تدبیر امر: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۶ ژوئن ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[تدبیر]] در لغت [[عرب]] به معنای [[عاقبت اندیشی]] است. فیروزآبادی در [[قاموس]] می‌گوید: "تدبیر، به [[عاقبت]] [[امر]] [[اندیشیدن]] است"<ref>{{عربی|التدبير: النظر في عاقبة الأمر}}؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص۲۷.</ref>.
[[تدبیر]] در لغت [[عرب]] به معنای [[عاقبت اندیشی]] است. فیروزآبادی در قاموس می‌گوید: "تدبیر، به عاقبت [[امر]] [[اندیشیدن]] است"<ref>{{عربی|التدبير: النظر في عاقبة الأمر}}؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص۲۷.</ref>.


'''[[تدبیر امر]]'''، به معنای [[حکم]] و [[فرمان]] و [[دستوری]] است که با مآل اندیشی و عاقبت‌نگری انجام می‌گیرد. [[زمخشری]]، [[مفسّر]] معروف در [[تفسیر]] {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} می‌گوید: "یدبّر، یعنی بر طبق [[حکمت]] [[داوری]] کردن و سنجیدن، و انجام دادن کار آنگونه که جوینده [[درستی]] کار، و عاقبت‌اندیش آینده‌نگر انجام می‌دهد، تا در انجام کار دچار آنچه [[ناپسند]] اوست نگردد، و معنای [[أمر]]: امر همه [[مخلوقات]] و امر [[سلطنت]] گسترده [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و [[عرش]] است"<ref>{{عربی|يدبّر، يقضي ويقدّر علی حسب الحكمه، ويفعل ما يفعل المتحرّي للصواب الناظر في أدبار الأمور وعواقبها لئلّا يلقاه ما يكره آخراً؛ و الأمر: أمر الخلق كلّه و أمر ملكوت السماوات والأرض والعرش}}؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.
'''[[تدبیر امر]]'''، به معنای [[حکم]] و [[فرمان]] و [[دستوری]] است که با مآل اندیشی و عاقبت‌نگری انجام می‌گیرد. [[زمخشری]]، [[مفسّر]] معروف در [[تفسیر]] {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} می‌گوید: "یدبّر، یعنی بر طبق [[حکمت]] [[داوری]] کردن و سنجیدن، و انجام دادن کار آنگونه که جوینده [[درستی]] کار، و عاقبت‌اندیش آینده‌نگر انجام می‌دهد، تا در انجام کار دچار آنچه ناپسند اوست نگردد، و معنای [[أمر]]: امر همه [[مخلوقات]] و امر [[سلطنت]] گسترده [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و [[عرش]] است"<ref>{{عربی|يدبّر، يقضي ويقدّر علی حسب الحكمه، ويفعل ما يفعل المتحرّي للصواب الناظر في أدبار الأمور وعواقبها لئلّا يلقاه ما يكره آخراً؛ و الأمر: أمر الخلق كلّه و أمر ملكوت السماوات والأرض والعرش}}؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.


فخرالدین رازی نیز در تفسیر {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} عبارتی نظیر عبارت کشّاف دارد و می‌گوید: "یدبّر الأمر: به معنای داوری و سنجش بر طبق مقتضای حکمت است و اینکه آنگونه عمل کند که عاقبت‌اندیش آینده‌نگر عمل می‌کند و به عواقب کار می‌نگرد، تا آنچه را شایسته نیست [[جامه]] عمل نپوشاند، و مراد از "أمر" [[شأن]] است، و معنای یدبّر الأمر تدبیر احوال مخلوقات و احوال مملکت آسمان‌ها و زمین است"<ref>{{عربی|يدبّر الأمر: معناه يقضي ويقدّر على حسب مقتضي الحكمة ويفعل ما يفعله المصيب في أفعاله الناظر في أدبار الأمور وعواقبها كي لايدخل في الوجود ما لاينبغي، و المراد من "الأمر" الشأن، يعني يدبر أحوال الخلق و أحوال ملكوت السماوات و الأرض}}؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۳.</ref>.
فخرالدین رازی نیز در تفسیر {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} عبارتی نظیر عبارت کشّاف دارد و می‌گوید: "یدبّر الأمر: به معنای داوری و سنجش بر طبق مقتضای حکمت است و اینکه آنگونه عمل کند که عاقبت‌اندیش آینده‌نگر عمل می‌کند و به عواقب کار می‌نگرد، تا آنچه را شایسته نیست [[جامه]] عمل نپوشاند، و مراد از "أمر" [[شأن]] است، و معنای یدبّر الأمر تدبیر احوال مخلوقات و احوال مملکت آسمان‌ها و زمین است"<ref>{{عربی|يدبّر الأمر: معناه يقضي ويقدّر على حسب مقتضي الحكمة ويفعل ما يفعله المصيب في أفعاله الناظر في أدبار الأمور وعواقبها كي لايدخل في الوجود ما لاينبغي، و المراد من "الأمر" الشأن، يعني يدبر أحوال الخلق و أحوال ملكوت السماوات و الأرض}}؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۳.</ref>.
خط ۱۷: خط ۱۷:
این عبارت به روشنی جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} را به معنای [[مالکیت]] [[تدبیر]] و تصریف [[خلق]] بین الأمر و النهی [[تفسیر]] کرده است. {{عربی|تصريف الخلق بين أمره و نهيه}}؛ یعنی با امر و نهی خویش، احوال خلق را به گردش درآوردن که [[حقیقت]] [[مُلک]] و [[سلطنت]] و [[پادشاهی]] جز این نیست.
این عبارت به روشنی جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} را به معنای [[مالکیت]] [[تدبیر]] و تصریف [[خلق]] بین الأمر و النهی [[تفسیر]] کرده است. {{عربی|تصريف الخلق بين أمره و نهيه}}؛ یعنی با امر و نهی خویش، احوال خلق را به گردش درآوردن که [[حقیقت]] [[مُلک]] و [[سلطنت]] و [[پادشاهی]] جز این نیست.


از مجموع مطالبی که در بالا از [[اهل لغت]] و تفسیر نقل کردیم، روشن شد که مراد از وصف {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}}، سلطنت و مُلک است که عهده‌دار [[اداره امور]] و [[شئون]] [[رعیت]] است و وصف [[خدای متعال]] به عنوان "[[تدبیر أمر]]"، وصف به پادشاهی و سلطنت [[حکیمانه]] و [[عاقبت]] اندیشانه است که از مختصات و ویژگی‌های [[سلطنت الهی]] است و لهذا چنین وصفی مستلزم [[حصر]] این عنوان در [[ذات خدای متعال]] است؛ زیرا تنها اوست که بر عواقب احوال و امور [[آگاه]] است، پس تنها اوست "مدبّرالأمر" و [[سلطان]] و پادشاهی که با [[آگاهی]] و احاطه کامل بر [[سرنوشت]] خلق و از جمله [[آدمیان]]، اداره امور و شئون آنان را برعهده دارد.
از مجموع مطالبی که در بالا از اهل لغت و تفسیر نقل کردیم، روشن شد که مراد از وصف {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}}، سلطنت و مُلک است که عهده‌دار [[اداره امور]] و [[شئون]] رعیت است و وصف [[خدای متعال]] به عنوان "[[تدبیر أمر]]"، وصف به پادشاهی و سلطنت [[حکیمانه]] و عاقبت اندیشانه است که از مختصات و ویژگی‌های [[سلطنت الهی]] است و لهذا چنین وصفی مستلزم [[حصر]] این عنوان در [[ذات خدای متعال]] است؛ زیرا تنها اوست که بر عواقب احوال و امور [[آگاه]] است، پس تنها اوست "مدبّرالأمر" و [[سلطان]] و پادشاهی که با [[آگاهی]] و احاطه کامل بر [[سرنوشت]] خلق و از جمله [[آدمیان]]، اداره امور و شئون آنان را برعهده دارد.


از آنچه بیان شد، می‌توان نتیجه گرفت وصف "تدبیر أمر" متضمن دلیل بر حصر سلطنت و [[حاکمیت]] در [[ذات حق تعالی]] است؛ زیرا [[علم]] به عاقبت امور از لوازم سلطنت و حاکمیت است؛ چراکه حاکمیت بر [[مردم]]، به معنای [[تعیین سرنوشت]] و عاقبت مردم است و نیاز به عاقبتدانی و [[علم به آینده]] اشیا دارد که منحصراً در [[اختیار]] خدای متعال است.
از آنچه بیان شد، می‌توان نتیجه گرفت وصف "تدبیر أمر" متضمن دلیل بر حصر سلطنت و [[حاکمیت]] در [[ذات حق تعالی]] است؛ زیرا [[علم]] به عاقبت امور از لوازم سلطنت و حاکمیت است؛ چراکه حاکمیت بر [[مردم]]، به معنای [[تعیین سرنوشت]] و عاقبت مردم است و نیاز به عاقبتدانی و [[علم به آینده]] اشیا دارد که منحصراً در [[اختیار]] خدای متعال است.
خط ۲۷: خط ۲۷:
در این دو آیه، وصف [[خدای متعال]] به [[تدبیر امر]] از چند جهت بر [[حصر حاکمیت]] در خدای متعال دلالت دارد:
در این دو آیه، وصف [[خدای متعال]] به [[تدبیر امر]] از چند جهت بر [[حصر حاکمیت]] در خدای متعال دلالت دارد:


۱. خود وصفِ "[[تدبیر أمر]]" که به معنای گردانندگی امور [[خلق]] براساس مآل اندیشی و عاقبت‌نگری است، مفید حصر حاکمیت در خدای متعال است؛ زیرا تدبیر امر به این معنا، بر [[علم]] به [[عاقبت]] امور توقف دارد، [[حاکم]] آن است که بداند [[دستوری]] که می‌دهد و حکمی که صادر می‌کند، [[جامعه]] را به چه عاقبتی می‌کشاند و اینکه جامعه با [[فرمانبری]] از [[فرمان]] و حکمِ حاکم به چه عاقبت و آینده‌ای دست خواهد یافت. حاکم باید بداند چه [[حکم]] و دستور و آیینی می‌تواند جامعه را به [[سعادت]] [[راستین]] برساند و باید بداند که جامعه با چه نوع رابطه [[و]] [[رفتاری]] به بهترین[[آینده]] و سرنوشتی می‌رسد.
۱. خود وصفِ "[[تدبیر أمر]]" که به معنای گردانندگی امور [[خلق]] براساس مآل اندیشی و عاقبت‌نگری است، مفید حصر حاکمیت در خدای متعال است؛ زیرا تدبیر امر به این معنا، بر [[علم]] به عاقبت امور توقف دارد، [[حاکم]] آن است که بداند دستوری که می‌دهد و حکمی که صادر می‌کند، [[جامعه]] را به چه عاقبتی می‌کشاند و اینکه جامعه با [[فرمانبری]] از [[فرمان]] و حکمِ حاکم به چه عاقبت و آینده‌ای دست خواهد یافت. حاکم باید بداند چه [[حکم]] و دستور و آیینی می‌تواند جامعه را به [[سعادت]] راستین برساند و باید بداند که جامعه با چه نوع رابطه [[و]] [[رفتاری]] به بهترین[[آینده]] و سرنوشتی می‌رسد.


این علم و [[دانش]] - یعنی علم عاقبت‌شناسی - منحصراً در [[اختیار]] خدایی است که [[عالم الغیب]] و الشهاده است و لهذا در بسیاری از آیاتی که در آنها به [[حصر]] [[تدبیر]] و [[ولایت]] و [[حاکمیت]] در [[ذات خدای متعال]] اشاره شده است به دلیل آن - که [[عالم الغیب]] و الشهاده بودن اوست - نیز اشاره شده است؛ نظیر:
این علم و [[دانش]] - یعنی علم عاقبت‌شناسی - منحصراً در [[اختیار]] خدایی است که [[عالم الغیب]] و الشهاده است و لهذا در بسیاری از آیاتی که در آنها به [[حصر]] [[تدبیر]] و [[ولایت]] و [[حاکمیت]] در [[ذات خدای متعال]] اشاره شده است به دلیل آن - که [[عالم الغیب]] و الشهاده بودن اوست - نیز اشاره شده است؛ نظیر:
خط ۳۷: خط ۳۷:
۲. کلمه {{متن قرآن|الْأَمْرَ}} در جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} اسم جنس محلّی به الف و لام است که به دلالت اطلاقی، مفید شمول، و در نتیجه شمول [[تدبیر الهی]] نسبت به همه [[شئون]] و امور است. بنابراین، جایی برای [[تدبیر]] امری توسط موجود دیگر باقی نمی‌ماند؛ زیرا خداست که همه امرها و شأنها را تدبیر می‌کند. پس تدبیر کننده امری جز او وجود ندارد.
۲. کلمه {{متن قرآن|الْأَمْرَ}} در جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} اسم جنس محلّی به الف و لام است که به دلالت اطلاقی، مفید شمول، و در نتیجه شمول [[تدبیر الهی]] نسبت به همه [[شئون]] و امور است. بنابراین، جایی برای [[تدبیر]] امری توسط موجود دیگر باقی نمی‌ماند؛ زیرا خداست که همه امرها و شأنها را تدبیر می‌کند. پس تدبیر کننده امری جز او وجود ندارد.


۳. [[سیاق]] جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} که متضمن [[حصر]] [[ربوبیت]] و [[اذن]] به [[شفاعت]] و نیز حصر [[مرجعیت]] عباد و آغاز [[خلق]] و اعاده آن، همگی در [[ذات اقدس حق تعالی]] است، قرینه بر حصر [[تدبیر امر]] نیز در ذات اقدس حق تعالی است.
۳. سیاق جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} که متضمن [[حصر]] [[ربوبیت]] و [[اذن]] به [[شفاعت]] و نیز حصر [[مرجعیت]] عباد و آغاز [[خلق]] و اعاده آن، همگی در [[ذات اقدس حق تعالی]] است، قرینه بر حصر [[تدبیر امر]] نیز در ذات اقدس حق تعالی است.


'''نمونه دوم:''' [[آیات]] سی و یکم تا سی و پنجم [[سوره یونس]]: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ * فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ * كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ * قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ * قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو: "چه کسى شما را از [[آسمان]] و [[زمین]] روزى مى‌دهد؟ یا چه کسى مالک (و [[خالق]]) گوش و چشم‌هاست؟ و چه کسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد؟ و چه کسى امور ([[جهان]]) را [[تدبیر]] مى‌کند؟" بزودى (در پاسخ) مى‌گویند: "[[خدا]]"، بگو: "پس چرا [[تقوا]] پیشه نمى‌کنید (و راه [[شرک]] مى‌پویید)؟! * این گونه است [[خداوند]]، پروردگارِ [[حقّ]] شما (داراى همه این صفات)! با این حال، بعد از [[حق]]، چه چیزى جز گمراهى وجود دارد؟! پس چرا (از [[پرستش]] او) روى گردان مى‌شوید؟!" * اینچنین [[فرمان]] پروردگارت بر [[فاسقان]] مسلّم شده که آنها (پس از این همه [[لجاجت]] و [[گناه]])، [[ایمان]] نخواهند آورد * بگو: "آیا هیچ‌یک از معبودهاى شما، [[آفرینش]] را آغاز مى‌کند و سپس باز مى‌گرداند؟!" بگو: "تنها خدا [[آفرینش]] را آغاز کرده، سپس باز مى‌گرداند؛ با این حال، چرا (از حق) روى‌گردان مى‌شوید؟!" * بگو: "آیا هیچ‌یک از معبودهاى شما، به سوى حق [[هدایت]] مى‌کند؟!" بگو: "تنها خدا به حق هدایت مى‌کند. آیا کسى که هدایت به سوى حق مى‌کند براى پیروى شایسته‌تر است، یا آن‌کس که هدایت نمى‌شود مگر هدایتش کنند؟! شما را چه مى‌شود، چگونه داورى مى‌کنید؟!"» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۳۱-۳۵.</ref>.
'''نمونه دوم:''' [[آیات]] سی و یکم تا سی و پنجم [[سوره یونس]]: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ * فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ * كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ * قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ * قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو: "چه کسى شما را از [[آسمان]] و [[زمین]] روزى مى‌دهد؟ یا چه کسى مالک (و [[خالق]]) گوش و چشم‌هاست؟ و چه کسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد؟ و چه کسى امور ([[جهان]]) را [[تدبیر]] مى‌کند؟" بزودى (در پاسخ) مى‌گویند: "[[خدا]]"، بگو: "پس چرا [[تقوا]] پیشه نمى‌کنید (و راه [[شرک]] مى‌پویید)؟! * این گونه است [[خداوند]]، پروردگارِ [[حقّ]] شما (داراى همه این صفات)! با این حال، بعد از [[حق]]، چه چیزى جز گمراهى وجود دارد؟! پس چرا (از [[پرستش]] او) روى گردان مى‌شوید؟!" * اینچنین [[فرمان]] پروردگارت بر [[فاسقان]] مسلّم شده که آنها (پس از این همه [[لجاجت]] و [[گناه]])، [[ایمان]] نخواهند آورد * بگو: "آیا هیچ‌یک از معبودهاى شما، [[آفرینش]] را آغاز مى‌کند و سپس باز مى‌گرداند؟!" بگو: "تنها خدا [[آفرینش]] را آغاز کرده، سپس باز مى‌گرداند؛ با این حال، چرا (از حق) روى‌گردان مى‌شوید؟!" * بگو: "آیا هیچ‌یک از معبودهاى شما، به سوى حق [[هدایت]] مى‌کند؟!" بگو: "تنها خدا به حق هدایت مى‌کند. آیا کسى که هدایت به سوى حق مى‌کند براى پیروى شایسته‌تر است، یا آن‌کس که هدایت نمى‌شود مگر هدایتش کنند؟! شما را چه مى‌شود، چگونه داورى مى‌کنید؟!"» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۳۱-۳۵.</ref>.
خط ۴۶: خط ۴۶:
# آفرینندگی؛ آفرینندگی خدا خود دلیل بر این است که [[حاکمیت]]، تنها از آنِ اوست. در گذشته به این دلیل اشاره کردیم.
# آفرینندگی؛ آفرینندگی خدا خود دلیل بر این است که [[حاکمیت]]، تنها از آنِ اوست. در گذشته به این دلیل اشاره کردیم.
# روزیدهندگی؛ چون تنها روزیدهنده خداست، پس هماوست که تنها [[حاکم]] و [[سلطان]] حقّ [[جهان]] آفرینش و [[جامعه انسانی]] است.
# روزیدهندگی؛ چون تنها روزیدهنده خداست، پس هماوست که تنها [[حاکم]] و [[سلطان]] حقّ [[جهان]] آفرینش و [[جامعه انسانی]] است.
# [[رهنمایی]] به حق و [[بینیازی]] از رهنمایی دیگران.
# [[رهنمایی]] به حق و بی‌نیازی از رهنمایی دیگران.


از آنجا که خدای متعال تنها راهنمای به حق است و هر راه‌یافته به حق به [[راهنمایی]] او نیازمند است، بنابراین حاکمیت و سلطنت تنها از آن اوست؛ زیرا [[استحقاق]] سلطنت و [[حکومت]] از آن کسی است که در [[ذات]] خود راهنمای به [[حق]] است و دیگران در راهیابی به حق، نیازمند او و او [[بی‌نیاز]] از [[راهنمایی]] و [[هدایت]] دیگران است. این وصف، مخصوص خداست و کسی [[خدا]] را در این ویژگی [[شریک]] و نظیر نیست.
از آنجا که خدای متعال تنها راهنمای به حق است و هر راه‌یافته به حق به [[راهنمایی]] او نیازمند است، بنابراین حاکمیت و سلطنت تنها از آن اوست؛ زیرا [[استحقاق]] سلطنت و [[حکومت]] از آن کسی است که در ذات خود راهنمای به [[حق]] است و دیگران در راهیابی به حق، نیازمند او و او بی‌نیاز از [[راهنمایی]] و [[هدایت]] دیگران است. این وصف، مخصوص خداست و کسی [[خدا]] را در این ویژگی [[شریک]] و نظیر نیست.


این استدلال‌ها به ضمیمه صراحت [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ}} دلالت بر [[حصر حاکمیت]] در [[ذات خدای متعال]] دارند.
این استدلال‌ها به ضمیمه صراحت [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ}} دلالت بر [[حصر حاکمیت]] در [[ذات خدای متعال]] دارند.
خط ۶۰: خط ۶۰:
# امر یا فعل [[تشریعی]] {{متن قرآن|يُفَصِّلُ الْآيَاتِ}}.
# امر یا فعل [[تشریعی]] {{متن قرآن|يُفَصِّلُ الْآيَاتِ}}.


[[ظاهر آیه]] این است که {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} و {{متن قرآن|يُفَصِّلُ الْآيَاتِ}} بیان و [[تفسیر]] {{متن قرآن|اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ}} است.
ظاهر آیه این است که {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} و {{متن قرآن|يُفَصِّلُ الْآيَاتِ}} بیان و [[تفسیر]] {{متن قرآن|اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ}} است.


جمله {{متن قرآن|اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ}} کنایه از [[حکومت]] و [[سلطنت]] خدای متعال است که جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} و جملههای قبل و بعد آن به توضیح این حکومت و سلطنت پرداخته است.
جمله {{متن قرآن|اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ}} کنایه از [[حکومت]] و [[سلطنت]] خدای متعال است که جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} و جملههای قبل و بعد آن به توضیح این حکومت و سلطنت پرداخته است.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش