پرش به محتوا

بحث:ایمان در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۷۳: خط ۲۷۳:
#'''[[روزی نیکو]]:''' [[قرآن]] می‌فرماید: "آنان که [[ایمان]] آوردند و [[هجرت]] کردند و به [[راه خدا]] به [[جهاد]] برخاستند و... [[روزی نیکو]] از آنِ آنان است"<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}؛ سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>.
#'''[[روزی نیکو]]:''' [[قرآن]] می‌فرماید: "آنان که [[ایمان]] آوردند و [[هجرت]] کردند و به [[راه خدا]] به [[جهاد]] برخاستند و... [[روزی نیکو]] از آنِ آنان است"<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}؛ سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>.
#'''[[لذت پیوسته]]:''' [[قرآن]] می‌فرماید: "ای [[پیامبر]] ما! به آنان که [[ایمان]] آورده و [[اعمال شایسته]] انجام داده‌اند، [[بشارت]] ده که برایشان باغ‌هایی است که در آنها نهرها جاری است. هر گاه از میوه‌های آن روزی خورند، گویند: پیش از این در [[دنیا]]، از چنین میوه‌هایی برخوردار شده بودیم، که این میوه‌ها شبیه به یکدیگرند. و نیز در آنجا همسرانی [[پاکیزه]] دارند و در آنجا جاودانه باشند"<ref>{{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ }}؛ سوره بقره، آیه ۲۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 34-35.</ref>.
#'''[[لذت پیوسته]]:''' [[قرآن]] می‌فرماید: "ای [[پیامبر]] ما! به آنان که [[ایمان]] آورده و [[اعمال شایسته]] انجام داده‌اند، [[بشارت]] ده که برایشان باغ‌هایی است که در آنها نهرها جاری است. هر گاه از میوه‌های آن روزی خورند، گویند: پیش از این در [[دنیا]]، از چنین میوه‌هایی برخوردار شده بودیم، که این میوه‌ها شبیه به یکدیگرند. و نیز در آنجا همسرانی [[پاکیزه]] دارند و در آنجا جاودانه باشند"<ref>{{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ }}؛ سوره بقره، آیه ۲۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 34-35.</ref>.
==ایمان==
ایمان مصدر باب [[افعال]] از ریشه «أ م ن» به معنای ایجاد [[اطمینان]] و [[آرامش]] در [[قلب]] خویش یا دیگری است. [[تصدیق]] کردن خبر کسی بر اثر اطمینان یافتن از [[صحت]] و عدم [[کذب]] آن و [[از بین رفتن ترس]]، [[اضطراب]] و [[وحشت]] از دیگر معانی کاربردی آن<ref>ابن فارس، احمد، معجم المقاییس فی اللغه، ج۱، ص۱۳۳؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۷، «امن».</ref> و دستیابی [[انسان]] به آرامش و اطمینان با [[اعتقاد به خدا]] و تصدیق او احتمالا سبب استفاده از «[[امن]]» برای مفهوم ایمان بوده است<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۰-۱۵۱.</ref>.
مشتقات «امن» نزدیک به ۹۰۰ بار در [[قرآن]] به کار رفته<ref>ر.ک: عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ص۱۰۳-۱۱۸.</ref> که موارد فراوانی در ساختار باب «اِفعال» و با عبارت {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} است. مراد از این گروه در بیشتر موارد مسلمانان‌اند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref>، اگرچه گاهی بر [[متدینان]] [[ادیان]] دیگر مانند [[یهودیان]]<ref>{{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ * يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}} «آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند در حالی که سر به سجده دارند * به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳-۱۱۴.</ref> و [[مسیحیان]] نیز اطلاق شده است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «ای [[مؤمنان]]! از [[خداوند]] [[پروا]] کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از [[بخشایش]] خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزنده‌ای [[بخشاینده]] است» [[سوره حدید]]، [[آیه]] ۲۸.</ref>.
آیاتی را که در آنها به موضوع [[ایمان]] پرداخته شده است می‌توان در چند گروه دسته‌بندی کرد: در برخی از آنها [[ضرورت]] ایمان و نقش آن را در [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] به یاد آورده شده است<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}} «اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیده‌اند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمی‌یابند» سوره نساء، آیه ۱۷۳؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}} «آنان که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده‌اند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیده‌اند، نزد خداوند بلند پایگاه‌ترند و آنانند که رستگارند» سوره توبه، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ}} «به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در آن جانشین کرده است ببخشید؛ بنابراین از شما آن کسان که ایمان آورند و انفاق کنند پاداشی بزرگ خواهند داشت» سوره حدید، آیه ۷.</ref>؛ دسته‌ای دیگر [[ویژگی‌های مؤمنان]] را بازگو<ref>{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}} «بی‌گمان [[مؤمنان]] رستگارند * همانان که در [[نماز]] خویش فروتنند * و آنان که از یاوه رویگردانند * و آنان که دهنده زکاتند * و آنان که پاکدامنند * جز با [[همسران]] خویش یا کنیزهاشان که اینان [[نکوهیده]] نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند * و آنان که سپرده‌های نزد خویش و [[پیمان]] خود را [[پاس]] می‌دارند * و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند» [[سوره مؤمنون]]، [[آیه]] ۱-۹؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}} «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد [[خداوند]] پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود و چون [[آیات]] او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان [[توکّل]] می‌کنند * کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند * آنانند که به [[راستی]] مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایه‌ها و [[آمرزش]] و روزی [[ارجمندی]] دارند» [[سوره انفال]]، آیه ۲-۴.</ref> و در شماری به پیامدهای [[بی‌ایمانی]] پرداخته است<ref>{{متن قرآن|هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ}} «اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامه‌ای از آتش بریده‌اند، از فراز سرشان آب جوش می‌ریزند» سوره حج، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ فَأُولَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ}} «و اما کسانی را که کفر ورزیدند و آیات ما و دیدار رستخیز را دروغ شمردند در عذاب حاضر می‌گردانند» سوره روم، آیه ۱۶.</ref>. در گروهی از [[آیات]] نیز مقوّمات<ref>{{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا}} «جز آنان که [[توبه]] کنند و [[ایمان]] آورند و کاری شایسته کنند؛ که آنان به [[بهشت]] درمی‌آیند و هیچ [[ستم]] نمی‌بینند» [[سوره مریم]]، [[آیه]] ۶۰؛ {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا}} «و هر کس که کارهای شایسته کند در حالی که [[مؤمن]] باشد از هیچ ستم یا [[کاستی]] نمی‌هراسد» [[سوره طه]]، آیه ۱۱۲؛ {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}} «در (کار) [[دین]] هیچ اکراهی نیست که [[رهیافت]] از [[گمراهی]] آشکار است پس، آنکه به [[طاغوت]] [[کفر]] ورزد و به [[خداوند]] ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز [[گسستن]] ندارد و خداوند شنوای داناست» [[سوره بقره]]، آیه ۲۵۶.</ref>، متعلقات<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتاب‌های (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بی‌گمان به گمراهی ژرفی در افتاده است» سوره نساء، آیه ۱۳۶؛ {{متن قرآن|قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} «بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آورده‌ایم؛ میان هیچ‌یک از آنان فرق نمی‌نهیم و ما فرما» سوره بقره، آیه ۱۳۶.</ref>، آثار<ref>{{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}} «پس آنان که [[ایمان]] آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند [[آمرزش]] و روزی [[ارجمندی]] دارند» [[سوره حج]]، [[آیه]] ۵۰؛ {{متن قرآن|وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ}} «و آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به بوستان‌هایی در آورده می‌شوند که از بن آنها جویباران روان است، به [[اذن]] پروردگارشان در آنها جاودانند؛ درودشان در آنجا «[[سلام]]» است» [[سوره ابراهیم]]، آیه ۲۳.</ref> و موانع<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}} «اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیده‌اند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمی‌یابند» سوره نساء، آیه ۱۷۳؛ {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ}} «خداوند بر دل‌ها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بینایی‌های آنها پرده‌ای است و عذابی سترگ خواهند داشت * و برخی از مردم می‌گویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آورده‌ایم با آنکه آنان مؤمن نیستند» سوره بقره، آیه ۷-۸.</ref>ایمان آمده است. در چند جا نیز ایمان بار معنایی مثبتی ندارد بلکه به دل‌بستگی [[کافران]] به [[عقاید]] [[باطل]] خویش اشاره دارد. در این موارد، تعبیر ایمان به باطل<ref>{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «بگو: [[خداوند]]، میان من و شما [[گواه]] بس (که) آنچه را در [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] است می‌داند و آنان که به [[باطل]] [[ایمان]] آورده و به خداوند [[کفر]] ورزیده‌اند زیانکارند» [[سوره عنکبوت]]، [[آیه]] ۵۲؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ}} «آیا ندیده‌اند که ما حرمی [[امن]] پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمی‌برند) در حالی که (بیرون از [[شهر مکّه]]) [[مردم]] از پیرامونشان ربوده می‌شوند؟ پس آیا به باطل [[باور]] دارند و [[نعمت خداوند]] را [[انکار]] می‌کنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref> ذکر شده است<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۴۵۸.</ref>؛ همچنین، گاه از [[اسلام در قرآن]] به ایمان تعبیر شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «بی‌گمان از کسانی که (به اسلام) ایمان آورده‌اند و یهودیان و مسیحیان و صابئان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین باور دارند و کاری شایسته می‌کنند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۶۲.</ref>.<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۹۱؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ایمان (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۰۳.</ref>
==ماهیت ایمان==
درباره [[حقیقت]] و ماهیت ایمان سه دیدگاه قابل طرح است:
'''دیدگاه [[اشاعره]]''': ایمان نزد اشاعره عبارت از [[تصدیق قلبی]] است و عمل دخالتی در مفهوم آن ندارد<ref>اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ص۳۴۷؛ ابونصر سراج، اللمع، ص۷۶-۷۵؛ بدوی، عبدالرحمن، مذاهب الاسلامیین، ص۶۲۶؛ جوادی، محسن، نظریه ایمان در عرصه قرآن و کلام، ص۸۵-۱۰۴.</ref>. [[فخر رازی]]؛ [[متکلم]] معروف [[اشعری]] می‌گوید ایمان [[تصدیق]] [[رسول]] است و تمام آن چیزی که [[وحی]] بودن آن ضرورتا معلوم باشد<ref>رازی، فخرالدین، المحصل، ص۵۶۷.</ref>. [[تفتازانی]] نیز نظریه خود را چنین بیان می‌کند<ref>تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، ج۱۵، ص۱۸۱ به بعد.</ref>:
اولاً [[ایمان]] فعلی [[قلبی]] است؛ به دلیل [[آیات قرآن]] مانند: {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ}}<ref>«آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته است» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>؛
ثانیاً، این عمل قلبی [[تصدیق]]، است زیرا معنای لغوی ایمان غیر از تصدیق نیست و دست کشیدن از معنای لغوی محتاج دلیل است؛
ثالثاً. عمل در معنای ایمان [[دخالت]] است؛ چراکه در [[آیات]] بسیاری پس از خطاب به [[مؤمنان]] از آنها اعمالی چون [[روزه]]، [[قصاص]]، [[ارث]] و غیره درخواست شده است؛ در حالی که اگر این [[اعمال]] در معنای ایمان وارد بود، ذکر آنها لازم نبود.
دیدگاه [[مرجئه]]، [[ابوحنیفه]] و [[ماتریدیه]] نیز شبیه [[نظریه]] [[اشاعره]] است<ref>اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ص۲۰۰؛ جعفریان، رسول، مرجئه، تاریخ و اندیشه، ص۴۱.</ref>.
'''دیدگاه [[معتزله]]''': مسئله ایمان و [[کفر]] در [[اعتقادات]] معتزله اهمیت خاصی دارد؛ زیرا با سه مسئله اصولی این [[مکتب]] یعنی «[[وعد و وعید]]»، «[[امر به معروف و نهی از منکر]]» و «منزلة بین المنزلتین» ارتباط دارد. معتزلیان بحث ایمان و کفر را تحت عنوان «[[اسماء]] و اوصاف [[شرعی]]» مطرح کرده و معتقدند<ref>ابن حزم، الفصل فی الملل، ج۳، ص۲۳۰؛ ایزوتسو، ترشی هیکو، فهم ایمان در کلام اسلامی، فصل سوم؛ سید مرتضی، علی بن حسین، الذخیره فی علم الکلام، ص۵۳۸؛ همدانی، قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسه، ص۷۰۱ و ۷۰۷؛ اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ص۳۳۲-۳۲۹.</ref>؛ اسماء و اوصاف بر دو دسته‌اند: لغوی و شرعی و این دو نوع با هم از جهاتی [[اختلاف]] دارند، از جمله اینکه اسمای لغوی اگر مطلق به کار روند، از نظر معنا قیدی نخواهند داشت؛ درحالی‌که اسامی شرعی از ابتدا مقیدند، همانگونه که ایمان در لغت [[تصدیقی]] است که به هر چیزی می‌تواند تعلق گیرد، ولی [[مؤمن]] از نظر شرعی فقط آن کسی است که [[خدا]] و [[پیامبران]] را تصدیق کند. ایمان، کفر و [[فسق]] از اسامی شرعی هستند، با این تفاوت که [[ایمان]]، اسم [[مدح]] و [[کفر]] و [[فسق]]، اسم [[ذم]] هستند.
[[مکتب اعتزال]] [[انسان]] را موجودی [[مکلف]] و وظیفه‌مند می‌داند و [[معتقد]] است، [[عقل انسان]]، هم [[وجود خدا]] را [[درک]] می‌کند و هم [[شکر]] او را به عنوان [[منعم]] و [[اطاعت]] از امر او را به عنوان [[مولی]] بر انسان [[واجب]] می‌گرداند. اصول [[واجبات]] و [[محرمات]] [[شرعی]] ابتدا به صورت واجبات و محرمات [[عقلی]] دریافت می‌شود و آنچه [[شرع]] در این باره می‌گوید، با تأکید بر همان‌هاست و یا تفصیل جزئیات آنها. بنابراین [[ایمان]] در درجه اول [[تبعیت]] عملی از ایجاب‌های عقلی است و در درجه دوم تبعیت عملی از ایجاب‌های شرعی. پس از نظر [[معتزله]] [[حقیقت ایمان]] «عمل همراه با [[معرفت]]» است؛ عمل به همه وظیفه‌ها و تکلیف‌هایی که ابتدا [[عقل]] آنها را بر عهده انسان می‌گذارد و سپس [[پیامبران]] آنها را بیان می‌کنند.
در نظر معتزله، [[تصدیق]] وجود خدا، پیامبران، [[اوامر و نواهی الهی]] از اساسی‌ترین [[وظایف]] انسان است و هنگامی که انسان این وظایف را به‌جا آورد، [[مؤمن]] شناخته می‌شود. به عبارت دیگر، ایمان همان مؤمنانه زیستن است<ref>جوادی، محسن، نظریه ایمان در عرصه قرآن و کلام، ص۱۶۹-۱۵۹.</ref>. بر این اساس، از دیدگاه [[مکتب]] معتزله عمل در معنای ایمان [[دخالت]] جدی دارد، به گونه‌ای که تارک عمل و [[مرتکب گناه کبیره]] از جرگه [[مؤمنان]]، خارج و [[فاسق]] محسوب می‌شود.
'''دیدگاه [[شیعه]]''': [[اکثریت]] قریب به [[اتفاق]] [[اندیشمندان]] شیعه معتقدند، ماهیت ایمان را معرفت تشکیل می‌دهد<ref>جوادی، محسن، نظریه ایمان در عرصه قرآن و کلام، ص۱۳۵-۱۱۹.</ref> و [[شیخ مفید]]، [[سید مرتضی]]<ref>سید مرتضی، علی بن حسین، الذخیره فی علم الکلام، ص۵۳۶.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>شیخ طوسی، الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۲۷؛ سید مرتضی، تمهید الاصول، ص۶۴۸.</ref>، [[شهید ثانی]]<ref>شهید ثانی، حقائق الایمان، ص۸۹.</ref>، [[علامه مجلسی]]<ref>علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۶، باب ۳۰؛ همو، مرآة العقول، ج۷، ص۱۵۱.</ref>، [[علامه حلی]]<ref>علامه حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۴۲۷.</ref> و صدرالمتالهین که از جمله بزرگ‌ترین متفکران شیعه هستند، این نظر را [[تأیید]] کرده‌اند. شیخ مفید در تصحیح الاعتقاد می‌نویسد: «هیچ [[عارف به خدا]] و رسولی [[کافر]] نیست و هیچ [[جاهل]] به [[خدا]] و رسولی [[مؤمن]] نیست. اگر جایی [[کفر]] کسی بر اساس اصولی که داریم، معلوم شد، خود این مسئله به ملازمه نشان می‌دهد که او هرگز [[معرفت به خدا]] نداشته است؛ اگرچه به زبان اعتراف به وجود او کرده و اینطور نشان داده که [[عارف به خدا]] و [[رسول]] است»<ref>شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الامامیه، فقره ۶۶، ص۱۱۹؛ همو، اوائل المقالات، فقره ۶۶، ص۸۴.</ref>. همچنین، صدرالمتالهین دیدگاه خود را مبنی بر یکسانی [[ایمان]] با [[علم]] و [[تصدیق]] با استناد به مبانی زیر [[اثبات]] کرده است:
#آیاتی که از آنها برمی‌آید که محل ایمان، [[قلب]] است؛ پس ایمان مقوله‌ای غیر [[جوارحی]] است؛
#عطف [[عمل صالح]] بر ایمان در بسیاری از [[آیات]] نشان دهنده خارج بودن عمل از ماهیت ایمان است؛
#در برخی آیات، ایمان با [[معصیت]] جمع شده است؛ یعنی [[فاسق]] و [[گنهکار]] مؤمن خوانده شده‌اند و این بر عدم دخل عمل در ایمان دلالت دارد؛
#از [[آیه]] {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> برمی‌آید که ایمان امری [[قلبی]] است و اکراه‌بردار نیست؛ نه عملی خارجی که بتوان کسی را بدان مجبور کرد؛
# ایمان در لغت به معنای تصدیق است و اگر در معنای دیگری استعمال شود، با [[عربی]] بودن [[قرآن]] منافات دارد؛ مگر آن‌که نقل معنای آن [[شهرت]] داشته باشد؛
#تنها علم و [[تصدیق یقینی]] است که غیر قابل زوال و [[تغییر]] و شایسته ایمان است؛
بر همین اساس وی می‌گوید: در اینجا باید بین سه چیز فرق گذاشت: یکی، [[معارف]] و دیگری، احوال [[نفسانی]] و سومی [[اعمال]] خارجی. معارف مانند [[علم به خدا]] و رسول{{صل}}، و احوال مانند حالت [[انقطاع]] از [[دنیا]] و شوائب نفسانی و اعمال مانند [[عبادات]] و [[طاعات]] در نظر [[اهل]] ظاهر، [[معرفت]] برای عمل است در حالی که در نظر اهل [[باطن]]، عمل است که برای معرفت است وعمل فی نفسه ارزشی ندارد و احوال هم که [[قوه]] یا عدم‌هایی بی‌ارج هستند. اما [[معارف]]، اموری وجودی و از هر [[تغییر]] برکنارند، پس فایده [[اصلاح]]، عمل اصلاح [[قلب]] است و فایده اصلاح قلب، انکشاف جلال ذاتی [[حق تعالی]] و خلاصه اصل [[ایمان آوردن]] به [[خدا]] و [[رسول]] همان [[علم]] به [[الهیات]] است<ref>شیرازی، صدرالدین، تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۴۹؛ همو، الاسفار الاربعه، ج۶، ص۷.</ref>.
خلاصه آن‌که بنا بر دیدگاه [[اندیشمندان]] و [[متکلمین]]، [[شیعه]] [[ایمان]] عبارت است از [[علم]] و [[معرفت به خدا]] و رسولش و [[مؤمن]] کسی است که عقایدش [[مطابق با واقع]] باشد.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ایمان (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۰۴.</ref>
==تشکیکی‌بودن ایمان==
دیدگاه [[اشاعره]]، [[معتزله]] و شیعه در توجیه مقول به تشکیک‌بودن ایمان از جمله مباحث مهم در باب ایمان است. ماهیت ایمان در [[مکتب]] اشاعره [[تصدیق]] [[خدا]] و [[رسول]] است و چنان‌که روشن است، تصدیق، امری نیست که کاهش یا افزایش یابد و تصدیق به چیزی یا هست و یا نیست.
از سوی دیگر، [[آیات]] زیادی به وضوح بر زیادی و [[نقصان ایمان]] دلالت دارند؛ مانند:
{{متن قرآن|وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا}}<ref>«و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید» سوره انفال، آیه ۲.</ref>.
{{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref>.
علاوه بر آن‌که [[حکم عقل]] بر اینکه ایمان علی{{ع}} با ایمان یک [[مسلمان]] عادی برابر و یکسان نیست، امری بدیهی است.
'''دیدگاه اشاعره''': با این وصف اشاعره چاره‌ای جز حل این [[تعارض]] نداشتند و [[ایجی]] و [[تفتازانی]] در پاسخ به این مشکل [[معتقد]] شدند<ref>جرجانی، علی بن محمد، شرح المواقف، ج۸، ص۲۳۷؛ تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۱۲.</ref> که به دو گونه می‌توان زیاده و نقصان ایمان و تصدیق را توجیه کرد:
#اینکه بگوییم، تصدیق از مقوله کیف [[نفسانی]] است و کیف نفسانی امری قابل زیاده و نقصان است.
#اینکه بگوییم گاهی چیزی را به صورت تفصیلی تصدیق می‌کنیم و گاهی ایمان ما به گونه اجمالی است و هرچه از [[اجمال]] به طرف تفصیل پیش برویم ایمان ما کامل‌تر می‌شود.
[[فخر رازی]] و غزالی راه‌حل دیگری را پیشنهاد کردند<ref>غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، ج۱، ص۱۱۱؛ تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۱۲.</ref>؛ بدین صورت که ایمان چیزی است که قوامش تصدیق و گرویدن به [[حق]]، ولی کمال آن به [[اعمال]] [[جوانحی]] ([[قلبی]]) یا [[جوارحی]] است و چون عمل به کلی از [[ایمان]] خارج است، ممکن است منشأ [[اختلاف]] در [[مؤمنان]] و [[درجات ایمان]] باشد.
به هر حال، [[ایمان]] امری ذومراتب است؛ لذا [[اطمینان]] هم از [[مراتب ایمان]] و [[تصدیق]] است؛ چنان‌که [[یقین]] مرتبه عالی آن است اما با این فرض که یقین شرط کمال ایمان است، نه حصول آن<ref>توضیح بیشتر: ر.ک: جوادی، محسن، نظریه ایمان، ص۱۰۴-۱۰۸.</ref>.
'''دیدگاه [[معتزله]]''': معتزله نیز با طرح این نظریه که عمل جزء [[حقیقت ایمان]] است و با توجه به اینکه عمل به گونه‌ای است که در مؤمنان به صورت کاهشی و افزایشی وجود می‌یابد، [[معتقد]] به تشکیکی بودن ایمان شدند و این امر را به عنوان یکی از امتیازات دیدگاه خود در باب ماهیت ایمان برشمردند<ref>احمد بن یحیی، کتاب القلائد، ص۱۳۳.</ref>؛ چراکه طبق این دیدگاه نیازی به چاره‌جویی برای توجیه نظریه خود در راستای [[هماهنگی]] با [[آیات قرآن]] نداشتند<ref>جوادی، محسن، نظریه ایمان در عرصه قرآن و کلام، ص۱۷۹-۱۷۷.</ref>.
'''دیدگاه [[شیعیان]]''': اما بنابر نظر [[متکلمان شیعه]] چون [[حقیقت]] و ماهیت ایمان را [[معرفت]] تشکیل می‌دهد و معرفت، امری دائرمدار [[نفی]] و [[اثبات]] است، نمی‌توان گفت که ایمان مقول به تشکیک است و از آنجا که همان مشکل‌واره [[تعارض]] این دیدگاه با آیات قرآن به وجود می‌آید، [[اندیشمندان]] [[شیعه]] برای حل آن دو احتمال مطرح نمودند:
#مراد از ازدیاد ایمان، افزودن بر اصل ایمان نیست، بلکه افزایش کمال اضافی بر ایمان است؛ حقیقت ایمان [[تغییر]] نمی‌کند، بلکه اضافات خارج از ایمان یعنی [[اعمال]] مؤمنان است که کمی و زیادی دارد<ref>شهید ثانی، حقائق الإیمان، ص۱۰۳.</ref>.
# ایمان، یک اعتبار [[شرعی]] و اساس آن [[اذعان]] و [[علم]] است که تحقق این امر در افراد متفاوت خواهد بود؛ یعنی همانگونه که برخی عالم‌ترند و برخی عمل کمتری دارند، ایمان نیز در برخی بیشتر و در برخی کمتر است. بنابراین اختلاف ایمان به سبب اختلاف خصوصیات و [[ویژگی‌های مؤمنان]] است؛ یکی یقین دارد و دیگری اطمینان<ref>شبر، سید عبدالله، حق الیقین فی معرفة أصول الدین، ج۲، ص۲۳۱؛ جوادی، محسن، نظریه ایمان در عرصه قرآن و کلام، ص۱۵۵-۱۵۰.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ایمان (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۰۷.</ref>
==[[اصول ایمان]]==
یکی از مباحث مهم درباره [[ایمان]] اصول یا متعلق ایمان است. این اصول اشاره به معارفی است که برای تحقق [[ایمان]] لازم است؛ معارفی که اگر از آنها کاسته شود، ایمان را مختل می‌کند. مواردی که از دیدگاه [[قرآن]] ایمان به آنها ضروری است، عبارت‌اند از:
# [[الله]] ([[خدا]]): خدا مهم‌ترین متعلق [[ایمان در قرآن]] است. و حتی گاهی از «[[مؤمنان]]» خواسته شده است که به خدا ایمان آورند. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند ایمان بیاورید» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>.
# [[معاد]] و [[رستاخیز]]: قرآن پس از [[توحید]]، بیشترین اهمیت را به معاد و [[آخرت]] داده است، به گونه‌ای که در [[آیات]] بسیاری به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مسئله معاد مطرح شده است. {{متن قرآن|لَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}}<ref>«بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>.
# [[پیامبران]] و [[کتاب‌های آسمانی]]: اهمیت [[ایمان به پیامبران]] به گونه‌ای است که در برخی آیات در پی [[ایمان به خداوند]] ذکر شده است: {{متن قرآن|فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ..}}<ref>«پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید.».. سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>. و نیز: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ}}<ref>«و همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش، ایمان دارند» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>.
# [[فرشتگان]]: در قرآن [[اعتقاد به فرشتگان]] در کنار [[ایمان به خدا]] و [[جهان آخرت]]، لازم شمرده شده است؛ چنان‌که در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] ذکر شد.
#ما جاء به النبی: از نظر [[متکلمین]]، [[اعتقاد]] به امور مذکور و همه آنچه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به عنوان [[شریعت]] آورده است ({{عربی|مَا جَاءَ بِهِ النَّبِيُّ}}) متعلق ایمان محسوب می‌شوند و عدم پذیرش این امور ایمان شخص را با مشکل مواجه می‌کند<ref>جوادی، محسن، نظریه ایمان در عرصه قرآن و کلام، ص۲۱۰ و ۲۴۶.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ایمان (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۰۸.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ایمان (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۱٬۸۲۹

ویرایش