←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
# کافران و مشرکانی که قصد [[جنگ]] یا آسیب رساندن به [[مسلمانان]] و [[جامعه اسلامی]] را ندارند که گرچه اعتقادشان مبغوض است:{{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذْ قَالُوا۟ لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةُ وَٱلْبَغْضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَحْدَهُۥٓ...}}<ref>«بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>، مسلمانان باید با آنان [[زندگی مسالمتآمیز]] و [[رفتار عادلانه]] داشته باشند:{{متن قرآن|لَّا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمْ يُقَـٰتِلُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَـٰرِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوٓا۟ إِلَيْهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref> و در صورت پیشنهاد [[صلح]] و [[سازش]] باید [[مسلمانان]] سازش با این گروه از [[کافران]] را بپذیرند:{{متن قرآن|وَإِن جَنَحُوا۟ لِلسَّلْمِ فَٱجْنَحْ لَهَا}}<ref>سوره انفال، آیه ۶۱.</ref> <ref>تسنیم، ج ۱۰، ص۲۸۲-۲۸۵.</ref>. برخی از این [[آیه]] استفاده کردهاند که صلح مسلمانان با کافران به پیشنهاد ابتدایی صلح از جانب کافران مشروط نیست، بلکه مسلمانان میتوانند با [[تمایل]] کافران به صلح، با آنان صلح کنند؛ اعم از اینکه تمایل کافران ابتدایی باشد، یا تمایل به صلح در آنان پس از پیشنهاد صلح مسلمانان ایجاد شود<ref>ثلاث رسائل فی جهاد، ص۲۷۱.</ref>. | # کافران و مشرکانی که قصد [[جنگ]] یا آسیب رساندن به [[مسلمانان]] و [[جامعه اسلامی]] را ندارند که گرچه اعتقادشان مبغوض است:{{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذْ قَالُوا۟ لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةُ وَٱلْبَغْضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَحْدَهُۥٓ...}}<ref>«بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>، مسلمانان باید با آنان [[زندگی مسالمتآمیز]] و [[رفتار عادلانه]] داشته باشند:{{متن قرآن|لَّا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمْ يُقَـٰتِلُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَـٰرِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوٓا۟ إِلَيْهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref> و در صورت پیشنهاد [[صلح]] و [[سازش]] باید [[مسلمانان]] سازش با این گروه از [[کافران]] را بپذیرند:{{متن قرآن|وَإِن جَنَحُوا۟ لِلسَّلْمِ فَٱجْنَحْ لَهَا}}<ref>سوره انفال، آیه ۶۱.</ref> <ref>تسنیم، ج ۱۰، ص۲۸۲-۲۸۵.</ref>. برخی از این [[آیه]] استفاده کردهاند که صلح مسلمانان با کافران به پیشنهاد ابتدایی صلح از جانب کافران مشروط نیست، بلکه مسلمانان میتوانند با [[تمایل]] کافران به صلح، با آنان صلح کنند؛ اعم از اینکه تمایل کافران ابتدایی باشد، یا تمایل به صلح در آنان پس از پیشنهاد صلح مسلمانان ایجاد شود<ref>ثلاث رسائل فی جهاد، ص۲۷۱.</ref>. | ||
#کافرانی که قصد ضربه زدن به [[اسلام]] و مسلمانان را دارند و با این [[هدف]] وارد [[جنگ]] با مسلمانان میشوند که مسلمانان [[وظیفه]] دارند با آنان بجنگند:{{متن قرآن|وَقَـٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ}}<ref>«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref>. بسیاری از [[فقیهان]] و [[مفسران]] بر اساس [[آیات]] یادشده و آیاتی که همه مسلمانان را به صلح فراخواندهاند<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱدْخُلُوا۟ فِى ٱلسِّلْمِ كَآفَّةًۭ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}«ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۰۸. {{متن قرآن|وَٱللَّهُ يَدْعُوٓا۟ إِلَىٰ دَارِ ٱلسَّلَـٰمِ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}«و خداوند به بهشت فرا میخواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون میگردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref> و نیز آیاتی که مسلمانان را به ترک جنگ در صورت [[صلحطلبی]] [[دشمنان]] [[دعوت]] کردهاند<ref>{{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىٰ قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَـٰقٌ أَوْ جَآءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَـٰتِلُوكُمْ أَوْ يُقَـٰتِلُوا۟ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَـٰتَلُوكُمْ فَإِنِ ٱعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَـٰتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا۟ إِلَيْكُمُ ٱلسَّلَمَ فَمَا جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًۭا}}«مگر آنان را که با گروهی [[وابستگی]] دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با [[دلتنگی]] از [[نبرد]] با شما و یا نبرد با [[قوم]] خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر [[خداوند]] میخواست آنان را بر شما [[چیرگی]] میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در [[سازش]] درآمدند، خداوند برای شما (در [[تجاوز]]) بر آنان راهی ننهاده است» [[سوره]] نسا، [[آیه]] ۹۰.</ref> در تعامل با [[کافران]]، [[صلح]] و سازش را اصل و موافق با [[فطرت]] و [[طبع]] اوّلیه [[انسانها]] و [[اختلاف]] و [[جنگ]] را مخالف فطرت و طبع سلیم و عارض بر آن شمردهاند که تنها در حالات استثنایی اقدام به آن جایز است<ref>الامثل، ج ۳، ص۴۷۴ – ۴۷۵؛ السلم فی القرآن و السنه، ص۳۸۵ - ۳۸۸.</ref>؛ اما برخی اصل در تعامل میان [[مسلمانان]] و کافران را جنگ و [[جهاد]] شمردهاند. دلیل اینان آیاتیاند که مسلمانان را بهگونه مطلق یا تا [[تسلیم شدن]] کافران و پرداخت [[جزیه]]، به جهاد با آنان [[فرمان]] داده:{{متن قرآن|فَٱقْتُلُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ}}<ref>سوره توبه، آیه ۵. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَرِّضِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَى ٱلْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَـٰبِرُونَ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ}}«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند» سوره انفال، آیه ۶۵.</ref> و پایان جنگ با آنان را رفع [[فتنه]] از همه عالم دانستهاند:{{متن قرآن|وَقَـٰتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌۭ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref> <ref>السلم فی القرآن و السنه، ص۴۱۰ - ۴۱۱.</ref>. [[پیروان]] این دیدگاه برآناند که آیاتی که مسلمانان را به صلح و [[سازش]] [[فرمان]] دادهاند با [[آیات]] [[قتال]] [[نسخ]] شدهاند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۱۳؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۱۹۱؛ السلم فی القرآن والسنه، ص۴۱۱.</ref>. [[پیروان]] دیدگاه نخست در پاسخ گفتهاند که اولاً [[آیه]] ۵ [[سوره توبه]] عمومیتی ندارد و شامل همه [[مشرکان]] نمیشود؛ زیرا الف و لام در {{متن قرآن|ٱلْمُشْرِكِينَ}} برای [[عهد]] است و به مشرکان معهود [[عرب]] در [[عصر پیامبر]] اشاره دارد که [[پیمان]] خود با [[رسول خدا]] را مکرر نقض میکردند. مؤید این امر، [[آیات]] آغازین این سورهاند که به صراحت از پیمان آنان با رسول خدا یاد کردهاند:{{متن قرآن|بَرَآءَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَـٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«(این) [[بیزاری]] [[خداوند]] و [[پیامبر]] اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بستهاید» سوره توبه، آیه ۱.</ref> و سپس از [[توبه]] آنان نسبت به نقض عهدشان سخن به میان آوردهاند:{{متن قرآن|فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ}}<ref>سوره توبه، آیه ۳.</ref> <ref>التفسیر الاثری الجامع، ج ۶، ص۲۸۲.</ref>. مقصود از [[اهل کتاب]] در آیه ۲۹ سوره توبه نیز به نظر برخی، اهل کتاب ساکن در [[جزیرة العرب]] در [[صدر اسلام]] است که با مشرکان و دیگر [[دشمنان اسلام]] و [[مسلمانان]] [[همکاری]] میکردند<ref>التفسیر الکاشف، ج ۴، ص۳۲.</ref> و بر فرض عدم اختصاص آیه به آنان، مقصود، [[اهل]] کتابی است که به [[خدا]] و [[روز جزا]] [[ایمان]] نداشته و به [[احکام الهی]] و [[دین حق]] او پایبند نباشند:{{متن قرآن|قَـٰتِلُوا۟ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ ٱلْحَقِّ...}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>، از این رو [[جهاد]]، [[مؤمنان]] از اهل کتاب را دربر نمیگیرد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۱، ص۷۸؛ الفرقان، ج ۱۳، ص۲۳.</ref> و بر فرض شمول به همه اهل کتاب، [[هدف]] از [[جنگ]] یادشده، سلب [[آزادی عقیده]] از آنان و وا داشتن آنان به [[پذیرش اسلام]] نیست<ref>بحوث فی فقه المعاصر، ج ۶، ص۲۳۵؛ من وحی القرآن، ج ۱۱، ص۸۲.</ref>؛ زیرا در [[آیه]] یادشده نهایت [[جهاد]]، پرداخت [[جزیه]] در صورت باقی ماندن بر [[کفر]] دانسته شده است:{{متن قرآن|حَتَّىٰ يُعْطُوا۟ ٱلْجِزْيَةَ عَن يَدٍۢ وَهُمْ صَـٰغِرُونَ}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>، بلکه مقصود بسط [[حاکمیت اسلام]] و [[تسلیم]] همه افراد موجود در قلمرو [[سرزمین اسلامی]] به [[قانون]] [[اسلام]] و [[حکومت اسلامی]] است<ref>من وحی القراآن، ج ۱۱، ص۸۳-۸۴.</ref>. در آیه ۱۹۳ [[سوره بقره]] نیز قید «[[فتنه]]» آمده و [[جنگ]] با [[کافران]] در آن به [[فتنهجویی]] آنان [[مقید]] شده است؛ یعنی با کافرانی بجنگید که قصد فتنهگری و خارج کردن شما از دینتان را دارند<ref>مجموعه آثار، مطهری، ج ۲۰، ص۲۳۴-۲۳۵.</ref>. ثانیاً بر فرض شمول [[آیات]] یادشده به همه کافران و [[اهل کتاب]] و محدود نبودن جنگ با آنان به شرایط یادشده، این آیات مطلقاند و آیات ۱۹۰ - ۱۹۱ سوره بقره، ۳۶ [[سوره توبه]] و ۳۹ [[سوره]] [[حجّ]] که در آنها جنگ با کافران به جنگ و تجاوزگری آنها مشروط شده، مقید است و بر اساس قانون حمل مطلق بر مقید، [[آیات مطلق]] بر [[آیات مقید]] حمل میشوند، از این رو جنگ و [[جهاد با کافران]] تنها در صورت پدید آمدن حالت ثانوی که تعرض و [[ظلم]] کافران به [[مسلمانان]] باشد جایز است<ref>نک: مجموعه آثار، مطهری، ج ۲۰، ص۲۱۴، ۲۲۹ - ۲۳۱.</ref>. در پاسخ [[نسخ]] آیات [[صلح]] با آیات [[قتال]] نیز گفته شده است که اولاً نسخ در جایی است که موضوع دلیل [[ناسخ و منسوخ]] [[متحد]] باشند و آن دو دلیل همدیگر را [[نفی]] کنند، در حالی که در اینجا میان دلیل ناسخ و منسوخ تضادی نیست؛ زیرا آیات صلح و موادعه مربوط به کافران [[صلحطلب]] و غیر [[متجاوز]] است، در حالی که [[آیه سیف]] درباره کافران متجاوز و [[ظالم]] و نقضکننده [[پیمان]] است<ref>السلم فی القرآن والسنه، ص۴۴۲.</ref>. ثانیاً آیه ۵ سوره توبه:{{متن قرآن|فَٱقْتُلُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ}} در سال ششم یا [[هفتم هجری]] نازل شده است و پس از [[نزول]] این [[آیه]] [[پیامبر اکرم]] با [[طوایف]] مختلفی از [[کافران]]، مانند [[اهل نجران]] [[پیمان صلح]] و عدم تعرض بسته است<ref>كنزالعرفان، ج ۱، ص۳۸۰؛ فقه الصادق، ج ۱۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۳.</ref> | #کافرانی که قصد ضربه زدن به [[اسلام]] و مسلمانان را دارند و با این [[هدف]] وارد [[جنگ]] با مسلمانان میشوند که مسلمانان [[وظیفه]] دارند با آنان بجنگند:{{متن قرآن|وَقَـٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ}}<ref>«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref>. بسیاری از [[فقیهان]] و [[مفسران]] بر اساس [[آیات]] یادشده و آیاتی که همه مسلمانان را به صلح فراخواندهاند<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱدْخُلُوا۟ فِى ٱلسِّلْمِ كَآفَّةًۭ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}«ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۰۸. {{متن قرآن|وَٱللَّهُ يَدْعُوٓا۟ إِلَىٰ دَارِ ٱلسَّلَـٰمِ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}«و خداوند به بهشت فرا میخواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون میگردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref> و نیز آیاتی که مسلمانان را به ترک جنگ در صورت [[صلحطلبی]] [[دشمنان]] [[دعوت]] کردهاند<ref>{{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىٰ قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَـٰقٌ أَوْ جَآءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَـٰتِلُوكُمْ أَوْ يُقَـٰتِلُوا۟ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَـٰتَلُوكُمْ فَإِنِ ٱعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَـٰتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا۟ إِلَيْكُمُ ٱلسَّلَمَ فَمَا جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًۭا}}«مگر آنان را که با گروهی [[وابستگی]] دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با [[دلتنگی]] از [[نبرد]] با شما و یا نبرد با [[قوم]] خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر [[خداوند]] میخواست آنان را بر شما [[چیرگی]] میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در [[سازش]] درآمدند، خداوند برای شما (در [[تجاوز]]) بر آنان راهی ننهاده است» [[سوره]] نسا، [[آیه]] ۹۰.</ref> در تعامل با [[کافران]]، [[صلح]] و سازش را اصل و موافق با [[فطرت]] و [[طبع]] اوّلیه [[انسانها]] و [[اختلاف]] و [[جنگ]] را مخالف فطرت و طبع سلیم و عارض بر آن شمردهاند که تنها در حالات استثنایی اقدام به آن جایز است<ref>الامثل، ج ۳، ص۴۷۴ – ۴۷۵؛ السلم فی القرآن و السنه، ص۳۸۵ - ۳۸۸.</ref>؛ اما برخی اصل در تعامل میان [[مسلمانان]] و کافران را جنگ و [[جهاد]] شمردهاند. دلیل اینان آیاتیاند که مسلمانان را بهگونه مطلق یا تا [[تسلیم شدن]] کافران و پرداخت [[جزیه]]، به جهاد با آنان [[فرمان]] داده:{{متن قرآن|فَٱقْتُلُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ}}<ref>سوره توبه، آیه ۵. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَرِّضِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَى ٱلْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَـٰبِرُونَ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ}}«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند» سوره انفال، آیه ۶۵.</ref> و پایان جنگ با آنان را رفع [[فتنه]] از همه عالم دانستهاند:{{متن قرآن|وَقَـٰتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌۭ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref> <ref>السلم فی القرآن و السنه، ص۴۱۰ - ۴۱۱.</ref>. [[پیروان]] این دیدگاه برآناند که آیاتی که مسلمانان را به صلح و [[سازش]] [[فرمان]] دادهاند با [[آیات]] [[قتال]] [[نسخ]] شدهاند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۱۳؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۱۹۱؛ السلم فی القرآن والسنه، ص۴۱۱.</ref>. [[پیروان]] دیدگاه نخست در پاسخ گفتهاند که اولاً [[آیه]] ۵ [[سوره توبه]] عمومیتی ندارد و شامل همه [[مشرکان]] نمیشود؛ زیرا الف و لام در {{متن قرآن|ٱلْمُشْرِكِينَ}} برای [[عهد]] است و به مشرکان معهود [[عرب]] در [[عصر پیامبر]] اشاره دارد که [[پیمان]] خود با [[رسول خدا]] را مکرر نقض میکردند. مؤید این امر، [[آیات]] آغازین این سورهاند که به صراحت از پیمان آنان با رسول خدا یاد کردهاند:{{متن قرآن|بَرَآءَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَـٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«(این) [[بیزاری]] [[خداوند]] و [[پیامبر]] اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بستهاید» سوره توبه، آیه ۱.</ref> و سپس از [[توبه]] آنان نسبت به نقض عهدشان سخن به میان آوردهاند:{{متن قرآن|فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ}}<ref>سوره توبه، آیه ۳.</ref> <ref>التفسیر الاثری الجامع، ج ۶، ص۲۸۲.</ref>. مقصود از [[اهل کتاب]] در آیه ۲۹ سوره توبه نیز به نظر برخی، اهل کتاب ساکن در [[جزیرة العرب]] در [[صدر اسلام]] است که با مشرکان و دیگر [[دشمنان اسلام]] و [[مسلمانان]] [[همکاری]] میکردند<ref>التفسیر الکاشف، ج ۴، ص۳۲.</ref> و بر فرض عدم اختصاص آیه به آنان، مقصود، [[اهل]] کتابی است که به [[خدا]] و [[روز جزا]] [[ایمان]] نداشته و به [[احکام الهی]] و [[دین حق]] او پایبند نباشند:{{متن قرآن|قَـٰتِلُوا۟ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ ٱلْحَقِّ...}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>، از این رو [[جهاد]]، [[مؤمنان]] از اهل کتاب را دربر نمیگیرد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۱، ص۷۸؛ الفرقان، ج ۱۳، ص۲۳.</ref> و بر فرض شمول به همه اهل کتاب، [[هدف]] از [[جنگ]] یادشده، سلب [[آزادی عقیده]] از آنان و وا داشتن آنان به [[پذیرش اسلام]] نیست<ref>بحوث فی فقه المعاصر، ج ۶، ص۲۳۵؛ من وحی القرآن، ج ۱۱، ص۸۲.</ref>؛ زیرا در [[آیه]] یادشده نهایت [[جهاد]]، پرداخت [[جزیه]] در صورت باقی ماندن بر [[کفر]] دانسته شده است:{{متن قرآن|حَتَّىٰ يُعْطُوا۟ ٱلْجِزْيَةَ عَن يَدٍۢ وَهُمْ صَـٰغِرُونَ}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>، بلکه مقصود بسط [[حاکمیت اسلام]] و [[تسلیم]] همه افراد موجود در قلمرو [[سرزمین اسلامی]] به [[قانون]] [[اسلام]] و [[حکومت اسلامی]] است<ref>من وحی القراآن، ج ۱۱، ص۸۳-۸۴.</ref>. در آیه ۱۹۳ [[سوره بقره]] نیز قید «[[فتنه]]» آمده و [[جنگ]] با [[کافران]] در آن به [[فتنهجویی]] آنان [[مقید]] شده است؛ یعنی با کافرانی بجنگید که قصد فتنهگری و خارج کردن شما از دینتان را دارند<ref>مجموعه آثار، مطهری، ج ۲۰، ص۲۳۴-۲۳۵.</ref>. ثانیاً بر فرض شمول [[آیات]] یادشده به همه کافران و [[اهل کتاب]] و محدود نبودن جنگ با آنان به شرایط یادشده، این آیات مطلقاند و آیات ۱۹۰ - ۱۹۱ سوره بقره، ۳۶ [[سوره توبه]] و ۳۹ [[سوره]] [[حجّ]] که در آنها جنگ با کافران به جنگ و تجاوزگری آنها مشروط شده، مقید است و بر اساس قانون حمل مطلق بر مقید، [[آیات مطلق]] بر [[آیات مقید]] حمل میشوند، از این رو جنگ و [[جهاد با کافران]] تنها در صورت پدید آمدن حالت ثانوی که تعرض و [[ظلم]] کافران به [[مسلمانان]] باشد جایز است<ref>نک: مجموعه آثار، مطهری، ج ۲۰، ص۲۱۴، ۲۲۹ - ۲۳۱.</ref>. در پاسخ [[نسخ]] آیات [[صلح]] با آیات [[قتال]] نیز گفته شده است که اولاً نسخ در جایی است که موضوع دلیل [[ناسخ و منسوخ]] [[متحد]] باشند و آن دو دلیل همدیگر را [[نفی]] کنند، در حالی که در اینجا میان دلیل ناسخ و منسوخ تضادی نیست؛ زیرا آیات صلح و موادعه مربوط به کافران [[صلحطلب]] و غیر [[متجاوز]] است، در حالی که [[آیه سیف]] درباره کافران متجاوز و [[ظالم]] و نقضکننده [[پیمان]] است<ref>السلم فی القرآن والسنه، ص۴۴۲.</ref>. ثانیاً آیه ۵ سوره توبه:{{متن قرآن|فَٱقْتُلُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ}} در سال ششم یا [[هفتم هجری]] نازل شده است و پس از [[نزول]] این [[آیه]] [[پیامبر اکرم]] با [[طوایف]] مختلفی از [[کافران]]، مانند [[اهل نجران]] [[پیمان صلح]] و عدم تعرض بسته است<ref>كنزالعرفان، ج ۱، ص۳۸۰؛ فقه الصادق، ج ۱۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۳.</ref> | ||
==فواید و [[برکات]] [[صلح]]== | |||
[[قرآن کریم]] صلح میان همگان را بهگونه عام خیر و بهتر از [[نزاع]] شمرده است<ref>المحرر الوجیز، ج ۲، ص۱۲۰؛ البحر المحیط، ج۴، ص۸۷.</ref>:{{متن قرآن|وَٱلصُّلْحُ خَيْرٌۭ}}<ref>سوره نسا، آیه ۱۲۸.</ref>. برخی از عمدهترین برکات صلح عبارتاند از: | |||
===ایجاد [[الفت]] و [[برادری]]=== | |||
[[آیه]] ۱۰۳ [[سوره آلعمران]] صلح را نعمتی [[الهی]] دانسته است که [[دشمنی]] [[انسانها]] را به [[دوستی]] و برادری بدل کرده و آنان را از پرتگاه [[آتش]] [[نجات]] داده است:{{متن قرآن|وَٱعْتَصِمُوا۟ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعًۭا وَلَا تَفَرَّقُوا۟ وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَآءًۭ فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِۦٓ إِخْوَٰنًۭا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍۢ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا..}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میگوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره عمران، آیه ۱۰۳.</ref>. این آیه درباره صلح میان دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] در [[مدینه]] پس از جنگهای ۱۰۰ یا ۱۲۰ ساله نازل شده است که [[پس از ظهور اسلام]] با یکدیگر [[سازش]] کردند و دشمنی دیرینه و مداوم آنان به دوستی و برادری بدل شد<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۷۷؛ البرهان، ج ۱، ص۶۷۳.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۶.</ref> | |||
===[[آرامش]] و [[امنیت]]=== | |||
آیه ۱۸ [[سوره فتح]] پس از اشاره به [[بیعت]] [[مسلمانان]] با [[پیامبر]] در [[حدیبیه]] و [[انعقاد پیمان]] صلح مسلمانان با [[مشرکان]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۲۷۶.</ref>، از [[نزول]] آرامش بر مسلمانان و تحقق فتحی نزدیک سخن به میان آورده است:{{متن قرآن|لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>. به نظر [[مفسران]]، [[صلح حدیبیه]] سبب بازگشت [[امنیت]] به [[سرزمینهای اسلامی]] و گشوده شدن راه [[گفتوگو]] میان [[مسلمانان]] و [[کافران]] شد و در مدت دو سال، بیشتر از کسانی که از آغاز [[اسلام]] [[مسلمان]] شده بودند به اسلام گرویدند<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۲۹۱.</ref>. در نتیجه، [[لشکر اسلام]] از ۱۴۰۰ یا ۱۵۰۰ نفر در هنگام صلح حدیبیه، به ۱۰۰۰۰ یا ۱۲۰۰۰ نفر در هنگام [[فتح مکه]] افزایش یافت<ref>المغازی، ج ۲، ص۵۷۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۲؛ مكاتیب الرسول، ج ۳، ص۹۶.</ref>. افزون بر این، در هنگام [[صلح]] یادشده شمار اندک مسلمانان در برابر نیروی انبوه کافران بهگونهای بود که [[گمان]] بازگشت مسلمانان به [[مدینه]] داده نمیشد:{{متن قرآن|بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ ٱلرَّسُولُ وَٱلْمُؤْمِنُونَ إِلَىٰٓ أَهْلِيهِمْ أَبَدًۭا..}}<ref>«(گریزتان از جهاد بدان بهانه نبود) بلکه گمان بردید که پیامبر و مؤمنان هرگز به نزد خانوادههایشان باز نخواهند گشت و همین (اندیشه) در دلتان آراسته شد و بدگمانی ورزیدید و قومی شایسته نابودی شدید» سوره فتح، آیه ۱۲.</ref>؛ ولی [[خداوند]] با صلح میان مسلمانان و [[مشرکان]]، خطر کشته شدن و نابودی مسلمانان را از آنان دور کرد و این عمل را آیهای [[الهی]] برای [[مؤمنان]] و عبرتگیرندگان شمرد<ref>التفسیر الكاشف، ج ۷، ص۹۵؛ كنزالدقائق، ج ۱۲، ص۲۸۹.</ref>:{{متن قرآن|وَكَفَّ أَيْدِىَ ٱلنَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ ءَايَةًۭ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۰.</ref> که به سبب آن، مسلمانان در امنیت و [[سلامت]] به [[وطن]] بازگشتند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>. افزون بر این، مسلمانان [[مکه]] نیز توانستند اسلام خود را آشکار کرده و از [[آزار و اذیت مشرکان]] [[رهایی]] یابند<ref>مكاتیب الرسول، ج ۳، ص۹۵.</ref>. در نقلی از [[امیرمؤمنان]]، ضمن توصیه مسلمانان به پذیرش صلح، این عمل سبب [[راحتی]] [[نیروهای نظامی]]، خلاصی از [[غم]] و [[اندوه]] و تحقق امنیت در سرزمینهای اسلامی دانسته شده است<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ بحارالانوار، ج ۳۳، ص۶۱۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۶.</ref> | |||
===[[پیروزی]] آشکار=== | |||
در [[سوره فتح]] از [[صلح حدیبیه]] به «فتح آشکار» یاد شده و این امر مصداقی از [[اتمام نعمت الهی]] بر [[پیامبر]] و [[هدایت]] آن حضرت به [[راه راست]] و [[یاری]] عزتمند آن حضرت شمرده شده است:{{متن قرآن|إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًۭا مُّبِينًۭا *...وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَٰطًۭا مُّسْتَقِيمًۭا * وَيَنصُرَكَ ٱللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا}}<ref>«بیگمان ما به تو [[پیروزی]] آشکاری دادیم * تا [[خداوند]] [[گناه]] پیشین و پسین تو را بیامرزد و [[نعمت]] خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد * و خداوند تو را با یاری کردنی [[بیهمتا]] یاری کند» [[سوره فتح]]، [[آیه]] ۱-۳.</ref>. به نظر بسیاری از [[مفسران]]، آیه یادشده درباره صلح حدیبیه نازل شده است<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۹۰؛ مجمعالبیان، ج ۹، ص۱۶۶؛ المیزان، ج ۱۸، ص۲۵۲.</ref>. در [[شأن نزول]] این آیه آمده است که پس از [[صلح]] یادشده، [[مسلمانان]] به جهت انجام این [[پیمان]] و مفاد آن ناخرسند بودند که آیه یادشده نازل شد و این واقعه را فتحی آشکار برای آنان دانست، از اینرو [[پیامبر اکرم]] آیه یادشده را برای خود از [[دنیا]] و آنچه در آن است بهتر شمرد<ref>جامعالبیان، ج ۲۶، ص۹۱؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۱۶۵.</ref> و برپایه روایتی دیگر، صلح حدیبیه را برای مسلمانان پیروزی شمرد<ref>التفسیر الكاشف، ج ۷، ص۹۵؛ التسهیل، ج ۲، ص۲۹۲.</ref>. در آیه ۲۷ این [[سوره]] نیز از دستیابی مسلمانان به فتحی نزدیک پیش از ورود به [[مکه]] و [[مسجدالحرام]] یاد شده است:{{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ...فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًۭا قَرِيبًا}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>. برخی مفسران مراد از فتح در این [[آیات]] را صلح حدیبیه دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۱؛ كنزالعرفان، ج ۱، ص۳۱۷.</ref>. به نظر مفسران، سبب اطلاق پیروزی نزدیک{{متن قرآن|فَتْحًۭا قَرِيبًا}} یا پیروزی آشکار{{متن قرآن|فَتْحًۭا مُّبِينًۭا}} بر صلح یادشده آن است که این صلح سبب ورود مسلمانان در سال بعد به مکه با وجود [[نارضایتی]] [[مشرکان]] گردید<ref>التفسیر الكاشف، ج ۷، ص۹۵؛ الامثل، ج ۱۶، ص۴۸۸.</ref>. افزون بر این، چنانکه گذشت، [[صلح]] یادشده [[برکات]] فراوان دیگری برای [[مسلمانان]]، از جمله [[امنیت]] و [[ترویج اسلام]] را در پی داشت.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۷.</ref> | |||
===رفع سو تفاهمات=== | |||
از دیگر [[برکات]] [[صلح]]، رفع [[اتهام]] و [[گناهان]] منسوب به [[پیامبر اکرم]] بود:{{متن قرآن|إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًۭا مُّبِينًۭا * لِّيَغْفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ}}<ref>«بیگمان ما به تو پیروزی آشکاری دادیم * تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۱-۲.</ref>. از جمله گناهان منتسب به [[پیامبر]] آن بود که [[مشرکان]] آن حضرت را با اوصافی همچون جنگطلب، خودرأی و بیاعتنا به [[حر]]مت [[کعبه]] معرفی میکردند که صلح یادشده همه این اتهامات و نیز گناهانی را که پس از آن ممکن بود به پیامبر نسبت دهند، از میان برد<ref>مكاتیب الرسول، ج ۳، ص۹۵ - ۹۶؛ الامثل، ج ۱۶، ص۴۲۲.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۷.</ref> | |||
===[[پاداش الهی]]=== | |||
[[قرآن کریم]] در آیهای شفاعتکنندگان در امور [[پسندیده]] را شایسته بهرهای از آن [[شفاعت]] دانسته است:{{متن قرآن|مَن يَشْفَعْ شَفَـٰعَةًۭ سَيِّئَةًۭ يَكُن لَّهُۥ كِفْلٌۭ مِّنْهَا}}<ref>سوره نسا، آیه ۸۵.</ref>. از مصادیق {{متن قرآن|شَفَـٰعَةً حَسَنَةًۭ}} در [[آیه]]، وساطت برای [[رفع نزاع]] و [[برقراری صلح]] میان [[مردم]] است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۲۹؛ تفسیر سمعانی، ج ۱، ص۴۵۴-۴۵۵.</ref>. در آیه ۱۱۴ [[سوره نساء]] نیز به اصلاحگرانی که برای جلب [[خشنودی خدا]] به برقراری صلح میان [[انسانها]] بپردازند، [[وعده]] [[پاداش]] عظیم داده شده است:{{متن قرآن|لَّا خَيْرَ فِى كَثِيرٍۢ مِّن نَّجْوَىٰهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَـٰحٍۭ بَيْنَ ٱلنَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًۭا}}<ref>«در بسیاری از گفتوگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نسا، آیه ۱۱۴.</ref>؛ همچنین در آیاتی دیگر از [[آمرزش]] و [[رحمت الهی]] برای برقرارکنندگان صلح سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|وَلَن تَسْتَطِيعُوٓا۟ أَن تَعْدِلُوا۟ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا۟ كُلَّ ٱلْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَٱلْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا}}«و هرگز نمیتوانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نسا، آیه ۱۲۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||