پرش به محتوا

بنی وائل بن زید: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۳: خط ۲۳:
[[ابوقیس بن اسلت]] علاوه بر شهرتش در [[دین حنیف]]، از سران و بزرگان [[قبیله اوس]] بود که در جنگ‌های متعددی، آنان را [[فرماندهی]] کرده بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۰؛ ابن اثیر، الکامل‌، ج۱، ص۶۶۵-۶۷۵. وی در خلال همین جنگ‌ها یکی از پسرانش به نام قیس را از دست داد. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۰.)</ref>. از جمله این [[جنگ‌ها]] نبردهای جاهلی «حصین بن اسلت»<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۵.</ref>، «[[یوم]] [[البقیع]]»<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۴.</ref> و «[[فجار]] اول [[انصار]]»<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۱-۶۷۲.</ref> بود که در آن [[ابوقیس]] [[فرماندهی سپاه]] [[اوس]] را در مقابله با [[خزرجیان]] بر عهده داشت. «[[جنگ]] حصین بن اسلت» پیکاری بود بین بنی وائل بن زید و [[بنی مازن بن نجار]] از [[خزرج]] و سبب آن این بود که [[حصین بن اسلت اوسی]] وائلی با مردی از [[بنی مازن]] [[نزاع]] کرد و او را کشت و سپس نزد قبیله‌اش گریخت. یکی از مازنی‌ها به تعقیب وی پرداخت و سرانجام بدو دست یافت و خونش را ریخت. ابوقیس بن اسلت -[[برادر]] حصین- پس از اطلاع یافتن از این ماجرا، کسان خود را گرد آورد و به بنی مازن خبر داد که با ایشان سر جنگ دارد. چیزی نگذشت که [[قبایل]] [[اوس و خزرج]] با تمام مردانشان در این [[کارزار]] حاضر شدند. [[جنگی]] بسیار سخت در گرفت تا جایی که تعداد کشته‌شدگان در میان هر دو [[طایفه]] رو به فزونی نهاد. در این [[جنگ]]، هرچند [[ابوقیس]] بر کسانی که برادرش را کشته بودند، دست یافت و آنان را کشت ولی سرانجام این جنگ با [[شکست]] قبیله‌اش در مقابل [[خزرجیان]] همراه بود. وحوح -[[برادر]] ابوقیس- برادر خود را بواسطه [[شکست]] همیشگی‌اش برابر [[خزرج]] و گریزش در مقابل آنان [[سرزنش]] کرد. [[ابوقیس]] هم در پاسخ به او اشعاری سرود<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۵.</ref>.
[[ابوقیس بن اسلت]] علاوه بر شهرتش در [[دین حنیف]]، از سران و بزرگان [[قبیله اوس]] بود که در جنگ‌های متعددی، آنان را [[فرماندهی]] کرده بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۰؛ ابن اثیر، الکامل‌، ج۱، ص۶۶۵-۶۷۵. وی در خلال همین جنگ‌ها یکی از پسرانش به نام قیس را از دست داد. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۰.)</ref>. از جمله این [[جنگ‌ها]] نبردهای جاهلی «حصین بن اسلت»<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۵.</ref>، «[[یوم]] [[البقیع]]»<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۴.</ref> و «[[فجار]] اول [[انصار]]»<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۱-۶۷۲.</ref> بود که در آن [[ابوقیس]] [[فرماندهی سپاه]] [[اوس]] را در مقابله با [[خزرجیان]] بر عهده داشت. «[[جنگ]] حصین بن اسلت» پیکاری بود بین بنی وائل بن زید و [[بنی مازن بن نجار]] از [[خزرج]] و سبب آن این بود که [[حصین بن اسلت اوسی]] وائلی با مردی از [[بنی مازن]] [[نزاع]] کرد و او را کشت و سپس نزد قبیله‌اش گریخت. یکی از مازنی‌ها به تعقیب وی پرداخت و سرانجام بدو دست یافت و خونش را ریخت. ابوقیس بن اسلت -[[برادر]] حصین- پس از اطلاع یافتن از این ماجرا، کسان خود را گرد آورد و به بنی مازن خبر داد که با ایشان سر جنگ دارد. چیزی نگذشت که [[قبایل]] [[اوس و خزرج]] با تمام مردانشان در این [[کارزار]] حاضر شدند. [[جنگی]] بسیار سخت در گرفت تا جایی که تعداد کشته‌شدگان در میان هر دو [[طایفه]] رو به فزونی نهاد. در این [[جنگ]]، هرچند [[ابوقیس]] بر کسانی که برادرش را کشته بودند، دست یافت و آنان را کشت ولی سرانجام این جنگ با [[شکست]] قبیله‌اش در مقابل [[خزرجیان]] همراه بود. وحوح -[[برادر]] ابوقیس- برادر خود را بواسطه [[شکست]] همیشگی‌اش برابر [[خزرج]] و گریزش در مقابل آنان [[سرزنش]] کرد. [[ابوقیس]] هم در پاسخ به او اشعاری سرود<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۵.</ref>.


«[[یوم]] [[بقیع]]» هم از دیگر جنگ‌های [[جاهلی]] بود که بنی وائل در آن نقشی بارز داشتند. [[ابن اثیر]] (م. ۶۳۰ [[هجری]]) ضمن بر شمردن این [[جنگ]] در ذیل «جنگ [[حاطب]]»، می‌نویسد: در این [[کارزار]]، [[ابوقیس بن اسلت]] [[فرماندهی]] [[قبیله اوس]] را بر عهده داشت. او در این [[نبرد]]، مردانه به [[پیکار]] کمر بست و خود را از [[آسایش]] و [[آرامش]] دریغ داشت؛ چندان که رنگش پریده و دگرگون شده بود. وی روزی نزد [[خانواده]] خود رفت اما همسرش او را نشناخت تا این که لب به سخن گشود و او از [[کلام]] ابوقیس توانست وی را بشناسد. از این‌رو به ابوقیس گفت: از بس قیافه‌ات [[تغییر]] کرده، اگر حرف نزده بودی تو را نمی‌شناختم. ابوقیس ضمن سرودن شعری در باب این ماجرا، افراد [[اوس]] را گرد آورد و به آنان گفت: هیچ [[وقت]] نشده که فرماندهی قومی را بر عهده بگیرم و آنها شکست نخورده باشند. پس از من در گذرید و فرد دیگری را به فرماندهی خود [[انتخاب]] کنید. آنان نیز حضرالکتائب بن سماک اشهلی -پدر [[اسید بن حضیر]] [[صحابی]]- را به فرماندهی خود برگزیدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۴-۶۷۵.</ref>.
«[[یوم]] [[بقیع]]» هم از دیگر جنگ‌های [[جاهلی]] بود که بنی وائل در آن نقشی بارز داشتند. [[ابن اثیر]] (م. ۶۳۰ [[هجری]]) ضمن بر شمردن این [[جنگ]] در ذیل «جنگ [[حاطب]]»، می‌نویسد: در این [[کارزار]]، [[ابوقیس بن اسلت]] [[فرماندهی]] [[قبیله اوس]] را بر عهده داشت. او در این [[نبرد]]، مردانه به [[پیکار]] کمر بست و خود را از [[آسایش]] و [[آرامش]] دریغ داشت؛ چندان که رنگش پریده و دگرگون شده بود. وی روزی نزد [[خانواده]] خود رفت اما همسرش او را نشناخت تا این که لب به سخن گشود و او از [[کلام]] ابوقیس توانست وی را بشناسد. از این‌رو به ابوقیس گفت: از بس قیافه‌ات [[تغییر]] کرده، اگر حرف نزده بودی تو را نمی‌شناختم. ابوقیس ضمن سرودن شعری در باب این ماجرا، افراد [[اوس]] را گرد آورد و به آنان گفت: هیچ [[وقت]] نشده که فرماندهی قومی را بر عهده بگیرم و آنها شکست نخورده باشند. پس از من در گذرید و فرد دیگری را به فرماندهی خود [[انتخاب]] کنید. آنان نیز [[حضیر بن سماک اشهلی]] - پدر [[اسید بن حضیر]] [[صحابی]] - را به فرماندهی خود برگزیدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۴-۶۷۵.</ref>.
«[[فجار]] اول [[انصار]]» هم از دیگر جنگ‌های جاهلی بود که [[رجال]] بنی وائل بن زید در آن نقش‌آفرین بودند. نقل است که پس از جنگ حاطب، [[اوس و خزرج]] در صدد [[صلح]] بر آمدند و بدین قرار صلح کردند که [[اجساد]] کشته‌شدگان خود را بشمارند و هر [[قبیله]] که تعداد بیشتری از قبیله دیگر کشته بود خونبهای کسانی را که بیشتر کشته، بپردازد. در پی این سرشماری، خزرج سه نفر بیشتر از اوس کشته بود، بنابراین سه تن از افراد خود را به عنوان گروگان در پیش اوس گذاشتند تا بعد از پرداختن [[خون]] بهای آن سه کشته، آنها را از گرویی در آورند. ولی [[اوس]] [[خیانت]] کرد و آن سه نفر را کشت. با کشتن این سه تن، مردان [[خزرج]] در صدد [[انتقام]] بر آمدند و در بستان‌ها با [[قبیله اوس]] رو در رو گردیدند. [[فرماندهی]] [[قبیله خزرج]] را [[عبدالله بن ابی بن سلول]] بر عهده داشت و اوس را [[ابوقیس بن اسلت]] [[فرماندهی]] می‌کرد. [[جنگی]] بسیار سخت در گرفت چندان که نزدیک بود قبیله‌ای [[قبیله]] دیگر را از بین ببرد. این [[روز]] را از آن جهت «[[فجار]]» نامیدند که [[اوس]] آن سه گروگان را به ناحق کشته بود. «فجار» به معنای «[[گناه]] و سیاهکاری» است<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۵-۶۷۶.</ref>.
«[[فجار]] اول [[انصار]]» هم از دیگر جنگ‌های جاهلی بود که [[رجال]] بنی وائل بن زید در آن نقش‌آفرین بودند. نقل است که پس از جنگ حاطب، [[اوس و خزرج]] در صدد [[صلح]] بر آمدند و بدین قرار صلح کردند که [[اجساد]] کشته‌شدگان خود را بشمارند و هر [[قبیله]] که تعداد بیشتری از قبیله دیگر کشته بود خونبهای کسانی را که بیشتر کشته، بپردازد. در پی این سرشماری، خزرج سه نفر بیشتر از اوس کشته بود، بنابراین سه تن از افراد خود را به عنوان گروگان در پیش اوس گذاشتند تا بعد از پرداختن [[خون]] بهای آن سه کشته، آنها را از گرویی در آورند. ولی [[اوس]] [[خیانت]] کرد و آن سه نفر را کشت. با کشتن این سه تن، مردان [[خزرج]] در صدد [[انتقام]] بر آمدند و در بستان‌ها با [[قبیله اوس]] رو در رو گردیدند. [[فرماندهی]] [[قبیله خزرج]] را [[عبدالله بن ابی بن سلول]] بر عهده داشت و اوس را [[ابوقیس بن اسلت]] [[فرماندهی]] می‌کرد. [[جنگی]] بسیار سخت در گرفت چندان که نزدیک بود قبیله‌ای [[قبیله]] دیگر را از بین ببرد. این [[روز]] را از آن جهت «[[فجار]]» نامیدند که [[اوس]] آن سه گروگان را به ناحق کشته بود. «فجار» به معنای «[[گناه]] و سیاهکاری» است<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۵-۶۷۶.</ref>.


۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش