←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
#'''[[طمع]] به رحمت خدا''': در دو [[آیه]] از [[قرآن]] [[خوف]] و طمع ([[بیم و امید]]) از اهداف ارائه برق آسمانی از سوی [[خدا]] یادشده است:{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا}}<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ}}«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ}}«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref>، در پاسخ این [[پرسش]] که چگونه برق آسمانی موجب دو پدیده متضاد بیم و امید میشود، برخی گفتهاند این دو حالت به قابلیت برق بازمیگردد؛ زیرا در این پدیده، هم روشنی و [[رحمت]] است، هم [[آتش]] و [[سوزاندن]]، از این رو برای بیننده آن، دو حالت [[بیم]] از [[نزول عذاب]] و [[امید به رحمت]] پدید میآید<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰، «طمع».</ref>. برخی نیز گفتهاند دو حالت بیم و امید با توجه به حالات افرادِ گوناگون است: افرادی مانند کشاورزان با دیدن این پدیده به رحمت پروردگار طمع میورزند و [[امیدوار]] و خوشحال میشوند؛ زیرا میدانند پس از آن [[باران]] میبارد؛ ولی با توجه به اینکه [[رعد]] و برق معمولاً آثار تخریبی همانند سیل و [[آتشسوزی]] را همراه دارد، موجب [[ترس]] عدهای نیز میگردد<ref>نک: التفسیر لکتاب اللّه المنیر، ج ۵، ص۶۴-۶۵؛ التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۱۷.</ref>. فارغ از آثار تخریبی برق، وقوع آن توأم با صدای سهمگین [[رعد]]، خود سبب [[ترس]] و [[وحشت]] میشود<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۷۶.</ref>. | #'''[[طمع]] به رحمت خدا''': در دو [[آیه]] از [[قرآن]] [[خوف]] و طمع ([[بیم و امید]]) از اهداف ارائه برق آسمانی از سوی [[خدا]] یادشده است:{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا}}<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ}}«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ}}«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref>، در پاسخ این [[پرسش]] که چگونه برق آسمانی موجب دو پدیده متضاد بیم و امید میشود، برخی گفتهاند این دو حالت به قابلیت برق بازمیگردد؛ زیرا در این پدیده، هم روشنی و [[رحمت]] است، هم [[آتش]] و [[سوزاندن]]، از این رو برای بیننده آن، دو حالت [[بیم]] از [[نزول عذاب]] و [[امید به رحمت]] پدید میآید<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰، «طمع».</ref>. برخی نیز گفتهاند دو حالت بیم و امید با توجه به حالات افرادِ گوناگون است: افرادی مانند کشاورزان با دیدن این پدیده به رحمت پروردگار طمع میورزند و [[امیدوار]] و خوشحال میشوند؛ زیرا میدانند پس از آن [[باران]] میبارد؛ ولی با توجه به اینکه [[رعد]] و برق معمولاً آثار تخریبی همانند سیل و [[آتشسوزی]] را همراه دارد، موجب [[ترس]] عدهای نیز میگردد<ref>نک: التفسیر لکتاب اللّه المنیر، ج ۵، ص۶۴-۶۵؛ التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۱۷.</ref>. فارغ از آثار تخریبی برق، وقوع آن توأم با صدای سهمگین [[رعد]]، خود سبب [[ترس]] و [[وحشت]] میشود<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۷۶.</ref>. | ||
#'''[[طمع]] [[اصحاب اعراف]] به [[بهشت]]''': اصحاب اعراف گروهی هستند که در جایگاهی بلند میان [[بهشت و دوزخ]] قرار دارند؛ ولی به [[لطف خدا]] طمع و [[امید]] دارند تا وارد بهشت شوند<ref>بیان المعانی، ج ۱، ص۳۵۷.</ref>:{{متن قرآن|...وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>. برخی گفتهاند جمله {{متن قرآن| لَمْ يَدْخُلُوهَا}} و {{متن قرآن|هُمْ يَطْمَعُونَ}} حال برای {{متن قرآن|أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ}} است؛ بدین معنا که با وجود حضور در آن جایگاه رفیع و طمع ورود به بهشت، نگران [[تغییر]] اوضاع در [[حسابرسی]] و [[سرنوشت]] خویشاند<ref> المیزان، ج ۸، ص۱۲۹. </ref>. البته برخی طمع در [[آیه]] یادشده را به [[علم]]<ref> فتح القدیر، ج ۲، ص۲۳۷؛ إعراب القرآن، ج ۲، ص۵۴. </ref> و [[یقین]]<ref> مجمع البیان، ج ۴، ص۶۵۳. </ref> [[تفسیر]] کردهاند؛ یعنی با اینکه هنوز به بهشت وارد نشدهاند، به ورود در آن یقین دارند.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۶۸.</ref> | #'''[[طمع]] [[اصحاب اعراف]] به [[بهشت]]''': اصحاب اعراف گروهی هستند که در جایگاهی بلند میان [[بهشت و دوزخ]] قرار دارند؛ ولی به [[لطف خدا]] طمع و [[امید]] دارند تا وارد بهشت شوند<ref>بیان المعانی، ج ۱، ص۳۵۷.</ref>:{{متن قرآن|...وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>. برخی گفتهاند جمله {{متن قرآن| لَمْ يَدْخُلُوهَا}} و {{متن قرآن|هُمْ يَطْمَعُونَ}} حال برای {{متن قرآن|أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ}} است؛ بدین معنا که با وجود حضور در آن جایگاه رفیع و طمع ورود به بهشت، نگران [[تغییر]] اوضاع در [[حسابرسی]] و [[سرنوشت]] خویشاند<ref> المیزان، ج ۸، ص۱۲۹. </ref>. البته برخی طمع در [[آیه]] یادشده را به [[علم]]<ref> فتح القدیر، ج ۲، ص۲۳۷؛ إعراب القرآن، ج ۲، ص۵۴. </ref> و [[یقین]]<ref> مجمع البیان، ج ۴، ص۶۵۳. </ref> [[تفسیر]] کردهاند؛ یعنی با اینکه هنوز به بهشت وارد نشدهاند، به ورود در آن یقین دارند.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۶۸.</ref> | ||
===طمع [[ناپسند]] و نابجا=== | |||
متعلَّق طمع گاهی امر ناروایی مانند دستیابی به [[مال]] یا موقعیت دیگران یا هر امر نامشروعی است. چنین طمعی از هر کس باشد ناپسند است. [[نکوهش]] طمع و مساوی دانستن آن با [[فقر]] و سبب زوال [[ایمان]] شمردن آن در [[روایات]]<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۲۵؛ نیز نک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۹۸. </ref>، نیز درباره چنین طمعی است؛ زیرا مقدمه و زمینه پیدایش [[حرص]] است و به فرموده [[امیرمؤمنان علی]] اگر طمع در [[دل]] به [[هیجان]] آید، حرص [[آدمی]] را هلاک میکند<ref> نهج البلاغه، حکمت ۱۰۸. </ref>. [[پیامبران]] نیز از چنین طمعی پیراسته بودند و [[هدف]] آنان زدودن [[شبهه]] [[طمعورزی]] (به [[مادیات]]) بوده است<ref> روض الجنان، ج ۷، ص۳۶۹؛ الوجیز، عاملی، ج ۲، ص۴۱۶. </ref><ref>{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقْتَدِهْ قُل لَّآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَـٰلَمِينَ}}«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰. {{متن قرآن|يَـٰقَوْمِ لَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِى فَطَرَنِىٓ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}«ای قوم من! در برابر آن (رسالت) از شما پاداشی نمیخواهم؛ پاداش من جز بر (عهده) آن کس که مرا آفریده است نیست پس آیا خرد نمیورزید؟» سوره هود، آیه ۵۱. {{متن قرآن|ٱتَّبِعُوا۟ مَن لَّا يَسْـَٔلُكُمْ أَجْرًۭا وَهُم مُّهْتَدُونَ}}«از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۱.</ref> به نمونههایی از [[طمع]] [[ناپسند]] اشاره میشود: | |||
#'''طمع به افزایش [[ثروت]]''': در [[آیات]] ۱۱ - ۱۷ [[سوره]] مدّثر از [[تهدید]] فردی به عذابِ سخت یاد شده است. وی با داشتن [[مال]] و فرزند و امکانات فراوان، به افزایش آنها طمع دارد و به سبب آنها با رسالت [[رسول اکرم]] به [[مخالفت]] برخاسته است: {{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا * سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا}}<ref>«مرا با آن کس که یگانه آفریدهام، وا بگذار * و برای او دارایی پر دامنهای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، * باز آز دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است * زودا که به او سختی رسانم» سوره مدثر، آیه ۱۱-۱۷.</ref>. به گزارش [[مفسران]]، این آیات درباره [[ولید بن مغیره]] نازل شدهاند<ref>جامع البیان، ج ۲۹، ص۹۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۹۳-۳۹۴؛ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۶.</ref>. [[سرزنش]] ولید (و کسانی همانند او) از این روست که به جای [[سپاسگزاری]] به سبب [[بهرهمندی از نعمتها]]، راه [[کفران نعمت]] و [[عناد]] با [[خدا]] را در پیش میگیرند<ref>تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص۱۳۱.</ref>. از تفاوتهای [[مؤمن]] با [[کافر]] این است که مؤمن [[شکرگزار]] [[نعمتها]] و کافر [[ناسپاس]] در برابر آنها و تنها درپی افزایش [[ثروت]] است<ref>نک: من هدى القرآن، ج ۱۷، ص۷۷.</ref>. | |||
#'''[[طمع]] به [[غنایم جنگی]]''': برخی از طمعهای [[ناپسند]] به [[غنایم]] عبارتاند از: یک. در [[جنگ اُحُد]]، [[وعده خدا]] به [[پیروزی]] [[مجاهدان]] محقق شد و بر [[دشمن]] [[پیروز]] شدند؛ ولی شماری از [[دنیاطلبان]] به [[طمع]] دستیابی به [[غنایم جنگی]]، [[فرمان]] [[رسول خدا]] را زیر پا گذاشته، جایگاه خود را در صحنه [[جنگ]] ترک کرده و عامل [[شکست]]<ref>آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.</ref> و از همین رو [[سرزنش]] شدند<ref>تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۲۳.</ref>:{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا}}<ref>سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.</ref>. دو. به گفته [[مفسران]]، هنگام بازگشت [[پیامبر اکرم]] از حُدَیْبیه، آن حضرت به [[فرمان خدا]] [[مسلمانان]] شرکتکننده در [[حدیبیه]] را به فتح و [[غنایم]] [[خیبر]] [[بشارت]] داد و فقط به آنان [[حق]] شرکت در [[غزوه خیبر]] را داد<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۵۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۷۵؛ الفواتح الإلهیه، ج ۲، ص۳۳۶.</ref>؛ اما [[منافقان]] و متخلفان از [[جهاد]] پس از [[آگاهی]] از این ماجرا، به طمع بهرهمندی از غنایم، از [[رسول اکرم]] [[اجازه]] شرکت در غزوه خیبر را خواستند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۸۰.</ref> <ref>{{متن قرآن|سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref>؛ زیرا [[منافق]] غالباً به [[کسب منافع شخصی]] [[رغبت]] دارد<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۶۳؛ روض الجنان، ج ۶، ص۱۵۶؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۲۵۷.</ref> و انگیزه وی از شرکت در جنگ، دستیابی به غنایم جنگی است؛ اگر [[مؤمنان]] پیروز شوند از آنان [[غنیمت]] میخواهند و در صورت [[پیروزی]] [[کافران]] میگویند ما سبب پیروزی شما بودیم و از آنان [[غنیمت]] میخواهند<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>. سه. [[همسران]] [[رسولخدا]] پس از برخی [[غزوهها]] که در آنها [[غنایم]] فراوانی به دست [[مسلمانان]] افتاد، تقاضاهای مختلفی از آن حضرت درباره افزایش [[نفقه]] یا لوازم [[زندگی]] داشتند<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref>. [[پیامبر]] [[فرمان]] یافت به آنان بگوید اگر خواهان [[دنیا]] هستند، آنان را به شیوهای [[نیکو]] [[طلاق]] دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref> <ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۹۲؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۴۷۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref> این آیه بیارتباط با [[آیات]] پیشین نیست<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref> و گویای آن است که با توجه به فراوانی غنایم و دیگر اموالی که [[اختیار]] [[مصرف]] آنها با [[رسول خدا]] بود، همسران آن حضرت به طور طبیعی به [[اموال]] یادشده [[تمایل]] یافتند و به مقدار موجود قانع نبودند، از همین رو رسول خدا برای ابراز [[ناخشنودی]] از [[رفتار]] همسرانش [[سوگند]] یاد کرد یک ماه از آنان دوری کند. [[آیات]] یادشده نازل شدند و آنان را میان ماندن نزد [[پیامبر]] و [[قناعت]] پیشه کردن یا [[طلاق]] مخیر کرد<ref>مخزن العرفان، ج ۱۰، ص۲۲۱؛ نک: فی ظلال القرآن، ج ۵، ص۲۸۵۴.</ref>. | |||
#'''[[طمع]] به [[اموال]] [[زنان]]''': طمع و چشمداشت برخی مردان در [[جاهلیت]] به اموال زنان سبب میشد تا به آنان به چشم کالا بنگرند و مانع [[ازدواج]] آنان شوند تا در صورت درگذشت آنان، مالشان را به [[ارث]] ببرند، یا با آنان [[بدرفتاری]] کنند تا مهریه خود را ببخشند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا}}<ref> سوره نسا، آیه ۱۹.</ref> <ref> مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰.</ref>؛ همچنین بر اساس [[روایات]]، برخی مردان در جاهلیت [[همسران]] خود را در تنگنا مینهادند تا مهر خود را ببخشند<ref> تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۲۸.</ref>. [[قرآن کریم]] به چنگ آوردن اموال دیگران را از این راه ناروا دانست:{{متن قرآن|... وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ...}}<ref> سوره نسا، آیه ۱۹.</ref>. | |||
#'''طمع به سهم [[شریک]]''': در قرآن کریم داستان دو [[برادری]] گزارش شده که [[داوود پیامبر]] را به حکمیتطلبیدند. یکی از آنان به داوود گفت [[برادر]] من دارای ۹۹ گوسفند است و من فقط یک گوسفند دارم و او از من خواسته همان را هم به وی واگذارم. داوود این درخواست را [[ظالمانه]] دانست <ref>{{متن قرآن|وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ * إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ * إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ}} «و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۱-۲۴.</ref>. به گفته برخی [[مفسران]]، [[طمع]] و [[حرص]] صاحب گوسفندان بیشتر، سبب چنین خواستهای شده است<ref> البحر المحیط، ج ۹، ص۱۴۹؛ إعراب القرآن، ج ۸، ص۳۵۲.</ref>. | |||
#'''طمع به [[روابط جنسی نامشروع]]''': [[قرآن]] خطاب به [[همسران]] [[رسول اکرم]] گفتار همراه با ناز و عشوه را زمینهساز [[طمعورزی]] [[بیماردلان]] دانسته و از همین رو آن همسران را از چنین [[رفتاری]] بازداشته است: {{متن قرآن|يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا}}<ref> «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>. واژه {{متن قرآن| مَرَضٌۭ}} در این آیه به [[فسق]]<ref> التفسیرالکبیر، ج ۲۵، ص۱۶۷.</ref>، [[فجور]]، [[شک]] و [[نفاق]]<ref> نک: کشف الأسرار، ج ۸، ص۴۳؛ الکشاف، ج ۳، ص۵۳۷؛ لباب التأویل، ج ۳، ص۴۲۴.</ref> [[تفسیر]] شده است. | |||
#'''طمع [[کافران]] به [[بهشت]]''': گاهی کافران، گروه گروه و شتابان نزد [[پیامبر]] میآمدند و گرداگرد آن حضرت مینشستند و با [[تحقیر]] [[مؤمنان]]<ref> التبیان، ج ۱۰، ص۱۲۸.</ref> میگفتند اگر سخنان ایشان درست باشد و چنانکه مؤمنان میپندارند وارد [[بهشت]] شوند، ما نیز وارد بهشت میشویم. [[قرآن]] سخن آنان را با استفهام انکاری [[انکار]] کرد و چنین طمعی را بیجا دانست؛ زیرا ورود به [[بهشت]] مستلزم کمال نفس از راه [[ایمان]] و [[طاعت]] است و تا کسی این زمینه را فراهم نکند، بلکه [[غرق]] در [[کفر]] و [[فسق]] باشد، نباید به چنین جایگاهی [[طمع]] و [[امید]] داشته باشد<ref>نک: مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۳۸؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۷۳.</ref>: {{متن قرآن|فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ * عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ * أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ * كَلَّآ إِنَّا خَلَقْنَـٰهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ}}<ref> «و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟ * از راست و چپ، گروه گروه (گرد میآیند)؟ * آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟ * هرگز! ما آنان را از چیزی آفریدهایم که میدانند» سوره معارج، آیه۳۶-۳۹.</ref> مقصود از کافران در این [[آیه]] را [[منافقان]] دانستهاند<ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۳۸.</ref>. | |||
#'''طمع به ایمان [[عالمان]] تحریفگر''': گروهی از [[مسلمانان]] به ایمان [[یهود]] طمع و امید داشتند. [[خداوند]] به سبب تحریفگری آگاهانه آنان چنین طمعی را نابجا دانست: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُوا۟ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌۭ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُۥ مِنۢ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref> <ref> نک: التبیان، ج ۱، ص۳۱۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۵۹؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۵۴۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||