←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
به گفته برخی [[مفسران]]، گمراهتر بودن برخی [[انسانها]] از چارپایان، از این روست که [[گمراهی]] در چارپایان، نسبی و غیرحقیقی است؛ زیرا چارپایان به حسب قوای غریزیشان همه [[همت]] خود را در خوردن و دیگر [[تمتعات]] حیوانی صرف میکنند، از اینرو در تحصیل سعادت زندگیای که برایشان فراهم شده، [[گمراه]] به شمار نمیآیند و در اینکه قدمی فراتر نمینهند هیچ [[نکوهیده]] نیستند. بنابراین گمراه خواندن چارپایان در سنجش با سعادت [[زندگی]] [[انسانی]] است که آنها به ابزار تحصیل آن مجهز نیستند؛ بر خلاف آدمیانی که با وجود برخورداری از ابزار تحصیل [[سعادت]] [[انسانی]] و با داشتن چشم و گوش و دلی که راهنمای آن سعادتاند، از این ابزار استفاده نکرده و همانند [[حیوانات]] تنها در راه [[تمتع]] از [[لذایذ]] شکم و [[شهوت]] از آنها استفاده کردهاند، از همین رو اینگونه [[مردم]] از [[چارپایان]] گمراهترند و بر خلاف چارپایان [[استحقاق]] [[نکوهش]] دارند<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۱.</ref> | به گفته برخی [[مفسران]]، گمراهتر بودن برخی [[انسانها]] از چارپایان، از این روست که [[گمراهی]] در چارپایان، نسبی و غیرحقیقی است؛ زیرا چارپایان به حسب قوای غریزیشان همه [[همت]] خود را در خوردن و دیگر [[تمتعات]] حیوانی صرف میکنند، از اینرو در تحصیل سعادت زندگیای که برایشان فراهم شده، [[گمراه]] به شمار نمیآیند و در اینکه قدمی فراتر نمینهند هیچ [[نکوهیده]] نیستند. بنابراین گمراه خواندن چارپایان در سنجش با سعادت [[زندگی]] [[انسانی]] است که آنها به ابزار تحصیل آن مجهز نیستند؛ بر خلاف آدمیانی که با وجود برخورداری از ابزار تحصیل [[سعادت]] [[انسانی]] و با داشتن چشم و گوش و دلی که راهنمای آن سعادتاند، از این ابزار استفاده نکرده و همانند [[حیوانات]] تنها در راه [[تمتع]] از [[لذایذ]] شکم و [[شهوت]] از آنها استفاده کردهاند، از همین رو اینگونه [[مردم]] از [[چارپایان]] گمراهترند و بر خلاف چارپایان [[استحقاق]] [[نکوهش]] دارند<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۱.</ref> | ||
===[[پیروی از هوا و هوس]]=== | |||
در [[آیات]] فراوانی از [[قرآن]] پیروی از هوا و هوس خود و دیگران، از عوامل مهم [[ضلالت]] [[انسانها]] دانسته شده است: | |||
#[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پاسخ [[مشرکان]] که ایشان را به [[بتپرستی]] [[دعوت]] میکردند، میفرماید من از [[پرستش]] بتهای شما منع شدهام؛ زیرا پرستش [[بتها]] برپایه پیروی از هوا و هوس است، نه بر اساس رهنمون [[عقل]] و نتیجه پیروی از هوا و هوس، [[گمراهی]] و دوری از [[هدایت الهی]] است<ref>المیزان، ج ۷، ص۱۱۴.</ref>:{{متن قرآن|قُلْ إِنِّى نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهْوَآءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًۭا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُهْتَدِينَ}}<ref>«بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) میخوانید باز داشته شدهام؛ بگو: از خواستههای (نفسانی) شما پیروی نمیکنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیدهام و از رهیافتگان نخواهم بود» سوره انعام، آیه ۵۶.</ref>. به گفته برخی [[مفسران]]، پیامبر اکرم به جای اینکه بگوید: «من پیشنهاد شما را نمیپذیرم»، فرمودند: من از [[هواهای نفسانی]] شما [[پیروی]] نمیکنم:{{متن قرآن|لَّآ أَتَّبِعُ أَهْوَآءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًۭا}} و این، استدلالی است بر اینکه چون پرستش بتها سبب گمراهی میشود از آن منع شدهام؛ زیرا تعلیق [[حکم]] بر وصف، مُشعر به [[علیت]] وصف یادشده است و این بیان اِشعار دارد که آنان در بتپرستی دلیل ندارند، بلکه پیرو [[هوا و هوس]] و در نتیجه گمراهاند<ref>تسنیم، ج ۲۵، ص۳۳۳.</ref>. | |||
#در آیهای دیگر با اظهار [[شگفتی]] از کار کسی که [[عبادت خدا]] و پیروی از او را وا مینهد و [[هوای نفس]] خود را [[معبود]] خویش قرار میدهد و در پی خواست [[دل]] و [[هوای نفس]] خویش است و [[پیروی]] از نفس خود را بر [[اطاعت از خدا]] مقدم میشمرد، نتیجه این [[هواپرستی]] [[گمراهی]] دانسته شده است. [[خداوند]] بر گوش و [[قلب]] چنین کسی مهر زده و بر چشمش پردهای افکنده است تا در [[وادی]] [[ضلالت]] همواره [[سرگردان]] بماند:{{متن قرآن|أَفَرَءَيْتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَـٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍۢ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِۦ وَقَلْبِهِۦ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَـٰوَةًۭ فَمَن يَهْدِيهِ مِنۢ بَعْدِ ٱللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref>. به گفته برخی، تعبیر{{متن قرآن|ٱتَّخَذَ إِلَـٰهَ}} درباره [[پیروی از هوای نفس]]، به معنای [[عبادت]] و [[پرستش]] هواست و عبارت{{متن قرآن|وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍۢ}} بیان میکند که چنین کسی به رغم [[آگاهی]] از [[لزوم]] پرستش خدای واحد، به هواپرستی روی آورده و میداند که [[بیراهه]] میرود و هیچ بُعدی ندارد که [[انسان]] در عین راه بلد بودن بیراهه برود، چنانکه شدنی است که انسان با داشتن [[یقین]] به چیزی، آن را [[انکار]] کند:{{متن قرآن| وَجَحَدُوا۟ بِهَا وَٱسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ}}<ref>سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>؛ زیرا [[علم]]، همواره با [[هدایت]] همراه نیست، چنان که [[جهل]]، همواره با ضلالت ملازم نیست، بلکه آن [[علمی]] همراه هدایت است که با [[التزام]] عالم به مقتضای علمش همراه باشد. بنابراین اگر انسان، عالم باشد، ولی از این رو که نمیتواند از [[هوای نفس]] خود چشم بپوشد، به مقتضا و لوازم علم خود ملتزم نباشد، چنین علمی عامل [[هدایتپذیری]] او نمیشود، بلکه در عین علم بودن، ضلالت است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۲-۱۷۳.</ref>. عمل [[آدمی]] برخلاف مقتضای علم و [[ایمان]] و یقین، به سبب [[پیروی]] از [[امیال نفسانی]] خود و تسویلات [[شیطان]] است | |||
#[[خدای سبحان]] به صراحت، پیروی از هوای نفس را عامل گمراهی دانسته<ref>نمونه، ج ۱۶، ص۱۰۵.</ref> و با استفهامی انکاری میفرماید کیست گمراهتر از آنکه از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] کرده و از پذیرش [[هدایت الهی]] سرباززده است؟ چنین کسی قطعاً بر خود [[ستم]] کرده و [[ستمکاران]] از [[هدایت الهی]] محروماند:{{متن قرآن|...وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيْرِ هُدًۭى مِّنَ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«پس اگر پاسخت را ندهند بدان که از خواهشها (ی نفس) شان پیروی میکنند و گمراهتر از آنکه بیرهنمودی از خداوند، از خواهش (نفس) خویش پیروی کند کیست؟» سوره قصص، آیه ۵۰.</ref>. به گفته برخی، جمله{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِينَ}} تعلیلی است بر [[گمراهی]] ایشان با [[پیروی از هوای نفس]]؛ به این بیان که [[پیروی از هوا]]، [[اعراض]] از [[حق]] و [[انحراف]] از طریق [[رشد]]، و این خود [[ظلم]] است و [[خدا]] [[ستمگران]] را [[هدایت]] نمیکند و آنکه هدایت نشد، [[گمراه]] است<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۵۳.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۲.</ref> | |||
===[[پیروی از شیطان]]=== | |||
براساس [[آیات قرآن کریم]]، [[شیاطین]] از عوامل گمراهی انساناند، از این رو [[کافران]] در [[روز قیامت]] از خدا میخواهند شیاطینی از [[جنّ]] و انس را که سبب گمراهی آنان شدهاند به آنان نشان دهد تا آنان را زیر گامهایشان نهند تا از پستترینها باشند: {{متن قرآن|وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلْأَسْفَلِينَ}}<ref>«و کافران میگویند: پروردگارا! آن دو تن از پریان و آدمیان که ما را گمراه کردند نشانمان ده که آنان را زیر پا بیفکنیم تا از فرومایهترینها گردند» سوره فصلت، آیه ۲۹.</ref>. به گفته [[مفسران]]، در این [[آیه]] مراد از جنّی که سبب گمراهی برخی از انسانهاست، [[ابلیس]]، سرکرده شیاطین است و مراد از اِنْس در این آیه [[قابیل]] است که با کشتن برادرش [[هابیل]] نخستین [[گناه]] را در میان [[بشر]] مرتکب شد. این [[تفسیر]] بر اساس روایتی از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} است<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۷، ص۱۶۰.</ref>. برخی با این [[استدلال]] که{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ}} در آیه بر جنس دلالت دارد، مراد از این [[گمراهکنندگان]] را هر کسی از جنّ و انس دانستهاند که راه و روش [[کفر]] و گمراهی را پدید آوردهاست<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۷.</ref>. همچنین برخی در [[آیه]] ۲۸ [[سوره فرقان]]، مراد از کسی را که [[دوس]]تی با او [[گمراهکننده]] [[انسان]] است [[شیطان]] دانستهاند<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۵۳۶؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۲۶۳.</ref>:{{متن قرآن|يَـٰوَيْلَتَىٰ لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًۭا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}}<ref>«ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا مینهد» سوره فرقان، آیه ۲۸-۲۹. </ref>. شیطان پس از رانده شدن از درگاه [[خدا]] [[سوگند]] یاد کرد همه [[انسانها]] جز مخلَصان را [[گمراه]] کند:{{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد * مگر از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref>؛ و نیز درباره [[گمراه کردن]] گروههایی از [[مردم]] چنین سوگند یاد کرده است:{{متن قرآن|قَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًۭا...وَلَأُضِلَّنَّهُمْ...}}<ref>سوره نسا، آیه۱۱۸-۱۱۹.</ref>، چنانکه [[شیاطین]]، بدون هیچ کوتاهی، [[مشرکان]] را به [[گمراهی]] کشاندهاند:{{متن قرآن|وَإِخْوَٰنُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِى ٱلْغَىِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ}}<ref>«و برادران آنها آنان را به گمراهی میکشانند سپس هیچ کوتاهی نمیکنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۲.</ref>. بنابراین شیطان جز [[منحرف]] ساختن انسانها هدفی ندارد:{{متن قرآن|وَيُرِيدُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَـٰلًۢا بَعِيدًۭا}}<ref>سوره نسا، آیه ۶۰.</ref>، از این رو خدا او را «[[دشمن]] آشکار انسان» نامیده:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لِلْإِنسَـٰنِ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۵.</ref> و انسان را از [[پیروی]] این دشمن دیرینه و مخفی برحذر داشته است:{{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref>؛ {{متن قرآن|يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ...إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۲۷.</ref>. شیطان با شیوههایی گوناگون به [[گمراه]] ساختن [[انسانها]] میپردازد. او با تسویل، [[گناه]] را برای انسانها [[زیبا]] و [[لذت]] آن را بزرگ جلوه داده و آنان را به [[آرزوهای دور و دراز]] میآلاید:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱرْتَدُّوا۟ عَلَىٰٓ أَدْبَـٰرِهِم مِّنۢ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلْهُدَى ٱلشَّيْطَـٰنُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَىٰ لَهُمْ}}<ref>«بیگمان، شیطان (کفر را) در چشم آنان که به گذشته خود- پس از آنکه رهنمود برایشان روشن شد- بازگشتند، آراست و به آنان میدان داد» سوره محمد، آیه ۲۵.</ref> و [[آدمی]] را فریفته و دلبسته آن میکند و او را از پذیرش [[ایمان]] و لوازم آن میترساند:{{متن قرآن|إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَآءَهُۥ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره عمران، آیه ۱۷۵.</ref>. او به [[انسان]] [[تلقین]] میکند که پذیرش [[ایمان به خدا]] و لوازم آن این [[دلبستگی]] را [[تهدید]] میکند. در چنین شرایطی کسی که ایمانش [[ضعیف]] باشد، [[فریب]] [[شیطان]] را خورده و از میان آن دلبستگیها و تن دادن به [[حقیقت ایمان]] و لوازمش، از سر [[سرکشی]] و [[طغیانگری]]، [[حقیقت]] را فدای [[هواهای نفسانی]] خود کرده و [[امیال نفسانی]] را برمیگزیند:{{متن قرآن|وَجَحَدُوا۟ بِهَا وَٱسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ ظُلْمًۭا وَعُلُوًّۭا}}<ref>سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>؛ زیرا دست برداشتن از این دلبستگیها برای وی بسیار دشوار است. | |||
[[قرآن کریم]] به برخی دیگر از این شیوهها اشاره کرده است؛ مانند ایجاد [[دشمنی]] از راه شراب و قمار:{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ فِى ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ}}<ref>سوره مائده، آیه ۹۱.</ref> و باز داشتن از [[یاد خدا]]، به ویژه [[نماز]]:{{متن قرآن|ٱسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ فَأَنسَىٰهُمْ ذِكْرَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره مجادله، آیه ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ}}<ref>سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||