نظام سیاسی اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۹: خط ۹:
'''[[نظام سیاسی]]''' عبارت است از الگوی نظم دهندۀ روابط [[قدرت]] در [[جامعۀ انسانی]] که [[هدف]] آن، ایجاد [[عدل]] و برقراری روابط عادلانه بین افراد و نهادهای جامعه است. نظام سیاسی اسلام، برای دستیابی به اهداف خود، اصولی دارد که برخی از مهمترین آنها عبارت‌اند از: [[کرامت انسانی]]؛ [[قانون‌مداری]]؛ [[شایسته‌سالاری]]؛ [[اصالت خدمت]] و جاودانگی و جهان‌شمولی. باید توجه داشت این نظام اهدافی را نیر پیگیری می‌کند که هدف اصلی، توسعه بستر تقرب الهی است و اهداف فرعی که ابزار رسیدن به هدف اصلی هستند، عبارت‌اند از: [[اقامه قسط و عدل]]؛ [[اجرای احکام شریعت]]؛ [[برقراری نظم و امنیت]]؛ [[توسعه معنویات]]؛ [[ارتقای فرهنگی]]؛ [[تأمین رفاه عمومی]].
'''[[نظام سیاسی]]''' عبارت است از الگوی نظم دهندۀ روابط [[قدرت]] در [[جامعۀ انسانی]] که [[هدف]] آن، ایجاد [[عدل]] و برقراری روابط عادلانه بین افراد و نهادهای جامعه است. نظام سیاسی اسلام، برای دستیابی به اهداف خود، اصولی دارد که برخی از مهمترین آنها عبارت‌اند از: [[کرامت انسانی]]؛ [[قانون‌مداری]]؛ [[شایسته‌سالاری]]؛ [[اصالت خدمت]] و جاودانگی و جهان‌شمولی. باید توجه داشت این نظام اهدافی را نیر پیگیری می‌کند که هدف اصلی، توسعه بستر تقرب الهی است و اهداف فرعی که ابزار رسیدن به هدف اصلی هستند، عبارت‌اند از: [[اقامه قسط و عدل]]؛ [[اجرای احکام شریعت]]؛ [[برقراری نظم و امنیت]]؛ [[توسعه معنویات]]؛ [[ارتقای فرهنگی]]؛ [[تأمین رفاه عمومی]].


== تعریف نظام سیاسی اسلام ==
== معناشناسی ==
واژۀ [[نظام سیاسی]]، معادل واژۀ رژیم یا [[سیستم سیاسی]] است و مقصود از آن "الگوی معینی است از [[نظم]] که شکل [[روابط سیاسی]] [[جامعه]] را معین می‌کند و به این [[روابط]]، سازمان می‌بخشد". در تعریفی دیگر گفته شده [[نظام سیاسی]] "کیفیت تنظیم، [[سازمان‌دهی]] و [[اداری]] امور ارتباطی، [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] هر [[اجتماع]] [[انسانی]] است برای دستیابی به [[رشد]] مطلوب".
واژۀ [[نظام سیاسی]]، معادل واژۀ رژیم یا [[سیستم سیاسی]] است و مقصود از آن "الگوی معینی است از [[نظم]] که شکل [[روابط سیاسی]] [[جامعه]] را معین می‌کند و به این روابط، سازمان می‌بخشد". در تعریفی دیگر گفته شده [[نظام سیاسی]] "کیفیت تنظیم، [[سازمان‌دهی]] و [[اداری]] امور ارتباطی، [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] هر [[اجتماع]] [[انسانی]] است برای دستیابی به [[رشد]] مطلوب".


مفهوم "[[سیاست]]" با مفهوم "قدرت" یا همان [[جایگاه]] "امر و نهی" یا "آمریت و ناهویت" درآمیخته است، بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت در تعریف "نظام سیاسی" نیز همین آمیختگی وجود دارد؛ لذا در تعریف [[سیستم سیاسی]]، چنین گفته‌اند: "هر نوع الگوی [[روابط]] مداوم بشری که در آن تا حد مشخصی، [[قدرت]] و [[حکومت]] یا [[اقتدار]] وجود داشته باشد، [[سیستم سیاسی]] شمرده می‌شود"<ref>رابرت دال، مترجم: حسین ظفریان، تجزیه و تحلیل جدید سیاست، ص۸.</ref>.  
مفهوم "[[سیاست]]" با مفهوم "قدرت" یا همان [[جایگاه]] "امر و نهی" یا "آمریت و ناهویت" درآمیخته است، بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت در تعریف "نظام سیاسی" نیز همین آمیختگی وجود دارد؛ لذا در تعریف [[سیستم سیاسی]]، چنین گفته‌اند: "هر نوع الگوی روابط مداوم بشری که در آن تا حد مشخصی، [[قدرت]] و [[حکومت]] یا [[اقتدار]] وجود داشته باشد، [[سیستم سیاسی]] شمرده می‌شود"<ref>رابرت دال، مترجم: حسین ظفریان، تجزیه و تحلیل جدید سیاست، ص۸.</ref>.  


در مجموع [[نظام سیاسی]] را می‌توان چنین تعریف کرد: "الگوی نظم دهندۀ [[روابط]] [[قدرت]] ـ به معنای [[امر و نهی]] یا [[الزام]] ـ در [[جامعۀ انسانی]] که [[هدف]] آن، ایجاد [[عدل]] و برقراری [[روابط]] عادلانه بین افراد و [[نهادهای جامعه]] است"<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص۷۲ـ۷۴؛ [[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۴۰.</ref>.
در مجموع [[نظام سیاسی]] را می‌توان چنین تعریف کرد: "الگوی نظم دهندۀ روابط [[قدرت]] ـ به معنای [[امر و نهی]] یا الزام ـ در [[جامعۀ انسانی]] که [[هدف]] آن، ایجاد [[عدل]] و برقراری روابط عادلانه بین افراد و [[نهادهای جامعه]] است"<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص۷۲ـ۷۴؛ [[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۴۰.</ref>.


== اصول نظام سیاسی اسلام ==
== اصول نظام سیاسی اسلام ==
خط ۲۲: خط ۲۲:
=== نخست: کرامت انسانی ===
=== نخست: کرامت انسانی ===
{{اصلی|کرامت انسانی}}
{{اصلی|کرامت انسانی}}
[[اسلام]]، [[انسان]] را [[برترین]] [[آفریده]] و اشرف مخلوقات می‌داند<ref>چنانچه [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}، «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>. وقتی [[انسان]] صاحب [[کرامت]] است، شایستگی پیوند با خدا و افتخار [[بندگی]] او را دارد. [[کرامت]] و [[عزت]] [[انسانی]] مبنای [[اخلاق اسلامی]] را شکل می‌دهد. [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} تلاش نمود تا [[جامعه اسلامی]] را از [[ذلت]] رهانیده و آنها را به عزت برساند<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۶۷؛ [[غلام رضا بهروز لک|بهروز لک، غلام رضا]]، [[اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام (مقاله)|مقاله «اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص ۶۹.</ref>.
[[اسلام]]، [[انسان]] را [[برترین]] [[آفریده]] و اشرف مخلوقات می‌داند<ref>چنانچه [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}، «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>. وقتی [[انسان]] صاحب [[کرامت]] است، شایستگی پیوند با خدا و افتخار [[بندگی]] او را دارد. [[کرامت]] و [[عزت]] [[انسانی]] مبنای [[اخلاق اسلامی]] را شکل می‌دهد. [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} تلاش نمود تا [[جامعه اسلامی]] را از [[ذلت]] رهانیده و آنها را به عزت برساند<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۶۷؛ [[غلام رضا بهروز لک|بهروز لک، غلام رضا]]، [[اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام (مقاله)|مقاله «اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص ۶۹.</ref>.


=== دوم: قانون‌مداری ===
=== دوم: قانون‌مداری ===
{{اصلی|قانون‌مداری}}
{{اصلی|قانون‌مداری}}
هر جامعه برای تنظیم و [[آراستگی]] امور خود، [[نیازمند]] [[قانون]] و مقرراتی است که اجرای آنها، رشد و توسعه جامعه را نتیجه بدهد. در جامعه‌ای که بر مدار [[عدالت]] می‌چرخد، از شاخص‌های اصلی آن تکیه بر قانون و قانون‌گرایی است. قانون‌مداری عملی را می‌توان در [[زندگی]] [[پیشوایان دینی]] به فراوانی [[مشاهده]] نمود<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۷۰.</ref>.
هر جامعه برای تنظیم و [[آراستگی]] امور خود، [[نیازمند]] [[قانون]] و مقرراتی است که اجرای آنها، رشد و توسعه جامعه را نتیجه بدهد. در جامعه‌ای که بر مدار [[عدالت]] می‌چرخد، از شاخص‌های اصلی آن تکیه بر قانون و قانون‌گرایی است. قانون‌مداری عملی را می‌توان در [[زندگی]] [[پیشوایان دینی]] به فراوانی مشاهده نمود<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۷۰.</ref>.


بقای هر [[حکومت]] و [[اصلاح]] امور هر جامعه‌ای، بدون پایبندی [[مردم]] به قوانین و مقررات، امکان‌پذیر نیست. پایه [[نظم]] و [[امنیت]] و جریان صحیح امور و ایجاد شرایط مناسب برای تأمین [[حقوق]] و [[مصالح مردم]]، بر [[قانون]] [[استوار]] است و قانون، تا زمانی که به [[اجرا]] در نیاید و همگان بدان پایبند نباشند، صِرف وضع و تصویب آن، اثری ندارد<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۳۳.</ref>.
بقای هر [[حکومت]] و [[اصلاح]] امور هر جامعه‌ای، بدون پایبندی [[مردم]] به قوانین و مقررات، امکان‌پذیر نیست. پایه [[نظم]] و [[امنیت]] و جریان صحیح امور و ایجاد شرایط مناسب برای تأمین [[حقوق]] و [[مصالح مردم]]، بر [[قانون]] [[استوار]] است و قانون، تا زمانی که به اجرا در نیاید و همگان بدان پایبند نباشند، صِرف وضع و تصویب آن، اثری ندارد<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۳۳.</ref>.


=== سوم: شایسته‌سالاری ===
=== سوم: شایسته‌سالاری ===
{{اصلی|شایسته‌سالاری}}
{{اصلی|شایسته‌سالاری}}
در یک [[جامعه]] و [[نظام]] سالم، کسانی می‌توانند عهده‌دار مسؤولیت‌های اجتماعی و سرپرستی امور شوند که صلاحیت و [[شایستگی]] لازم برای [[تصدی]] آن [[مسؤولیت]] را دارا باشند. [[شایسته‌سالاری]]، یا رعایت صلاحیت و اهلیت در [[تصدی]] [[مناصب]] [[حکومتی]]، یک اصل [[عقلی]] است و هر جامعه‌ای که به دنبال تأمین [[خوشبختی]] و [[سعادت]] باشد از این قاعده [[پیروی]] می‌کند<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۷۱.</ref>.
در یک [[جامعه]] و [[نظام]] سالم، کسانی می‌توانند عهده‌دار مسؤولیت‌های اجتماعی و سرپرستی امور شوند که صلاحیت و شایستگی لازم برای تصدی آن [[مسؤولیت]] را دارا باشند. [[شایسته‌سالاری]]، یا رعایت صلاحیت و اهلیت در تصدی مناصب [[حکومتی]]، یک اصل [[عقلی]] است و هر جامعه‌ای که به دنبال تأمین [[خوشبختی]] و [[سعادت]] باشد از این قاعده [[پیروی]] می‌کند<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۷۱.</ref>.


=== چهارم: اصالت خدمت ===
=== چهارم: اصالت خدمت ===
خط ۴۰: خط ۳۹:


=== پنجم: جاودانگی و جهان‌شمولی ===
=== پنجم: جاودانگی و جهان‌شمولی ===
{{اصلی|جاودانگی و جهان‌شمولی}}
ابعاد فراگیر زمانی، مکانی و [[انسانی]] نظام سیاسی اسلام، آن را از اختصاص به عصر و زمان و مکان خاص خارج نموده و آن را مکتبی حیات‌بخش برای همه [[بشریت]]، با هر رنگ و نژاد و زبان، قرار داده است. وقتی که اصل [[دعوت]] مطرح است، خطاب‌های [[قرآنی]] روی سخن خود را همه [[مردم]] (ناس) قرار می‌دهد: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«بگو: ای مردم! جز این نیست که من برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره حج، آیه ۴۹.</ref>. فراگیری به عنوان یک اصل، نظام سیاسی اسلام را از چارچوبه مرز جغرافیایی، نژادی، زبانی و حتی [[اعتقادی]] خاص فراتر برده، آن را آئینی تعریف می‌کند که [[قدرت]] ساماندهی بشریت را با تحمل تفاوت‌ها و [[اختلافات]] در [[سنت‌ها]] و آئین‌ها، دارد<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۷۴.</ref>.
ابعاد فراگیر زمانی، مکانی و [[انسانی]] نظام سیاسی اسلام، آن را از اختصاص به عصر و زمان و مکان خاص خارج نموده و آن را مکتبی حیات‌بخش برای همه [[بشریت]]، با هر رنگ و نژاد و زبان، قرار داده است. وقتی که اصل [[دعوت]] مطرح است، خطاب‌های [[قرآنی]] روی سخن خود را همه [[مردم]] (ناس) قرار می‌دهد: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«بگو: ای مردم! جز این نیست که من برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره حج، آیه ۴۹.</ref>. فراگیری به عنوان یک اصل، نظام سیاسی اسلام را از چارچوبه مرز جغرافیایی، [[نژادی]]، زبانی و حتی [[اعتقادی]] خاص فراتر برده، آن را آئینی تعریف می‌کند که [[قدرت]] ساماندهی بشریت را با [[تحمل]] تفاوت‌ها و [[اختلافات]] در [[سنت‌ها]] و آئین‌ها، دارد<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۷۴.</ref>.


== اهداف نظام سیاسی اسلام ==
== اهداف نظام سیاسی اسلام ==
خط ۴۷: خط ۴۵:
هر حرکت در نظام هستی و به طور مسلّم، هر [[رفتاری]] در [[انسان‌ها]]، برای رسیدن به هدفی انجام می‌گیرد و با هر روشی نیز نمی‌توان به یک [[هدف]] دست یافت؛ همه [[نظام‌های سیاسی]] و نیز نظام سیاسی اسلام، از این قاعده مستثنی نیستند و در نتیجه دارای هدفی خاص و اصول یا مقررات [[حاکم]] بر حرکت هستند.
هر حرکت در نظام هستی و به طور مسلّم، هر [[رفتاری]] در [[انسان‌ها]]، برای رسیدن به هدفی انجام می‌گیرد و با هر روشی نیز نمی‌توان به یک [[هدف]] دست یافت؛ همه [[نظام‌های سیاسی]] و نیز نظام سیاسی اسلام، از این قاعده مستثنی نیستند و در نتیجه دارای هدفی خاص و اصول یا مقررات [[حاکم]] بر حرکت هستند.


هدف اصلی در نظام سیاسی اسلام، توسعه بستر تقرب الهی است که تنها [[انسان]] به عنوان جزئی از نظام هستی و اشرف مخلوقات، مسیر از او {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ}}<ref>«ما از آن خداوندیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> و به سوی او {{متن قرآن|إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> را طی می‌کند. در [[جامعه اسلامی]]، همه چیز در [[خدمت]] تعالی [[انسان]] قرار می‌گیرد. این تعالی با [[تقرب به خداوند]] حاصل می‌شود و [[حکومت]] نیز زمینه‌ساز این [[تقرب]] تعالی‌بخش است. اهداف فرعی که در واقع ابزار رسیدن به هدف اصلی هستند، به نوبه خود، [[هدف]] دسته‌ای از عملکردهای [[نظام سیاسی]] قرار می‌گیرند. این اهداف عبارت‌اند از: [[اقامه قسط و عدل]]؛ [[اجرای احکام شریعت]]؛ [[برقراری نظم و امنیت]]؛ [[توسعه معنویات]]؛ [[ارتقای فرهنگی]]؛ [[تأمین رفاه عمومی]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۱۵٨ ـ ۱۶۵؛ [[سید سجاد ایزدهی|ایزدهی، سید سجاد]]، [[فقه سیاسی امام خمینی (کتاب)|فقه سیاسی امام خمینی]]، ص ۱۸۸؛ [[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)|نبوت]]، ص۹۹ – ۱۰۲؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ ـ ۲۸۰.</ref>.
هدف اصلی در نظام سیاسی اسلام، توسعه بستر تقرب الهی است که تنها [[انسان]] به عنوان جزئی از نظام هستی و اشرف مخلوقات، مسیر از او {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ}}<ref>«ما از آن خداوندیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> و به سوی او {{متن قرآن|إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> را طی می‌کند. در [[جامعه اسلامی]]، همه چیز در خدمت تعالی [[انسان]] قرار می‌گیرد. این تعالی با [[تقرب به خداوند]] حاصل می‌شود و [[حکومت]] نیز زمینه‌ساز این [[تقرب]] تعالی‌بخش است. اهداف فرعی که در واقع ابزار رسیدن به هدف اصلی هستند، به نوبه خود، [[هدف]] دسته‌ای از عملکردهای [[نظام سیاسی]] قرار می‌گیرند. این اهداف عبارت‌اند از: [[اقامه قسط و عدل]]؛ [[اجرای احکام شریعت]]؛ [[برقراری نظم و امنیت]]؛ [[توسعه معنویات]]؛ [[ارتقای فرهنگی]]؛ [[تأمین رفاه عمومی]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۱۵٨ ـ ۱۶۵؛ [[سید سجاد ایزدهی|ایزدهی، سید سجاد]]، [[فقه سیاسی امام خمینی (کتاب)|فقه سیاسی امام خمینی]]، ص ۱۸۸؛ [[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)|نبوت]]، ص۹۹ – ۱۰۲؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ ـ ۲۸۰.</ref>.


== [[مبانی نظام سیاسی اسلام]] ==
== [[مبانی نظام سیاسی اسلام]] ==
خط ۶۰: خط ۵۸:
بررسی [[تاریخ]] تحولات نظام سیاسی اسلام، یعنی [[سیر]] پیدایش، [[رشد]] و تحولات نظام سیاسی اسلام در گذر تاریخ تاکنون پیگیری شود. این بحث را می‌توان در سه مقوله اصلی، [[حکومت اسلامی]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}}، [[نظام خلافت]] و [[نظام امامت]]، بررسی نمود.
بررسی [[تاریخ]] تحولات نظام سیاسی اسلام، یعنی [[سیر]] پیدایش، [[رشد]] و تحولات نظام سیاسی اسلام در گذر تاریخ تاکنون پیگیری شود. این بحث را می‌توان در سه مقوله اصلی، [[حکومت اسلامی]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}}، [[نظام خلافت]] و [[نظام امامت]]، بررسی نمود.


[[هجرت پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[مدینه]] [[فرصت]] پایه‌ریزی حکومت اسلامی را فراهم نمود. مهمترین اقدامات و مراحلی که منجر به تأسیس، [[تحکیم]] و پی‌ریزی شالوده‌های [[حکومت دینی]] در مدینه گردید عبارت بودند از: جلب [[همراهی]] و [[پذیرش مردم]]؛ برقراری [[وحدت اجتماعی]] در مدینه؛ ساخت [[مسجد]] به عنوان [[پایگاه اجتماعی]] [[مسلمانان]]؛ ریشه‌کنی [[تبعیض]]؛ استقرار [[نظامات]] [[اسلامی]]؛ مراعات امور مربوط به [[حاکم]] [[دینی]]؛ تلاش برای [[گسترش اسلام]]؛ [[دعوت]] [[پادشاهان]] و [[فرمانداران]] کشورهای دیگر به [[اسلام]]؛ [[جهاد]] و [[تدبیر]] [[جانشینی]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۱۷۹ ـ ۱۹۳.</ref>.
[[هجرت پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[مدینه]] فرصت پایه‌ریزی حکومت اسلامی را فراهم نمود. مهمترین اقدامات و مراحلی که منجر به تأسیس، تحکیم و پی‌ریزی شالوده‌های [[حکومت دینی]] در مدینه گردید عبارت بودند از: جلب [[همراهی]] و [[پذیرش مردم]]؛ برقراری [[وحدت اجتماعی]] در مدینه؛ ساخت [[مسجد]] به عنوان [[پایگاه اجتماعی]] [[مسلمانان]]؛ ریشه‌کنی [[تبعیض]]؛ استقرار [[نظامات]] [[اسلامی]]؛ مراعات امور مربوط به [[حاکم]] [[دینی]]؛ تلاش برای [[گسترش اسلام]]؛ [[دعوت]] [[پادشاهان]] و فرمانداران کشورهای دیگر به [[اسلام]]؛ [[جهاد]] و [[تدبیر]] [[جانشینی]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۱۷۹ ـ ۱۹۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش