اراده الهی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
به علاوه، حکما ثابت کردهاند نحوۀ وجود امور تدریجی الوجود که به تدریجی منحصر است؛ نوعی دیگر از وجود، یعنی وجود ثابت و دفعی، بر آنها محال است. (علاوه بر آنکه، حکما ثابت کردهاند نوعی دیگر از وجود، یعنی وجود ثابت و دفعی، بر نحوۀ وجودِ امور تدریجی الوجود که به تدریجی، منحصر است، محال میباشد). پس قابلیت قابل نیز تدریج را اقتضا میکند؛ چراکه بنابر اصل حرکتِ جوهریه [[صدرالمتألهین]] شیرازی، هیچ امر ثابتی در طبیعت وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد. همه چیز در طبیعت تدریجی الوجود است و جز این نمیتواند باشد<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، علل گرایش به مادیگری، ص۱۱۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۴ ـ ۲۵.</ref> | به علاوه، حکما ثابت کردهاند نحوۀ وجود امور تدریجی الوجود که به تدریجی منحصر است؛ نوعی دیگر از وجود، یعنی وجود ثابت و دفعی، بر آنها محال است. (علاوه بر آنکه، حکما ثابت کردهاند نوعی دیگر از وجود، یعنی وجود ثابت و دفعی، بر نحوۀ وجودِ امور تدریجی الوجود که به تدریجی، منحصر است، محال میباشد). پس قابلیت قابل نیز تدریج را اقتضا میکند؛ چراکه بنابر اصل حرکتِ جوهریه [[صدرالمتألهین]] شیرازی، هیچ امر ثابتی در طبیعت وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد. همه چیز در طبیعت تدریجی الوجود است و جز این نمیتواند باشد<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، علل گرایش به مادیگری، ص۱۱۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۴ ـ ۲۵.</ref> | ||
==[[ادله]] [[اثبات]] [[اراده الهی]]== | |||
از دیرباز میان نحلههای [[کلامی]] درباره [[اراده خداوند]] [[اختلاف]] نظر وجود داشته است؛ بدین صورت که برخی از این نحلهها [[اراده]] را اگرچه یکی از [[صفات خداوند]] تلقی نموده، اما آن را صفتی زاید بر [[ذات حق]] دانستهاند و در مقابل گروههای دیگری نیز صفات زاید بر [[ذات خداوند]] را بهطور کلی و اراده زاید بر ذات خداوند را بهطور خاص [[نفی]] کرده، اقوال گروه اول را [[باطل]] شمردهاند. | |||
در این مجال بهطور مختصر دیدگاههای مختلف، تقریر و ادله آنان نقد و بررسی خواهد شد. | |||
'''دیدگاه نخست''': نفی اراده: [[واصل بن عطا]] و پیروانش معتقدند، صفات [[علم]]، [[قدرت]]، اراده و [[حیات]] از [[خداوند]] نفی میشوند<ref>شهرستانی، محمد بن عبد الکریم، الملل والنحل، ص۷۰.</ref>؛ یعنی خداوند فاقد این صفات است. | |||
بررسی: بطلان این دیدگاه بدیهی است؛ زیرا شکی نیست که اراده از [[صفات کمال]] موجودات زنده است. همچنین، بدیهی است که معطی کمال نمیتواند فاقد آن باشد، بنابراین، از آنجاکه [[خداوند متعال]] [[خالق]] همه موجودات و همه [[کمالات]] آنهاست، پس نمیتواند فاقد صفت اراده باشد<ref>اله بداشتی، علی، اراده خدا، ص۸۲.</ref>. | |||
'''دیدگاه دوم''': اثبات اراده در [[مقام]] فعل، اما به نحو حادث و بدون محل: گروهی از [[معتزله]] مانند [[ابوالهذیل علاف]]<ref>معتزلی، عبدالجبار، المغنی فی ابواب التوحید والعدل، جزء ۲/۶، ص۳.</ref>، [[ابوعلی]] و [[ابوهاشم جبائی]] و [[قاضی عبدالجبار]] چنین [[اعتقادی]] دارند؛ چنانکه [[عبدالجبار]] در توضیح این نظریه مینویسد: «[[خدای تعالی]] حقیقتاً [[مرید]] است و این صفت برای او حاصل میشود، بعد از آنکه نبود]حادث است[و اینکه او به ارادهای [[محدث]] و تازه اراده میکند و درست نیست که گفته شود، او در ذاتش یا به ارادهای قدیم مرید است. و اینکه اراده او در محل نیست»<ref>معتزلی، عبدالجبار، المغنی فی ابواب التوحید والعدل، جزء ۲/۶، ص۳.</ref>. | |||
[[شیخ طوسی]] از [[متکلمان امامیه]] نیز [[حدوث اراده الهی]] را پذیرفته و در اثبات آن مینویسد: «اکنون که ثابت شد، خدای تعالی ارادهکننده است؛ از این بیرون نیست که یا بالذات ارادهکننده است، یا به صفت [[اراده]]. اگر به صفت [[حقیقی]]، اراده کننده باشد، از آن بیرون نیست که یا صفتی معدوم است و یا صفتی موجود. اگر صفتی موجود باشد؛ از این بیرون نیست که یا در ازل، موجود بوده است، یا حادث. اگر حادث باشد؛ از این بیرون نیست که یا خود او موصوف به آن است، یا در چیز دیگر موجود است یا مستقل و لافیالمحل موجود است»<ref>طوسی، محمد بن حسن، تمهید الاصول فی علم الکلام، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref>. | |||
وی پس از [[ابطال]] [[شقوق]]، [[شق]] اخیر را ثابت میکند و مینویسد: «پس از آنکه همه اینها [[بیهوده]] گشت، به جای نمیماند جز آنکه [[خداوند]] به صفت ارادهای، [[اراده]] کننده باشد که آن صفت، حادث و مستقل و لافیالمحل باشد»<ref>طوسی، محمد بن حسن، تمهید الاصول فی علم الکلام، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> | |||
بررسی: در این دیدگاه، منظور از اراده، نفیاً و اثباتاً مشخص نشده است؛ اینکه این اراده به چه معنایی و [[تشریعی]] است یا [[تکوینی]]. | |||
'''دیدگاه سوم''': [[اثبات]] اراده در [[مقام]] [[ذات]] به عنوان صفتی قدیم و زاید بر ذات: [[ابوالحسن اشعری]] و پیروانش خداوند را [[مرید]] و این صفت [[الهی]] را صفتی موجود قدیم و [[قائم به ذات]] [زائد بر ذات] میدانند. وی مینویسد: «[[افعال]] [[حق]] دلالت میکند که [[حق تعالی]] مرید است.... و مرید را صفت، ارادت.... پس به [سبب] اراده آنچه مراد است، به همان شکل مخصوص و قدر خاص در وقتی معین ظاهر شود... اراده او یکی است و [[ازلی]] که همه مرادها از فعلهای خاص او به آن وابسته است»<ref>اله بداشتی، علی، اراده خدا، ص۸۲.</ref>. | |||
این دیدگاه، در [[حقیقت]]، دلیلی [[عقلی]] بر مدعای وی را در ضمن خود دارد. البته از دیگر [[ادله عقلی]] این نظریه نیز میتوان به دلیلی که [[سیفالدین آمدی]] آورده است، اشاره نمود چنانکه میگوید: «اگر [[صدق]] نکند که خداوند دارای اراده است، لازم میآید که از موجودات مرید ناقصتر باشد و این، محال است. چگونه متصور است که مخلوق، کاملتر از [[خالق]] باشد و خالق، ناقصتر از مخلوق؟ [[بداهت]] [[عقل]] بر رد و بطلان این مطلب [[حکم]] میکند». | |||
اینان برای [[اثبات]] ادعای خود از [[ادله نقلی]] همچون [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref> نیز استفاده کردهاند. [[اشعری]] میگوید: «دلیل دیگری که بیانگر [[مرید]] بودن [[خدا]] بر همه چیزهایی است که [[اراده]] کردن آن جایز است قول [[خدای تعالی]] است که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}} یعنی: و شما هیچ چیز را نمیخواهید، مگر اینکه خدا بخواهد»<ref>اشعری، ابوالحسن، اللمع فی الرد علی اهل الزیغ والبدع، ص۵۷.</ref>. | |||
لازم به ذکر است که بر مبنای دیدگاه [[اشاعره]]، [[قائم به ذات]] بودن [[اراده خداوند]] همچون دیگر صفات او به معنای زاید بودن آن بر [[ذات]] است، یعنی اشاعره به اراده زاید بر [[ذات خداوند]] [[اعتقاد]] دارند، چنانکه [[سیفالدین آمدی]] میگوید: «[[واجبالوجود]] به اراده، مرید و به [[علم]] عالم است و... اینها همه معانی وجودی [[ازلی]] زاید بر ذات هستند»<ref>اله بداشتی، علی، اراده خدا، ص۸۴.</ref>. | |||
بررسی: این دیدگاه [[باطل]] است؛ زیرا مستلزم ترکیب در ذات خداوند است؛ درحالیکه بنابر [[ادله]] [[قطعی]] [[عقلی]]، [[خداوند]] واجبالوجود و بسیط است و ترکیب در او راه ندارد. همچنین، این نظریه مستلزم آن است که خداوند در مرتبه ذات از این [[صفت کمالی]] خالی باشد و بر این اساس ذات او مرکب از [[وجدان]] و فقدان خواهد بود و جهت امکانی در او راه خواهد یافت؛ درحالیکه خداوند، واجبالوجود من جمیعالجهات است و هیچ جهت امکانی در او راه ندارد<ref>آمدی، سیف الدین، غایة المرام فی علم الکلام، ص۳۶.</ref>. | |||
'''دیدگاه چهارم''': [[نفی]] اراده زائد بر [[ذات الهی]]: [[متکلمان]] و [[فلاسفه]] [[امامیه]] اراده زاید بر ذات الهی را نفی نمودهاند، اما در اینکه آیا اراده خداوند تنها از [[مقام]] فعل انتزاع میشود یا در مقام ذات نیز میتوان آن را [[اثبات]] نمود اختلافنظر دارند که دیدگاههای آنان را میتوان به صورت زیر بیان کرد: | |||
#برخی [[متکلمان امامیه]] مانند [[شیخ مفید]] و [[شیخ طوسی]] اراده را از [[صفات فعل]] میدانند؛ البته شیخ مفید [[اراده خدا]] را نسبت به افعالش، عین فعلش و اراده او را نسبت به [[افعال]] [[بندگان]]، امر او به فعل میداند، اما شیخ طوسی اراده خدا را امری حادث و بدون محل میداند. همچنین، [[شیخ مفید]] [[معتقد]] است، [[مرید]] بودن [[خدا]] تنها با [[ادله نقلی]] قابل [[اثبات]] است، اما [[شیخ طوسی]] بر آن [[دلیل عقلی]] اقامه مینماید<ref>مفید، محمد بن نعمان، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۱۲؛ طوسی، محمد بن حسن، تمهید الاصول فی علم الکلام، ص۱۱۹-۱۱۸.</ref>. [[خواجه نصیرالدین طوسی]] و [[تابعان]] او پس از پذیرش دیدگاه مذکور در [[اثبات]] آن دو دلیل آوردهاند: | |||
##تخصیص بعضالممکنات فی الایجاد: یعنی همه ممکنات، ایجادشان به لحاظ [[علم]] و [[قدرت خداوند]] یکسان است، اما اینکه بعضی از ممکنات تخصیص به ایجاد یافتهاند، نشان دهنده این است که امری غیر از علم و [[قدرت]] به آنها تعلق گرفته است که همان [[اراده الهی]] است<ref>لاهیجی، عبدالرزاق، شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام خواجه نصیرالدین طوسی، ص۵۵۰؛ حلی، حسن بن یوسف مطهر، شرح باب حادی عشر، ص۱۷.</ref>. | |||
##هر ممکنی در [[وقت]] خاص خودش موجود شده است، درحالیکه همه زمانها نزد [[خدا]] یکسان هستند و تعلق [[اراده خدا]] به ایجاد آن ممکن در آن وقت خاص دلیل بر این است که [[خداوند]] علاوه بر علم و قدرت دارای [[اراده]] است<ref>لاهیجی، عبدالرزاق، شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام خواجه نصیرالدین طوسی، ص۵۵۰؛ حلی، حسن بن یوسف مطهر، شرح باب حادی عشر، ص۱۷.</ref>. | |||
# [[فارابی]] و ابنسینا معتقدند، همانگونه که در مراتب وجود باید وجودی مستقل بالذات داشته باشیم، تا این وجود در غیر آن مرتبه به نحو غیر مستقل تحقق داشته باشد، در اراده نیز باید ارادهای ذاتی داشته باشیم تا اراده غیرذاتی در غیر [[واجب الوجود بالذات]] محقق باشد<ref>ابن سینا، التعلیقات، ص۵۲؛ شیرازی، صدرالدین، الاسفار الاربعه، ج۶، ص۱۲۴.</ref>. همچنین، ابنسینا درباره عدم زیادت اراده الهی بر ذاتش مینویسد: «شایسته نیست [[ذات]] [[واجبالوجود]]، حامل اراده یا قدرتی غیر از [[هویت]] وجودی [[واجب]] باشد، یا دارای قوای مختلف باشد که هویت وجودیشان غیر از هویت ذات مجرد او باشد؛ زیرا آن [[قوه]] اگر واجبالوجود باشد لازم میآید واجبالوجود، دوتا باشد و اگر ممکنالوجود باشد، لازم میآید واجبالوجود از جهتی ممکنالوجود باشد و [[برهان]] واجبالوجود، واجب من جمیع الجهات این را [[باطل]] میکند»<ref>ابن سینا، المبدا و المعاد، ص۲۱.</ref> وی همچنین [[اراده]] متجدده را از [[ذات الهی]] [[نفی]] مینماید<ref>ابن سینا، اشارات و تنبیهات، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | |||
[[شیخ اشراق]] نیز در [[اثبات]] [[اراده]] ذاتی و [[نفی]] اراده زاید بر [[ذات]] و نیز نفی اراده متجدده از [[ذات خداوند]] با ابنسینا و [[فارابی]] هم [[عقیده]] است<ref>سهروردی، شهاب الدین، مجموعه مصنفات، رساله فی اعتقاد الحکماء، ص۲۶۶.</ref>. | |||
صدرالمتالهین، بنیانگذار [[حکمت متعالیه]] نیز به [[اراده الهی]] به عنوان صفتی عین ذات و عین سایر صفات و [[ازلی]] و قدیم بودن آن [[معتقد]] است؛ چنانکه میگوید: «هر یک از افراد وجود و [[کمالات]] موجود از آن جهت که موجود است باید به مرتبهای که وجودش [[قائم به ذات]] است، ختم شود؛ این قاعده در همه [[صفات کمال]] جاری است و ضروری است که همه اینها [[واجبالوجود]] و [[متحد]] به یک وجود باشند؛ چون تعدد [[واجب]]، محال است»<ref>شیرازی، صدرالدین، الاسفار الاربعه، ج۶، ص۱۳۵.</ref> بر این اساس، اراده الهی از نظر وی، واجبالوجود و موجود به وجود ذات [[خداوند سبحان]] و همچنین عین ذات اوست. | |||
[[علامه طباطبائی]] دیدگاه حکمای قبل از خود را [[باطل]] شمرده و اراده ذاتی [[الهی]] را نفی نموده و معتقد است، [[اراده خداوند]] تنها در [[مقام]] فعل قابل اثبات است و در [[حقیقت]]، منتزع از مقام فعل است؛ چنانکه میگوید: «ارادهای که به [[خدای تعالی]] نسبت داده میشود، منتزع از مقام فعل است؛ یا از نفس فعلی که در خارج تحقق یافته و یا از حضور علت تامه فعل؛ چنانکه وقتی دیده میشود، فاعلی همه وسایل و اسباب انجام فعل را فراهم کرده تا آن را انجام دهد، گفته میشود، میخواهد آن کار را انجام دهد [اراده انجام آن کار را کرده است]»<ref>طباطبائی، سید محمد حسین، نهایة الحکمه، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ادله اثبات اراده الهی (مقاله)|مقاله «ادله اثبات اراده الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲.</ref> | |||
==دیدگاه مختار== | |||
قول [[حق]]، آن است که اراده صفتی وجودی و از اوصاف کمال موجود بما هو موجود است و از آنجاکه [[خداوند متعال]] در بالاترین مرتبه وجود قرار دارد و موجود به حقیقت وجود است، پس متصف به حقیقت اراده است<ref>اله بداشتی، علی، اراده خدا، ص۸۴ و ۸۵.</ref>. این مدعا هم با [[ادله عقلی]] قابل [[اثبات]] است و هم با [[ادله نقلی]].<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ادله اثبات اراده الهی (مقاله)|مقاله «ادله اثبات اراده الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۶.</ref> | |||
===[[دلیل عقلی]]=== | |||
چون [[خداوند]] [[واجبالوجود]] من جمیعالجهات و [[حقیقت]] بسیط است، پس: | |||
اولاً: در هیچ صفت کمال نباید محتاج غیر باشد و از آنجاکه [[اراده]] از صفت کمال موجودات است، پس لازم است که [[خداوند]] در [[مرید]] بودنش محتاج به غیر نباشد و به نفس [[ذات]] خود مرید باشد، وگرنه [[واجب]] من جمیع الجهات نخواهد بود. | |||
ثانیاً: مرید بودن [[خدا]] باید عین موجود بودن او باشد و نه امری زاید بر ذات؛ زیرا ثابت شده است که خداوند حقیقتی بسیط است؛ بنابراین پذیرش صفت یا معنایی زاید بر ذات او چنانکه ذکر شد، مستلزم ترکیب در ذات است که با بساطت ذاتی خداوند در تضاد و تناقض است. | |||
دلیل دیگر اینکه، هر [[کمال وجودی]] که در [[مخلوقات]] است، از [[فیض]] و [[افاضه]] مبدأ اول است و از آنجا که معطی شیء نمیتواند فاقد آن باشد؛ پس هر کمالی در عالم موجودات، حاکی از کمالی در [[ذات الهی]] است. | |||
همچنین، آنچه که از [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، ابنسینا و صدرالمتالهین نقل گردید، مؤید و شاهدی بر این مدعاست.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ادله اثبات اراده الهی (مقاله)|مقاله «ادله اثبات اراده الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۶.</ref> | |||
===[[دلیل نقلی]]=== | |||
در [[قرآن کریم]] آمده است که: | |||
{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ}}<ref>«و چون خداوند برای گروهی بلایی بخواهد بازگشتی ندارد» سوره رعد، آیه ۱۱.</ref>. | |||
و نیز: | |||
{{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«[[فرمان]] او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» [[سوره یس]]، [[آیه]] ۸۲.</ref>. | |||
در [[کلام]] [[معصومین]] نیز [[اراده الهی]] امری مفروض انگاشته شده است؛ چنانکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در خطابهای به نقل از [[خدای سبحان]] فرمود: «ای فرزند [[آدم]]... به [[اراده]] من است که آنچه میخواهی، برای خودت اراده میکنی»<ref>صدوق، محمد بن علی بن بابویه، کتاب التوحید، ص۲۴۹.</ref>. همچنین علی{{ع}} فرمود: «خداوند، مرید است، بدون اینکه محتاج [[عزم]] قبل از فعل باشد»<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۹.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ادله اثبات اراده الهی (مقاله)|مقاله «ادله اثبات اراده الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۸۷: | خط ۱۳۷: | ||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | # [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | ||
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[محمد حسین فصیحی|فصیحی، محمد حسین]]، [[اراده الهی (مقاله)|مقاله «اراده الهی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']] | # [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[محمد حسین فصیحی|فصیحی، محمد حسین]]، [[اراده الهی (مقاله)|مقاله «اراده الهی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']] | ||
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ادله اثبات اراده الهی (مقاله)|مقاله «ادله اثبات اراده الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||