اقتصاد در لغت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
واژه "[[اقتصاد]]" از ماده "ق ـ ص ـ د" به معنای تصمیمگیری و [[اراده]] به انجام کاری بوده<ref>التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹، "قصد".</ref> و در معانی مرتبط دیگری چون [[عدل]] و [[میانهروی]]، [[حد وسط]] میان [[اسراف]] و تقتیر، [[استقامت]] و [[پایداری]] در مسیر نیز بهکار رفته است<ref>الصحاح، ج۲، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵؛ لسانالعرب، ج۱۱، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۲؛ التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]]، ص ۳۷۳.</ref> | واژه "[[اقتصاد]]" از ماده "ق ـ ص ـ د" به معنای تصمیمگیری و [[اراده]] به انجام کاری بوده<ref>التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹، "قصد".</ref> و در معانی مرتبط دیگری چون [[عدل]] و [[میانهروی]]، [[حد وسط]] میان [[اسراف]] و تقتیر، [[استقامت]] و [[پایداری]] در مسیر نیز بهکار رفته است<ref>الصحاح، ج۲، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵؛ لسانالعرب، ج۱۱، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۲؛ التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]]، ص ۳۷۳.</ref> همانگونهکه واژه «[[جود]]» میانۀ [[اسراف]] و [[بخل]] شمرده میشود یا واژه «[[شجاعت]]» که حد وسطِ تهوّر و [[ترس]] است<ref>حسین بن محمد راغب، المفردات فی غریب القرآن، واژه «قصد».</ref>. آیۀ {{متن قرآن|وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ}}<ref>«و در راه رفتنت میانهرو باش» سوره لقمان، آیه ۱۹.</ref>: «در رفتارت [[معتدل]] باش» و برخی [[آیات]] دیگر<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}} «و چون موجی سایهبانآسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشتهاند میخوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانهرو هستند و نشانههای ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمیکند» سوره لقمان، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}} «سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیدهایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانهرو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref>، همچنین سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دربارۀ [[سیرۀ پیامبر]]{{صل}} که فرمود {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ}}: «سیرۀ او [[میانهروی]] است»<ref>نهجالبلاغه، خطبة ۹۴.</ref> به همین معنا اشاره دارد<ref>ر.ک: حسین بن محمد راغب، المفردات فی غریب القرآن، واژه «قصد».</ref>. | ||
اگر این واژه با قید «[[نفقه]]» همراه باشد، معنای آن، [[مصرف]] بهاندازه است که در آن بخل و اسرافی نیست<ref>سلیمان بن احمد لخمی طبرانی، المعجم الاوسط، واژه «قصد».</ref> و [[قرآن]] از آن، به حالت [[اعتدال]] میانِ خسّتورزی و [[زیادهروی]] ([[اسراف]]) تعبیر میکند<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا}} «و آنان که چون [[بخشش]] کنند نه گزافکاری میکنند و نه تنگ میگیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است» [[سوره فرقان]]، [[آیه]] ۶۷.</ref>. بر این اساس میتوان واژه [[اقتصاد]] را به لحاظ مصدری به معانی زیر تعریف کرد: ۱. میانه نگاهداشتن؛ ۲. میانجیشدن؛ ۳. بهاندازه خرجکردن؛ ۴. [[تعادل]] دخل و [[خرج]] را حفظکردن. به لحاظ معنای اسم مصدری هم به این معانی آمده است: ۱. میانکاری؛ ۲. [[میانهروی]] در هر کار. | |||
در اصطلاح [[علم اقتصاد]]<ref>Economising.</ref>، این واژه از کلمه | در اصطلاح [[علم اقتصاد]]<ref>Economising.</ref>، این واژه از کلمه یونانی «Oikia» به معنای [[خانه]] و «Nomos» به معنای قواعد گرفته شده که ترکیب آنها به معنای «[[مدیریت خانه]]» بر اساس آن قواعد است. این واژه بهتدریج در کاربردش بُعد خاصی ـ نه قسم خاصی ـ از [[رفتارها]] و روابط [[مردم]] را مورد توجه قرار داده که بر اساس محاسبۀ [[هزینه]] و فایده و به منظور تأمین معاش و دستیابی به بیشترین رضایتمندی از منابع محدود انجام میگیرد<ref>توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۱۹؛ جک هاروی، اقتصاد جدید، ص۳۲.</ref>؛ البته این رفتارها و روابط در محوریت منابع [[اقتصادی]] ـ یعنی مجموع داراییهای طبیعی و غیرطبیعی فردی یا ملتی ـ انجام میپذیرد<ref>ر.ک: مجید رضایی دوانی و محمود متوسلی، «ترابط فقه، حقوق و اقتصاد اسلامی»، ص۲۷- ۲۸.</ref>. به دیگرسخن علم اقتصاد<ref>Economising.</ref> یکی از رشتههای [[علوم اجتماعی]] است که چگونگی «عمل مردم» در [[امور مالی]] را مورد مطالعه قرار میدهد<ref>جک هاروی، اقتصاد جدید، صص۲۶ و ۳۲.</ref> و درباره کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج، چگونگی [[روابط مالی]] افراد [[جامعه]] با یکدیگر، اصول و [[قوانین]] [[حاکم]] بر امور مذکور و ابزار اجرایی مورد نیاز آن به اقتضای [[زمان]] و مکان بحث میکند که با واژه اقتصاد تفاوت دارد. | ||
از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی بر میآید که رعایت [[تعادل]] و داشتن روش معقول و میانه در امور [[زندگی]] معنای اصلی این واژه است؛ همانگونهکه [[آیات]] یادشده بر این نکته دلالت دارند. این معنا در امور مالیِ [[زندگی]] غلبۀ کاربردی دارد؛ چنانکه آیۀ ۲۹ سورۀ اسراء<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا}} «و (هنگام [[بخشش]]) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که [[نکوهیده]] دریغ خورده فرو [[مانی]]» [[سوره اسراء]]، [[آیه]] ۲۹.</ref> و [[روایات]] پیش رو گواهِ این مطلباند. از [[رسول خدا]]{{صل}} با | از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی بر میآید که رعایت [[تعادل]] و داشتن روش معقول و میانه در امور [[زندگی]] معنای اصلی این واژه است؛ همانگونهکه [[آیات]] یادشده بر این نکته دلالت دارند. این معنا در امور مالیِ [[زندگی]] غلبۀ کاربردی دارد؛ چنانکه آیۀ ۲۹ سورۀ اسراء<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا}} «و (هنگام [[بخشش]]) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که [[نکوهیده]] دریغ خورده فرو [[مانی]]» [[سوره اسراء]]، [[آیه]] ۲۹.</ref> و [[روایات]] پیش رو گواهِ این مطلباند. از [[رسول خدا]]{{صل}} با سند معتبر<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۸، ص۲۴۶، سند روایت: «حسن کالصحیح».</ref> نقل شده است هر کس در [[معیشت]] خود [[میانهروی]] کند، [[خدا]] روزیاش دهد و کسی که [[زیادهروی]] و بریز و بپاش داشته باشد، خدا محرومش کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳۶ ({{متن حدیث|قَالَ:... مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ...}}).</ref>. این سخن کنایه از آن است که میانهروی در [[مسائل مالی]]، [[توسعه]] زندگی را در پی دارد؛ چنانکه مضمون [[روایت]] دیگر از آن گرامی این است که میانهروی در معیشت، بینیازی را در پی دارد<ref>ورام بن ابیفراس المالکی الاشتری، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج۱، ص۱۶۷، ح۱۰ ({{متن حدیث|قَالَ{{صل}}: مَنِ اقْتَصَدَ أَغْنَاهُ اللَّهُ}}).</ref>. از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز آمده است هر کس میانهروی پیشه کند، هرگز نابود نشود<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۴۳، ش۷۸۷۵ ({{متن حدیث|لَنْ يَهْلِكَ مَنِ اقْتَصَدَ}}).</ref>. در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} میانهرویِ همراه با [[قناعت]]، موجب بقا و [[پایداری]] [[نعمت]] دانسته شده است؛ به همان اندازه که زیادهروی و [[اسراف]]، موجب [[محرومیت]] از آن شمرده شده است<ref>ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۴۰۳، ح۲۳۳ ({{متن حدیث|مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ وَ مَنْ بَذَّرَ وَ أَسْرَفَ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ}}). دو روایت نقل شده از مجموعه ورام و تحف العقول سند ندارند، ولی به لحاظ محتوا با روایت معتبر یادشده الکافی هماهنگ هستند و روایات فراوانی هم به این مضمون در منابع روایی آمده که موجب علم اجمالی به صحت محتوای آن دو است.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||