میراث امام جواد: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۶۳: | خط ۲۶۳: | ||
بار خداوندا، با برآوردن حاجتم، مرا به خواستهام برسان و آن را تحقق بخش و به کرمت و با [[اجابت]] گوارا و موهبتهای کامل خود، مرا از [[نومیدی]] و نامرادی و دلسرد شدن در پناه گیر. | بار خداوندا، با برآوردن حاجتم، مرا به خواستهام برسان و آن را تحقق بخش و به کرمت و با [[اجابت]] گوارا و موهبتهای کامل خود، مرا از [[نومیدی]] و نامرادی و دلسرد شدن در پناه گیر. | ||
خداوندگارا، تو صاحب بخششهای فراوان هستی، و چون [[وعده]] دهی بدان [[وفا]] کنی، و تو بر هر چیز [[توانایی]] و به هرچیز احاطه داری، و از بندگانت [[آگاهی]] و [[اعمال]] آنان را میبینی.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۱، ص ۳۲۱.</ref> | خداوندگارا، تو صاحب بخششهای فراوان هستی، و چون [[وعده]] دهی بدان [[وفا]] کنی، و تو بر هر چیز [[توانایی]] و به هرچیز احاطه داری، و از بندگانت [[آگاهی]] و [[اعمال]] آنان را میبینی.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۱، ص ۳۲۱.</ref> | ||
==در آستان [[مواعظ]] [[امام جواد]]{{ع}}== | |||
[[حسن بن علی بن شعبه حرانی]] در باب مواعظ [[ابو جعفر]] [[جواد]]{{ع}} [[احادیث]] مرسلهای دارد که به شرح زیر بیان میشود: | |||
#مردی به ابو جعفر جواد{{ع}} گفت: مرا سفارش ([[موعظه]]) کن. [[امام]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ وَ خَالِفِ الْهَوَى، وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ}}<ref>تحف العقول، ص۳۳۵.</ref>؛ [[صبر]] را بالش خود قرار ده، با [[فقر]] همآغوش باش، [[شهوتها]] ([[تمایلات]]) را بران، با هوای نفس خود [[مخالفت]] کن و بدانکه از چشم [[خدا]] دور نیستی و آنگاه ببین چسان باید باشی. | |||
#آن حضرت فرمود: خدای به یکی از [[پیامبران]] خود [[وحی]] فرمود: {{متن حدیث|أَمَّا زُهْدُكَ فِي الدُّنْيَا فَتُعَجِّلُكَ الرَّاحَةَ، وَ أَمَّا انْقِطَاعُكَ إِلَيَّ فَيُعَزِّزُكَ بِي، وَ لَكِنْ هَلْ عَادَيْتَ لِي عَدُوّاً أَوْ وَالَيْتَ لِي وَلِيّاً؟}}<ref>تحف العقول، ص۳۳۵.</ref>؛ اما زهدورزیات در [[دنیا]]، [[آسایش]] را به تو ارزانی میکند و بریدن از هرچیز و پیوستن به من، مایه [[عزت]] تو خواهد بود. آیا برای خشنودی من با [[دشمن]] من دشمن ورزیده یا با [[دوست]] من [[دوستی]] نمودهای؟ | |||
#در خبر است که بنهای از جامههای گرانقیمت برای امام جواد{{ع}} فرستاده شد. در میان راه مورد دستاندازی و [[دزدی]] قرار گرفت. آورنده محموله، نامهای به امام{{ع}} نوشت و حضرتش را از ماجرا [[آگاه]] کرد. امام{{ع}} به خط خود نوشت: {{متن حدیث|إِنَّ أَنْفُسَنَا وَ أَمْوَالَنَا مِنْ مَوَاهِبِ اللَّهِ الْهَنِيئَةِ وَ عَوَارِيهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ، يُمَتِّعُ بِمَا مَتَّعَ مِنْهَا فِي سُرُورٍ وَ غِبْطَةٍ، وَ يَأْخُذُ مَا أَخَذَ مِنْهَا فِي أَجْرٍ وَ حِسْبَةٍ. فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلَى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِكَ}}<ref>تحف العقول، ص۳۳۵.</ref>؛ [[جانها]] و [[اموال]] ما از مواهب و دهشهای گوارای [[الهی]] و [[امانت]] او در دست ما ست که ما را با بخشی از آنها در [[شادمانیها]] بهرهمند میکند و آنچه از آن اموال و جانها ستانده و ربوده شود [[اجر]] [[و]] پاداشی دارد. بنابراین هرکسی در [[مصیبتها]] بیتابیاش بر صبوریاش [[چیرگی]] یابد، [[پاداش]] خود را بر باد داده است و از چنین امری به [[خدا]] پناه میبریم. | |||
#نیز فرموده است: {{متن حدیث|مَنْ شَهِدَ أَمْراً فَكَرِهَهُ كَانَ كَمَنْ غَابَ عَنْهُ وَ مَنْ غَابَ عَنْ أَمْرٍ فَرَضِيَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَهُ}}<ref>تحف العقول، ص۳۳۶.</ref>؛ هرکس [[شاهد]] امری (کاری [[پسندیده]] یا [[ناپسند]]) باشد و آن را ناخوش دارد، چنان است که از آن دوری جسته است و هرکسی امری را نبیند، اما از آن [[خشنود]] باشد، چنان است که آن را دیده و در آن شریک باشد. | |||
#همچنین فرمود: {{متن حدیث|مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِيسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيسَ}}<ref>تحف العقول، ص۳۳۶.</ref>؛ هرکس به سخن گویندهای گوش فرا دهد، سر به [[بندگی]] او نهاده است. حال اگر گوینده سخن خدا را بازگوید، شنونده [[بندگی خدا]] کرده و اگر گوینده، سخنان [[شیطان]] پسندانه بر زبان آورد، شنونده، شیطان را بندگی کرده است. | |||
#در روزی که [[ابو جعفر]]{{ع}} با [[ام الفضل دختر مأمون]] [[ازدواج]] کرد، [[ابو هاشم جعفری]] به حضرتش گفت: [[برکت]] این [[روز]] بس فراوان و بزرگ است! [[امام]]{{ع}} فرمود: ای [[ابو هاشم]]، [[برکات]] خدا در این روز برای ما بزرگ و فراوان گردید؟! گفتم: آری، سرورم. درباره این روز چه بگویم؟ فرمود: [[خیر و خوبی]] بگو که همان به تو خواهد رسید. گفتم: چنین خواهم کرد سرورم. امام{{ع}} فرمود: بنابراین در [[راه راست]] قرار خواهی گرفت و جز خیر و [[نیکی]] نخواهی دید<ref>تحف العقول، ص۳۳۶.</ref>. | |||
# امام{{ع}} در نامهای خطاب به یکی از [[دوستان]] خود نوشت: {{متن حدیث|أَمَّا هَذِهِ الدُّنْيَا فَإِنَّا فِيهَا مُغْتَرِفُونَ، وَ لَكِنْ مَنْ كَانَ هَوَاهُ هَوَى صَاحِبِهِ وَ دَانَ بِدِينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كَانَ، وَ الْآخِرَةُ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>تحف العقول، ص۴۵۶.</ref>؛ ما در این [[دنیا]] جرعهنوشانیم، ولی هرکس که خواسته [[همنشین]] و [[دوست]] خود را بخواهد و از [[دین]] او [[پیروی]] کند، هرجا که شخص پیرویشده باشد، پیرو نیز با او خواهد بود و بدان که [[آخرت]] منزلگاه ماندگاری و قرار است. | |||
#همچنین [[امام جواد]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|تَأْخِيرُ التَّوْبَةِ اغْتِرَارٌ، وَ طُولُ التَّسْوِيفِ حَيْرَةٌ، وَ الِاعْتِلَالُ عَلَى اللَّهِ هَلَكَةٌ، وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللَّهِ {{متن قرآن|فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«و از [[تدبیر]] [[خداوند]] جز گروه [[زیانکاران]] خود را در [[امان]] نمیدانند» [[سوره اعراف]]، [[آیه]] ۹۹.</ref>}}<ref>تحف العقول، ص۴۵۶.</ref>؛ به تأخیر انداختن [[توبه]]، خودفریبی است، بسیار [[تسویف]] کردن (توبه را به فردا و فرداها واگذاردن) [[سرگشتگی]] است، در [[کارهای ناپسند]] و [[سستی]] در کارها برای [[خدا]] بهانه آوردن، [[تباهی]] است و [[اصرار بر گناه]]، خود را ایمن دانستن از [[مکر]] خداست که [[حضرت حق]] در اینباره فرموده است: «جز [[مردم]] زیانکار کسی خود را از مکر خدا ایمن نمیداند». | |||
# نقل شده است: ساربانی [[امام جواد]]{{ع}} را از [[مدینه]] به [[کوفه]] برد. با اینکه آن حضرت چهارصد دینار به [[ساربان]] داده بود، اما او درباره مزد خود با [[ابو جعفر]] سخن گفت. حضرت فرمود: {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ، أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ لَا يَنْقَطِعُ الْمَزِيدُ مِنَ اللَّهِ حَتَّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبَادِ؟}}<ref>تحف العقول، ص۴۵۶.</ref>؛ خدای [[منزه]] است. هیچ میدانی که دهشهای فراوان خدا زمانی قطع میشود که [[بندگان]] اش دست از [[شکر]] نعمتهای الهی کردن بردارند؟ | |||
#نیز فرموده است: {{متن حدیث|إِظْهَارُ الشَّيْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ}}<ref>تحف العقول، ص۳۳۵.</ref>؛ [[آشکار کردن]] چیزی (کاری) پیش از استواریاش مایه تباهی آن است. | |||
#همچنین میفرماید: {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ}}<ref>تحف العقول، ص۳۳۶.</ref>؛ [[مؤمن]] به سه چیز نیازمند است: توفیقی که از سوی خدا رسد، [[پنددهنده]] درونی و [[نصیحتپذیری]] از کسی که او را [[نصیحت]] کند. | |||
# [[شیخ مفید]] با اسناد خود از [[علی بن مهزیار]]، از [[بکر بن صالح]] نقل میکند که گفت: داماد من به [[ابو جعفر ثانی]]{{ع}} نوشت: پدرم [[ناصبی]] و بداندیش است و از او [[سختی]] فراوان دیدهام. فدایت شوم، خوب است دعایی برای من فرمایی. به نظر [[مبارک]] سرورم با او در اینباره بیپرده سخن گویم یا از در [[مدارا]] درآیم؟ [[امام]]{{ع}} در پاسخ نوشت: {{متن حدیث|قَدْ فَهِمْتُ كِتَابَكَ وَ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ أَبِيكَ، وَ لَسْتُ أَدَعُ الدُّعَاءَ لَكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، وَ الْمُدَارَاةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْمُكَاشَفَةِ، وَ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرٌ، فَاصْبِرْ فَإِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ، ثَبَّتَكَ اللَّهُ عَلَى وَلَايَةِ مَنْ تَوَلَّيْتَ، نَحْنُ وَ أَنْتُمْ فِي وَدِيعَةِ اللَّهِ الَّذِي لَا تَضِيعُ وَدَائِعُهُ}}؛ محتوای نامهات و آنچه درباره پدرت نوشتهای دریافتم. بدانکه [[دعا کردن]] برای تو را وانمینهم، ان شاء [[الله]] و [[آگاه]] باش که مدارا برای تو بهتر از بیپرده [[سخن گفتن]] است و با [[دشواری]] آسانی است. پس [[بردباری]] کن که فرجام [[نیک]] از آن [[پرهیزگاران]] است. خدای تو را بر [[دوستی]] کسانی که نسبت به آنان دوستی میورزی [[استوار]] و پابرجا گرداند. ما و شما در [[امان خدا]] هستیم؛ همو که امانتهای خود را تباه نمیکند. بکر میگوید: [[خدا]] [[دل]] پدرش را با او [[مهربان]] کرد، به گونهای که در هیچ چیزی با وی [[مخالفت]] نمیکرد<ref>امالی مفید، ص۱۹۱.</ref>. | |||
#همچنین میفرماید: {{متن حدیث|مُلَاقَاةُ الْإِخْوَانِ نُشْرَةٌ وَ تَلْقِيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إِنْ كَانَ نَزْراً قَلِيلًا}}<ref>امالی مفید، ص۳۲۹.</ref>؛ دیدار با [[برادران]] دینی مایه [[گشادهرویی]] و -هرچند اندک- سبب باروری [[عقل]] است. | |||
# [[ابو هاشم جعفری]] از [[ابو جعفر]]{{ع}} نقل کرده است که میفرمود: {{متن حدیث|إِنَّ فِي الْجَنَّةِ بَاباً يُقَالُ لَهُ الْمَعْرُوفُ لَا يَدْخُلُهُ إِلَّا أَهْلُ الْمَعْرُوفِ}}؛ در [[بهشت]] دری است که «دروازه [[نیکی]]» خوانده میشود و تنها [[نیکوکاران]] از آن در وارد میشوند. با شنیدن این سخن از اینکه در راه برآوردن [[نیازهای مردم]] خود را به [[سختی]] میافکنم خوشحال شدم. امام{{ع}} نگاهی در من میافکند و فرمود: {{متن حدیث|نَعَمْ، تَمِّ مَا أَنْتَ عَلَيْهِ، فَإِنَّ أَهْلَ الْمَعْرُوفِ فِي دُنْيَاهُمْ، هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ، جَعَلَكَ اللَّهُ مِنْهُمْ يَا أَبَا هَاشِمٍ وَ رَحِمَكَ}}؛ آری، آنچه بر آن هستی (از معروف و نیکی که انجام میدهی) در کمال است. بدانکه نیکوکاران در [[دنیا]]، نیکوکاران در [[آخرت]] خواهند بود و -ای [[ابو هاشم]]- [[خدا]] تو را از آنان گرداند و مورد [[رحمت]] خویش قرار دهد<ref>الثاقب فی المناقب، ص۲۲۶.</ref>. | |||
#نیز از [[ابو هاشم جعفری]] نقل شده است که گفت: [[محمد بن صالح ارمنی]] از [[ابو جعفر]]{{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ}}<ref>«کار گذشته و آینده با خداوند است» سوره روم، آیه ۴.</ref> پرسید، [[امام]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مِنْ قَبْلِ أَنْ يُأْمَرُ وَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْمُرَ بِمَا يَشَاءُ}}؛ پیش از آنکه [[فرمان]] دهد و فرجام کار گذشته و [[آینده]] از آن خداست به این معناست که به هرچه [[اراده]] کند فرمان دهد. با خود اندیشیدم که این، [[تأویل]] این گفته خداست که فرموده است: {{متن قرآن|أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>. آنگاه به حضرتش گفتم: [[گواهی]] میدهم که تو [[حجت]] و فرزند [[حجت خدا]] بر [[بندگان]] هستی<ref>الثاقب فی المناقب، ص۲۲۶.</ref>. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ أَطَاعَ هَوَاهُ فَقَدْ أَعْطَى عَدُوَّهُ مُنَاهُ}}<ref>بحار الانوار، ج۶۷، ص۷۸.</ref>؛ هرکس از [[هوای نفس]] خود فرمان ببرد، خواسته [[دشمن]] خود را برآورده است. | |||
#{{متن حدیث|رَاكِبُ الشَّهَوَاتِ لَا تُسْتَقَالَ لَهُ عَثْرَةٌ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۰، ص۷۸.</ref>؛ آنکه سوار مرکب [[تمایلات نفسانی]] شود، لغزشش نادیده گرفته نشود. | |||
#{{متن حدیث|نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۵۳.</ref>؛ نعمتی که بیسپاس ماند چونان گناهی است که بخشوده نشود. | |||
#{{متن حدیث|كَيْفَ يَضِيعُ مَنِ اللَّهُ كَافِلُهُ، وَ كَيْفَ يَنْجُو مَنِ اللَّهُ طَالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إِلَى غَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۱۵۵.</ref>؛ چگونه ممکن است کسی که خدا کفیل تمام امور اوست تباه شود و چگونه ممکن است که کسی که خدا در [[طلب]] اوست [[رهایی]] یابد (از او بگریزد) و هرکس به غیر از خدا [[امید]] بست، خدا او را به وی وامیگذارد. | |||
#{{متن حدیث|إِتَّئِدْ تُصِبْ أَوْ تَكَدْ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۴۰.</ref>؛ درنگ و [[تأمل]] کن به آنچه خواهی میرسی یا بدان نزدیک میشوی. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْمَوَارِدَ أَعْيَتْهُ الْمَصَادِرَ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۴۰.</ref>؛ آنکه راههای وارد شدن را نشناسد و در [[گمراهیها]] گام نهد راه بیرون شدن بر او سخت شده، او را [[درمانده]] خواهد کرد. | |||
#{{متن حدیث|مَنِ انْقَادَ إِلَى الطُّمَأْنِينَةِ قَبْلَ الْخِبْرَةِ، فَقَدْ عَرَّضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ وَ الْعَاقِبَةِ الْمُتْعِبَةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۴۰.</ref>؛ هرکس که بیشناخت و نادانسته، [[دل]] آرام دارد، به [[یقین]] خویش را در معرض [[هلاکت]] و فرجام خستهکننده و ملالتبار قرار داده است. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ هَجَرَ الْمُدَارَاةَ قَارَبَهُ الْمَكْرُوهُ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۴۱.</ref>؛ آنکه از [[مدارا]] ی با مردم روی برتابد، آنچه [[ناپسند]] باشد ببیند. | |||
#{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الشَّرِيرِ فَإِنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبُحُ أَثَرُهُ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۴، ص۱۹۸.</ref>؛ از [[همنشینی]] با [[انسان]] شیطانصفت و بدخو و [[گناهکار]] بپرهیز که به [[شمشیر]] از نیام برکشیده میماند، جلوهای [[زیبا]] دارد، اما اثری بد برجای میگذارد. | |||
#{{متن حدیث|عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِنَاهُ مِنَ النَّاسِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۰۹.</ref>؛ [[عزت]] و بزرگی [[مؤمن]] در [[بینیازی]] او از [[مردم]] است. | |||
#{{متن حدیث|لَا يَضُرُّكَ سَخَطُ مَنْ رِضَاهُ الْجَوْرُ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۵، ص۳۸۰.</ref>؛ [[خشم]] کسی که خشنودیاش [[ستمگری]] باشد، تو را [[زیان]] نرساند (از آن خشم باکی نداشته باش). | |||
#{{متن حدیث|كَفَى بِالْمَرْءِ خِيَانَةً أَنْ يَكُونَ أَمِيناً لِلْخَوَنَةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۵، ص۳۸۰.</ref>؛ در خیانتکاری انسان همینبس که [[امانتدار]] خیانتکاران باشد. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ آنکه بدون [[علم]] و درایت کاری کند، بیش از آنچه سامان دهد، [[مفسده]] میآفریند. | |||
#{{متن حدیث|الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَالِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ با دل آهنگ [[خدا]] کردن زودتر از تن فرسودن با [[اعمال]]، انسان را به خدا میرساند. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ عَتَبَ مِنْ غَيْرِ ارْتِيَابٍ، أُعْتِبَ مِنْ غَيْرِ اسْتِعْتَابٍ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ هرکس بیهیچ دلیل، ملامت و [[نکوهش]] کند، بیدلیل، نکوهش خواهد شد. | |||
#{{متن حدیث|الثِّقَةُ بِاللَّهِ ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ لِكُلِّ عَالٍ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ [[اعتماد به خدا]]، بهای هر گرانبها و نردبان رسیدن به هر بلندی (والایی و سرفرازی) است. | |||
#{{متن حدیث|إِذَا نَزَلَ الْقَضَاءُ ضَاقَ الْفَضَاءُ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ چون [[قضا]] الهی در رسد، عرصه بر آدمی تنگ شود. | |||
#{{متن حدیث|غِنَى الْمُؤْمِنِ غِنَاهُ عَنِ النَّاسِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ [[بینیازی]] [[مؤمن]] در بینیازی او از [[مردم]] است. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَرْضَ مِنْ أَخِيهِ بِحُسْنِ النِّيَّةِ لَمْ يَرْضَ بِالْعَطِيَّةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ آنکس که به [[حسن نیت]] [[برادر]] دینی خود [[خشنود]] نشود، به عطای او نیز [[خرسند]] نخواهد شد. | |||
#{{متن حدیث|قَدْ عَادَاكَ مَنْ سَتَرَ عَنْكَ الرُّشْدَ اتِّبَاعاً لِمَا تَهْوَاهُ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۴۶.</ref>؛ آنکس که براساس خواستهات و به منظور [[همراهی]] با [[تمایلات]] تو [[راه راست]] را به تو ننمایاند و آن را از تو بپوشاند، به [[یقین]] با تو [[دشمنی]] کرده است. | |||
#{{متن حدیث|الْحَوَائِجُ تُطْلَبُ بِالرَّجَاءِ وَ هِيَ تَنْزِلُ بِالْقَضَاءِ، وَ الْعَافِيَةُ أَحْسَنُ عَطَاءٍ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۶۵.</ref>؛ [[حاجتها]] به [[امیدواری]] خواسته میشود، در حالی که با قضا و تقدیر الهی فرو میرسد و [[تندرستی]] بهترین دادهها ی الهی ست. | |||
#{{متن حدیث|لَا تُعَادِي أَحَداً حَتَّى تَعْرِفَ الَّذِي بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ تَعَالَى، فَإِذَا كَانَ مُحْسِناً فَإِنَّهُ لَا يُسَلِّمُهُ إِلَيْكَ، وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَإِنَّ عِلْمَكَ بِهِ يَكْفِيكَهُ فَلَا تُعَادِهِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۶۵.</ref>؛ تا چگونگی رابطه میان [[انسانی]] با [[خدا]] نشناختهای با وی دشمنی مکن چه اینکه اگر او [[نیکوکار]] باشد، به یقین خدا او را به تو نخواهد سپرد و اگر [[بدکردار]] باشد [[شناختی]] که از او به دست آوردهای تو را از گزند او ایمن میکند، پس با وی دشمنی نورز. | |||
#{{متن حدیث|لَا تَكُنْ وَلِيّاً لِلَّهِ فِي الْعَلَانِيَةِ وَ عَدُوّاً لَهُ فِي السِّرِّ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۶۵.</ref>؛ مبادا آشکارا ادعای [[دوستی خدا]] را داشته باشی و در [[نهان]] با وی [[دشمنی]] کنی. | |||
#{{متن حدیث|التَّحَفُّظُ عَلَى قَدْرِ الْخَوْفِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۶۵.</ref>؛ [[پرهیز]] داشتن و [[احتیاط]] کردن به اندازه ترسی است که بر [[انسان]] چیره شده است. | |||
#{{متن حدیث|الْأَيَّامُ تَهْتِكُ لَكَ الْأَمْرَ عَنِ الْأَسْرَارِ الْكَامِنَةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۶۵.</ref>؛ [[روزگار]]، پرده از [[اسرار]] نهفته برخواهد گرفت و آنها را برای تو آشکار خواهد کرد. | |||
# [[ابو جعفر]]، [[محمد بن علی بن موسی بن جعفر]]{{ع}} از پدرش و او از پدرانش از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نقل کردند که فرمود: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در حالی که مرا به سوی [[یمن]] میفرستاد اینچنین سفارش نمود: {{متن حدیث|يَا عَلِيُّ، مَا خَابَ مَنِ اسْتَخَارَ، وَ لَا نَدِمَ مَنِ اسْتَشَارَ، يَا عَلِيُّ، عَلَيْكَ بِالدَّلْجَةِ، فَإِنَّ الْأَرْضَ تُطْوَى بِاللَّيْلِ مَا لَا تُطْوَى بِالنَّهَارِ، يَا عَلِيُّ، اُغْدُ بِاسْمِ اللَّهِ، فَإِنَّ اللَّهَ بَارَكَ لِأُمَّتِي فِي بُكُورِهَا}}<ref>تاریخ بغداد، ج۳، ص۵۴؛ الوفیات، ج۳، ص۳۱۵.</ref>؛ [[یا علی]]، آنکس که [[طلب]] خیر کند، [[نومید]] نشود و آنکس که [[مشورت]] نماید [[پشیمانی]] نبیند. یا علی، چون، آهنگ [[سفر]] کنی شبهنگام [[حرکت]] کن؛ زیرا آنسان که [[زمین]] در شب در [[نور]] دیده میشود در [[روز]] نخواهد شد. یا علی، بامدادان و با [[نام خدا]] در پی روزی شو که [[خدا]] [[سحرخیزی]] را برای [[امت]] من [[خجسته]] و [[فرخنده]] گردانده است. | |||
#{{متن حدیث|مَنِ اسْتَفَادَ أَخاً فِي اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفَادَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ}}<ref>کشف الغمه، ج۳، ص۳۵۵.</ref>؛ هرکس [[برادری]] دینی را در [[راه خدا]] برگزیند، به [[یقین]] خانهای در [[بهشت]] به دست آورد. | |||
#{{متن حدیث|لَوْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ رَتْقاً عَلَى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ تَعَالَى لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهَا مَخْرَجاً}}<ref>کشف الغمه، ج۲، ص۱۳۸.</ref>؛ اگر دروازههای [[آسمان]] و زمین بر بندهای بسته باشد و آن [[بنده]] [[تقوای الهی]] در پیش گیرد، به یقین [[خدای متعال]] برای او راه برون شدن فراهم خواهد کرد. | |||
#{{متن حدیث|إِنَّهُ مَنْ وَثِقَ بِاللَّهِ أَرَاهُ السُّرُورَ}}؛ بیتردید هرکس به [[خدا]] [[اعتماد]] کند، خدا او را شادمان خواهد کرد. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ كَفَاهُ}}؛ هرکس بر خدا [[توکل]] کند، خدا او را بسنده باشد و امور او را کفایت کند. | |||
#{{متن حدیث|الثِّقَةُ بِاللَّهِ حِصْنٌ لَا يَتَحَصَّنُ فِيهِ إِلَّا مُؤْمِنٌ}}؛ [[اعتماد به خدا]] دژی است که جز [[مؤمن]] در آن پناه نمیگیرد. | |||
#{{متن حدیث|التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ حِرْزٌ مِنْ كُلِّ عَدُوٍّ}}؛ [[توکل بر خدا]] وسیله [[رهایی]] از هر [[بدی]] و پناهی از هر [[دشمنی]] است. | |||
#{{متن حدیث|الدِّينُ عِزٌّ، وَ الْعِلْمُ كَنْزٌ، وَ الصَّمْتُ نُورٌ، وَ غَايَةُ الزُّهْدِ الْوَرَعُ، وَ لَا هَدَمَ لِلدِّينِ مِثْلُ الْبِدَعِ، وَ لَا أَفْسَدَ لِلرِّجَالِ مِنَ الطَّمَعِ، وَ بِالرَّاعِي تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ، وَ بِالدُّعَاءِ تُصْرَفُ الْبَلِيَّةُ}}؛ [[دین]] مایه [[عزت]] و [[دانش]]، گنجینه و خموشی، [[نور]] است و بالاترین مرتبه [[زهد]]، [[پرهیزگاری]] است. هیچچیزی چون [[بدعت]] در دین دین را ویران نمیکند و تباهکنندهای چون [[طمع]] مردان را تباه نمیکند. با وجود [[حاکم]] صالح [[مردم]] سامان مییابند و به صلاح میآیند و با [[دعا]] [[بلاها]] دفع میشود. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ رَكِبَ مَرْكَبَ الصَّبْرِ اهْتَدَى إِلَى مِضْمَارِ النَّصْرِ، وَ مَنْ شَتَمَ أُجِيبَ، وَ مَنْ غَرَسَ أَشْجَارَ التُّقَى إجْتَنَى أَثْمَارَ الْمُنَى}}؛ هرکس بر مرکب [[صبر]] سوار شود به میدان (آوردگاه) [[پیروزی]] خواهد رسید، هرکس [[دشنام]] دهد دشنام شنود و هرکس نهال پرهیزگاری بنشاند، میوه [[آرزوها]] برچیند. | |||
#{{متن حدیث|أَرْبَعَةُ خِصَالٍ تُعِينُ الْمَرْءَ عَلَى الْعَمَلِ: الصِّحَّةُ وَ الْغِنَى وَ الْعِلْمُ وَ التَّوْفِيقُ}}؛ چهار چیز [[انسان]] را در کارها [[یاری]] میدهد: [[تندرستی]]، [[بینیازی]]، دانش و [[توفیق]] الهی. | |||
#{{متن حدیث|إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً يَخُصُّهُمْ بِدَوَامِ النِّعْمَةِ، فَلَا تَزَالُ فِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا، فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا عَنْهُمْ وَ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ}}؛ [[خداوند]] بندگانی دارد که آنان را از میان دیگر بندگان به نعمتهای پیاپی خویش ویژه گردانده است و تا زمانی که از آن [[نعمتها]] دیگران را بهرهمند کنند آن [[نعمت]] در میان ایشان خواهد بود و چون آن را دریغ کنند، [[خدای متعال]] آن را از ایشان ستانده، به دیگران خواهد داد. | |||
#{{متن حدیث|أَهْلُ الْمَعْرُوفِ إِلَى اصْطِنَاعِهِ أَحْوَجُ مِنْ أَهْلِ الْحَاجَةِ إِلَيْهِ، لِأَنَّ لَهُمْ أَجْرَهُ وَ فَخْرَهُ وَ ذِكْرَهُ، فَمَا اصْطَنَعَ الرَّجُلُ مِنْ مَعْرُوفٍ فَإِنَّمَا يَبْدَأُ فِيهِ بِنَفْسِهِ}}؛ [[نیکوکاران]] بیشتر از [[نیازمندان]] به [[نیکوکاری]] خویش نیازمندند،؛ چراکه [[پاداش]]، [[افتخار]] و یادکرد آن را نصیب خود میکنند. از اینرو هرکس [[نیکی]] کند ابتدا به خود نیکی کرده است. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ أَمَّلَ إِنْسَاناً هَابَهُ، وَ مَنْ جَهِلَ شَيْئاً عَابَهُ، وَ الْفُرْصَةُ خَلْسَةٌ، وَ مَنْ كَثُرَ هَمُّهُ سَقُمَ جَسَدُهُ، وَ عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ حُسْنُ خُلُقِهِ}}؛ هرکس به [[انسانی]] [[امید]] بندد، او را با هیبت ببیند و هرکس چیزی را نشناسد آن را عیبناک خواند. [[فرصت]] یک دم است و هرکس اندوهش فزون گردد، [[تنش]] [[بیمار]] شود. [[حسن خلق]]، عنوان [[صحیفه]] ([[نامه]]) [[مؤمن]] است. | |||
#در جای دیگری فرموده نیز فرموده است: {{متن حدیث|عُنْوَانُ صَحِيفَةِ السَّعِيدِ حُسْنُ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ}}؛ ستایشی که از [[انسان]] [[سعادتمند]] میشود، عنوان صحیفه اوست. | |||
#{{متن حدیث|الْجَمَالُ فِي اللِّسَانِ وَ الْكَمَالُ فِي الْعَقْلِ}}؛ [[زیبایی]] در زبان و شیوه گفتار جلوه میکند و کمال در [[عقل]] چهره مینماید. | |||
#{{متن حدیث|الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْرِ، وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنَى، وَ الصَّبْرُ زِينَةُ الْبَلَاءِ، وَ التَّوَاضُعُ زِينَةُ الْحَسَبِ، وَ الْفَصَاحَةُ زِينَةُ الْكَلَامِ، وَ الْحِفْظُ زِينَةُ الرِّوَايَةِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زِينَةُ الْكَرَمِ، وَ تَرْكُ الْمَنِّ زِينَةُ الْمَعْرُوفِ، وَ الْخُشُوعُ زِينَةُ الصَّلَاةِ، وَ التَّنَفُّلُ زِينَةُ الْقَنَاعَةِ، وَ تَرْكُ مَا لَا يَعْنِي زِينَةُ الْوَرَعِ}}؛ [[پاکدامنی]] [[زیور]] [[بینوایی]]، [[شکر]] زیور [[بینیازی]]، [[بردباری]] زیور [[بلا]]، [[فروتنی]] زیور بزرگی، شیوایی در سخن زیور گفتار، [[نیکو]] [[حفظ]] کردن زیور نقل مطالب، [[گشادهرویی]] زیور [[بخشندگی]]، ترک [[منت]] به هنگام [[دهش]] [[زیور]] [[نیکی]]، [[خشوع]] زیور [[نماز]]، دهش غیر [[واجب]] و اختیاری زیور [[قناعت]] و [[وانهادن]] اموری که به [[انسان]] ربط ندارد زیور [[پرهیزگاری]] است. | |||
#{{متن حدیث|حَسْبُ الْمَرْءِ مِنْ كَمَالِ الْمُرُوَّةِ أَنْ لَا يَلْقَى أَحَداً بِمَا يَكْرَهُ، وَ مِنْ حُسْنِ خُلُقِ الرَّجُلِ كَفُّهُ أَذَاهُ، وَ مِنْ سَخَائِهِ بِرُّهُ بِمَنْ يَجِبُ حَقُّهُ عَلَيْهِ، وَ مِنْ كَرَمِهِ إِيثَارُهُ عَلَى نَفْسِهِ، وَ مِنْ صَبْرِهِ قِلَّةُ شَكْوَاهُ، وَ مِنْ عَقْلِهِ إِنْصَافُهُ مِنْ نَفْسِهِ، وَ مِنْ إِنْصَافِهِ قَبُولُ الْحَقِّ إِذَا بَانَ لَهُ، وَ مِنْ نُصْحِهِ نَهْيُهُ عَمَّا لَا يَرْضَاهُ لِنَفْسِهِ، وَ مِنْ حِفْظِهِ لِجِوَارِكَ تَرْكُهُ تَوْبِيخَكَ عِنْدَ أَشْنَانِكَ مَعَ عِلْمِهِ بِعُيُوبِكَ، وَ مِنْ رِفْقِهِ تَرْكُهُ عَذْلَكَ بِحَضْرَةِ مَنْ تَكْرَهُ، وَ مِنْ حُسْنِ صُحْبَتِهِ لَكَ كَثْرَةُ مُوَافَقَتِهِ وَ قِلَّةُ مُخَالَفَتِهِ، وَ مِنْ شُكْرِهِ مَعْرِفَتُهُ إِحْسَانَ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْهِ، وَ مِنْ تَوَاضُعِهِ مَعْرِفَتُهُ بِقَدْرِهِ، وَ مِنْ سَلَامَتِهِ قِلَّةُ حِفْظِهِ لِعُيُوبِ غَيْرِهِ وَ عِنَايَتُهُ بِإِصْلَاحِ عُيُوبِهِ}}؛ از کمالیافتگی و [[جوانمردی]] انسان همینبس، آنسان که خود نمیپسندد با دیگران برخورد نکند، در [[حسن خلق]] او همینبس که آزارش را از دیگران بازدارد، در [[سخاوت]] او همینبس که به حقداران نیکی کند. در [[کرم]] او همینبس که آنان را بر خود مقدم دارد، در [[صبوری]] او همینبس که از [[گرفتاریها]] و [[بلاها]] کم [[شکایت]] کند، در [[خردمندی]] او همین بس که به هنگام داوری میان خود و دیگران [[انصاف]] ورزد، از انصاف او همین بس که چون [[حق]] برای او آشکار شود بدان تن دهد. از [[خیرخواهی]] او همینبس که آنچه برای خویش نمیپسندند، دیگران را از آن بازدارد، در [[حفظ]] حق مجاورت و همنشینی با تو همینبس که با دانستن عیبهای تو، در جمع دشمنانت نکوهشت نکند و در [[رفق]] و [[نرمخویی]] او همینبس که در حضور کسی که نمیپسندی، از [[سرزنش]] کردنت [[پرهیز]] کند، در حسن [[مصاحبت]] او همینبس که بسیار با تو موافقت و کم [[مخالفت]] نماید، در [[شکرگزاری]] و قدرشناسی او همینبس که نیکی را از [[احسان]] کننده قدر بداند، در [[فروتنی]] او همینبس که جایگاه و قدر خود را بداند و در [[سلامت]] [[اندیشه]] و ایمان او همینبس که [[عیب]] دیگران را کمتر [[حفظ]] کند (در یاد نگاه دارد) و به [[اصلاح]] عیبهای خود بپردازد. | |||
#{{متن حدیث|الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِينُ لَهُ وَ الرَّاضِي بِهِ شُرَكَاءُ}}<ref>کشف الغمه، ج۲، ص۳۴۸.</ref>؛ [[ستمگر]] و آنکس که او را [[یاری]] دهد و آنکس که به [[ستمگری]] [[راضی]] باشد، در [[کیفر]] [[شریک]] یکدیگرند. | |||
#{{متن حدیث|يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ}}؛ [[روز]] داد ستانی بر [[ظالم]]، سختتر از روز ستمگری بر ستمدیده است. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ أَخْطَأَ وُجُوهَ الْمَطَالِبِ خَذَلَتْهُ وُجُوهُ الْحِيَلِ، وَ الطَّامِعُ فِي وَثَاقِ الذُّلِّ، وَ مَنْ طَلَبَ الْبَقَاءَ، فَلْيُعِدَّ لِلْمَصَائِبِ قَلْباً صَبُوراً}}؛ هرکس برای رسیدن به [[خواستهها]] [[بیراهه]] رود، چارهجوییها او را سودی نبخشد، [[انسان]] [[آزمند]] گرفتار بند [[ذلت]] است و هرکس ماندن را بخواهد، برای [[مصیبتها]] و [[گرفتاریها]] [[قلبی]] [[بردبار]] آماده کند. | |||
#{{متن حدیث|الْعُلَمَاءُ غُرَبَاءُ لِكَثْرَةِ الْجُهَّالِ بَيْنَهُمْ}}؛ [[عالمان]] به دلیل وجود فراوان [[نادانان]]، [[غریب]] هستند. | |||
#{{متن حدیث|الصَّبْرُ عَلَى الْمُصِيبَةِ، مُصِيبَةٌ لِلشَّامِتِ}}؛ [[صبر]] ورزیدن به هنگام رسیدن [[بلا]] و [[مصیبت]]، مصیبتی است برای شماتتکننده. | |||
#{{متن حدیث|مَقْتَلُ الرَّجُلِ بَيْنَ فَكَّيْهِ، وَ الرَّأْيُ مَعَ الْأَنَاةِ، وَ بِئْسَ الظَّهْرُ وَ بِئْسَ الظَّهِيرُ الرَّأْيُ الْقَصِيرُ الرَّأْيُ الْفَطِيرُ}}؛ [[مرگ انسان]] میان دو فک او قرار دارد و اندیشه و [[خرد]] سالم همراه [[بردباری]] است و [[رأی]] و اندیشه خام و کوتهاندیشی، بد پشتوانهای است. | |||
#{{متن حدیث|ثَلَاثُ خِصَالٍ تُجْلَبُ بِهَا الْمَحَبَّةَ: الْإِنْصَافُ فِي الْمُعَاشَرَةِ، وَ الْمُوَاسَاةُ فِي الشِّدَّةِ، وَ الِانْطِوَاعُ عَلَى قَلْبٍ سَلِيمٍ}}؛ سه [[خصلت]] [[محبت]] دیگران را جلب میکند: [[انصاف]] در [[معاشرت]]، [[همدردی]] در [[سختی]] و [[تسلیم قلب]] (اندیشه) سلیم شدن. | |||
#{{متن حدیث|النَّاسُ أَشْكَالٌ وَ {{متن قرآن|كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ}}<ref>«بگو: هر کس به فرا خور خویش کار میکند» سوره اسراء، آیه ۸۴.</ref> وَ النَّاسُ إِخْوَانٌ، فَمَنْ كَانَتْ أُخُوَّتُهُ فِي غَيْرِ ذَاتِ اللَّهِ، فَإِنَّهَا تَعُودُ عَدَاوَةً وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ}}<ref>«در آن روز دوستان دشمن یکدیگرند مگر پرهیزگاران» سوره زخرف، آیه ۶۷.</ref>}}؛ [[مردم]] گوناگون [[آفریده]] شدهاند و یکایک آنان براساس ساختار [[روحی]] و بدنی خود عمل میکنند. مردم [[برادران]] یکدیگرند و هرکس برادریاش برای [[خدا]] نباشد، این برادری به [[دشمنی]] مبدل خواهد شد. خدای در اینباره میفرماید: «در آن [[روز]] [[یاران]] -جز [[پرهیزگاران]]- بعضیشان [[دشمن]] بعضی دیگرند». | |||
#{{متن حدیث|مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبِيحاً كَانَ شَرِيكاً فِيهِ}}؛ هرکس کار [[زشتی]] را [[نیکو]] شمارد، در آن [[شریک]] خواهد بود. | |||
#{{متن حدیث|كُفْرُ النِّعْمَةِ دَاعِيَةُ الْمَقْتِ وَ مَنْ جَازَاكَ بِالشُّكْرِ فَقَدْ أَعْطَاكَ أَكْثَرَ مِمَّا أُخِذَ مِنْكَ}}؛ [[کفران نعمت]] [[خشم]] میآفریند و هرکس کار نیک تو را با [[شکر]] [[پاداش]] دهد، به [[یقین]] بیش از آنچه از تو گرفته، به تو داده است. | |||
#{{متن حدیث|لَا يُفْسِدُكَ الظَّنُّ عَلَى صَدِيقٍ وَ قَدْ أَصْلَحَكَ الْيَقِينُ لَهُ، وَ مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَ عَلَانِيَةً فَقَدْ شَانَهُ}}؛ نسبت به [[دوستی]] که [[خوشگمانی]] اش تو را نزد او شایسته گردانده، [[بدگمان]] مشو و هر کس برادرش را در [[نهان]] [[پند]] دهد، به یقین او را آراسته و بها بخشیده است و آنکه [[برادری]] را آشکارا و در انظار [[موعظه]] کند، بیتردید او را [[خوار]] و شرمنده کرده است. | |||
#{{متن حدیث|الشَّرِيفُ كُلُّ الشَّرِيفِ مَنْ شَرَّفَهُ عِلْمُهُ وَ السُّؤْدُدُ كُلُّ السُّؤْدُدِ لِمَنِ اتَّقَى اللَّهَ رَبَّهُ}}؛ [[بزرگوار]] کسی است که علمش او را بزرگی و [[شرافت]] بخشیده است و کمال مهتری از آن کسی است که تقوای خدا و پروردگارش را در پیش گیرد. | |||
#{{متن حدیث|لَا تُعَالِجُوا الْأَمْرَ قَبْلَ بُلُوغِهِ فَتَنْدَمُوا وَ لَا يَطُولَنَّ عَلَيْكُمْ الْأَمَدُ فَتَقْسُوَ قُلُوبُكُمْ، وَ ارْحَمُوا ضُعَفَاءَكُمْ، وَ اطْلُبُوا الرَّحْمَةَ مِنَ اللَّهِ بِالرَّحْمَةِ لَهُمْ}}؛ تلاش نکنید کاری را پیش از رسیدن [[وقت]] مناسب انجام دهید که از چنین اقدامی پشیمان خواهید شد، مبادا بپندارید یا بخواهید روزگارتان دراز شود که [[سنگدل]] خواهید شد و بر ضعیفانتان [[رحمت]] آورد و با [[مهرورزی]] و [[مهربانی]] با آنان، از [[خدا]] رحمتطلبید. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ أَمَّلَ فَاجِراً كَانَ أَدْنَى عُقُوبَتِهِ الْحِرْمَانَ}}؛ هرکس بر فاجری [[امید]] بندد، کمترین [[کیفری]] که خواهد دید، [[حرمان]] و نومیدی است. | |||
#{{متن حدیث|مَوْتُ الْإِنْسَانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَلِ، وَ حَيَاتُهُ بِالْبِرِّ أَكْثَرُ مِنْ حَيَاتِهِ بِالْعُمُرِ}}<ref>الفصول المهمه، ص۲۷۴- ۲۷۵.</ref>؛ [[آدمی]] بیش از آنچه با [[اجل]] رقم خورده بمیرد به وسیله [[گناه]] که مایه کوتاه شدن عمر است میمیرد و نیز [[طول عمر]] آدمی بیش از آنکه عمر طبیعی باشد، به وسیله [[نیکی]] و [[احسان]] فزونی مییابد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۱، ص ۳۲۳-۳۳۸.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||