پرش به محتوا

هدیه در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۷۹: خط ۷۹:
رسول خدا{{صل}} نامه‌هایی را هم به [[نجاشی]] نوشت که دو نامه را توسط عمرو بن ضمری، نخستین سفیری که از [[مدینه]] بیرون رفت، فرستاد. در یکی از آن دو نامه [[رسول خدا]]{{صل}} او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرده و آیاتی از [[قرآن مجید]] را برای او نوشته بود. «نجاشی» نامه رسول خدا{{صل}} را گرفت و روی چشم گذاشت. از تخت خود فرود آمد و از روی [[فروتنی]] نشست و اسلام آورد و گفت: اگر می‌توانستم نزد وی می‌رفتم. آن‌گاه پاسخ نامه را مبنی بر [[اجابت]] دعوت و تصدیق به [[رسالت]] و اسلام آوردن بر دست «[[جعفر بن ابیطالب]]» به رسول خدا{{صل}} نوشت<ref>تاریخ پیامبر اسلام، ص۴٩۵، نامه دیگری هم که پیامبر فرستاد در همین مدرک آمده است. در اعلام الوری می‌نویسد پیامبر عمرو بن امیه را به همراه جعفر بن ابیطالب و عده‌ای دیگر فرستاد، ص۴٣-۴۶؛ الدکتور محمد، حمید الله، مجموعه الوثائق السیاسیه، القاهره، مطبعة لجنه، التألیف و الترجمه، ١٩۴١، صفحات ٢٨، ٢۶، ٢۴.</ref>. نجاشی با جواب نامه پیامبر{{صل}} هدایای زیادی برای آن حضرت فرستاد<ref>مکاتیب الرسول، ج۱، ص۱۳۰؛ الاموال ابوعبید، ص۳۰؛ جهت اطلاع بیشتر درباره نامه‌های پیامبر{{صل}} به نجاشی و جواب او و شرح حال وی به مکاتیب الرسول، ج۱، ص۱۲۱ و ۱۲۳ رجوع شود.</ref>.
رسول خدا{{صل}} نامه‌هایی را هم به [[نجاشی]] نوشت که دو نامه را توسط عمرو بن ضمری، نخستین سفیری که از [[مدینه]] بیرون رفت، فرستاد. در یکی از آن دو نامه [[رسول خدا]]{{صل}} او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرده و آیاتی از [[قرآن مجید]] را برای او نوشته بود. «نجاشی» نامه رسول خدا{{صل}} را گرفت و روی چشم گذاشت. از تخت خود فرود آمد و از روی [[فروتنی]] نشست و اسلام آورد و گفت: اگر می‌توانستم نزد وی می‌رفتم. آن‌گاه پاسخ نامه را مبنی بر [[اجابت]] دعوت و تصدیق به [[رسالت]] و اسلام آوردن بر دست «[[جعفر بن ابیطالب]]» به رسول خدا{{صل}} نوشت<ref>تاریخ پیامبر اسلام، ص۴٩۵، نامه دیگری هم که پیامبر فرستاد در همین مدرک آمده است. در اعلام الوری می‌نویسد پیامبر عمرو بن امیه را به همراه جعفر بن ابیطالب و عده‌ای دیگر فرستاد، ص۴٣-۴۶؛ الدکتور محمد، حمید الله، مجموعه الوثائق السیاسیه، القاهره، مطبعة لجنه، التألیف و الترجمه، ١٩۴١، صفحات ٢٨، ٢۶، ٢۴.</ref>. نجاشی با جواب نامه پیامبر{{صل}} هدایای زیادی برای آن حضرت فرستاد<ref>مکاتیب الرسول، ج۱، ص۱۳۰؛ الاموال ابوعبید، ص۳۰؛ جهت اطلاع بیشتر درباره نامه‌های پیامبر{{صل}} به نجاشی و جواب او و شرح حال وی به مکاتیب الرسول، ج۱، ص۱۲۱ و ۱۲۳ رجوع شود.</ref>.


هدایای نمایندگان داری‌ها<ref>داری‌ها منسوب به جد خود دارین‌ هانی بن نماره بوده‌اند.</ref> به [[پیامبر]]{{صل}} همان‌گونه که در بخش اول یادآور شدیم، هیأت‌های [[نمایندگی]] [[قبایل]] مختلف [[عرب]] برای اظهار اسلام و اعلام [[انقیاد]] قبایل خویش به حضور [[رسول اکرم]]{{صل}} شرفیاب می‌شدند و مورد [[لطف]] و [[محبت]] او قرار می‌گرفتند و آن حضرت [[هدایا]] و جوایزی به آنان عنایت می‌کرد که نمونه‌هایی از آن گذشت.
هدایای نمایندگان داری‌ها<ref>داری‌ها منسوب به جد خود دارین‌ هانی بن نماره بوده‌اند.</ref> به [[پیامبر]]{{صل}} همان‌گونه که در بخش اول یادآور شدیم، هیأت‌های نمایندگی [[قبایل]] مختلف [[عرب]] برای اظهار اسلام و اعلام [[انقیاد]] قبایل خویش به حضور [[رسول اکرم]]{{صل}} شرفیاب می‌شدند و مورد [[لطف]] و [[محبت]] او قرار می‌گرفتند و آن حضرت [[هدایا]] و جوایزی به آنان عنایت می‌کرد که نمونه‌هایی از آن گذشت.


بعضی از نمایندگان قبایل نیز بودند که وقتی خدمت آن حضرت می‌رسیدند، هدایایی برای او می‌آوردند که یک مورد از نظرتان می‌گذرد. ... هنگام بازگشت پیامبر{{صل}} از [[تبوک]]، نمایندگان داری‌ها که ده نفر بودند به حضور پیامبر{{صل}} آمدند... و همگی اسلام آوردند. یکی از آنان (هانی بن حبیب) چند اسب و لباسی زربفت [[هدیه]] داد که [[پیامبر]]{{صل}} اسب‌ها و [[لباس]] را پذیرفت، و لباس را به [[عباس بن عبدالمطلب]] بخشید. عباس گفت: این را چه کنم؟ فرمود: طلاهای آن را جدا کن و برای [[مصرف]] [[زیور]] زنانت بده یا [[خرج]] کن و پارچه دیبای آن را بفروش و قیمتش را بگیر. عباس آن را به مردی [[یهودی]] به هشت هزار درهم فروخت<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص٣۴٣.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]]، ص ۱۸۳.</ref>
بعضی از نمایندگان قبایل نیز بودند که وقتی خدمت آن حضرت می‌رسیدند، هدایایی برای او می‌آوردند که یک مورد از نظرتان می‌گذرد. ... هنگام بازگشت پیامبر{{صل}} از [[تبوک]]، نمایندگان داری‌ها که ده نفر بودند به حضور پیامبر{{صل}} آمدند... و همگی اسلام آوردند. یکی از آنان (هانی بن حبیب) چند اسب و لباسی زربفت [[هدیه]] داد که [[پیامبر]]{{صل}} اسب‌ها و [[لباس]] را پذیرفت، و لباس را به [[عباس بن عبدالمطلب]] بخشید. عباس گفت: این را چه کنم؟ فرمود: طلاهای آن را جدا کن و برای [[مصرف]] [[زیور]] زنانت بده یا [[خرج]] کن و پارچه دیبای آن را بفروش و قیمتش را بگیر. عباس آن را به مردی [[یهودی]] به هشت هزار درهم فروخت<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص٣۴٣.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]]، ص ۱۸۳.</ref>
۱۳۴٬۰۱۱

ویرایش