گمراه]] شده: [۳] {{متن قرآن|فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ * وَمَا أَنْتَ بِهَادِ الْعُمْيِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ * أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَنْ كَانَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو، به مردگان نمی‌شنوانی و به ناشنوایان (نیز) هنگامی که پشت‌کنان رو بگردانند فراخوان (خود) را نمی‌شنوانی * و تو رهنمون کوردلان از گمراهیشان نیستی؛ تو (پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آورده‌اند و (به فرمان ما) گردن نهاده‌اند، نمی‌شنوانی * آیا تو ناشنوایان را می‌شنوانی یا نابینایان را و آن را که در گمراهی آشکاری است راهنمایی می‌کنی؟» سوره روم، آیه ۵۲-۵۳ و سوره زخرف، آیه ۴۰.</ref>.
# [[خداوند]] خطاب به [[مشرکان]] این بحث را به میان می‌آورد که وسوسه‌های شما [[بت‌پرستان]] در دل‌های [[پاکان]] و [[نیکان]] اثری ندارد، و تنها [[قلوب]] [[آلوده]] و [[ارواح]] دوزخی و متمایل به [[فساد]] شما است که خود را [[تسلیم]] این وسوسه‌ها می‌سازد، می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ}}<ref>«پس بی‌گمان شما و آنچه می‌پرستید،» سوره صافات، آیه ۱۶۱.</ref> {{متن قرآن|مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ}}<ref>«شما بر ضد او (کسی را) به گمراهی نمی‌توانید کشانید» سوره صافات، آیه ۱۶۲.</ref> {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ}}<ref>«مگر آن را که به دوزخ درمی‌آید» سوره صافات، آیه ۱۶۳.</ref>. این [[آیات]] - بر خلاف آنچه طرفداران مسلک [[جبر]] پنداشته‌اند - دلیلی است بر ضد این [[مکتب]]، و اشاره‌ای است به این [[حقیقت]] که هیچ‌کس نمی‌تواند خود را در برابر [[انحرافات]] معذور بداند، و ادعا کند مرا [[فریب]] داده و به [[بت‌پرستی]] کشانده‌اند، می‌گوید: شما [[بت‌پرستان]] [[توانایی]] بر - [[فتنه]] - و [[فریب]] اشخاص ندارید، مگر آنها که با [[اراده]] خود راه [[دوزخ]] را پیش گیرند. [[شاهد]] این سخن تعبیر {{متن قرآن|صَالِ الْجَحِيمِ}}است، زیرا در اصل - صالی - به صورت اسم فاعل بوده، و معمولاً هنگامی که صیغه اسم فاعل را در مورد موجود عاقلی به کار می‌برند مفهومش انجام کاری از روی [[اراده]] و [[اختیار]] است، همانند جالس و ضارب، بنابراین {{متن قرآن|صَالِ الْجَحِيمِ}} یعنی کسی که مایل است خود را به [[آتش دوزخ]] بسوزاند، و به این ترتیب راه عذر را بر همه [[منحرفان]] می‌بندد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۱۸۱.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۷۷.</ref>.
# [[خداوند]] خطاب به [[مشرکان]] این بحث را به میان می‌آورد که وسوسه‌های شما [[بت‌پرستان]] در دل‌های [[پاکان]] و [[نیکان]] اثری ندارد، و تنها [[قلوب]] [[آلوده]] و [[ارواح]] دوزخی و متمایل به [[فساد]] شما است که خود را [[تسلیم]] این وسوسه‌ها می‌سازد، می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ}}<ref>«پس بی‌گمان شما و آنچه می‌پرستید،» سوره صافات، آیه ۱۶۱.</ref> {{متن قرآن|مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ}}<ref>«شما بر ضد او (کسی را) به گمراهی نمی‌توانید کشانید» سوره صافات، آیه ۱۶۲.</ref> {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ}}<ref>«مگر آن را که به دوزخ درمی‌آید» سوره صافات، آیه ۱۶۳.</ref>. این [[آیات]] - بر خلاف آنچه طرفداران مسلک [[جبر]] پنداشته‌اند - دلیلی است بر ضد این [[مکتب]]، و اشاره‌ای است به این [[حقیقت]] که هیچ‌کس نمی‌تواند خود را در برابر [[انحرافات]] معذور بداند، و ادعا کند مرا [[فریب]] داده و به [[بت‌پرستی]] کشانده‌اند، می‌گوید: شما [[بت‌پرستان]] [[توانایی]] بر - [[فتنه]] - و [[فریب]] اشخاص ندارید، مگر آنها که با [[اراده]] خود راه [[دوزخ]] را پیش گیرند. [[شاهد]] این سخن تعبیر {{متن قرآن|صَالِ الْجَحِيمِ}}است، زیرا در اصل - صالی - به صورت اسم فاعل بوده، و معمولاً هنگامی که صیغه اسم فاعل را در مورد موجود عاقلی به کار می‌برند مفهومش انجام کاری از روی [[اراده]] و [[اختیار]] است، همانند جالس و ضارب، بنابراین {{متن قرآن|صَالِ الْجَحِيمِ}} یعنی کسی که مایل است خود را به [[آتش دوزخ]] بسوزاند، و به این ترتیب راه عذر را بر همه [[منحرفان]] می‌بندد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۱۸۱.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۷۷.</ref>.
==[[گمراهی]]، [[انحراف از حق]] و [[راه مستقیم]]==
[[ضلالت]] مصدر ثلاثی مجرد از ریشه «ض – ل – ل» ضد [[هدایت]]<ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۳۹۰، «ضلل».</ref> و به معنای گمراهی و انحراف از حق<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۵۶، «ضل».</ref> است که هر‌گونه ‌انحرافی از راه مستقیم را دربرمی‌گیرد؛ عمدی باشد یا [[سهوی]] و کم باشد یا زیاد<ref>مفردات، ص۵۰۹، «ضل».</ref>. واژ‌گان غَیّ و [[زَیغ]] نیز با واژه ضلالت تقارب معنایی فراوانی دارند: «غَیّ» در لغت به معانی [[جهل]] برخاسته از [[اعتقاد]] [[فاسد]]<ref>مفردات، ص۶۲۰، «غوی».</ref>، ضلالت، نرسیدن به [[هدف]] و مقصود<ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۳۹۰-۳۹۱.</ref> و [[کوشش]] در راه [[باطل]] است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص۳۷۸، «غی».</ref>. به گفته برخی غَیّ، متضاد رُشْد (به معنای هدایت به خیر و صلاح) است. پس به قرینه مقابله، غَیّ در اصل به معنای [[راهنمایی]] به [[شر]] و [[فساد]] خواهد بود و دیگر معانی پیش‌گفته از لوازم این معنایند. بنابراین، ضلالت از لوازم غَیّ است<ref>التحقیق، ج ۷، ص۲۸۶، «غی».</ref>. به گفته [[علامه طباطبایی]] [[غیّ]] و ضلالت به یک معنا نیستند؛ ولی با عنایتی خاص، در مواردی بر یکدیگر منطبق می‌شوند؛ زیرا ضلالت به معنای [[انحراف]] از راه با در نظر داشتن هدف و مقصد است؛ ولی غیّ به معنای انحراف از راه با فراموش کردن هدف است و «غَوِیّ» کسی است که اصلاً نمی‌داند چه می‌خواهد و مقصدش چیست<ref>المیزان، ج ۲، ص۳۴۲-۳۴۳.</ref>. بنابراین «غیّ» اعم از ضلالت است، چنان‌که «[[رشد]]» اعم از هدایت است؛ زیرا رشد نیز با هدایت مترادف نیست، بلکه با عنایتی خاص، هدایت و رشد بر هم منطبق می‌شوند.
«زَیغ» نیز به معنای انحراف از [[راستی و درستی]]<ref>مفردات، ص۳۸۷؛ معجم الفروق اللغویه، ص۲۶۹، «زیغ».</ref>، تردید و رویگردانی و بازگشت از [[حق]]<ref>مجمع البحرین، ج ۵، ص۱۱، «زیغ».</ref>، با ضلالت تقارب معنایی زیادی دارد.
ریشه «ض - ل - ل» و مشتقات آن ۱۸۹ بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته‌اند که در غالب موارد به معنای گمراهی و [[انحراف از حق]] و در برابر هدایت‌اند:{{متن قرآن|...فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِى لِنَفْسِهِۦ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا...}}<ref>«بگو: ای [[مردم]]! [[حق]] از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به [[سود]] خویش رهیاب می‌شود و هر که [[گمراه]] گشت بی‌گمان به [[زیان]] خویش گمراه می‌گردد و من [[کارگزار]] شما نیستم» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۱۰۸.</ref>؛ {{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلضَّلَـٰلَةَ بِٱلْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَـٰرَتُهُمْ وَمَا كَانُوا۟ مُهْتَدِينَ}}<ref>«آنان همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود خریدند و سوداشان سودی نکرد و رهیافته نبودند» سوره بقره، آیه ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍۢ رَّسُولًا أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَٱجْتَنِبُوا۟ ٱلطَّـٰغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى ٱللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ ٱلضَّلَـٰلَةُ...}}<ref>«و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید آنگاه برخی از آنان را خداوند راهنمایی کرد و بر برخی دیگر گمراهی سزاوار گشت پس، در زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref> به‌جز معنای [[گمراهی]] و [[انحراف از حق]] که معنای اصلی [[ضلالت]] در [[قرآن کریم]] است، ضلالت به معانی دیگری هم در [[قرآن]] به کار رفته است؛ مانند گم شدن<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوٓا۟ أَءِذَا ضَلَلْنَا فِى ٱلْأَرْضِ أَءِنَّا لَفِى خَلْقٍۢ جَدِيدٍۭ بَلْ هُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمْ كَـٰفِرُونَ}}«و گفتند: آیا چون در (زیر) زمین ناپدید گشتیم، آفرینش تازه‌ای خواهیم داشت؟ بلکه آنان لقای پروردگارشان را منکرند» سوره سجده، آیه ۱۰.</ref>، فراموش کردن<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى فَٱكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌۢ بِٱلْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ ٱللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ ٱلَّذِى عَلَيْهِ ٱلْحَقُّ وَلْيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْـًۭٔا فَإِن كَانَ ٱلَّذِى عَلَيْهِ ٱلْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُۥ بِٱلْعَدْلِ وَٱسْتَشْهِدُوا۟ شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌۭ وَٱمْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ ٱلشُّهَدَآءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَىٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَىٰهُمَا ٱلْأُخْرَىٰ وَلَا يَأْبَ ٱلشُّهَدَآءُ إِذَا مَا دُعُوا۟ وَلَا تَسْـَٔمُوٓا۟ أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰٓ أَجَلِهِۦ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ ٱللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَـٰدَةِ وَأَدْنَىٰٓ أَلَّا تَرْتَابُوٓا۟ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَـٰرَةً حَاضِرَةًۭ تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوٓا۟ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبٌۭ وَلَا شَهِيدٌۭ وَإِن تَفْعَلُوا۟ فَإِنَّهُۥ فُسُوقٌۢ بِكُمْ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ}}«ای [[مؤمنان]]! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از [[نوشتن]] به گونه‌ای که [[خداوند]] بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید [[املا]] کند و از خداوند، [[پروردگار]] خویش، [[پروا]] بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم [[خرد]] یا [[ناتوان]] باشد یا نتواند املا کند باید [[سرپرست]] او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز [[گواه]] بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو [[زن]] از [[گواهان]] مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای [[گواهی]]) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون [[داد و ستد]] می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید [[زیان]] بینند و اگر چنین کنید (نشان) [[نافرمانی]] شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما [[آموزش]] می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۸۲.</ref> و ناپدید شدن<ref>{{متن قرآن|ٱنظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ}}«بنگر چگونه بر خود دروغ بستند و آنچه دروغ می‌بافتند از (چشم) آنان ناپدید گردید» سوره انعام، آیه ۲۴.</ref>. این موارد از موضوع این مقاله خارج‌اند.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۱۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۳۸۰

ویرایش